نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
Forwarded from یادداشت‌ها
چند توصیۀ قلمی به دوستان جوان

۱. چه و چگونه
هر متنی که خواندید و بر دل شما نشست، همه یا بخش‌هایی از آن را دوباره بخوانید. خوانش دوم و سوم، چشم شما را به ظرایف و دقایقی از متن باز می‌کند که در خوانش اول به چشم نمی‌آمد. بار اول می‌خوانیم که بدانیم نویسنده «چه» گفته است؛ اما اینکه «چگونه» نوشته است، در خوانش دوم صید می‌شود.

۲. چارچشمی
پس از آنکه یادداشت یا مقاله یا کتاب خود را نوشتید، چارچشمی در آن بنگرید؛ یعنی حداقل چهار بار آن را بخوانید و هر بار با چشمی. بار اول را وقف غنی‌سازی متن کنید؛ بار دوم از چشم منتقد در متن خویش بنگرید تا بتوانید کاستی‌ها و ناراستی‌های آن را ببینید؛ بار سوم با چشم مخاطب متوسط و حواس‌پرت بخوانید تا ابهام‌ها و اغلاق‌های نوشتارتان را بیابید و بستُرید. چهارم‌بار را به نیت نازک‌کاری و غلط‌زدایی از صورت متن بخوانید.

۳. گشودگی به اندیشه‌های دیگران
دربارۀ هر چه می‌نویسید، غیر از مراجعه به منابع و آثار مرتبط، حتما با چند نفر دربارۀ آن گفت‌وگو کنید. و اگر کسی را برای گپ‌وگفت نیافتید یا نیازی به آن ندیدید، دست‌کم با خودتان گفت‌وگو و محاجّۀ طولانی کنید. نوشتن، ورود به میدان مین است. تنها و بی‌کس وارد این میدان خطرناک نشوید.

۴. احترام به شعور مخاطب
من عاملی را نمی‌شناسم که به اندازۀ احترام به شعور مخاطب در توفیق متن مؤثر باشد. کسی که به شعور مخاطب احترام می‌گذارد، سخن تکراری نمی‌گوید، مغلطه نمی‌‌کند، بی‌مایه نمی‌نویسد، وقت خواننده را همچون عمر خویش گرانبها می‌شمارد، جانب حقیقت را فرونمی‌گذارد، فروتن است و هیچ نوشته‌ای را بدون غلط‌گیری‌های مکرر و بدون اطمینان از پاکیزگی آن، منتشر نمی‌کند.

۵. آهستگی
هیچ‌کس از راه پُرنویسی و پُرچانگی به جایگاهی بلند نرسیده است و اگر هم برسد، زودا که سرنگون گردد.

۶. پیوستگی
اگر هوای نویسندگی در سر دارید، نباید روزی بر شما بگذرد که در آن چند سطری ننوشته باشید؛ هرچند برای خویش و نه برای انتشار.

۷. مثنوی‌خوانی
همچنان معتقدم که خواندن هیچ کتابی به اندازۀ مثنوی مولانا، قلم را قدرتمند و چابک نمی‌کند. من تا کنون فرصت نکردم که دلایلم را دربارۀ این توصیه به‌تفصیل بنویسم. اینجا همین‌قدر می‌گویم که زبان فارسی در کمتر اثری به اندازۀ آثار مولانا زنده و پویا است. انس با این زبان نیرومند، قلم را برای خلاقیت‌های بسیار مستعد می‌کند. تقلید از او و از هیچ کس دیگر جایز نیست؛ اما بیگانگی از سرمایه‌های پیشینی، ابتری و سترونی است.

رضا بابایی
۹۷/۱۱/۱
@RezaBabaei43
ترجیح می‌دهم با فکر کردن به مقاله یا داستانی که در حال نوشتنش هستم به رختخواب بروم. در اینجور مواقع، توی تاریکی به جزییات کار فکر می‌کنم و جالب ترین موقعیت‌ها برای نوشتن به ذهنم خطور می‌کند. به عبارتی تمام جزییات به نحوی جالب تر از آنچه روی کاغذ می‌آید خود را به من نشان می‌دهد و حدس می‌زنم که همه چیز خیلی خوب پیش می‌ رود. اگر چه در این مرحله از نوشتن خبری نیست اما طرح‌های جالبی از ذهنم می‌گذرد و بعدها از دل همین طرحها، ناگهان بی آنکه چندان به آن فکر کنم ایده‌ تمام و کمالی برای نوشتن خود را به من نشان می‌دهد.




@Writing_lovers🖌
Forwarded from کتاب خوانی


شصت سال پیش همه چیز می دانستم؛
امروز هیچ چیز نمی دانم!
کتاب خواندن یک کشف پیشرونده ی مهیج است، تا مدام به نادانی ات پی ببری...

#ویل_دورانت

@bookreading2
فقط باید کتاب‌هایی بخوانیم که ما را مجبور کنند باز به سراغشان برویم.

گاربریل گارسیا مارکز


@Writing_lovers🖌
فقط پس از اینکه کاری در نوشتن انجام می‌دهم، تازه به یاد می‌آورم که گویا در حین کار، مشغول زندگی‌کردن بوده‌ام!

نون نوشتن اثر محمود دولت آبادی

@Writing_lovers🖌
پیش از تو چیزی ننوشته‌ام که ارزش یادآوری داشته باشد. فقط با توست که نوشتن را شروع می‌کنم.

حلام مُستِغانِمی


@Writing_lovers🖌
پدرم در یکی از اتاق های طبقه فوقانی، مجموعه کوچکی از کتاب باقی گذارده بود که همه در دسترسم بود. زیرا این اتاق مجاور اتاق من بود و هیچ کس در خانه در این مورد، مزاحمتی فراهم نمی‌ساخت. از این اتاق قهرمانانی چون، رادریک رندوم، ژیل بلاس و رابینسون کروزو پرگرین پیگل و هامفری کلینکرد و تام جونز و کشیش ویکفیلد و دن کیشوت برخاسته و مونس جان و همدم من بودند. آنان قوه تصور مرا زنده نگاه می‌داشتند... حقیقتا هم برای من بسیار مایه شگفتی است که در میان آن وضع نامطلوب و مشقت بار، چگونه می‌توانستم مدتی از وقت خویش را صرف مطالعه آن ها بکنم... انگار برای حفظ جان می‌خواندم.

آلن جیکوبز

لذت خواندن در عصر حواس‌پرتی

@Writing_lovers🖌
این هم دو مطلب خواندنی و شوق برانگیز درباره‌ی نوشتن کتاب.
نویسنده باشید😊
جیمز جویس در بیداری فینیگین‌ها، شاید جهانی‌ترین متنی که تاکنون نوشته شده، سطری دارد که در آن خواننده‌ی ایده‌آل را این طور ترسیم می‌کند:« یک بی خوابی مطلوب»، شاید هیچ تعریف بهتری از ادبیات جهان وجود نداشته باشد جز کهکشانی گسترده از آثار که ما را وامی‌دارد خواننده‌ی ایده آل بشویم، در رؤیای آن بی خوابی مطلوب.


ادبیات جهان را چگونه بخوانیم
دیوید دمراش
ترجمه شبنم بزرگی


@Writing_lovers🖌
در یک وقت فراغت همراه با شادی، بیایید در به روی روزگار خود ببندیم و آرام به گوشه کتابخانه بخزیم. آتش بخاری روشن است. در بیرون سکوت را تنها صدای خشک شکسته شدن یخهای زمستانی در زیر پای عابران می‌شکند. چه زیباست پرتو و تابش ناپایدار آتش بخاری بر شبکه های راه راه قفسه های کتاب و بر جلدهای زرکوب کتابهایی که هم قطع و یک شکل چاپ شده‌اند‌.


شیوه‌های داستان نویسی
پیتر وستلند

@Writing_lovers🖌
خیلی ها می‌گویند «ایده‌ای ندارم و نمی‌دانم از کجا شروع کنم؟» پاسخ ساده است: فقط شروع به نوشتن کنید.

خودتان را وادار نکنید که حتما بهترین مطالب را بنویسید. هر روز به طور مرتب از عشق، علایق و حتی تنفرتان بنویسید. مطمئن باشید بعد از مدتی ایده‌ها برای جاری شدن بر قلم‌تان، با هم به رقابت می‌پردازند و در ادامه بهترین ایده‌ها به سراغتان می‌آیند.

معصومه حامی دوست


@Writing_lovers🖌
مایملک اختصاصی نویسنده


معصومه حامی دوست


«نوشته برای آنکه مؤثر باشد، باید افکار نویسنده را دقیقا دنبال کند. اما نه لزوما به همان ترتیبی که آن افکار رخ می‌دهند.»

ای.بی. وایت


یکی از عناصر قدرتمند داستانی که در کتابهای آموزش نویسندگی در ایران، کمتر به آن توجه شده، لحن است. اگر این واژه‌ را که نقش مهمی در داستان نویسی معاصر جهان دارد، جستجو کنید، ذیل زبان یا سبک توضیح مختصری درباره‌ی آن می‌بینید. حال آنکه این عنصر سوای معلومات واژگانی و ساختارهای زبانی است.

اگر بخواهیم تعریفی سرراست و عملی از لحن ارائه دهیم، باید بگوییم خصیصه‌ای است که نشان دهنده‌ی نوع بینش نویسنده است. در واقع نویسنده باید بتواند برای بینش موردنظرش، به گونه‌ای مناسب از زبان استفاده کند تا عواطف لازم را در مخاطب به وجود بیاورد.

به طور مثال وقتی در زبان روزمره، به کسی می‌گوییم «کارت درسته» تکیه یا طرز صدا، لحن ‌(طنز یا جدی) ما را مشخص می‌کند.

در زبان نوشتاری هم نوعی قابلیت در چینش کلمات و بخصوص جملات، لحن نویسنده یا شخصیت ‌های داستان را شکل می‌دهد. برای مثال استفاده نویسنده از جملات کوتاه‌، شتابزدگی و عصبانیت را انتقال می‌دهد، حال آنکه جملات بلند، سرعت و ضرب متن را کم می‌کند و نوعی درنگ و کندی‌ ایجاد می‌کند.

دقت و حساسیت نویسنده در این موارد می‌تواند، باعث تمایز سبک او شود که ارزشمند ترین دارایی نویسنده به حساب می‌آید.

بهترین روش برای یادگیری لحن، مطالعه وسیع داستان‌ها است. داستانهای خوب را بخوانید و توجه کنید نویسنده چگونه از جملات و بخصوص گفتگوی شخصیت های داستانش، برای القای بینش خاص خود استفاده می‌کند.

آل احمد از نویسندگانی است که از عنصر لحن به ‌شیوه‌‌ای بسیار مؤثر در داستان‌هایش، بهره برده است. داستان«بچه مردم» او را بخوانید تا ببینید، او چگونه توانسته با ایجاد لحن مناسب برای شخصیت‌داستانش، به خلق داستانی تأثیر گذار دست یابد.

@Writing_lovers🖌
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📢چگونه از هیچ داستان بنویسیم؟

📹در این ویدئوی کوتاه،عباس معروفی با شما از داستان نویسی می گوید.
@matikandastan

📌بازفرستی(فوروارد)ِاین ویدئو،معرفی ما به دوستدارانِ نوشتن است؛سپاس از همراهیتان
خوشبختانه در میان آبهای طغیانی این زندگی، چند جزیره‌ی کوچک هست که بتوان بدان پناه برد:

کتابهای زیبا
شاعران،
موسیقی

رومن رولان

@Writing_lovers🖌