نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
بخش وسیعی از زبان انگلیسی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرد، را شکسپیر خلق کرده است. او اولین نویسنده‌ای بود که بعضی واژه‌ها را در زبان انگلیسی ابداع کرد. انگلیسی‌زبان‌ها کلماتی همچون «به درد سر افتادن‌»، «رسیدن روزهای خوب‌»، «سرما خوردن‌»، «شکستن یخ» و... را مدیون او هستند.
« آیا شما هم می‌توانید به عنوان یک نویسنده امکانات زبان فارسی را گسترش دهید. فراموش نکنید این کار پیش از آنکه محصول نوشتن باشد، مستلزم مطالعه و آشنایی با آثار ادبی کلاسیک فارسی است.»

معصومه حامی دوست


@Writing_lovers🔑
چرا می‌نویسیم؟!


معصومه حامی دوست


نوشتن انفجار است.
نزار قبانی

نویسندگان بزرگ، پاسخ‌های متعددی به سؤال « چرا می‌نویسم؟» داده‌اند. لازم است همه‌ی کسانی که به نوعی با نوشتن سر و کار دارند، هراز گاهی این سؤال را از خودشان بپرسند، چرا که این معنا برای هر نویسنده منحصر به فرد است و پاسخ به آن می‌تواند در لحظاتی که کار نوشتن سخت و طاقت‌فرسا می‌شود به فرد جهت بدهد.

متن زیر حاصل یکی از همین «چرا می‌نویسم؟» ها از خودم است.

می‌نویسم تا واژگانی که در شتاب روزمره‌‌ی زندگی از خاطره‌ها فراموش شده و کسی حوصله نکرده، توصیف شان کند را احیا کنم.

می‌خواهم گرد و غبار را از روی‌شان کنار بزنم، با نوشتن صیقل‌شان بدهم تا درخشش‌شان را ببینم. قصدم این است که کلماتی را که متروک رها شده‌اند و کسی به آنها توجه ندارد، بیابم. می‌کوشم کلمات جدیدی به وجود بیاورم و معناها و قوانینی جدید را خلق کنم.

نوشتن، مجموعه‌ی شگفت انگیز و بی انتهایی است که در دل زمان شکل می‌گیرد و برای تداوم خود به کوشش نویسنده نیاز دارد. لازم است تا به عنوان نویسنده، خودمان را به آن بیفزاییم، آن وقت است که می‌توانیم معناهای جدید، قوانین و دنیاهای جدید و جهانی را که از دید دیگران پنهان مانده است، کشف و آشکار کنیم.

شما چرا می‌نویسید؟ در یک صفحه بنویسید چرا نوشتن برایتان مهم است و در نوشتن به دنبال چه چیزی هستید؟!


@Writing_lovers🖌
تخیل داشتن، پیشگویی کردن است. آنچه در تخیل داریم حقیقی است، آنچه در تخیل داریم، به واقعیت خواهد پیوست. ژول ورن آخرین نویسنده ‌ی پیشگو است. آنچه او در تخیل داشت واقعیت شده است.


اوژن یونسکو


@Writing_lovers🖌
«کتابخوانی تنها راهی است که می توانیم خود را در موقعیت فردی دیگر بگذاریم.»


جویس کارول اوتس


@Writing_lovers🖌
Forwarded from هنر ناشیانه
ما روزها را با سعی در از دست ندادن چیزی به شب می رسانیم، و شب هنگام وقتی به آنچه که در طول روز اتفاق افتاده فکر می کنیم و سعی می کنیم اثر وقایع روز را در زندگی پیدا کنیم به این نتیجه می رسیم که در واقع هیچ کاری نکرده ایم. زندگی از ما جلوتر افتاده و روزی دیگر را از دست داده ایم. ما نمی توانیم آنچه را که در زندگی بیش از همه مهم است ببینیم و توانایی نشستن و کار کردن را نداریم. این کشف من نیست. همه به آن پی برده ایم. زندگی شولوخوف در خود چنین کشفی را دارد. این اساسی ترین چیزی بود که من از دیدار با او به دست آوردم. باید به طور جدی کاری را به دست بگیرم. اگر من چندتایی دیگر داستان کوتاه بنویسم، کار زیادی انجام داده ام. البته تعداد آنچه می نویسی مطرح نیست. مهم اینست که چگونه می نویسی. بله. من دارم وقت خودم را تلف می کنم. من زمانی که شولوخوف را ترک می کردم تصمیم خود را گرفتم و فکر نمی کنم آن را عوض کنم. من در زندگی خیلی چیزها را از دست داده ام و تنها الان است که دیده به حقیقت می گشایم. نزدیک پانزده سال در فیلمها بازیگری کردم. زندگی بدون برنامه در کار خلاق من خلل وارد آورد و در حالیکه انرژی خود را بیهوده صرف می کردم، مدام از شاخی به شاخ دیگر می پریدم. الان نباید نیرویم را هدر دهم. من دو سه کتاب نوشته ام و دو فیلم ساخته ام. الان دیگر به نظرم سینما را باید کنار بگذارم. باید تمام آنچه را که مرا از نوشتن باز می دارند به یکسو بگذارم. من با این مصاحبه به این دلیل موافقت کردم که این مسئله را به صورت خصوصی برای خودم نگه ندارم و خود را در قبال جامعه مسئول بدانم. من باید خود را در مقابل آینده ملزم کنم. نه، دیگر سازش بس است. من به اندازه ی کافی از کاری به کار دیگر پرداخته ام. من پشت میزم مقابل یک دسته کاغذ سفید و تمیز خواهم نشست و از هم اکنون می توانم یک رمان اصلی و چندین مجموعه داستان کوتاه را ببینم.

از گفتگوی واسیلی شوکشین با یک روزنامه نگار بلغاری به نام اسپاس پوپوف، در سال 1974.
شوکشین چند روز بعد از این گفتگو در سن 45 سالگی، و هنگام ایفای نقش در فیلمی که از روی کتابی از شولوخوف ساخته می شد، در رود ولگا، بر اثر ایست قلبی، جان باخت.
به دنبال کلیشه ها باشید

بدون تردید برای تبدیل شدن به یک نویسنده خوب باید دقت بالایی داشت، باید خوب مشاهده کرد، دایره واژگانی غنی داشت، کتابهای خوب خواند و با دقت و تمرکز بیشتری به جهان نگاه کرد.

همه این راهها بسیار ارزشمندند اما یکی از انواع مشاهده ها توجه به کلیشه هاست. دنیا و نگاه ما آدمها، پر از کلیشه های متعدد است. کلیشه هایی در مشاهده و تفکر، کلیشه های بیانی، کلیشه های استدلالی، کلیشه های دریافتی و کلیشه های واکنشی.

اولین قدم برای اینکه بتوانید به بیان تفکرات منحصر به فرد خودتان برسید، این است که فهرستی از کلیشه ها تهیه کنید. برای رویاروی با خود واقعی تان و استفاده از آن در نوشته هایتان، باید بتوانید کلیشه را شناسایی کنید و برخلاف آن از قاعده ای حرف بزنید که مخصوص و منحصر به خود شماست.

این کار حسی از رهایی به شما می دهد و کمک می کند تا از چیزهایی بنویسید که خود واقعی تان در آن حضور دارد و صرفا تقلید یا پیروی از جریانات مبتذل جامعه و کلیشه ها نیست.
قصه سندباد بحری و سلیم جواهری از قصه‌های هزار و یکشب را خواندم. عجایب و غرایبی که در این داستان ها آمده، برایم لذتبخش است. البته موجودات خیالی این قصه‌ها در کتابهای کلاسیکی مثل آثار فردوسی و نظامی و عجایب المخلوقات آمده. راوی  هم از وجود دوالپا، پرنده رخ، بوزینگان و ... چنان سخن به میان می‌آورد که انگار مخاطب از قبل با آنان آشنا است. یعنی در داستان توضیح چندانی درباره آنها نمی‌دهد. خواندن این کتاب مرا به یاد موجودات خیالی از بورخس می‌اندازد.

#شاهنامه

@Writing_lovers🖌
انسان اگر مطالعه نمی‌کرد مطمئنم که ذهنیتش نمی‌توانست بیش از ذهنیت یک کودک رشد پیدا کند. ادبیات برای تکامل انسان‌ها ضروری است و باید برای تهذیب درونی و پروش ذوق آن‌ها گام بردارد. ما چنان به وجود ادبیات خو گرفته‌ایم که اغلب آن را فراموش می‌کنیم. تصور کنید، اگر خود شما حتی یک جلد کتاب هم نخوانده بودید، اکنون چه بودید؟

چنگیز آیتماتوف


@Writing_lovers🖌
بین نویسنده ها و معلم های نویسندگی که در انستیتوی پوینتر کار می کنند، این سوال دیگر تبدیل به یک مانترا شده است. چِپ اسکنلن، با الهام از لوسیل دوپو- معم نویسندگی و ویراستار- تمرینی برای سرعت در نویسندگی را در بعضی از سیمنارهایش اجرا می کند که در آن از دانشجوهایش می خواهد ده دقیقه درباره «دسر محبوب»شان بنویسند. اولین بار که چیزی درباره این ایده شنیدم، آن را جدی نگرفتم، اما بعدتر معلوم شد که این ایده می تواند داستان های شخصی جذابی را خلق کند؛ روایت هایی که با مسیر پرپیچ و خم به درونمایه هایی از جنس تاریخ، فرهنگ، قومیت، خانواده، عشق و میراث می رسند. بیشتر نویسنده های حرفه ای می توانند در چنین زمانی حدود دویست کلمه بنویسند و به اندازه کافی به این سوال جادویی جواب بدهند.


ما از نویسنده های توی سمینار می پرسیم «داستان شما درباره چیه؟» لوده های کلاس جواب می دهند «پودینگ تاپیوکا» یا «کاپ کیک های خانم میزبان» یا «کیک آناناسی مامان بزرگم». «خب، عقل کل، داستانت دقیقا درباره چیه؟»


معمولا برای جواب دادن خیلی زود است، اما برای نویسنده مفید است که مدام به آن فکر کند. شاید وقتی نویسنده داشته به دسر محبوبش فکر می کرده،یا جایی که اولین بار آن دسر را خورده. مبادا فکر کنید این یک جور تمرین ادبی بی بو و خاصیت است، یادتان باشد که مارسل پروست، در جلد اول «در جست و جوی زمان از دست رفته»، رمانی که روایتش نتیجه فرورفتن در خاطره یک شیرینی محبوب، مادلن، بود، بیشتر از هزار صفحه داستان سرایی کرد.

رسم و راه نویسنده شدن
منبع سایت نمناک



@Writing_lovers🖌
در واقعیت پیچیده‌ترین و پرمعنی‌ترین زبان، غالبا زبان آفرینش هنری است. زبان هنرمند است که اندیشه‌ی دیگران را پیش می‌راند، می‌زاید، همچنین اوست که نگرش‌های نو و بنابراین ذهنیت نو را می‌آفریند.


اوژن یونسکو


@Writing_lovers🖌
با نوشتن روزانه یک‌صفحه، نوشتن را به عادت همیشگی خود تبدیل کنید. با مبنا قرار دادن این عادت، چیزی بیشتر از ‌یک کار معمولی انجام خواهید داد. با این کار شروع می‌کنید به فکر کردن، نوشتن متعهدانه، تخیل‌تان را به شما باز می‌گرداند و گفتگوهای ذهنی شما را جهت می‌دهد، همچنین باعث می‌شود تا عملگراتر شوید. شروع می‌کنید به دیدن چیزهایی که در زندگی روزمره از دیدتان پنهان می‌ماند. نوشتن زندگی دوم شما می‌شود و یک زندگی ماجراجویانه و مهیج را تجربه خواهید کرد.

معصومه حامی دوست


@Writing_lovers🖌
Forwarded from سرزمین کتاب‌ها (Leila)
مدّتی باران و تاریکی را گوش کردم. چه لذّتی دارد از فردای نیامده نترسیدن، گوش به باران دادن، چای درست کردن، پادشاه وقت خود بودن؛ همین طوری.
#روزها_در_راه
#شاهرخ_مسکوب

@sarzamine_ketabha
Forwarded from سرزمین کتاب‌ها (Leila)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر زندگی شما یک کتاب بود، چه عنوانی داشت؟

Gif by: spokanecountylibrary

@sarzamine_ketabha
Forwarded from Sheida Sam
سلام دوستان
من دارم برای اهدا به کتابخانه های مناطق محروم، کتاب جمع می کنم.
خودم از کتابهایی که خواندم و دلم نمی آید از آنها جدا بشوم و سالهاست دارند خاک می خورند و البته ارزش محتوایی دارند، شروع کردم.
در این شلوغی شب عید ممکن است بعضی از این کتابها جای شما را تنگ کنند و دور انداخته بشوند و بلااستفاده بمانند و در بهترین شکل تبدیل به خمیر بشوند.
حالا می شود حالت بهتری را متصور شد، همین کتابی که خواندید و از آن لذت بردید و چیزی به شما افزوده است، برای دیگران هم جایگاهی پیدا می کند و این بار که دارید کتابخانه تان را سبک می کنید، جور دیگری به کتابهایتان نگاه خواهید کرد.

لطفا
در صورت تمایل تا آخر اسفند به من پیام دهید.
و اگر کتابخانه محرومی می شناسید، معرفی کنید.

سپاس🙏

#شیدا_اسماعیلی
#نشر_شیدمهر
#کتاب_خوب_ببخشیم
#ترویج_کتابخوانی
#جهان_کتاب
#اندیشه_نو
#رشد_شخصیتی