نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
توی تراس کوچک خانه ی قدیمی نشسته ام.
تکیه داده م به دیوار گچی و از لا به لای ستون های چوبی، باران را تماشا می کنم.
همه جا کاملا تاریک است و تنها چند چراغ آویزان از خانه های اطراف، محیط را کمی قابل دیدن کرده.
باران، ریز ریز و نرم نرمک می بارد، از سقف های شیروانی و چوبی می گذرد و روی زمین سنگی و گلی می خورد.
تنها صدایی که می شود شنید، صدای برخورد باران با سقف و زوزه ی چند سگ است که احتمالا همین اطراف در گوشه ای پناه گرفته اند.
روی زمین نشسته و پتویم را دور خود بقچه پیچ کرده ام. روبرویم یک منقل پر از ذغال های خاموش شده است که پدرم برای گرم شدنم روشن کرده بود و حالا کاملا خاکستر شده. مادر در چوبی آبی را باز می کند و یک استکان چای قند پهلو به دستم می دهد. گرمای استکان تمام سرمای رخنه کرده در وجودم را فراری می دهد.
بخار های داغ چای از روی استکان آرام آرام بلند شده و در هوا به رقص در آمده و گم می شوند.
استکان داغ خالی از چای را به صورتم می چسبانم و گرمای باقی مانده اش را با پوستم می نوشم.
اینجا هوا خوب است. یعنی زیادی خوب است. آنقدر خوب که آدم فکر و خیال های بی جا نمی کند. سردرد نمی گیرد. خوب می خوابد. خوب غذا می خورد. اینجا زمان هم به کندی می گذرد. انگار که پنج شش ساعت از بیست و چهار ساعت بیشتر است.
پتویم را محکم تر دور خودم می پیچم و به این فکر می کنم که کاش می توانستم بیشتر بمانم. و تنها. مثلا یک هفته یا یک ماه یا یک سال!
توی این مدت چه می کردم؟ شاید هر روز از درخت پرتقال توی حیاط آویزان می شدم و یک سبد پرتقال می چیدم. یا دنبال مرغابی ها می دویدم و به لانه می فرستادمشان. شاید بعضی روزها می نشستم روی نرده ی چوبی و برای هر دانه ی باران یک غزل می گفتم. یا روی هر برگ پرتقال یک داستان می نوشتم.
اینجا همه چیز زیادی خوب است. آنقدر که امروز صد صفحه کتاب کاغذی و شصت صفحه کتاب اینترنتی خوانده ام.
آیا نباید همیشه همه چیز همین قدر خوب باشد؟ آیا تنها ماندن برای مدتی خوب بودن توقع زیادیست؟
باران هم چنان می بارد و چک چک از روی سقف به زمین می افتد.
خاکسترهای توی منقل با هر باد در هوا می چرخند.


👤فاطمه محمدی


@namehayesabz
بخشی از فرایند درک‌خلاقانه‌ی داستان‌ها درک این حقیقت است که داستان‌ها در خلا به وجود نمی‌آیند بلکه ذهن انسان از تجربیات کودکی، مطالعات قبلی، فیلم‌هایی که دیده، دعوای هفته قبل، مزاحم تلفنی و به طور کلی هر چیزی که در گوشه و کنار ذهنش پنهان شده باشد برای خلق و نوشتن داستان استفاده می‌کند.

تامس سی. فاستر
📚ادبیات خوانی
نشر غنچه


@Writing_lovers🖌
به اطراف‌تان دقت کنید و شخصیت های خاص را برای داستان‌هایتان انتخاب کنید. حضور این افراد در داستان، سوژه‌ها و موقعیت‌های خوبی برای نوشتن در اختیار ما قرار می‌دهد.

داستایوسکی نویسنده ی بزرگ روس شخصیت هایی را پیدا می‌کرد که از نظر روحی و روانی با افراد دیگر تفاوت های زیادی داشتند و شخصیت هایی خاص محسوب می‌شدند. راسکولینکوف در رمان جنایت و مکافات، پرنس میشکین در رمان ابله و روگوژین و ناستازیا نمونه‌ی چنین شخصیت هایی هستند.

@Writing_lovers🔑
با نان ریزه هایی از نوشتن
یا جرعه هایی از خواندن
پر کن حفره های کوچک زندگی را
به دست آوردن اندک مایه ای از هنر
ردی هرچند نحیف از تو برجا میگذارد
که مسیر رفته را نشان میدهد
چون حلزون
که راه خانه اش را این گونه می یابد
رد تو بر جداره های زندگی
چون آثار لانه پرندگان
در لا به لای صخره ها
یا چون بازمانده آبهای باران درحفره سنگهاست
نوشتن، نوشتن، نوشتن
دویدن بر پهن دشت واژه هاست
و به آخرین برگهای مانده از درختان می ماند
که از شیدایی بهار گذر کرده میگوید
آن گاه که زندگی پیش از آخرین سفر
از تو بضاعتی میخواهد
نوشتن را برگزیدن
به رویای جاودانگی قبایل باز میگردد
که با ترسیم خطوطشان بر دیواره ی غارها
از هستی خود اثری برجای گذاشته اند
تا مگر سیلاب فراموشی را سدی باشد
زیرا هستی با زایش تازه ها
فرزندان درگذشته اش را از یاد میبرد

@abannevesht97


#آبان_طاهری #قیروکارزین #نوشتن#نویسندگی#کوهنوردی#طبیعت
نویسندگانی که انسان را مجبور به گشتن در پی انسان، مستقل از موقعیت اجتماعیش یا تزئینات احساسات ظاهریش می‌کنند، عملاً نویسندگان مفیدی هستند.


مری ولستون کرافت



@Writing_lovers🖌
خلق کن و به اشتراک بگذار


اولین اصل زندگی خلاقانه آن است که هر آنچه را می دانی، به کار بگیری و آن را با دیگران سهیم شوی. این همچنین مهم ترین اصل یادگیری است.

اگر آنچه را می دانید تمام و کمال به کار نبرید، آن را از دست می‌دهید. ضرب المثلی قدیمی می‌گوید هر دانشی که آن را به کار نبری علیه خودت به کار می‌افتد.

داشتن زندگی خلاقانه مستلزم آن است تا به تکثیر خوبی بپردازی. این امر سبب می‌شود تا خوبی بیشتری نصیبت شود.

کسی که حرف‌ها و هنر خوب را منتشر می‌کند، به مخاطبانش جان می‌دهد و عمل خلق را تقویت می‌کند، کار او ستایش کار خداست.

با به اشتراک گذاشتن مجبور می‌شوید تا تمامی تجربیات آموخته‌شده تان را به کار ببرید. این امر تاثیر مستقیمی بر افزایش عزت نفس‌تان دارد.

همچنین وقتی کارتان را به اشتراک می‌گذارید بازخورد دریافت می‌کنید و این بازخوردها چه مثبت و چه منفی روند رشدتان را چند برابر سریع‌تر می‌کند.

پس در انزوا کار نکنید و راهی بیابید تا هنرتان را با دیگران شریک شوید. به طور مثال با دوستانتان که علاقه‌ی مشترکی با شما دارند برنامه ای بگذارید. یا یک وبلاگ برای نوشته هایتان راه بیندازید و پیوسته آن را به روز کنید.
تنها دلیل معقول برای خواندن هر نوشته‌ای این است که از آن لذت می‌بریم یا انتظار داریم لذت بـبریم. البته لذت انواع مختلف احساس و وجوه آنرا دربرمی‌گیرد، ولی اعتقاد قطعی من در مورد خـواندن بر این است که انـسان فـقط آنچه را که دوست دارد باید بخواند؛ صرفاً به این علت که آنرا می‌پسندد.

لئونارد استرانگ

@Writing_lovers🖌
من با اندیشیدن به کتاب‌هایی که دلم می‌خواست بخوانم شروع به نوشتن کردم و با خودم گفتم : بهترین وسیله‌ی داشتن چنین کتاب‌هایی، این است که خود آدم، آنها را بنویسد، نه یکی، بلکه ده تا، یکی به دنبال دیگری و همه در یک کتاب.


ایتالو کالوینو


@Writing_lovers🖌
در نوشتن به دنبال سؤالاتی باشید که شما را از آرامش معمول همیشگی‌تان دور ‌کند. نترسید و بگذارید نوشتن شما را شگفت زده کند. ۱۵ دقیقه آزادانه بنویسید اگر کنجکاوی و پشتکار کافی داشته باشید، داستان شما، سؤال هایش را به شما نشان می‌دهد.

لرن هرینگ


@Writing_lovers🖌
نویسنده‌ها با بقیه فرق دارند ، شاعرها، مقاله‌نویس‌ها و رمان‌نویس‌هایی که فکر می‌کنند چاره‌ای جز نوشتن ندارند، که جبر نوشتن را هم سنگ جبر اندیشیدن می‌دانند و با سطرهایی که روی کاغذ می‌آید، از بودن و هستی خودشان باخبر می‌شوند و اعتقاد راسخی دارند به اینکه تجربه فقط با نوشته شدن به انجام می‌رسد.

آرتور کریستال
📚فقط روزهایی که می‌نویسم
ترجمه احسان لطفی
نشر اطراف


@Writing_lovers🖌
در داستان آلیس در سرزمین عجایب پادشاه می‌گوید: « آن لحظه را هرگز هرگز فراموش نخواهم کرد.» و ملکه بلافاصله جواب می‌دهد: « اما فراموش می‌کنی، اگر که آن را ننویسی.»
توصیه می‌کنم دفترچه کوچکی بخرید همیشه آن را به همراه داشته باشید تا ایده‌ها را بمحض اینکه به ذهنتان خطور می‌کنند یادداشت کنید.


هنریت کلاوسر
📚بنویس تا اتفاق بیفتد
ترجمه محمد گذرآبادی

@Writing_lovers🖌
بخش وسیعی از زبان انگلیسی که در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرد، را شکسپیر خلق کرده است. او اولین نویسنده‌ای بود که بعضی واژه‌ها را در زبان انگلیسی ابداع کرد. انگلیسی‌زبان‌ها کلماتی همچون «به درد سر افتادن‌»، «رسیدن روزهای خوب‌»، «سرما خوردن‌»، «شکستن یخ» و... را مدیون او هستند.
« آیا شما هم می‌توانید به عنوان یک نویسنده امکانات زبان فارسی را گسترش دهید. فراموش نکنید این کار پیش از آنکه محصول نوشتن باشد، مستلزم مطالعه و آشنایی با آثار ادبی کلاسیک فارسی است.»

معصومه حامی دوست


@Writing_lovers🔑
چرا می‌نویسیم؟!


معصومه حامی دوست


نوشتن انفجار است.
نزار قبانی

نویسندگان بزرگ، پاسخ‌های متعددی به سؤال « چرا می‌نویسم؟» داده‌اند. لازم است همه‌ی کسانی که به نوعی با نوشتن سر و کار دارند، هراز گاهی این سؤال را از خودشان بپرسند، چرا که این معنا برای هر نویسنده منحصر به فرد است و پاسخ به آن می‌تواند در لحظاتی که کار نوشتن سخت و طاقت‌فرسا می‌شود به فرد جهت بدهد.

متن زیر حاصل یکی از همین «چرا می‌نویسم؟» ها از خودم است.

می‌نویسم تا واژگانی که در شتاب روزمره‌‌ی زندگی از خاطره‌ها فراموش شده و کسی حوصله نکرده، توصیف شان کند را احیا کنم.

می‌خواهم گرد و غبار را از روی‌شان کنار بزنم، با نوشتن صیقل‌شان بدهم تا درخشش‌شان را ببینم. قصدم این است که کلماتی را که متروک رها شده‌اند و کسی به آنها توجه ندارد، بیابم. می‌کوشم کلمات جدیدی به وجود بیاورم و معناها و قوانینی جدید را خلق کنم.

نوشتن، مجموعه‌ی شگفت انگیز و بی انتهایی است که در دل زمان شکل می‌گیرد و برای تداوم خود به کوشش نویسنده نیاز دارد. لازم است تا به عنوان نویسنده، خودمان را به آن بیفزاییم، آن وقت است که می‌توانیم معناهای جدید، قوانین و دنیاهای جدید و جهانی را که از دید دیگران پنهان مانده است، کشف و آشکار کنیم.

شما چرا می‌نویسید؟ در یک صفحه بنویسید چرا نوشتن برایتان مهم است و در نوشتن به دنبال چه چیزی هستید؟!


@Writing_lovers🖌