نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
انضباط هرگز از راه موعظه و یا تعبیر و تفصیل اصول آن، به وجود نمی آید.

ماکارنکو


آیا برایتان پیش آمده که برای رشد شخصی تان بارها و بارها برنامه ریزی کنید، مدت کوتاهی به آن پایبند بمانید و رفته رفته برایتان کم رنگ ‌شود تا اینکه سرانجام رهایش کنید! آیا زندگی تان به زنجیره ای از این دست برنامه ریزی های بی نتیجه بدل شده است؟

من فهرستی دارم که هر شب قبل از خواب، چند دقیقه ای را به نوشتن نکات مثبت آن روزم می پردازم. اسم آن را گذاشته ام، فهرست تغییرات مثبت کوچک.
این فهرست به من یاد آوری می کند که در آن روز چه کارهای مثبتی انجام داده ام. در عین حال از آنجا که همه کارهای بزرگ با قدم های کوچک آغازمی شوند با کامل کردن این فهرست، روند پیشرفتم را به صورت عینی مشاهده می کنم. حالا این فهرست می تواند چه تأثیری در برنامه ریزی هایم داشته باشد؟

در حقیقت ثبت امور مثبت کوچک در بلند مدت اعتماد به نفس لازم را برای ترک عادات منفی ایجاد می‌کند و کمک می کند تا روی رفتارهایم کنترل بیشتری داشته باشم.

بنابراین لازم نیست برای بهبود و موفقیت به دنبال ریشه کن کردن یکباره بی برنامگی هایمان باشیم بلکه می‌توانیم با چندین عادت مبنای مثبت، از شر بر‌نامه ریزیهای بی نتیجه رها شویم‌. عادات مثبت کوچکی مثل؛

ورزش صبحگاهی، گوش دادن به موسیقی خوب، کتاب خواندن، خوردن غذاهای خوب و مفید، مراقبه، نوشتن و... کمک ‌می کند تا شما آمادگی لازم را برای تغییرات بزرگتر بدست آورید.

من نوشتن این فهرست را به عنوان عادت مبنای خود قرارداده ام. همانطور که از نام آن پیداست، نیاز به صرف وقت زیادی ندارد و کافی است تا هروز یک ربع ساعت را به آن اختصاص دهید و کم کم زمان آن را به سی دقیقه در روز برسانید. پس دست به کار شوید و یک یا چند تا از عادات مثبت کوچک را انتخاب کرده و روند کارتان را هر روز ثبت کنید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
1
شروع کردن

دوست دارم از وسواسی صحبت کنم که بیشتر مواقع در کارهای مان به چشم می‌خورد. وسوسه شروع نکردن، اغلب به این خاطر است که می‌خواهیم نشان دهیم که دارای استعداد ویژه ای هستیم و اگر یک روز کاری انجام دادیم، آن کار بسیارخوب خواهد بود.

شروع نکردن ما را از شرمندگی نجات می‌دهد باید در مقابل این وسوسه مقاومت کنیم. از اینکه بنویسیم و ببینیم مزخرف است، نهراسیم. خطر شروع ضعیف را به جان بخریم و شجاع باشیم.

فرقی نمی کند می خواهد نوشتن باشد یا هر فعالیت دیگری، اگر از شکست می‌ترسی، بدون معطلی آن را شروع کن. امیدوارم این نوشته ها شور و شوق شجاع بودن را در تو ایجاد کند تا از تجربه هایت بنویسی.

لازم نیست بدانی قرار است چه چیزی بنویسی یا بدانی نوشته هایت دارد به کجا می‌رود. مهم این است که هر روز بنویسی، ایده بی نقض، معمولا وقتی خود را به تو‌نشان می‌دهد که مقدار زیادی از آن را نوشته ای. تنها اشتیاق برای نوشتن و با دقت نگریستن است که می تواند راهی برای جاری شدن ایده‌ها باز کند.
پس شرمندگی شروع ضعیف را بپذیر. آن وقت است که می توانی آموخته ها و تجربیاتت را به کار بگیری و سرانجام‌روزی درجه یک بودن را تجربه ‌کنی.


@Writing_lovers
می‌خواهید نویسنده موفقی شوید؟ بخوانید. به همین سادگی. هر چه بیشتر بخوانید بیشتر حس کتاب‌های مورد علاقه‌تان را پیدا می‌کنید.


سایمون زلیچ

@Writing_lovers
بالاترین لذت نوشتن

همیشه از خواندن مطالب کتابها و مجلات و اصولا هر نوع خواندنی که چیزی به من یاد دهد، حس و حال خوبی داشته‌ام. یادم است در کودکی کف آشپزخانه می نشستم و ساعت‌ها به خواندن مطالب روزنامه های سبزی مشغول می‌شدم.

عکس‌ها، شعرها و مطالب روزنامه با چارچوب منضبطی که داشتند مرا شیفته‌ی خود می‌کرد. کمی که بزرگتر شدم خواندن رمان و کتاب های تخصصی رشته ادبیات جای چنین مطالعه دیوانه‌واری را گرفت.

یکی از بخش های لذت بخش هر مطالعه‌ ام فکر کردن به نویسنده خوشبخت آن کتاب‌ها بود. این فکر به تدریج اشتیاقی سوزان برای نوشتن را در من برانگیخت و باعث شد تا هر روز بخشی از وقتم را به نوشتن اختصاص دهم. نوشتن خاطرات، داستان و تحلیل کتابهایی که می خواندم یا فیلمی که می‌دیدم و موسیقی که می‌شنیدم، همچنین نوشتن از تجربیاتی عجیب و‌غریب که گاهی اوقات با آن مواجه می‌شدم برایم لذت بخش بود.

اما بالاترین لذتم در نوشتن، اوقاتی است که صرف یافتن و یا تکمیل موضوع می‌شود. یعنی زمانی که نوشته نیمه تمام مانده است و به نظر می‌رسد قرار نیست پیش برود‌. آن‌وقت است که آن را کنار می‌گذارم و بلند می‌شوم و در حالی که مشغول انجام دادن کارهای روزانه‌ام هستم، یا در حال پیاده روی و حتی زمانی که دراز کشیده‌ام به ادامه آن فکر می‌کنم.

چنین فاصله ای برای کسی که می‌نویسد ضروری است. فرصتی برای اندیشیدن و‌ مشاهده‌ای دقیق‌تر که خون تازه‌ای به زندگیمان وارد می‌کند و به ذهنمان طراوت و تازگی می‌دهد.

به نظر می‌رسد همه‌کسانی که می‌نویسند، این تجربه ناب را درک کرده‌اند. به طور مثال اکو‌ در «اعترافات رمان‌نویس جوان» درباره‌‌ی اوقاتی که نمی‌نویسد، می‌گوید:« هیچ کس نمی‌داند چه می‌کنم. حتی اعضای خانواده ام فکر می‌کنندبه کارهای مختلف مشغولم؛ ولی همیشه بر روی صید ایده‌ها، تصاویر و کلمات برای داستانم تمرکز کرده‌ام.»

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
نوشتن از زبان بزرگان

«وقتی شروع به نوشتن داستان می‌کنید، وارد دنیایی شگفت‌انگیز و خیالی می‌شوید. فکر می‌کنم دلم می‌خواست داستان نویس شوم. آماده شکست بودم. آماده بودم که قبول کنم توانایی نوشتن ندارم و آن چه می‌نویسم، مورد قبول واقع نشود.

می‌دانستم که طبیعی است هر کسی که می‌نویسد، آثارش چاپ نمی‌شود و در واقع موفقیت و عدم موفقیت 2 روی طبیعی سکه نوشتن است.

به خودم ۵ سال فرصت دادم که اگر در این ۵ سال آثارم منتشر نشد، مطمئن شوم که شرایط لازم را برای نویسنده شدن ندارم.

اما وقتی آن ۵ سال سر رسید، من تعداد زیادی مخاطب داشتم و کتاب‌های زیادی از من منتشر شده بود.»

جان آپدایک

@Writing_lovers
همیشه تصور کرده‌ام که بهشت گونه‌ای کتابخانه خواهد بود.

خورخه لوییس بورخس


@Writing_lovers
نوشتن از زبان بزرگان

«برای نوشتن وقتی چیزی به شما الهام می‌شود صبر نکنید، فوراً بنویسیدش. صبر نکنید تا زمان برای نوشتن به دست بیاورید و دوباره بخواهید آن حالِ الهام‌بخش و شکوفا را بازسازی کنید، همان‌موقع آن را بنویسید و تمامش کنید. هرگز دوباره حال‌وهوای احساس و ادراک اولیه را به دست نخواهید آورد.»

ویلیام فاکنر

@Writing_lovers
چطور مطالعات مان را کامل کنیم؟


انسان را خواندن کامل، نوشتن دقیق، تبادل رأی آماده می‌کند. فرانسیس بیکن

مطالعه فرایندی کارآمد است. مشتاقان کتاب همواره افرادی هستند که به شیوه‌ای متفاوت به جهان می‌نگرند و همراه شدن با کتابها، ما را به انسانهایی منحصر به فرد و باهوش تبدیل می‌کند.

اما چطور می‌توانیم روند مطالعات مان را تکمیل کنیم؟ می‌خواهم‌ روشی برای تجربه بهتر مطالعه به شما معرفی کنم.

_ یادداشت برداری کنید. پیشنهاد می کنم دفتری را به این کار اختصاص دهید و آنچه در روند مطالعه برایتان جذاب است را بنویسید. منظورم از یادداشت برداری رونویسی محض مطالبی که می‌خوانید نیست. بلکه یادداشت ایده‌ها و حتی سوال‌هایی است که حین مطالعه به ذهنتان می‌رسد.

معمولا در حین مطالعه بهترین ایده ها به ذهنمان می‌رسد و مطالعه وقتی کارایی مطلوب می‌یابد که همراه با تطبیق سوالات و ذهنیت مان با آموزه های کتاب باشد. نوشتن این فرصت را برای شما ایجاد می کند تا مسیر پیشروی و جریان ذهنی‌تان را ببینید و خلاقانه تر با مسایل کتاب برخورد کنید.

بنابراین دفعه بعدی که کتابی را می‌خوانید:

_نکات مهم را یادداشت کنید .

_توضیح دهید که چرا این مطلب برایتان جذاب است.

_طرح های گوناگون بریزید و ایده هایتان را بنویسید.

_اگر مطلبی را درک نمی کنید، به صورت سؤال یادداشت بردارید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
نباید مطالعه روزانه را ترک کنیم؛ زیرا بدین وسیله می توانیم از میان ازدحام شتاب آلود زندگی روزمره، لحظه ای آرامش به دست آوریم.



باربارا کینگ


@Writing_lovers
یک نویسنده‌ی خوب هیچ‌گاه نباید از کارش رضایت کامل داشته باشد.


ویلیام فاکنر

اغلب نویسندگان بزرگ در تلاش‌اند تا اثری کامل را به وجود آورند. آنان هر بار که شروع به نوشتن می کنند امیدوارند که آن اثر بزرگ را بنویسند.

ویلیام فاکنر در این باره می‌گوید: «فکر می‌کنم اگر می‌توانستم همه‌ی کارهایم را دوباره بنویسم حتماً آنها را بهتر از قبل می‌نوشتم»

یک نویسنده هر بار امیدوارانه تلاش می‌کند و باور دارد که این‌بار کارِ درست را انجام خواهد داد. در حقیقت همه‌ی آثار یک نویسنده حاشیه هایی هستند بر کتاب اصلی او که قرار است روزی آن را بنویسد.

پس این که در نوشتن رضایت کامل را تجربه نکنیم امری طبیعی است. در واقع این نارضایتی چیزی است که سبب می‌شود تا نویسندگان با تلاش بیشتر به کارشان ادامه دهند و اگر روزی به آنچه می‌خواهند برسند عملا دیگر کاری برای انجام دادن آنان باقی نخواهد ماند.

حتما حکایت نویسنده ای را شنیده‌اید که وقتی از او پرسیدند که کدامیک از آثارت بهتر است؟ جواب داد : اثر بعدی‌ام. این اشاره ای به این نوع نارضایتی نویسنده دارد . در حقیقت یک نویسنده چه حرفه ای باشد چه آماتور تا زمانی که این خصلت را دارا است توانایی نوشتن دارد. او هربار تلاش می‌کند تا بهترین اثرش را بنویسد و‌همین نارضایتی او را به یک نویسنده تمام وقت تبدیل می‌کند.

این نوعی از امیدواری و سخت گیری توأمان است که حتی نویسندگان بزرگ هم آن را تجربه کرده‌اند. بنابراین شما هم اگر از نوشته هایتان ناراضی هستید، آن را به فال نیک‌بگیرید و مانند یک نویسنده‌ی حرفه‌ای برای بهبود نوشته هایتان تلاش کنید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
1
نبوغ یا الهامی در کار نیست؛ نویسندگی نود و نه درصد استعداد، نود و نه درصد نظم، نود و نه درصد کار کردن است.

همه نویسندگان بزرگ وقتی درباره‌ی واژه نبوغ یا الهام از آنان سوال شده است منکر وجود آن شده اند.

اکو می گوید الهام اختراع نویسندگان حیله گر است تا خود را متمایز از دیگران جلوه دهند. یک نویسنده اگر به انتظار الهام بنشیند هرگز چیزی نمی نویسد.

برای رسیدن به نبوغ نویسندگی باید هر روز بنویسیم. برای این کار به تصاویر، کلمات و مختصری تجربه زیستن نیاز داریم همین و بس.

پس پشت میز کارتان بنشینید و روزانه دوهزار کلمه بنویسید. نبوغ شما باید مداومت در نوشتن باشد. برای نوشته هایتان عنوان خوبی انتخاب کنید.

می‌توانید این عنوان را از متن کارتان انتخاب کنید و یا اول عنوانی مهیج انتخاب کنید و بعد راجع به آن بنویسید.

این کار شما را به نوشتن ترغیب می‌کند و به شما برای پیدا کردن موضوعی که مورد علاقه تان است کمک می‌کند؛ در عین حال به ذهن تان نظم می‌دهد.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
بخوان ، بنویس، دوباره نویسی کن و این سه کار را تا سر حد انزجار ادامه بده و بعد باز هم کمی بیشتر.

جوگورز

@Writing_lovers
کشف نوشتن

آیا یک‌ نویسنده حرفه‌ای از زمان شروع کارش تا زمانی که کار را به پایان می‌برد، به ‌همه‌ مراحل کار آشناست؟

سخنان نویسندگان بزرگ، درباره‌ی نوشتن نشان می دهد که آنان در ابتدا به جزییات و روند امور و چگونگی شکل‌گیری آن آشنا نیستند.

آنان به کمک تصاویر و شکل های مبهم ذهنی چیزی را می‌نویسند که در ابتدا بر خودشان آشکار نیست و در فرآیند نوشتن بتدریج خود را بر آنان آشکار می کند.

در حقیقت نوشته با نوشتن کامل می‌شود. گاه بین آنچه نویسنده می‌نویسد و آنچه قرار است بنویسد، فاصله ای وجود دارد.

نویسنده از این فاصله برای کامل کردن دستنوشته و چک نویس‌هایش استفاده‌می‌کند.

تعدادی زیادی از خط خوردگی‌ها و زوائد نگارشی و اشتباهات دستوری که باید رفع و اصلاح شود.


تا آنجا که می‌توان گفت در این فاصله است که سرانجام نویسنده متن اصلی خود را کشف می‌کند.

همه اشتباهات و اشکالات در پیش نویس ها انجام می‌شود تا اینکه متن در لحظه پایانی خود را تکمیل کرده و در مقابل چشمان نویسنده آشکار می‌کند.

 در واقع این حکایت آن هنرمند بزرگ چینی است که امپراتور از او خواست تا خرچنگی برایش بکشد. هنرمند جواب داد 10 سال زمان، خانه‌ای بزرگ و 20 نوکر نیاز دارد. 10 سال گذشت و امپراتور سراغ نقاشی خرچنگ را گرفت. نقاش گفت دو سال دیگر وقت لازم دارد. بعد گفت یک هفته وقت لازم دارد. بالاخره هم مداد را برداشت و با یک حرکت در یک لحظه خرچنگ را کشید.

فاصله ای که در حین انجام این کار وجود دارد، همان زمان لازم برای کامل شدن اثر در ذهن نویسنده است که جز اصلی فرآیند نوشتن به حساب می‌آید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
راز نوشتن

من تمام داستانهای کلاسیک را خوانده‌ام. من همیشه در حال یادگیری هستم. سخت تلاش میکنم تا از موضوعاتی بنویسم که مردم میخواهند بخوانند. همیشه از خود میپرسم: »مردم از چه چیزی فرار میکنند؟« و همانها را حذف میکنم.

من ویرایشگری بیرحم هستم. داستانگویی خوبم. فقط پشت چیزی را امضا میکنم که باور دارم.

جو ویتالی

@Writing_lovers