هیچ روزی نباید بدون نوشتن سپری شود، اگر بتوانیم به یک الگوی ثابت برای خواندن و نوشتن برسیم، مسیر حرفهای شدن را با سرعت بیشتری طی میکنیم.
پلینی
@Writing_lovers🖌
پلینی
@Writing_lovers🖌
دیشب باد تندی میوزید. آنقدر دیوانه وار خودش را به در و دیوار میزد که نگرانش شده بودم. درختهای توی حیاط ، سقف و شیشههای خانه تکان میخوردند و سر و صدا میکردند. با خودم فکر کردم در « جادوگر بی نظیر شهر از» ال. فرانکباوم، باد را رکن اصلی داستانش قرار میدهد. داستان با وزیدن باد و رفتن خانه به آسمان شروع میشود. برایم جالب است که نویسنده چطور از یک پدیده طبیعی به دل قصه راه میبرد. به عوامل طبیعی دور و برم نگاهی میکنم. این جهان پر از نشانههایی است که میتواند یک نویسندهی دقیق را، به دنیای داستان برساند.کافی است کمی دقیق تر به جهان پیرامون مان نگاه کنیم.
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers🖌
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers🖌
Forwarded from طاهره شفیعی (Tahere Shafiei)
هیچ فلسفه، هیچ تحلیل، هیچ پندی را، هرچهقدر هم عمیق باشد، نمیتوان در شدت و غنای معنایی، با داستانی که بهخوبی روایت شده است قیاس کرد.
#هانا_آرنت
#داستان
@TahereShafiei
tahereshafiei.com
#هانا_آرنت
#داستان
@TahereShafiei
tahereshafiei.com
یکی دوماه پیش خوابی دیدم که به وضوح در خاطرم مانده است( آخر معمولا رؤیاهایم را فراموش میکنم) خواب دیدم مرده ام و به بهشت رفتهام. یک نظر که به اطراف انداختم، حساب دستم آمد که کجایم. کشتزارهای سرسبز، ابرهای کرکی پراکنده، هوای معطر و صدای گروه کر که از دور دست میآمد. فرشته قضا هم آنجا ایستاده بود و با لبخند گل و گشاد به من خوش آمد میگفت.
با تعجب پرسیدم: «اینجا بهشته؟»
فرشته گفت :«بله»
من_ البته در بیداری یادم آمد که با غروری ناشی از صداقت گفتم:« حتما اشتباه شده، جای من اینجا نیست، من لامذهبم.»
فرشته قضا گفت:«اشتباه نشده»
گفتم: «آخه من لامذهب که صلاحیت حضور در بهشتو ندارم.»
فرشته قضا با خشونت گفت:« اینجا ما تعیین میکنیم چه کسی صلاحیت داره، نه تو.»
گفتم متوجهم. نگاهی به اطراف انداختم و بعد دوباره رو به فرشته قضا کردم و پرسیدم:« ببینم اینجا یک ماشین تحریر بدرد بخور پیدا نمیشه؟»
معنای این رؤیا برایم واضح است. برای من بهشت یعنی نویسندگی. پنجاه سال است که در بهشت زندگی میکنم و همیشه هم این را میدانستهام.
ایزاک آسیموف
@Writing_lovers🖌
با تعجب پرسیدم: «اینجا بهشته؟»
فرشته گفت :«بله»
من_ البته در بیداری یادم آمد که با غروری ناشی از صداقت گفتم:« حتما اشتباه شده، جای من اینجا نیست، من لامذهبم.»
فرشته قضا گفت:«اشتباه نشده»
گفتم: «آخه من لامذهب که صلاحیت حضور در بهشتو ندارم.»
فرشته قضا با خشونت گفت:« اینجا ما تعیین میکنیم چه کسی صلاحیت داره، نه تو.»
گفتم متوجهم. نگاهی به اطراف انداختم و بعد دوباره رو به فرشته قضا کردم و پرسیدم:« ببینم اینجا یک ماشین تحریر بدرد بخور پیدا نمیشه؟»
معنای این رؤیا برایم واضح است. برای من بهشت یعنی نویسندگی. پنجاه سال است که در بهشت زندگی میکنم و همیشه هم این را میدانستهام.
ایزاک آسیموف
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فهمیدم هر کلمهای که شاعر بر صفحهای مینگارد، تابلویی است نمودار مقابلهٔ او با روزگار و نوشتن پدیدآوردن تکانی است در نظم و ترتیب چیزها و به منزلهٔ شکافتن پوستهٔ هستی و خُردکردن آن است.
نزار قبانی
@Writing_lovers🖌
نزار قبانی
@Writing_lovers🖌
نوشتن برای من جستجوی پاسخ برای سؤالاتم هم هست، حالا البته نمیتوانم بگویم وقتی که مینویسم به این پاسخها میرسم، ولی بههرحال تلاش میکنم سؤال را درست بفهمم یا آن را درست طرح کنم.
امیرحسین چهلتن
@Writing_lovers🖌
امیرحسین چهلتن
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست از رؤیا پردازی بر نمیدارم. با قوانین این جهان فانی کاری ندارم. ما همگی از جنس رؤیا هستیم و کار اصلی مان رؤیا دیدن است. آنچه در این راه کمکم میکند، نوشتن است. با نوشتن میتوانم به خود واقعیام نزدیک شوم، زمان را پشت سر بگذارم و رؤیاهایم را ببینم. این کاری است که برای آن به این جهان آمده ام. وقتی قوانین سفت و سخت دنیای قراردادی بر قلب و روحم فشار میآورد باید بتوانم رؤیاهایم را بازیابم و بر اساس آن ها شادی حقیقی را تجربه کنم. رؤیاهایم تمام آن چیزی است که دارم و جستجوی آنها مرا به شادی حقیقی میرساند. باید بتوانم هر قاعده ای را به این اصل نزدیک کنم و بهترین شیوه برای رسیدن به این شکل از زندگی، نوشتن است.
فیلم در جستجوی ریچارد از ال پاچینو را دیدم و به نظرم میرسد که رؤیا، هنر و نوشتن همه آن چیزی است که میتواند قوانین متصلب خشک و تک بعدی دنیای انسانی را در این جهان تلطیف کند.
✍ معصومه حامی دوست
@Writing_lovers🖌
فیلم در جستجوی ریچارد از ال پاچینو را دیدم و به نظرم میرسد که رؤیا، هنر و نوشتن همه آن چیزی است که میتواند قوانین متصلب خشک و تک بعدی دنیای انسانی را در این جهان تلطیف کند.
✍ معصومه حامی دوست
@Writing_lovers🖌
هر وقت که میخواهم به آرامش و صفا و لذت فکر کنم یاد آن بعدازظهرهای چرت آور تابستان میافتم، با کتابی روی پایم و برگ هایی که به نرمی ورق میخوردند. در تمام عمرم آن ساعتها اوج شور و لذت و سرشار از حس سبکبالی پیروزی و قدرت بودهاند، به سبب شادی بیصدا و آرامشان. درست به همین دلیل هم با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیستند.
من. آسیموف
خاطرات ایزاک آسیموف
ترجمه مهرداد تویسرکانی
انتشارات کاروان
@Writing_lovers🖌
من. آسیموف
خاطرات ایزاک آسیموف
ترجمه مهرداد تویسرکانی
انتشارات کاروان
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای بهتر نوشتن باید زیاد خواند و زیاد نوشت. بعدها آن نوشتهها را بیرحمانه غربال کرد. تا به نوشتهٔ راضیکننده دست یابی.
احمد پوری
@Writing_lovers🖌
احمد پوری
@Writing_lovers🖌
Forwarded from طاهره شفیعی (Tahere Shafiei)
خواندن با صدای بلند فعالیتی است که هر کسی میتواند در آن سهمی داشته باشد. این کار هوش را تقویت، تخیل را بارور و حوزه همدردی انسانی را گسترده میکند. اگر ما همه هر روز بلند بخوانیم، جهان جای بهتری خواهد بود.
فیلیپ پلمن
دو روز پیش روز #بلندخوانی بود!
@TahereShafiei
tahereshafiei.com
فیلیپ پلمن
دو روز پیش روز #بلندخوانی بود!
@TahereShafiei
tahereshafiei.com
چارلز دیکنز حتی اگر چیزی برای نوشتن نداشت، در همان ساعت همیشگی پشت میز مینشست و کاغذ خطخطی میکرد.
@Writing_lovers🖌
@Writing_lovers🖌
Forwarded from "خانهی نویسندگی خلاق"
به اعتقاد وولف، اگر زندگینامهنویس قصد داشته باشد مطلقاً به واقعیت وفادار باشد، حداقل میتواند کاری کند که واقعیت در نوشتههایش صرفاً مجموعهای از دادههای خام نباشد، واقعیتهایی خلاقانه به ما تحویل دهد؛ واقعیتی زاینده که موجب پرواز خیال باشد.
منبع: avangard.site
#تجربه_نویسنده
@nevisandegikhallagh
منبع: avangard.site
#تجربه_نویسنده
@nevisandegikhallagh
چطور یک نویسنده میتواند قفل ذهنی را پشت سر بگذارد؟
من به نظر دیوید فاستر والاس علاقهمندم که معتقد بود قفل ذهنی نویسنده، حاصل تعیین یک هدف بسیار والا توسط خودش است. یک خط مینویسی و به استانداردهای شاهکار بودن نمیرسد، با خجالت آن را پاک میکنی، یک خط دیگر تایپ میکنی، دوباره پاک میکنی و به زودی متوجه میشوی که ساعتها از پی هم میآیند و تو یک شکستخوردهای که روبهروی صفحهای خالی نشستهای. برای من چاره راحت گرفتن این دوره است و دیدن آن خطوط بد ابتدایی تنها به عنوان نقطهی آغاز. اگر مسیر رفتن از بد به بهتر و به خوب را بدانی، از این بههمریختگی اولیه مایوس و مستاصل نمیشوی. بنابراین نوشتن «از تو» است اما خود تو نیست. این درگیری همیشگی بین دو دیدگاه وجود دارد: ۱.نوشته خوب، آسمانی است و در یک هجوم ناگهانی نازل میشود ۲. نوشتهی خوب از طریق بازنگری تکامل مییابد، و یک اتفاق ناگهانی، الهامشده و برگشتناپذیر نیست. من دیدگاه دوم را ترجیح میدهم و تایید میکنم و آن را هیجانانگیز میدانم.
جورج ساندرز
@Writing_lovers🖌
من به نظر دیوید فاستر والاس علاقهمندم که معتقد بود قفل ذهنی نویسنده، حاصل تعیین یک هدف بسیار والا توسط خودش است. یک خط مینویسی و به استانداردهای شاهکار بودن نمیرسد، با خجالت آن را پاک میکنی، یک خط دیگر تایپ میکنی، دوباره پاک میکنی و به زودی متوجه میشوی که ساعتها از پی هم میآیند و تو یک شکستخوردهای که روبهروی صفحهای خالی نشستهای. برای من چاره راحت گرفتن این دوره است و دیدن آن خطوط بد ابتدایی تنها به عنوان نقطهی آغاز. اگر مسیر رفتن از بد به بهتر و به خوب را بدانی، از این بههمریختگی اولیه مایوس و مستاصل نمیشوی. بنابراین نوشتن «از تو» است اما خود تو نیست. این درگیری همیشگی بین دو دیدگاه وجود دارد: ۱.نوشته خوب، آسمانی است و در یک هجوم ناگهانی نازل میشود ۲. نوشتهی خوب از طریق بازنگری تکامل مییابد، و یک اتفاق ناگهانی، الهامشده و برگشتناپذیر نیست. من دیدگاه دوم را ترجیح میدهم و تایید میکنم و آن را هیجانانگیز میدانم.
جورج ساندرز
@Writing_lovers🖌
Forwarded from طاهره شفیعی (Tahere Shafiei)
#پست_تازه
🖋معرفی کتاب
«۱۲ قانون زندگی؛ نوشدارویی برای بینظمی»
جردن پیترسون
هنگامی که قوانین در داستانها و حکایتهای پرماجرا ادغام میشوند ـ برخلاف فهرست عریض و طویل قانونها ـ نشان میدهند که چرا به آنها نیاز داریم، آنگاه فهمیدنش آسانتر میشود.
در این کتاب هم جردن پیترسون نه تنها ۱۲ قانون خودش را ارائه میدهد، بلکه داستانهایی تعریف میکند و از دانش خود در تمامی زمینهها بهره میگیرد تا شرح و توضیح دهد که چرا بهترین قوانین، در اصل ما را محدود نمیکنند؛ بلکه اهداف ما را تسهیل میکنند و ما را به سوی زندگی کاملتر و آزادی به پیش میبرند.
https://bit.ly/2BrowDL
🖋معرفی کتاب
«۱۲ قانون زندگی؛ نوشدارویی برای بینظمی»
جردن پیترسون
هنگامی که قوانین در داستانها و حکایتهای پرماجرا ادغام میشوند ـ برخلاف فهرست عریض و طویل قانونها ـ نشان میدهند که چرا به آنها نیاز داریم، آنگاه فهمیدنش آسانتر میشود.
در این کتاب هم جردن پیترسون نه تنها ۱۲ قانون خودش را ارائه میدهد، بلکه داستانهایی تعریف میکند و از دانش خود در تمامی زمینهها بهره میگیرد تا شرح و توضیح دهد که چرا بهترین قوانین، در اصل ما را محدود نمیکنند؛ بلکه اهداف ما را تسهیل میکنند و ما را به سوی زندگی کاملتر و آزادی به پیش میبرند.
https://bit.ly/2BrowDL