نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
تجربه‌ای که نویسندگان از آن حرف می‌زنند.


معصومه حامی دوست

کتابهای بسیاری هستند که نویسندگان در آن، از تجربیاتشان درباره‌ی نوشتن، با مخاطب سخن گفته‌اند.

خواندن سخنان و مصاحبه‌های نویسندگان هم از منابع الهام بخش برای یادگیری نویسندگی است. می‌توان نکات ارزشمندی را از دل سخنان‌شان استخراج کرد که در هیچ کلاس‌ نویسندگی، آموزش داده نمی‌شود.

یکی از تجربیاتی که نویسندگان به روش‌های مختلف در سخنان‌شان بدان اشاره کرده‌اند آموزه‌ی:« نگو، نشان بده» است. اما چگونه می‌توان به این آموزه عمل کرد؟

بسیاری از نویسندگان معتقدند برای این کار، داستان‌شان را مثل یک فیلم در نظر مجسم می‌کنند، سپس از این تصویر سازی برای نوشتن بهره می‌برند.

فردریک ادن روز می‌گوید: « از همان لحظه‌ای که جرقه‌اش مثل فیلم در ذهنم می‌خورد، انگار که صفحه صفحه جلویم ثبت می‌شود. با کاغذ سفید مشکلی ندارم، فقط باید فیلم را در ذهنم تماشا کنم و هر آنچه را که می‌بینم بگویم.»

هوشنگ مرادی کرمانی هم درباره‌ی چنین تجربه‌ای گفته‌اند: «یکی از مهم‌ترین آموخته‌های سینما به من این بود که نشان دهم به جای آن‌که تعریف کنم. من خلاصه‌نویسی را از سینما آموختم. می‌دانی، اول دیوانه‌وار می‌نویسم و سپس مثل یک تدوین‌گر به سراغ نوشته‌هایم می‌روم.»

این یکی از بهترین روش‌ها برای روبه رو شدن با کاغذ سفید است که می‌توان برای پروراندن ایده‌ها و با شوق و ذوق نوشتن، از آن بهره گرفت.



@Writing_lovers🖌
آنتوان چخوف: «به من نگو ماه می‌درخشد‌؛ درخشش نور را در شیشه‌ای شکسته نشانم بده.»



@Writing_lovers🖌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک مؤلف، یک کتاب

معرفی پنج اثر از حسام الدین مطهری



@Writing_lovers🖌
اینکه از کجا و چطور شد که فهمیدم باید قلم به دست بگیرم و گرفتم را یادم نمی آید.
شاید ده دوازده ساله بودم. کتاب زیاد می خواندم. خیلی بیشتر از هم سن هایم.
یادم می آید هر روز می نشستم پای تلوزیون و کارتون آن شرلی را با ذوق و شوق تماشا می کردم و خودم را می گذاشتم جای دخترک خیال بافی که همه ی حرف هایش را روی کاغذ می نوشت و دوست داشت که نویسنده شود..
آری ،من با آن شرلی دست به قلم شدم و فهمیدم که باید نوشت.فهمیدم که بخشی از تخیل نوشتن است .
نوشتن من را از همه جا جدا می کرد و می برد به هرجایی که در واقعیت توان رفتن نداشتم.

شاید این روزها بیشترین چیزی که نیاز,داشته باشم همین نوشتن است.
می توانم چند ماه کامل بنشینم در یک خانه ی متروکه و پشت پنجره ای که رو به علفزار است هی بنویسم و بنویسم.
از درخت ها بنویسم...از صدای پرنده ها..از باران صبحگاه..از صدای زوزه ی گرگ های شب بیدار..
عجیب این شب ها هوای نوشتن دارم!...
در نوشتن رمان «نگو ما هیچ چیز نداریم»، قطعه «واریاسیون‌های گلدبرگ» باخ در سرم به صدا درمی‌آمد و همین‌طور روی صفحات کاغذ، تا به من نشان دهد محدودیت‌های ساختاری ممکن است خلاقیت، فردیت و مقاومت‌های هنری را تحریک کند. نوشتن یک رمان به معنای پیدا کردن راه‌های متعدد زنده ماندن است. هدفم احیای تخیل و جهان تاابد ناکامل بینمان بود. 

مادلین تین


@Writing_lovers🖌
هیچ آهنی نمی تواند با نیرو و قدرت جمله ای که در سر جای درست خودش قرار گرفته، در قلب نفوذ و اثر کند.

گی دی موپاسان




@Writing_lovers🖌
هیچ فکر یا عقیده یا داستان عمده‌ای یا طرح کتاب پرفروشی، هرگز به خودی خود یا در جایی خاص، به وجود نمی‌آید. طرح های خوب داستانی، از هیچ منبع صددرصد ادبی سرچشمه نمی‌گیرد، معمولا دو ایده‌ی مختلف بدون آنکه ربطی به هم داشته باشند، به شما الهام می‌شوند و موضوع جدیدی خلق می‌کنند. کار شما یافتن ایده‌ها نیست بلکه تشخیص ایده‌هاست.



استیون کینگ

📚 کتاب: راز نوشتن

نشر نگاه


@Writing_lovers🖌
این کتاب را، چند وقت پیش وقتی خیلی غمگین بودم، به عنوان خرید درمانی، از کتابفروشی شهر خریدم و بعد از حدود یک ساعت گشتن و چمپاتمه زدن میان قفسه های مختلف کتاب، انتخابش کردم. هر روز هم، بین کتابهایی که برای خواندنش از قبل برنامه ریزی کرده بودم، به طور مرتب خواندمش تا تمام شد. کتاب نکات جالب و مفیدی را بیان می‌کرد، البته به نظرم ترجمه ضعیفی داشت.

کتاب راز نوشتن: استیون کینگ

انتشارات نگاه

@Writing_lovers🖌
ایده‌های داستانی چگونه به سراغ نویسنده می‌آید؟



یک بار نشستم تا داستانی را بنویسم که در آغاز کار فقط جمله اولش به ذهنم خطور کرده بود؛ چند روزی بود که همین جمله اول مدام در ذهنم می‌گشت: “مرد مشغول کار با جارو برقی بود که تلفن زنگ زد.”

می‌دانستم که در این جمله داستانی نهفته است که می‌خواهد بازگو شود. این را با تمام وجودم حس می‌کردم، اینکه با آن آغاز داستانی همراه است.

وقت مناسبی هم برای نوشتنش نصیبم شد؛ زمانی که به اندازه ۱۲ تا ۱۵ ساعت بود؛ البته اگر قصد داشتم از آن استفاده کنم و همین کار را نیز کردم؛ صبح همان روز نشستم و نخستین جمله را نوشتم و بلافاصله باقی جمله‌ها پشت سر هم سرازیر شدند.

من این داستان را درست مثل یک شعر
ساختم؛ هر جمله را بر روی یک سطر می‌نوشتم و بعد از سر سطر شروع می‌کردم. خیلی زود توانستم داستانی را در دل همان سطرها ببینم و دانستم که آن داستان از آن من است؛ همان داستانی که دلم می‌خواست بنویسمش.



ریموند کارور

@Writing_lovers🖌
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الیزابت گیلبرت از پرورش خلاقیت و نویسندگی می‌گوید.



@Writing_lovers🖌
Forwarded from کتاب خوانهای البرز. کرج (پگاه)
گفت:‌ آدم تا داستان نخواند، معنیِ زندگی را نمی‌فهمد ...
‌‌


📕 سمفونی مردگان
✍🏻 #عباس_معروفی

📚 @ketab_karaj_20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍1
عادت مؤثر نویسندگان مشهور

فلوبر برای تمرکز روی کارش روال سخت گیرانه ای داشت. خودش در این باره گفته «گاهی از خودم می پرسم چرا بازوانم به خاطر این همه خستگی از بدنم جدا نمی شوند یا چرا مغزم آب نمی شود. من زندگی ریاضت کشانه و سختی را می گذراندم؛ زندگی عاری از لذات بیرونی. با چنان عشقی کارم را دوست دارم که جنون آمیز و غریب به نظر می رسد؛ مثل زاهدی که جامه زبری را دوست دارد، در عین اینکه جامه جسمش را آزار می دهد.»

@Writing_lovers🖌