نویسندگانی که انسان را مجبور به گشتن در پی انسان، مستقل از موقعیت اجتماعیش یا تزئینات احساسات ظاهریش میکنند، عملاً نویسندگان مفیدی هستند.
مری ولستون کرافت
@Writing_lovers🖌
مری ولستون کرافت
@Writing_lovers🖌
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
خلق کن و به اشتراک بگذار
اولین اصل زندگی خلاقانه آن است که هر آنچه را می دانی، به کار بگیری و آن را با دیگران سهیم شوی. این همچنین مهم ترین اصل یادگیری است.
اگر آنچه را می دانید تمام و کمال به کار نبرید، آن را از دست میدهید. ضرب المثلی قدیمی میگوید هر دانشی که آن را به کار نبری علیه خودت به کار میافتد.
داشتن زندگی خلاقانه مستلزم آن است تا به تکثیر خوبی بپردازی. این امر سبب میشود تا خوبی بیشتری نصیبت شود.
کسی که حرفها و هنر خوب را منتشر میکند، به مخاطبانش جان میدهد و عمل خلق را تقویت میکند، کار او ستایش کار خداست.
با به اشتراک گذاشتن مجبور میشوید تا تمامی تجربیات آموختهشده تان را به کار ببرید. این امر تاثیر مستقیمی بر افزایش عزت نفستان دارد.
همچنین وقتی کارتان را به اشتراک میگذارید بازخورد دریافت میکنید و این بازخوردها چه مثبت و چه منفی روند رشدتان را چند برابر سریعتر میکند.
پس در انزوا کار نکنید و راهی بیابید تا هنرتان را با دیگران شریک شوید. به طور مثال با دوستانتان که علاقهی مشترکی با شما دارند برنامه ای بگذارید. یا یک وبلاگ برای نوشته هایتان راه بیندازید و پیوسته آن را به روز کنید.
اولین اصل زندگی خلاقانه آن است که هر آنچه را می دانی، به کار بگیری و آن را با دیگران سهیم شوی. این همچنین مهم ترین اصل یادگیری است.
اگر آنچه را می دانید تمام و کمال به کار نبرید، آن را از دست میدهید. ضرب المثلی قدیمی میگوید هر دانشی که آن را به کار نبری علیه خودت به کار میافتد.
داشتن زندگی خلاقانه مستلزم آن است تا به تکثیر خوبی بپردازی. این امر سبب میشود تا خوبی بیشتری نصیبت شود.
کسی که حرفها و هنر خوب را منتشر میکند، به مخاطبانش جان میدهد و عمل خلق را تقویت میکند، کار او ستایش کار خداست.
با به اشتراک گذاشتن مجبور میشوید تا تمامی تجربیات آموختهشده تان را به کار ببرید. این امر تاثیر مستقیمی بر افزایش عزت نفستان دارد.
همچنین وقتی کارتان را به اشتراک میگذارید بازخورد دریافت میکنید و این بازخوردها چه مثبت و چه منفی روند رشدتان را چند برابر سریعتر میکند.
پس در انزوا کار نکنید و راهی بیابید تا هنرتان را با دیگران شریک شوید. به طور مثال با دوستانتان که علاقهی مشترکی با شما دارند برنامه ای بگذارید. یا یک وبلاگ برای نوشته هایتان راه بیندازید و پیوسته آن را به روز کنید.
تنها دلیل معقول برای خواندن هر نوشتهای این است که از آن لذت میبریم یا انتظار داریم لذت بـبریم. البته لذت انواع مختلف احساس و وجوه آنرا دربرمیگیرد، ولی اعتقاد قطعی من در مورد خـواندن بر این است که انـسان فـقط آنچه را که دوست دارد باید بخواند؛ صرفاً به این علت که آنرا میپسندد.
لئونارد استرانگ
@Writing_lovers🖌
لئونارد استرانگ
@Writing_lovers🖌
من با اندیشیدن به کتابهایی که دلم میخواست بخوانم شروع به نوشتن کردم و با خودم گفتم : بهترین وسیلهی داشتن چنین کتابهایی، این است که خود آدم، آنها را بنویسد، نه یکی، بلکه ده تا، یکی به دنبال دیگری و همه در یک کتاب.
ایتالو کالوینو
@Writing_lovers🖌
ایتالو کالوینو
@Writing_lovers🖌
در نوشتن به دنبال سؤالاتی باشید که شما را از آرامش معمول همیشگیتان دور کند. نترسید و بگذارید نوشتن شما را شگفت زده کند. ۱۵ دقیقه آزادانه بنویسید اگر کنجکاوی و پشتکار کافی داشته باشید، داستان شما، سؤال هایش را به شما نشان میدهد.
لرن هرینگ
@Writing_lovers🖌
لرن هرینگ
@Writing_lovers🖌
نویسندهها با بقیه فرق دارند ، شاعرها، مقالهنویسها و رماننویسهایی که فکر میکنند چارهای جز نوشتن ندارند، که جبر نوشتن را هم سنگ جبر اندیشیدن میدانند و با سطرهایی که روی کاغذ میآید، از بودن و هستی خودشان باخبر میشوند و اعتقاد راسخی دارند به اینکه تجربه فقط با نوشته شدن به انجام میرسد.
آرتور کریستال
📚فقط روزهایی که مینویسم
ترجمه احسان لطفی
نشر اطراف
@Writing_lovers🖌
آرتور کریستال
📚فقط روزهایی که مینویسم
ترجمه احسان لطفی
نشر اطراف
@Writing_lovers🖌
در داستان آلیس در سرزمین عجایب پادشاه میگوید: « آن لحظه را هرگز هرگز فراموش نخواهم کرد.» و ملکه بلافاصله جواب میدهد: « اما فراموش میکنی، اگر که آن را ننویسی.»
توصیه میکنم دفترچه کوچکی بخرید همیشه آن را به همراه داشته باشید تا ایدهها را بمحض اینکه به ذهنتان خطور میکنند یادداشت کنید.
هنریت کلاوسر
📚بنویس تا اتفاق بیفتد
ترجمه محمد گذرآبادی
@Writing_lovers🖌
توصیه میکنم دفترچه کوچکی بخرید همیشه آن را به همراه داشته باشید تا ایدهها را بمحض اینکه به ذهنتان خطور میکنند یادداشت کنید.
هنریت کلاوسر
📚بنویس تا اتفاق بیفتد
ترجمه محمد گذرآبادی
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش وسیعی از زبان انگلیسی که در حال حاضر مورد استفاده قرار میگیرد، را شکسپیر خلق کرده است. او اولین نویسندهای بود که بعضی واژهها را در زبان انگلیسی ابداع کرد. انگلیسیزبانها کلماتی همچون «به درد سر افتادن»، «رسیدن روزهای خوب»، «سرما خوردن»، «شکستن یخ» و... را مدیون او هستند.
« آیا شما هم میتوانید به عنوان یک نویسنده امکانات زبان فارسی را گسترش دهید. فراموش نکنید این کار پیش از آنکه محصول نوشتن باشد، مستلزم مطالعه و آشنایی با آثار ادبی کلاسیک فارسی است.»
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers🔑
« آیا شما هم میتوانید به عنوان یک نویسنده امکانات زبان فارسی را گسترش دهید. فراموش نکنید این کار پیش از آنکه محصول نوشتن باشد، مستلزم مطالعه و آشنایی با آثار ادبی کلاسیک فارسی است.»
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers🔑
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا مینویسیم؟!
✍ معصومه حامی دوست
نوشتن انفجار است.
نزار قبانی
نویسندگان بزرگ، پاسخهای متعددی به سؤال « چرا مینویسم؟» دادهاند. لازم است همهی کسانی که به نوعی با نوشتن سر و کار دارند، هراز گاهی این سؤال را از خودشان بپرسند، چرا که این معنا برای هر نویسنده منحصر به فرد است و پاسخ به آن میتواند در لحظاتی که کار نوشتن سخت و طاقتفرسا میشود به فرد جهت بدهد.
متن زیر حاصل یکی از همین «چرا مینویسم؟» ها از خودم است.
مینویسم تا واژگانی که در شتاب روزمرهی زندگی از خاطرهها فراموش شده و کسی حوصله نکرده، توصیف شان کند را احیا کنم.
میخواهم گرد و غبار را از رویشان کنار بزنم، با نوشتن صیقلشان بدهم تا درخشششان را ببینم. قصدم این است که کلماتی را که متروک رها شدهاند و کسی به آنها توجه ندارد، بیابم. میکوشم کلمات جدیدی به وجود بیاورم و معناها و قوانینی جدید را خلق کنم.
نوشتن، مجموعهی شگفت انگیز و بی انتهایی است که در دل زمان شکل میگیرد و برای تداوم خود به کوشش نویسنده نیاز دارد. لازم است تا به عنوان نویسنده، خودمان را به آن بیفزاییم، آن وقت است که میتوانیم معناهای جدید، قوانین و دنیاهای جدید و جهانی را که از دید دیگران پنهان مانده است، کشف و آشکار کنیم.
شما چرا مینویسید؟ در یک صفحه بنویسید چرا نوشتن برایتان مهم است و در نوشتن به دنبال چه چیزی هستید؟!
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
نوشتن انفجار است.
نزار قبانی
نویسندگان بزرگ، پاسخهای متعددی به سؤال « چرا مینویسم؟» دادهاند. لازم است همهی کسانی که به نوعی با نوشتن سر و کار دارند، هراز گاهی این سؤال را از خودشان بپرسند، چرا که این معنا برای هر نویسنده منحصر به فرد است و پاسخ به آن میتواند در لحظاتی که کار نوشتن سخت و طاقتفرسا میشود به فرد جهت بدهد.
متن زیر حاصل یکی از همین «چرا مینویسم؟» ها از خودم است.
مینویسم تا واژگانی که در شتاب روزمرهی زندگی از خاطرهها فراموش شده و کسی حوصله نکرده، توصیف شان کند را احیا کنم.
میخواهم گرد و غبار را از رویشان کنار بزنم، با نوشتن صیقلشان بدهم تا درخشششان را ببینم. قصدم این است که کلماتی را که متروک رها شدهاند و کسی به آنها توجه ندارد، بیابم. میکوشم کلمات جدیدی به وجود بیاورم و معناها و قوانینی جدید را خلق کنم.
نوشتن، مجموعهی شگفت انگیز و بی انتهایی است که در دل زمان شکل میگیرد و برای تداوم خود به کوشش نویسنده نیاز دارد. لازم است تا به عنوان نویسنده، خودمان را به آن بیفزاییم، آن وقت است که میتوانیم معناهای جدید، قوانین و دنیاهای جدید و جهانی را که از دید دیگران پنهان مانده است، کشف و آشکار کنیم.
شما چرا مینویسید؟ در یک صفحه بنویسید چرا نوشتن برایتان مهم است و در نوشتن به دنبال چه چیزی هستید؟!
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تخیل داشتن، پیشگویی کردن است. آنچه در تخیل داریم حقیقی است، آنچه در تخیل داریم، به واقعیت خواهد پیوست. ژول ورن آخرین نویسنده ی پیشگو است. آنچه او در تخیل داشت واقعیت شده است.
اوژن یونسکو
@Writing_lovers🖌
اوژن یونسکو
@Writing_lovers🖌
«کتابخوانی تنها راهی است که می توانیم خود را در موقعیت فردی دیگر بگذاریم.»
جویس کارول اوتس
@Writing_lovers🖌
جویس کارول اوتس
@Writing_lovers🖌
Forwarded from هنر ناشیانه
ما روزها را با سعی در از دست ندادن چیزی به شب می رسانیم، و شب هنگام وقتی به آنچه که در طول روز اتفاق افتاده فکر می کنیم و سعی می کنیم اثر وقایع روز را در زندگی پیدا کنیم به این نتیجه می رسیم که در واقع هیچ کاری نکرده ایم. زندگی از ما جلوتر افتاده و روزی دیگر را از دست داده ایم. ما نمی توانیم آنچه را که در زندگی بیش از همه مهم است ببینیم و توانایی نشستن و کار کردن را نداریم. این کشف من نیست. همه به آن پی برده ایم. زندگی شولوخوف در خود چنین کشفی را دارد. این اساسی ترین چیزی بود که من از دیدار با او به دست آوردم. باید به طور جدی کاری را به دست بگیرم. اگر من چندتایی دیگر داستان کوتاه بنویسم، کار زیادی انجام داده ام. البته تعداد آنچه می نویسی مطرح نیست. مهم اینست که چگونه می نویسی. بله. من دارم وقت خودم را تلف می کنم. من زمانی که شولوخوف را ترک می کردم تصمیم خود را گرفتم و فکر نمی کنم آن را عوض کنم. من در زندگی خیلی چیزها را از دست داده ام و تنها الان است که دیده به حقیقت می گشایم. نزدیک پانزده سال در فیلمها بازیگری کردم. زندگی بدون برنامه در کار خلاق من خلل وارد آورد و در حالیکه انرژی خود را بیهوده صرف می کردم، مدام از شاخی به شاخ دیگر می پریدم. الان نباید نیرویم را هدر دهم. من دو سه کتاب نوشته ام و دو فیلم ساخته ام. الان دیگر به نظرم سینما را باید کنار بگذارم. باید تمام آنچه را که مرا از نوشتن باز می دارند به یکسو بگذارم. من با این مصاحبه به این دلیل موافقت کردم که این مسئله را به صورت خصوصی برای خودم نگه ندارم و خود را در قبال جامعه مسئول بدانم. من باید خود را در مقابل آینده ملزم کنم. نه، دیگر سازش بس است. من به اندازه ی کافی از کاری به کار دیگر پرداخته ام. من پشت میزم مقابل یک دسته کاغذ سفید و تمیز خواهم نشست و از هم اکنون می توانم یک رمان اصلی و چندین مجموعه داستان کوتاه را ببینم.
از گفتگوی واسیلی شوکشین با یک روزنامه نگار بلغاری به نام اسپاس پوپوف، در سال 1974.
شوکشین چند روز بعد از این گفتگو در سن 45 سالگی، و هنگام ایفای نقش در فیلمی که از روی کتابی از شولوخوف ساخته می شد، در رود ولگا، بر اثر ایست قلبی، جان باخت.
از گفتگوی واسیلی شوکشین با یک روزنامه نگار بلغاری به نام اسپاس پوپوف، در سال 1974.
شوکشین چند روز بعد از این گفتگو در سن 45 سالگی، و هنگام ایفای نقش در فیلمی که از روی کتابی از شولوخوف ساخته می شد، در رود ولگا، بر اثر ایست قلبی، جان باخت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM