وقتی در سکوت کتاب میخوانید، فقط نویسنده مشغول نمایش است، ولی وقتی بلند میخوانید، نمایش مشارکتی میشود: یکی کلمات را میآورد و دیگری ضرباهنگ بیان را.
هاینه در ایام کودکیاش، دن کیشوت را برای درختان و گلهای کاخ باغ دوسلدروف میخواند. لمب اعتقاد داشت خواندن شکسپیر و میلتون در سکوت، حتی اگر کسی نباشد که بشنود، گناه است. در خواندن، باید کلمات را به زبان آورد.
آنه فدیمن
📚 اعترافات یککتاب خوان معمولی
@Writing_lovers🖌
هاینه در ایام کودکیاش، دن کیشوت را برای درختان و گلهای کاخ باغ دوسلدروف میخواند. لمب اعتقاد داشت خواندن شکسپیر و میلتون در سکوت، حتی اگر کسی نباشد که بشنود، گناه است. در خواندن، باید کلمات را به زبان آورد.
آنه فدیمن
📚 اعترافات یککتاب خوان معمولی
@Writing_lovers🖌
❤1
در ستایش ادبیات
«چگونه میشود در دنیای شر زندگی کرد و این شر را پذیرفت و درعینحال در آن خلئی ایجاد کرد؟ حفرهای در درون شر دورانتان ایجاد کنید تا بتوانید زندگی را ادامه بدهید.»
هانا آرنت
ریچارد رورتی مقالهای تحت عنوان «افول حقیقت رستگاریبخش و ظهور فرهنگ ادبی» دارد. او در این مقاله قطعهای از هارولد بلوم آورده است. بلوم به ما میگوید که تا میتوانید کتاب بخوانید؛ یعنی هرچه بیشتر راههای انسان بودن را بررسی کنید و در نتیجه هر چه بیشتر انسانی شوید. در نگاه گابریل مارسل یکی از مهمترین مسائلی که ما در فلسفه و در زندگی امروزی با آن روبهروییم، این است که ما دائماً انسان بودنمان را از دست میدهیم، ما یادمان میرود انسان هستیم.
رورتی در این مقاله از نگاه هارولد بلوم میگوید که ارزش ادبیات به این است که ادبیات اهداف زندگی ما را بیشتر به ما نشان میدهد. بلوم در قطعۀ نخست به ما میگفت ادبیات کمک میکند انسان بودنمان را به خاطر بیاوریم و در این قطعه میگوید که با ادبیات ما درواقع بهتر میتوانیم هدف زندگی را بفهمیم. از نگاه رورتی ما تاکنون در تاریخ تفکر انسانی سه الگو برای رستگار کردن انسان داشتهایم. رستگار کردن بدین معنا که بفهمیم ما انسانیم. آخر آن جملۀ هارولد بلوم این است که هرچقدر شما بیشتر بدانید که انساناید، کمتر دچار وسوسه میشوید که در خوابوخیال فرار از زمان و اتفاق گرفتار شوید و به این نتیجه میرسیم و متقاعد میشویم که ما آدمیان تکیهگاهی جز یکدیگر نداریم. به زبان هانا آرنت جایی که شما میفهمید که آدمیان تکیهگاه شمایند، ادبیات است. بدین معنا که در رمان خواندن و داستان خواندن است که ما میتوانیم بفهمیم ما آدمیان تکیهگاه یکدیگریم.
تنها جایی که ما میتوانیم به انسان بیندیشیم و بهمثابۀ انسان بیندیشیم، یعنی با احساسمان، با عاطفهمان و با شورمان بیندیشیم ادبیات است. به زبانِ ـ اگر اشتباه نکنم هایدگر ـ نویسندگان ادبی کسانی هستند که شور خودشان را پیشه خود میکنند. اگر میخواهید با شور خود به انسان بودن بیندیشید، باید نویسندۀ ادبی باشید.
دکتر مصطفی مهر آیین
در رونمایی رمان ماخونیک
منبع: با تلخیص از سایت اقلیت
@Writing_lovers🖌
«چگونه میشود در دنیای شر زندگی کرد و این شر را پذیرفت و درعینحال در آن خلئی ایجاد کرد؟ حفرهای در درون شر دورانتان ایجاد کنید تا بتوانید زندگی را ادامه بدهید.»
هانا آرنت
ریچارد رورتی مقالهای تحت عنوان «افول حقیقت رستگاریبخش و ظهور فرهنگ ادبی» دارد. او در این مقاله قطعهای از هارولد بلوم آورده است. بلوم به ما میگوید که تا میتوانید کتاب بخوانید؛ یعنی هرچه بیشتر راههای انسان بودن را بررسی کنید و در نتیجه هر چه بیشتر انسانی شوید. در نگاه گابریل مارسل یکی از مهمترین مسائلی که ما در فلسفه و در زندگی امروزی با آن روبهروییم، این است که ما دائماً انسان بودنمان را از دست میدهیم، ما یادمان میرود انسان هستیم.
رورتی در این مقاله از نگاه هارولد بلوم میگوید که ارزش ادبیات به این است که ادبیات اهداف زندگی ما را بیشتر به ما نشان میدهد. بلوم در قطعۀ نخست به ما میگفت ادبیات کمک میکند انسان بودنمان را به خاطر بیاوریم و در این قطعه میگوید که با ادبیات ما درواقع بهتر میتوانیم هدف زندگی را بفهمیم. از نگاه رورتی ما تاکنون در تاریخ تفکر انسانی سه الگو برای رستگار کردن انسان داشتهایم. رستگار کردن بدین معنا که بفهمیم ما انسانیم. آخر آن جملۀ هارولد بلوم این است که هرچقدر شما بیشتر بدانید که انساناید، کمتر دچار وسوسه میشوید که در خوابوخیال فرار از زمان و اتفاق گرفتار شوید و به این نتیجه میرسیم و متقاعد میشویم که ما آدمیان تکیهگاهی جز یکدیگر نداریم. به زبان هانا آرنت جایی که شما میفهمید که آدمیان تکیهگاه شمایند، ادبیات است. بدین معنا که در رمان خواندن و داستان خواندن است که ما میتوانیم بفهمیم ما آدمیان تکیهگاه یکدیگریم.
تنها جایی که ما میتوانیم به انسان بیندیشیم و بهمثابۀ انسان بیندیشیم، یعنی با احساسمان، با عاطفهمان و با شورمان بیندیشیم ادبیات است. به زبانِ ـ اگر اشتباه نکنم هایدگر ـ نویسندگان ادبی کسانی هستند که شور خودشان را پیشه خود میکنند. اگر میخواهید با شور خود به انسان بودن بیندیشید، باید نویسندۀ ادبی باشید.
دکتر مصطفی مهر آیین
در رونمایی رمان ماخونیک
منبع: با تلخیص از سایت اقلیت
@Writing_lovers🖌
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﺎﺭی ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ میتوﺍﻧﺴﺘﻢ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ آﻏﺎﺯ ﻛﻨﻢ!
ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﻳﮕﺮ ﺻﺒﺮ ﻧﻜﺮﺩﻡ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ....
پاﺋﻮﻟﻮ ﻛﻮﺋﻴﻠﻮ
کیمیاگر
@towardinside
ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﻳﮕﺮ ﺻﺒﺮ ﻧﻜﺮﺩﻡ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ....
پاﺋﻮﻟﻮ ﻛﻮﺋﻴﻠﻮ
کیمیاگر
@towardinside
بدترین موقع برای دست کشیدن از نوشتن، همان وقتی است که دیگر دلم نمیخواهد ادامه بدهم. در این موارد بهترین کار این است که آنقدر به تایپ کردن افکارم روی صفحه، مثل کندن سوراخهایی روی زمین، ادامه بدهم تا بالاخره کلمهٔ درست پیدا شود.
والریا لوئیزلی
@Writing_lovers🖌
والریا لوئیزلی
@Writing_lovers🖌
فکر میکنم نویسندهی همهچیزتمامی نیستم. اما ویراستار بیوقفه و کلهشقی هستم. بیرحمانه حذف میکنم و دور میریزم و هیچ کاری نیست که لااقل سهچهارمش را در پیشنویس اولیه دور نریزم و در مرحلهی بعد امیدوار میمانم که از آنچه باقی مانده چیزکی برایم بماند و جایی در فاصلهی میان نسخههای پانزدهم تا بیستوپنجم بازنویسی چیزی اتفاق میافتد. یکجور رعشهای که وقتی به عقب برمیگردی و کلمات خودت را میخوانی به نظرت میرسد انگار آدم دیگری اینها را نوشته است؛ یا چیزی شبیه این. انگار که خیلی هم خودت نباشی؛ درست مثل دری از چوب بلوط سنگین که با یک تقهی آرام توی چارچوب خانه میافتد.
مارک هادون
ترجمه امیلی امرایی
منبع:گاردین
@Writing_lovers🖌
مارک هادون
ترجمه امیلی امرایی
منبع:گاردین
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاطره نوشتن مرا وادار به مکث کردن میکند تا با دقت به یاد بیاورم؛ در حقیقت این یک تمرین است. در یک خاطره من به خود، به زندگی، به کسانی که بیش از همه دوستشان دارم در آیینهای صاف مینگرم. در خاطره، احساسات اهمیت بیشتری نسبت به حقایق دارند و برای صادقانه نوشتن باید با اهریمن درونم نبرد کنم. در هر خاطره دربارهٔ خودم چیزهایی آموختهام؛ چرا که هر کتابی بازتابی است از شخصیتی که دارم. من فکر میکنم که نوشتن خاطرات به شکل مؤثری باعث میشود که فرد یا نویسنده بهتری شوم.
ایزابل آلنده
@Writing_lovers🖌
ایزابل آلنده
@Writing_lovers🖌
Forwarded from رادیو هنر هفت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from یادداشتها
چند توصیۀ قلمی به دوستان جوان
۱. چه و چگونه
هر متنی که خواندید و بر دل شما نشست، همه یا بخشهایی از آن را دوباره بخوانید. خوانش دوم و سوم، چشم شما را به ظرایف و دقایقی از متن باز میکند که در خوانش اول به چشم نمیآمد. بار اول میخوانیم که بدانیم نویسنده «چه» گفته است؛ اما اینکه «چگونه» نوشته است، در خوانش دوم صید میشود.
۲. چارچشمی
پس از آنکه یادداشت یا مقاله یا کتاب خود را نوشتید، چارچشمی در آن بنگرید؛ یعنی حداقل چهار بار آن را بخوانید و هر بار با چشمی. بار اول را وقف غنیسازی متن کنید؛ بار دوم از چشم منتقد در متن خویش بنگرید تا بتوانید کاستیها و ناراستیهای آن را ببینید؛ بار سوم با چشم مخاطب متوسط و حواسپرت بخوانید تا ابهامها و اغلاقهای نوشتارتان را بیابید و بستُرید. چهارمبار را به نیت نازککاری و غلطزدایی از صورت متن بخوانید.
۳. گشودگی به اندیشههای دیگران
دربارۀ هر چه مینویسید، غیر از مراجعه به منابع و آثار مرتبط، حتما با چند نفر دربارۀ آن گفتوگو کنید. و اگر کسی را برای گپوگفت نیافتید یا نیازی به آن ندیدید، دستکم با خودتان گفتوگو و محاجّۀ طولانی کنید. نوشتن، ورود به میدان مین است. تنها و بیکس وارد این میدان خطرناک نشوید.
۴. احترام به شعور مخاطب
من عاملی را نمیشناسم که به اندازۀ احترام به شعور مخاطب در توفیق متن مؤثر باشد. کسی که به شعور مخاطب احترام میگذارد، سخن تکراری نمیگوید، مغلطه نمیکند، بیمایه نمینویسد، وقت خواننده را همچون عمر خویش گرانبها میشمارد، جانب حقیقت را فرونمیگذارد، فروتن است و هیچ نوشتهای را بدون غلطگیریهای مکرر و بدون اطمینان از پاکیزگی آن، منتشر نمیکند.
۵. آهستگی
هیچکس از راه پُرنویسی و پُرچانگی به جایگاهی بلند نرسیده است و اگر هم برسد، زودا که سرنگون گردد.
۶. پیوستگی
اگر هوای نویسندگی در سر دارید، نباید روزی بر شما بگذرد که در آن چند سطری ننوشته باشید؛ هرچند برای خویش و نه برای انتشار.
۷. مثنویخوانی
همچنان معتقدم که خواندن هیچ کتابی به اندازۀ مثنوی مولانا، قلم را قدرتمند و چابک نمیکند. من تا کنون فرصت نکردم که دلایلم را دربارۀ این توصیه بهتفصیل بنویسم. اینجا همینقدر میگویم که زبان فارسی در کمتر اثری به اندازۀ آثار مولانا زنده و پویا است. انس با این زبان نیرومند، قلم را برای خلاقیتهای بسیار مستعد میکند. تقلید از او و از هیچ کس دیگر جایز نیست؛ اما بیگانگی از سرمایههای پیشینی، ابتری و سترونی است.
رضا بابایی
۹۷/۱۱/۱
@RezaBabaei43
۱. چه و چگونه
هر متنی که خواندید و بر دل شما نشست، همه یا بخشهایی از آن را دوباره بخوانید. خوانش دوم و سوم، چشم شما را به ظرایف و دقایقی از متن باز میکند که در خوانش اول به چشم نمیآمد. بار اول میخوانیم که بدانیم نویسنده «چه» گفته است؛ اما اینکه «چگونه» نوشته است، در خوانش دوم صید میشود.
۲. چارچشمی
پس از آنکه یادداشت یا مقاله یا کتاب خود را نوشتید، چارچشمی در آن بنگرید؛ یعنی حداقل چهار بار آن را بخوانید و هر بار با چشمی. بار اول را وقف غنیسازی متن کنید؛ بار دوم از چشم منتقد در متن خویش بنگرید تا بتوانید کاستیها و ناراستیهای آن را ببینید؛ بار سوم با چشم مخاطب متوسط و حواسپرت بخوانید تا ابهامها و اغلاقهای نوشتارتان را بیابید و بستُرید. چهارمبار را به نیت نازککاری و غلطزدایی از صورت متن بخوانید.
۳. گشودگی به اندیشههای دیگران
دربارۀ هر چه مینویسید، غیر از مراجعه به منابع و آثار مرتبط، حتما با چند نفر دربارۀ آن گفتوگو کنید. و اگر کسی را برای گپوگفت نیافتید یا نیازی به آن ندیدید، دستکم با خودتان گفتوگو و محاجّۀ طولانی کنید. نوشتن، ورود به میدان مین است. تنها و بیکس وارد این میدان خطرناک نشوید.
۴. احترام به شعور مخاطب
من عاملی را نمیشناسم که به اندازۀ احترام به شعور مخاطب در توفیق متن مؤثر باشد. کسی که به شعور مخاطب احترام میگذارد، سخن تکراری نمیگوید، مغلطه نمیکند، بیمایه نمینویسد، وقت خواننده را همچون عمر خویش گرانبها میشمارد، جانب حقیقت را فرونمیگذارد، فروتن است و هیچ نوشتهای را بدون غلطگیریهای مکرر و بدون اطمینان از پاکیزگی آن، منتشر نمیکند.
۵. آهستگی
هیچکس از راه پُرنویسی و پُرچانگی به جایگاهی بلند نرسیده است و اگر هم برسد، زودا که سرنگون گردد.
۶. پیوستگی
اگر هوای نویسندگی در سر دارید، نباید روزی بر شما بگذرد که در آن چند سطری ننوشته باشید؛ هرچند برای خویش و نه برای انتشار.
۷. مثنویخوانی
همچنان معتقدم که خواندن هیچ کتابی به اندازۀ مثنوی مولانا، قلم را قدرتمند و چابک نمیکند. من تا کنون فرصت نکردم که دلایلم را دربارۀ این توصیه بهتفصیل بنویسم. اینجا همینقدر میگویم که زبان فارسی در کمتر اثری به اندازۀ آثار مولانا زنده و پویا است. انس با این زبان نیرومند، قلم را برای خلاقیتهای بسیار مستعد میکند. تقلید از او و از هیچ کس دیگر جایز نیست؛ اما بیگانگی از سرمایههای پیشینی، ابتری و سترونی است.
رضا بابایی
۹۷/۱۱/۱
@RezaBabaei43
ترجیح میدهم با فکر کردن به مقاله یا داستانی که در حال نوشتنش هستم به رختخواب بروم. در اینجور مواقع، توی تاریکی به جزییات کار فکر میکنم و جالب ترین موقعیتها برای نوشتن به ذهنم خطور میکند. به عبارتی تمام جزییات به نحوی جالب تر از آنچه روی کاغذ میآید خود را به من نشان میدهد و حدس میزنم که همه چیز خیلی خوب پیش می رود. اگر چه در این مرحله از نوشتن خبری نیست اما طرحهای جالبی از ذهنم میگذرد و بعدها از دل همین طرحها، ناگهان بی آنکه چندان به آن فکر کنم ایده تمام و کمالی برای نوشتن خود را به من نشان میدهد.
@Writing_lovers🖌
@Writing_lovers🖌
Forwarded from کتاب خوانی
شصت سال پیش همه چیز می دانستم؛
امروز هیچ چیز نمی دانم!
کتاب خواندن یک کشف پیشرونده ی مهیج است، تا مدام به نادانی ات پی ببری...
#ویل_دورانت
@bookreading2
شصت سال پیش همه چیز می دانستم؛
امروز هیچ چیز نمی دانم!
کتاب خواندن یک کشف پیشرونده ی مهیج است، تا مدام به نادانی ات پی ببری...
#ویل_دورانت
@bookreading2
فقط باید کتابهایی بخوانیم که ما را مجبور کنند باز به سراغشان برویم.
گاربریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers🖌
گاربریل گارسیا مارکز
@Writing_lovers🖌
فقط پس از اینکه کاری در نوشتن انجام میدهم، تازه به یاد میآورم که گویا در حین کار، مشغول زندگیکردن بودهام!
نون نوشتن اثر محمود دولت آبادی
@Writing_lovers🖌
نون نوشتن اثر محمود دولت آبادی
@Writing_lovers🖌
پیش از تو چیزی ننوشتهام که ارزش یادآوری داشته باشد. فقط با توست که نوشتن را شروع میکنم.
حلام مُستِغانِمی
@Writing_lovers🖌
حلام مُستِغانِمی
@Writing_lovers🖌
پدرم در یکی از اتاق های طبقه فوقانی، مجموعه کوچکی از کتاب باقی گذارده بود که همه در دسترسم بود. زیرا این اتاق مجاور اتاق من بود و هیچ کس در خانه در این مورد، مزاحمتی فراهم نمیساخت. از این اتاق قهرمانانی چون، رادریک رندوم، ژیل بلاس و رابینسون کروزو پرگرین پیگل و هامفری کلینکرد و تام جونز و کشیش ویکفیلد و دن کیشوت برخاسته و مونس جان و همدم من بودند. آنان قوه تصور مرا زنده نگاه میداشتند... حقیقتا هم برای من بسیار مایه شگفتی است که در میان آن وضع نامطلوب و مشقت بار، چگونه میتوانستم مدتی از وقت خویش را صرف مطالعه آن ها بکنم... انگار برای حفظ جان میخواندم.
آلن جیکوبز
لذت خواندن در عصر حواسپرتی
@Writing_lovers🖌
آلن جیکوبز
لذت خواندن در عصر حواسپرتی
@Writing_lovers🖌
https://www.chetor.com/15980-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c%d9%85/
چگونه کتاب بنویسیم؛ قدم به قدم تا نویسندگی
چگونه کتاب بنویسیم؛ قدم به قدم تا نویسندگی
چطور
چگونه کتاب بنویسیم؛ قدم به قدم تا نویسندگی
در پاسخ به سوال چگونه کتاب بنویسیم با سه روش نوشتن کتاب، رمان و کتاب غیرداستانی آشنا میشوید تا به پشتوانه تمرین، نوشتن کتاب را تجربه کنید.
این هم دو مطلب خواندنی و شوق برانگیز دربارهی نوشتن کتاب.
نویسنده باشید😊
نویسنده باشید😊