نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
داستان‌ها موجودات نامفهومی هستند. آن‌ها حقیقت را مخدوش ولی ساده‌تر می‌کنند و جزئیاتی را که به کار نمی‌آید دور می‌اندازند، ولی ظاهراً ما نمی‌توانیم بدون آن زندگی کنیم. چرایی آن نامشخص است، اما بخش واضحش این است که مردم پیش از این که تفکر علمی را یاد بگیرند، از داستان‌ها برای توضیح دنیا استفاده می‌کنند. به همین خاطر افسانه‌ها از فلسفه‌ها قدیمی ترند.

رولف دوبلی

@Writing_lovers🖌
1
از اشتباهات رایج نویسندگان تازه‌کار:

بیان جزئیات زیاد از دنیا و غفلت از روابط انسانی. ناباکوف می‌گوید هر رمان، به منزله‌ی یک دنیای جدید است. نویسندگان تازه‌کار تلاش می‌کنند دنیا را با جزئیات پیچیده توصیف کنند، اما باید به یاد داشته باشند که توصیف دنیا اهمیتی ندارد و بهتر است روابط انسانی را به روی کاغذ بیاورند. روابط انسانی پیچیده و متفاوت است که می‌تواند دنیایی جدید را به خواننده ارائه ‌کند.



@Writing_lovers🖌
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
دست‌مایه نوشتن

معصومه حامی دوست


فلانری اوکانر می گوید: « کسی که از دالان دوران کودکی‌اش جان سالم بدر برده باشد، برای تمامی عمرش حرف برای گفتن دارد. شاید کودکی شما سخت بوده باشد اما اگر به خوبی بازگو شود سخت بودنش مهم نیست. آنچه باید بدانی این است که فقط بازگویش کنی.»

شاید شما با نوشتن خاطرات دوران کودکی و تلاشتان برای بازگو کردنش به اتفاقات جالبی بربخورید.

خاطراتی که خودتان آن را از یاد برده‌اید و بازگو کردنش می‌تواند برای خودتان و دیگری منبع کشف و لذت باشد.

به یادآوری این جزییات سبب می‌شود زندگیتان را آنگونه که بود به خاطر آورید. با آرزوها و رویاها و خاطرات خنده داری که داشته‌اید و رازهایی که هرگز برملا نشده‌اند.

نگران نحوه نگار‌شتان نباشید. همه را بنویسید. شما تنها کسی هستید که مالک همه آن اتفاقات هستید و می‌توانید با بیان صادقانه شان، آن را برای دیگران تبدیل به روایتی شیرین و دوست داشتنی کنید.


@Writing_lovers🖌
1
وقتی در سکوت کتاب می‌خوانید، فقط نویسنده مشغول نمایش است، ولی وقتی بلند می‌خوانید، نمایش مشارکتی می‌شود: یکی کلمات را می‌آورد و دیگری ضرباهنگ بیان را.
هاینه در ایام کودکی‌اش، دن کیشوت را برای درختان و گلهای کاخ باغ دوسلدروف می‌خواند. لمب اعتقاد داشت خواندن شکسپیر و میلتون در سکوت، حتی اگر کسی نباشد که بشنود، گناه است. در خواندن، باید کلمات را به زبان آورد.

آنه فدیمن

📚 اعترافات یک‌کتاب خوان معمولی

@Writing_lovers🖌
1
در ستایش ادبیات

«چگونه می‌شود در دنیای شر زندگی کرد و این شر را پذیرفت و درعین‌حال در آن خلئی ایجاد کرد؟ حفره‌ای در درون شر دوران‌تان ایجاد کنید تا بتوانید زندگی را ادامه بدهید.»

هانا آرنت


ریچارد رورتی مقاله‌ای تحت عنوان «افول حقیقت رستگاری‌بخش و ظهور فرهنگ ادبی» دارد. او در این مقاله قطعه‌ای از هارولد بلوم آورده است. بلوم به ما می‌گوید که تا می‌توانید کتاب بخوانید؛ یعنی هرچه بیشتر راه‌های انسان بودن را بررسی کنید و در نتیجه هر چه بیشتر انسانی شوید. در نگاه گابریل مارسل یکی از مهم‌ترین مسائلی که ما در فلسفه و در زندگی امروزی با آن روبه‌روییم، این است که ما دائماً انسان بودنمان را از دست می‌دهیم، ما یادمان می‌رود انسان هستیم.

رورتی در این مقاله از نگاه هارولد بلوم می‌گوید که ارزش ادبیات به این است که ادبیات اهداف زندگی ما را بیشتر به ما نشان می‌دهد. بلوم در قطعۀ نخست به ما می‌گفت ادبیات کمک می‌کند انسان بودنمان را به خاطر بیاوریم و در این قطعه می‌گوید که با ادبیات ما درواقع بهتر می‌توانیم هدف زندگی را بفهمیم. از نگاه رورتی ما تاکنون در تاریخ تفکر انسانی سه الگو برای رستگار کردن انسان داشته‌ایم. رستگار کردن بدین معنا که بفهمیم ما انسانیم. آخر آن جملۀ هارولد بلوم این است که هرچقدر شما بیشتر بدانید که انسان‌اید، کمتر دچار وسوسه می‌شوید که در خواب‌وخیال فرار از زمان و اتفاق گرفتار شوید و به این نتیجه می‌رسیم و متقاعد می‌شویم که ما آدمیان تکیه‌گاهی جز یکدیگر نداریم. به زبان هانا آرنت جایی که شما می‌فهمید که آدمیان تکیه‌گاه شمایند، ادبیات است. بدین معنا که در رمان خواندن و داستان خواندن است که ما می‌توانیم بفهمیم ما آدمیان تکیه‌گاه یکدیگریم.

تنها جایی که ما می‌توانیم به انسان بیندیشیم و به‌مثابۀ انسان بیندیشیم، یعنی با احساسمان، با عاطفه‌مان و با شورمان بیندیشیم ادبیات است. به زبانِ ـ اگر اشتباه نکنم هایدگر ـ نویسندگان ادبی کسانی هستند که شور خودشان را پیشه خود می‌کنند. اگر می‌خواهید با شور خود به انسان بودن بیندیشید، باید نویسندۀ ادبی باشید.

دکتر مصطفی مهر آیین
در رونمایی رمان ماخونیک
منبع: با تلخیص از سایت اقلیت


@Writing_lovers🖌
1
ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﺎﺭی ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ می‌توﺍﻧﺴﺘﻢ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ آﻏﺎﺯ ﻛﻨﻢ!
ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﻳﮕﺮ ﺻﺒﺮ ﻧﻜﺮﺩﻡ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ....

پاﺋﻮﻟﻮ ﻛﻮﺋﻴﻠﻮ
کیمیاگر







@towardinside
بدترین موقع برای دست کشیدن از نوشتن، همان وقتی است که دیگر دلم نمی‌خواهد ادامه بدهم. در این موارد بهترین کار این است که آنقدر به تایپ کردن افکارم روی صفحه، مثل کندن سوراخ‌هایی روی زمین، ادامه بدهم تا بالاخره کلمهٔ درست پیدا شود. 

والریا لوئیزلی

@Writing_lovers🖌
فکر می‌کنم نویسنده‌ی همه‌چیزتمامی نیستم. اما ویراستار بی‌وقفه و کله‌شقی هستم. بی‌رحمانه حذف می‌کنم و دور می‌ریزم و هیچ کاری نیست که لااقل سه‌چهارمش را در پیش‌نویس اولیه دور نریزم و در مرحله‌ی بعد امیدوار می‌مانم که از آنچه باقی مانده چیزکی برایم بماند و جایی در فاصله‌ی میان نسخه‌های پانزدهم تا بیست‌وپنجم بازنویسی چیزی اتفاق می‌افتد. یک‌جور رعشه‌ای که وقتی به عقب برمی‌گردی و کلمات خودت را می‌خوانی به نظرت می‌رسد انگار آدم دیگری اینها را نوشته است؛ یا چیزی شبیه این. انگار که خیلی هم خودت نباشی؛ درست مثل دری از چوب بلوط سنگین که با یک تقه‌ی آرام توی چارچوب خانه می‌افتد.


مارک هادون
ترجمه امیلی امرایی
منبع:گاردین


@Writing_lovers🖌
خاطره نوشتن مرا وادار به مکث کردن می‌کند تا با دقت به یاد بیاورم؛ در حقیقت این یک تمرین است. در یک خاطره من به خود، به زندگی، به کسانی که بیش از همه دوستشان دارم در آیینه‌ای صاف می‌نگرم. در خاطره، احساسات اهمیت بیشتری نسبت به حقایق دارند و برای صادقانه نوشتن باید با اهریمن درونم نبرد کنم. در هر خاطره دربارهٔ خودم چیزهایی آموخته‌ام؛ چرا که هر کتابی بازتابی است از شخصیتی که دارم. من فکر می‌کنم که نوشتن خاطرات به شکل مؤثری باعث می‌شود که فرد یا نویسنده بهتری شوم.

ایزابل آلنده

@Writing_lovers🖌
Forwarded from رادیو هنر هفت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
....

گفت و گوی دوست داشتنی
کتاب باز با پوریا شکیبایی


.....



@radiohonar7
Forwarded from یادداشت‌ها
چند توصیۀ قلمی به دوستان جوان

۱. چه و چگونه
هر متنی که خواندید و بر دل شما نشست، همه یا بخش‌هایی از آن را دوباره بخوانید. خوانش دوم و سوم، چشم شما را به ظرایف و دقایقی از متن باز می‌کند که در خوانش اول به چشم نمی‌آمد. بار اول می‌خوانیم که بدانیم نویسنده «چه» گفته است؛ اما اینکه «چگونه» نوشته است، در خوانش دوم صید می‌شود.

۲. چارچشمی
پس از آنکه یادداشت یا مقاله یا کتاب خود را نوشتید، چارچشمی در آن بنگرید؛ یعنی حداقل چهار بار آن را بخوانید و هر بار با چشمی. بار اول را وقف غنی‌سازی متن کنید؛ بار دوم از چشم منتقد در متن خویش بنگرید تا بتوانید کاستی‌ها و ناراستی‌های آن را ببینید؛ بار سوم با چشم مخاطب متوسط و حواس‌پرت بخوانید تا ابهام‌ها و اغلاق‌های نوشتارتان را بیابید و بستُرید. چهارم‌بار را به نیت نازک‌کاری و غلط‌زدایی از صورت متن بخوانید.

۳. گشودگی به اندیشه‌های دیگران
دربارۀ هر چه می‌نویسید، غیر از مراجعه به منابع و آثار مرتبط، حتما با چند نفر دربارۀ آن گفت‌وگو کنید. و اگر کسی را برای گپ‌وگفت نیافتید یا نیازی به آن ندیدید، دست‌کم با خودتان گفت‌وگو و محاجّۀ طولانی کنید. نوشتن، ورود به میدان مین است. تنها و بی‌کس وارد این میدان خطرناک نشوید.

۴. احترام به شعور مخاطب
من عاملی را نمی‌شناسم که به اندازۀ احترام به شعور مخاطب در توفیق متن مؤثر باشد. کسی که به شعور مخاطب احترام می‌گذارد، سخن تکراری نمی‌گوید، مغلطه نمی‌‌کند، بی‌مایه نمی‌نویسد، وقت خواننده را همچون عمر خویش گرانبها می‌شمارد، جانب حقیقت را فرونمی‌گذارد، فروتن است و هیچ نوشته‌ای را بدون غلط‌گیری‌های مکرر و بدون اطمینان از پاکیزگی آن، منتشر نمی‌کند.

۵. آهستگی
هیچ‌کس از راه پُرنویسی و پُرچانگی به جایگاهی بلند نرسیده است و اگر هم برسد، زودا که سرنگون گردد.

۶. پیوستگی
اگر هوای نویسندگی در سر دارید، نباید روزی بر شما بگذرد که در آن چند سطری ننوشته باشید؛ هرچند برای خویش و نه برای انتشار.

۷. مثنوی‌خوانی
همچنان معتقدم که خواندن هیچ کتابی به اندازۀ مثنوی مولانا، قلم را قدرتمند و چابک نمی‌کند. من تا کنون فرصت نکردم که دلایلم را دربارۀ این توصیه به‌تفصیل بنویسم. اینجا همین‌قدر می‌گویم که زبان فارسی در کمتر اثری به اندازۀ آثار مولانا زنده و پویا است. انس با این زبان نیرومند، قلم را برای خلاقیت‌های بسیار مستعد می‌کند. تقلید از او و از هیچ کس دیگر جایز نیست؛ اما بیگانگی از سرمایه‌های پیشینی، ابتری و سترونی است.

رضا بابایی
۹۷/۱۱/۱
@RezaBabaei43
ترجیح می‌دهم با فکر کردن به مقاله یا داستانی که در حال نوشتنش هستم به رختخواب بروم. در اینجور مواقع، توی تاریکی به جزییات کار فکر می‌کنم و جالب ترین موقعیت‌ها برای نوشتن به ذهنم خطور می‌کند. به عبارتی تمام جزییات به نحوی جالب تر از آنچه روی کاغذ می‌آید خود را به من نشان می‌دهد و حدس می‌زنم که همه چیز خیلی خوب پیش می‌ رود. اگر چه در این مرحله از نوشتن خبری نیست اما طرح‌های جالبی از ذهنم می‌گذرد و بعدها از دل همین طرحها، ناگهان بی آنکه چندان به آن فکر کنم ایده‌ تمام و کمالی برای نوشتن خود را به من نشان می‌دهد.




@Writing_lovers🖌
Forwarded from کتاب خوانی


شصت سال پیش همه چیز می دانستم؛
امروز هیچ چیز نمی دانم!
کتاب خواندن یک کشف پیشرونده ی مهیج است، تا مدام به نادانی ات پی ببری...

#ویل_دورانت

@bookreading2
فقط باید کتاب‌هایی بخوانیم که ما را مجبور کنند باز به سراغشان برویم.

گاربریل گارسیا مارکز


@Writing_lovers🖌
فقط پس از اینکه کاری در نوشتن انجام می‌دهم، تازه به یاد می‌آورم که گویا در حین کار، مشغول زندگی‌کردن بوده‌ام!

نون نوشتن اثر محمود دولت آبادی

@Writing_lovers🖌
پیش از تو چیزی ننوشته‌ام که ارزش یادآوری داشته باشد. فقط با توست که نوشتن را شروع می‌کنم.

حلام مُستِغانِمی


@Writing_lovers🖌