این کتاب را، چند وقت پیش وقتی خیلی غمگین بودم، به عنوان خرید درمانی، از کتابفروشی شهر خریدم و بعد از حدود یک ساعت گشتن و چمپاتمه زدن میان قفسه های مختلف کتاب، انتخابش کردم. هر روز هم، بین کتابهایی که برای خواندنش از قبل برنامه ریزی کرده بودم، به طور مرتب خواندمش تا تمام شد. کتاب نکات جالب و مفیدی را بیان میکرد، البته به نظرم ترجمه ضعیفی داشت.
کتاب راز نوشتن: استیون کینگ
انتشارات نگاه
@Writing_lovers🖌
کتاب راز نوشتن: استیون کینگ
انتشارات نگاه
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایدههای داستانی چگونه به سراغ نویسنده میآید؟
یک بار نشستم تا داستانی را بنویسم که در آغاز کار فقط جمله اولش به ذهنم خطور کرده بود؛ چند روزی بود که همین جمله اول مدام در ذهنم میگشت: “مرد مشغول کار با جارو برقی بود که تلفن زنگ زد.”
میدانستم که در این جمله داستانی نهفته است که میخواهد بازگو شود. این را با تمام وجودم حس میکردم، اینکه با آن آغاز داستانی همراه است.
وقت مناسبی هم برای نوشتنش نصیبم شد؛ زمانی که به اندازه ۱۲ تا ۱۵ ساعت بود؛ البته اگر قصد داشتم از آن استفاده کنم و همین کار را نیز کردم؛ صبح همان روز نشستم و نخستین جمله را نوشتم و بلافاصله باقی جملهها پشت سر هم سرازیر شدند.
من این داستان را درست مثل یک شعر
ساختم؛ هر جمله را بر روی یک سطر مینوشتم و بعد از سر سطر شروع میکردم. خیلی زود توانستم داستانی را در دل همان سطرها ببینم و دانستم که آن داستان از آن من است؛ همان داستانی که دلم میخواست بنویسمش.
ریموند کارور
@Writing_lovers🖌
یک بار نشستم تا داستانی را بنویسم که در آغاز کار فقط جمله اولش به ذهنم خطور کرده بود؛ چند روزی بود که همین جمله اول مدام در ذهنم میگشت: “مرد مشغول کار با جارو برقی بود که تلفن زنگ زد.”
میدانستم که در این جمله داستانی نهفته است که میخواهد بازگو شود. این را با تمام وجودم حس میکردم، اینکه با آن آغاز داستانی همراه است.
وقت مناسبی هم برای نوشتنش نصیبم شد؛ زمانی که به اندازه ۱۲ تا ۱۵ ساعت بود؛ البته اگر قصد داشتم از آن استفاده کنم و همین کار را نیز کردم؛ صبح همان روز نشستم و نخستین جمله را نوشتم و بلافاصله باقی جملهها پشت سر هم سرازیر شدند.
من این داستان را درست مثل یک شعر
ساختم؛ هر جمله را بر روی یک سطر مینوشتم و بعد از سر سطر شروع میکردم. خیلی زود توانستم داستانی را در دل همان سطرها ببینم و دانستم که آن داستان از آن من است؛ همان داستانی که دلم میخواست بنویسمش.
ریموند کارور
@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کتاب خوانهای البرز. کرج (پگاه)
گفت: آدم تا داستان نخواند، معنیِ زندگی را نمیفهمد ...
📕 سمفونی مردگان
✍🏻 #عباس_معروفی
📚 @ketab_karaj_20
📕 سمفونی مردگان
✍🏻 #عباس_معروفی
📚 @ketab_karaj_20
عادت مؤثر نویسندگان مشهور
فلوبر برای تمرکز روی کارش روال سخت گیرانه ای داشت. خودش در این باره گفته «گاهی از خودم می پرسم چرا بازوانم به خاطر این همه خستگی از بدنم جدا نمی شوند یا چرا مغزم آب نمی شود. من زندگی ریاضت کشانه و سختی را می گذراندم؛ زندگی عاری از لذات بیرونی. با چنان عشقی کارم را دوست دارم که جنون آمیز و غریب به نظر می رسد؛ مثل زاهدی که جامه زبری را دوست دارد، در عین اینکه جامه جسمش را آزار می دهد.»
@Writing_lovers🖌
فلوبر برای تمرکز روی کارش روال سخت گیرانه ای داشت. خودش در این باره گفته «گاهی از خودم می پرسم چرا بازوانم به خاطر این همه خستگی از بدنم جدا نمی شوند یا چرا مغزم آب نمی شود. من زندگی ریاضت کشانه و سختی را می گذراندم؛ زندگی عاری از لذات بیرونی. با چنان عشقی کارم را دوست دارم که جنون آمیز و غریب به نظر می رسد؛ مثل زاهدی که جامه زبری را دوست دارد، در عین اینکه جامه جسمش را آزار می دهد.»
@Writing_lovers🖌
کله پا نویسی
✍ معصومه حامی دوست
کله پا نویسی اصطلاحی است که آیزاک آسیموف به کار برده است. او میگوید :«گاهی میبینم که نوشتهای میان نوشته هایم یکسر و گردن بالاتر از باقی آنها هستند.
این نوشتهها شباهتی به دیگر نوشته هایم ندارند و من از خواندن آنها شگفت زده میشوم.»
حقیقت این است که هر نویسندهای با انبوه نوشتن، سرانجام به درجهای میرسد که بتواند چنین متنی بنویسد.
اما لازمهی چنین تجربهای این است که تحت هر شرایطی بنویسیم و به خودمان اجازه بدهیم متوسط یا حتی بد بنویسیم به همین دلیل است که نویسندهای مثل چارلز بوکوفسکی کتاب عامه پسندش را به «بد نوشتن» تقدیم میکند.
بنابراین بنویسید و حتی شده آشغال تولید کنید. این توصیه رابرت لوئیس استیونسون رمان نویس، را از یاد نبرید:« روزتان را با محصولی که برداشت میکنید، قضاوت نکنید بلکه به بذرهایی که میکارید توجه کنید.»
بدین ترتیب خواهید توانست در میان انبوه نوشته هایتان، بذرهایی ایجاد کنید تا سرانجام احساس شگفت انگیز کله پا نویسی را تجربه کنید و این همان رمز کار نویسندگان حرفهای است.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
کله پا نویسی اصطلاحی است که آیزاک آسیموف به کار برده است. او میگوید :«گاهی میبینم که نوشتهای میان نوشته هایم یکسر و گردن بالاتر از باقی آنها هستند.
این نوشتهها شباهتی به دیگر نوشته هایم ندارند و من از خواندن آنها شگفت زده میشوم.»
حقیقت این است که هر نویسندهای با انبوه نوشتن، سرانجام به درجهای میرسد که بتواند چنین متنی بنویسد.
اما لازمهی چنین تجربهای این است که تحت هر شرایطی بنویسیم و به خودمان اجازه بدهیم متوسط یا حتی بد بنویسیم به همین دلیل است که نویسندهای مثل چارلز بوکوفسکی کتاب عامه پسندش را به «بد نوشتن» تقدیم میکند.
بنابراین بنویسید و حتی شده آشغال تولید کنید. این توصیه رابرت لوئیس استیونسون رمان نویس، را از یاد نبرید:« روزتان را با محصولی که برداشت میکنید، قضاوت نکنید بلکه به بذرهایی که میکارید توجه کنید.»
بدین ترتیب خواهید توانست در میان انبوه نوشته هایتان، بذرهایی ایجاد کنید تا سرانجام احساس شگفت انگیز کله پا نویسی را تجربه کنید و این همان رمز کار نویسندگان حرفهای است.
@Writing_lovers🖌
Forwarded from Sourena S
«درمان فآشیسم، مطالعه است و درمان نژادپرستی، سفر کردن.»
میگوُئِل دِ اوُنآموُنُو فیلسوف بآسک اسپانیایی
میگوُئِل دِ اوُنآموُنُو فیلسوف بآسک اسپانیایی
اندر فواید کتابهایی که نمیخوانیم
✍ معصومه حامی دوست
کتابی سالها در قفسه کتاب ها، باقی میماند، تا اینکه بالاخره یک روز میخوانیاش. مدتها به دنبال کتابی میگردی و به ناگهان آن را مییابی.
این اصلیترین قانون کتابخوانی است. این اصل میگوید نباید نگران کتابهای نخوانده در کتابخانهات باشی، حرص کتابهای نخوانده را نزن بلکه فقط منتظر باش تا به موقع خودش، آن کتاب را بگشایی.
بنابراین وقتی کتابی را از فروشگاه کتاب میگیری و در کتابخانه ات قرار میدهی و برنامه روزانه ات را برای خواندن داری، دیگر نگران انبوه کتابهای نخوانده نباش. اگر دوست کتابها باشی، آنها تورا پیدا میکنند و خواهی توانست هر کتاب را در زمان مناسب خویش بخوانی.
برنامه ریزی ات را پی بگیر و مطمئن باش وقتی زمانش برسد آنچه مدتهاست به سراغش نرفتهای، خود را در مقابل تو میگشاید و میبینی چه به هنگام آن را خواندهای.
این تجربه ای است که هر کتاب خوانی آن را از سر میگذراند، و تجربه مهمی است. چون تو باید بیش از هر چیز به سیر مطالعاتی که در پیش گرفتهای اطمینان کنی. این سیر هیچ گاه اشتباه نمیکند.
نباید به شم کتابخوانیات، برای پیدا کردن کتاب مناسب برای مطالعه شک کنی. اگرچه لازمه این فراست آن است که هر روز به سبقی* که برای مطالعه در نظر گرفتهای، پایبند باشی. در این صورت در نهایت خواهی دید که زمان مناسب برای خواندن کتابی که مدتها رغبتی به خواندنش نداشتی، فرا میرسد و آن هنگام بهترین زمان برای لذت و بهره بردن از چنین تجربه ای است.
در حقیقت وقتی کتابی را در زمان درستش میخوانیم بهترین برکات و ثمرات را برای زندگیمان خواهد داشت. چنین مطالعه ای تجربه ای کامل است و سبب میشود تا ادراک آنچه مورد مطالعه قرار میگیرد، در زمانی دقیق و به بهترین نحو انجامگیرد.
* سبق: در لغت نامه دکتر معین در معنی سبق آمده است؛ مقداری از کتاب که در یک جلسه درس داده شود یا بخشی از مطالب که برای مطالعه در نظر گرفته میشود.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
کتابی سالها در قفسه کتاب ها، باقی میماند، تا اینکه بالاخره یک روز میخوانیاش. مدتها به دنبال کتابی میگردی و به ناگهان آن را مییابی.
این اصلیترین قانون کتابخوانی است. این اصل میگوید نباید نگران کتابهای نخوانده در کتابخانهات باشی، حرص کتابهای نخوانده را نزن بلکه فقط منتظر باش تا به موقع خودش، آن کتاب را بگشایی.
بنابراین وقتی کتابی را از فروشگاه کتاب میگیری و در کتابخانه ات قرار میدهی و برنامه روزانه ات را برای خواندن داری، دیگر نگران انبوه کتابهای نخوانده نباش. اگر دوست کتابها باشی، آنها تورا پیدا میکنند و خواهی توانست هر کتاب را در زمان مناسب خویش بخوانی.
برنامه ریزی ات را پی بگیر و مطمئن باش وقتی زمانش برسد آنچه مدتهاست به سراغش نرفتهای، خود را در مقابل تو میگشاید و میبینی چه به هنگام آن را خواندهای.
این تجربه ای است که هر کتاب خوانی آن را از سر میگذراند، و تجربه مهمی است. چون تو باید بیش از هر چیز به سیر مطالعاتی که در پیش گرفتهای اطمینان کنی. این سیر هیچ گاه اشتباه نمیکند.
نباید به شم کتابخوانیات، برای پیدا کردن کتاب مناسب برای مطالعه شک کنی. اگرچه لازمه این فراست آن است که هر روز به سبقی* که برای مطالعه در نظر گرفتهای، پایبند باشی. در این صورت در نهایت خواهی دید که زمان مناسب برای خواندن کتابی که مدتها رغبتی به خواندنش نداشتی، فرا میرسد و آن هنگام بهترین زمان برای لذت و بهره بردن از چنین تجربه ای است.
در حقیقت وقتی کتابی را در زمان درستش میخوانیم بهترین برکات و ثمرات را برای زندگیمان خواهد داشت. چنین مطالعه ای تجربه ای کامل است و سبب میشود تا ادراک آنچه مورد مطالعه قرار میگیرد، در زمانی دقیق و به بهترین نحو انجامگیرد.
* سبق: در لغت نامه دکتر معین در معنی سبق آمده است؛ مقداری از کتاب که در یک جلسه درس داده شود یا بخشی از مطالب که برای مطالعه در نظر گرفته میشود.
@Writing_lovers🖌
ریموند کارور از تجربهی داستانخوانیاش میگوید:
«کارتی دارم که بخشی از یکی از داستانهای چخوف را رویش نوشتهام:
” … و ناگهان همه چیز برایش روشن شد.” این واژگان برای من سرشار از شگفتی، امکان و احتمال هستند. من شیفته بیان گویا و ساده آن هستم و از اشاره ضمنی اش به امر مکاشفه لذت میبرم. به علاوه اسرارآمیز نیز هست. تا پیش از آن چه چیزی مبهم و نامشخص بوده است؟ و چگونه است که هم اکنون همه چیز دارد مشخص میشود؟ چه اتفاقی افتاده است؟ به خصوص، اکنون چه رخ داده است؟ در اثر چنین آگاهی ناگهانی و غیر منتظرهای مسایلی پیش میآید. من خودم به ناگهان دچار احساس آسودگی خاطر؛ انتظار و حتی پیش بینی میشوم.»
@Writing_lovers🖌
«کارتی دارم که بخشی از یکی از داستانهای چخوف را رویش نوشتهام:
” … و ناگهان همه چیز برایش روشن شد.” این واژگان برای من سرشار از شگفتی، امکان و احتمال هستند. من شیفته بیان گویا و ساده آن هستم و از اشاره ضمنی اش به امر مکاشفه لذت میبرم. به علاوه اسرارآمیز نیز هست. تا پیش از آن چه چیزی مبهم و نامشخص بوده است؟ و چگونه است که هم اکنون همه چیز دارد مشخص میشود؟ چه اتفاقی افتاده است؟ به خصوص، اکنون چه رخ داده است؟ در اثر چنین آگاهی ناگهانی و غیر منتظرهای مسایلی پیش میآید. من خودم به ناگهان دچار احساس آسودگی خاطر؛ انتظار و حتی پیش بینی میشوم.»
@Writing_lovers🖌
سه نکته مهم که برای آفریدن هر اثر هنری باید به یاد داشته باشیم.
✍ معصومه حامی دوست
✅ اولین و مهمترین نکته در آفرینش یک اثر هنری متصل شدن به منابع ارزشمند است. این موضوع مهمترین نقش را در فعال کردن تخیلتان دارد. هیچ چیز مثل تماشای یک فیلم خوب، گوش دادن به موسیقی اصیل، دیدن نقاشی و عکسهای هنرمندانه و خواندن کتابهای درجه یک نمیتواند، این کار را برای شما انجام دهد.
اگر گمان کنید، خودتان منبع خلق هستید، ناکامی و دلسردی را تجربه خواهید کرد. آنچه شما را به منبع الهام و خلاقیت میرساند، در درجه اول، دادههایی است که به ذهن تان میرسانید. پس بهترین دادهها را انتخاب کنید و خودتان را ملزم کنید تا آنها را در معرض دیدتان قرار دهید.
✅ نکته دوم این که درباره ی موضوع مورد علاقهتان حرف بزنید. صحبت کردن با آدمهای اهل ذوق، سرچشمه فیاضی است. این حرف زدنها بهترین ایدهها را در اختیار شما قرار میدهد و منبع اشتیاق شما خواهند بود. گاهی حرف زدن باعث شده تا موضوعاتی به ذهنم خطور کند که ساعتها خلوت کردن نمیتوانست چنان اثر و نتیجهای برجا بگذارد.
✅ نکته دیگری که در آفریدن هر اثر هنری باید دانست، این است که خلق یک اثر جدید و بکر از ادغام زمینههای مختلف حاصل میشود. هیچایده مجزایی به خودی خود وجود ندارد و تنها در پرتو ادغام دو یا چند حیطه، میتوان به خلق اثری بی بدیل و درخشان امیدوار بود. بدین گونه ما میتوانیم به عرصهای ورود کنیم که به راحتی به چشم نمیآید و به امکانات مخفی و نامتناهی راه میبرد.
اینها مهمترین مباحثی است که ذهن جستجو گر یک هنرمند باید بدانها توجه کند تا بتواند اثری بیافریند که یک سر و گردن بالاتر از معیارهای آفرینش هنری دوره خود، باشد. اثری که مخاطب را به سطح برتری برساند و آگاهی او را وسیع تر کند.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
✅ اولین و مهمترین نکته در آفرینش یک اثر هنری متصل شدن به منابع ارزشمند است. این موضوع مهمترین نقش را در فعال کردن تخیلتان دارد. هیچ چیز مثل تماشای یک فیلم خوب، گوش دادن به موسیقی اصیل، دیدن نقاشی و عکسهای هنرمندانه و خواندن کتابهای درجه یک نمیتواند، این کار را برای شما انجام دهد.
اگر گمان کنید، خودتان منبع خلق هستید، ناکامی و دلسردی را تجربه خواهید کرد. آنچه شما را به منبع الهام و خلاقیت میرساند، در درجه اول، دادههایی است که به ذهن تان میرسانید. پس بهترین دادهها را انتخاب کنید و خودتان را ملزم کنید تا آنها را در معرض دیدتان قرار دهید.
✅ نکته دوم این که درباره ی موضوع مورد علاقهتان حرف بزنید. صحبت کردن با آدمهای اهل ذوق، سرچشمه فیاضی است. این حرف زدنها بهترین ایدهها را در اختیار شما قرار میدهد و منبع اشتیاق شما خواهند بود. گاهی حرف زدن باعث شده تا موضوعاتی به ذهنم خطور کند که ساعتها خلوت کردن نمیتوانست چنان اثر و نتیجهای برجا بگذارد.
✅ نکته دیگری که در آفریدن هر اثر هنری باید دانست، این است که خلق یک اثر جدید و بکر از ادغام زمینههای مختلف حاصل میشود. هیچایده مجزایی به خودی خود وجود ندارد و تنها در پرتو ادغام دو یا چند حیطه، میتوان به خلق اثری بی بدیل و درخشان امیدوار بود. بدین گونه ما میتوانیم به عرصهای ورود کنیم که به راحتی به چشم نمیآید و به امکانات مخفی و نامتناهی راه میبرد.
اینها مهمترین مباحثی است که ذهن جستجو گر یک هنرمند باید بدانها توجه کند تا بتواند اثری بیافریند که یک سر و گردن بالاتر از معیارهای آفرینش هنری دوره خود، باشد. اثری که مخاطب را به سطح برتری برساند و آگاهی او را وسیع تر کند.
@Writing_lovers🖌
«من اشیا را آنگونه که به ذهنم می رسند نقاشی می کنم، نه آنگونه که آنها را می بینم»
پیکاسو
@Writing_lovers🖌
پیکاسو
@Writing_lovers🖌
«هر کتابی نقش خود را بر ذهن انسان حک میکند، بعضی بیشتر و بعضی کمتر، اما بعضی کتابها هستند که به نظر من هر خواننده جدی، بخصوص اگر اهل نوشتن باشد، باید پیوسته به آنها مراجعه کند؛ مثل آثار کلاسیک ادبیات خودمان از جمله «شاهنامه» فردوسی و دیوان حافظ و آثار کلاسیک ادبیات غرب، مثل آثار هومر، تراژدیهای یونان، رمانهای قرن نوزدهم و همینطور کتابهای مقدس مثل قرآن، اوستا، عهد قدیم و عهد عتیق. با یک یا دو بار خواندن نمیتوان به ژرفای این کتابها رسید و به نظرم آدم ناچار است مدام این کتابها را بخواند.»
عبدالله کوثری
#شاهنامه
@Writing_lovers🖌
عبدالله کوثری
#شاهنامه
@Writing_lovers🖌