نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
نوشته خوب، خود ماندگار و پایا می‌شود. هر قدر میزان آزادی بیشتر شود ما ارزش بالاتری خواهیم یافت.

جمال الغیطانی



@Writing_lovers🖌
نویسندگی زندگی نیست، اما من فکر می‌کنم که می‌تواند گاهی راه برگشتی به زندگی باشد.


استیون کینگ


@Writing_lovers🖌
قرار است امروز هزار کلمه بنویسم، مهم نیست چه چیزی باشد. فقط می‌خواهم کلمه به کلمه بنویسم و در انتهای این مسیر با خودم روبرو شوم.

😊
عوامل دیگری هم در کار است...



معصومه حامی‌دوست

هاروکی موراکامی در رمان « کافکا در کرانه» درباره‌ی شخصیت برجسته‌ی دکتر سوکوماتو می‌گوید :« او بین واقعیت و حدس و گمان، خط تمایز مشخصی می‌کشد.»

اگر بخواهم خصوصیتی را برای نویسندگی تبلیغ کنم، توانایی در هم آمیختن مرزها است. یک نویسنده‌ی خوب باید ‌بتواند مرز واقعیت و خیال و حدس و گمان را در هم بیامیزد.

برایم قابل تصور نیست که آدمی تا این حد کند ذهن باشد که نتواند حتی برای زمان محدودی، واقعیت و خیال را در هم ادغام کند.

برای اینکه نویسنده خوبی باشید و ایده‌های خوبی برای نوشتن به دست بیاورید، بیش از پیش به این مهارت نیاز دارید. باید ذهن و تخیل‌تان‌ در نزدیکترین فاصله از هم باشد و بتوانید حین تجسم، چیزهای واقعی و تخیلی را در هم ادغام کنید.

شجاع باشید، از زندگی الهام بگیرید، از آگاهی‌تان، شهود، زندگی شخصی، دوستی، کار و تخیل و حدس و گمان، دنیای خواب و بیداری و در نهایت همه را با هم ادغام کنید و آزادانه و بدون حد و مرز بنویسید.

این کار عناصر و مخلوقات پنهان ذهن شما را فعال می‌کند و شما را به سطح جدیدی از آگاهی می‌رساند.


@Writing_lovers🖌
زمانی که نوشتن را شروع می‌کنید، در را ببندید. باید هدفتان این باشد که هر روز بنویسید، مثل بدنسازی. من هزار کلمه در روز را پیشنهاد می‌کنم. وقتی هدف تعیین شد تا وقتی که به هدف نرسیدید، در را بسته نگه دارید. سپس کارتان را روی کاغذ (معادل چهار صفحه دفتر) یا کامپیوترتان وارد کنید. نوشته خواه یک اثر ادبی باشد یا متن یک مقاله، کار همیشه و هر بار با یک کلمه شروع می‌شود.

استیون کینگ


@Writing_lovers🖌
دست‌کم روزی یک مرتبه به خودتان اجازه بدهید تا آزادانه بیندیشید و برای خودتان خیال‌پردازی کنید.

انیشتین

@Writing_lovers🖌
دائم بنویس، منتظر الهام نباش. خود نوشتن الهام بخش است. اگر موفق شدی دائم بنویس. اگر ناکام هم ماندی دائم بنویس. اگر سرشوقی، بنویس و اگر کسلی هم، باز بنویس. 

مایکل کرایتون

@Writing_lovers🖌
عادت مؤثر نویسندگان مشهور

ناباکوف طی سفری جاده ای در طول آمریکا شروع به نگارش دست نویس اول «لولیتا» کرد. او شب ها در صندلی عقب اتومبیل پارک شده اش می نشست و می نوشت. به قول خودش تنها جایی در کشور که نه سر و صدایی در کار بود و نه احضاریه ای.

@Writing_lovers🖌
 

« من در نوشتن خيلي منضبط هستم، البته خودم را مجبور نمي‌كنم چند واژه معين در روز كار كنم ولي بايد روزانه مقدار معيني بنويسم كه معمولا معادل ٢ صفحه است.

امروز صبح ٢صفحه از رمان جديدي را نوشتم و فردا ٢ صفحه‌ ديگر خواهم نوشت. شايد به نظر شما روزي ٢ صفحه آنقدرها هم زياد نباشد.(روي هم مي‌شود سالي ٨٠٠صفحه).

اما در نهايت كاملا عادي هستم ‌و عادت‌هاي عجيب‌وغريبی ندارم.»

ژوزه ساراماگو

@Writing_lovers🖌
نویسنده در جستجوی پاره‌های ذهن خود است، چرا که هر حادثه بخشی از حیات ذهنی او را متجلی می‌کند و به زبان آوردن هر پدیده به نوعی، تلاش برای کشف آن است.


شهریار مندنی پور

@Writing_lovers🖌
Forwarded from Parisa
#یادگرفتم
می خواهم از تجربه‌ای بگویم که نزدیک ده روز است که آن را امتحان کردم و لذت عجیبی را هم برای من به ارمغان آورده است. خیلی وقت بود که دلم می‌خواست صبح‌ها زودتر از خواب بیدار بشوم و داستان کوتاهی بنویسم. اما عقب می‌افتاد و اهمال‌کاری می‌کردم. تا اینکه یک روز هنگام غروب که در حال نوشتن هزارکلمه‌ها بودم و از این وضعیت برای خودم گلایه می‌کردم، نگاهی به آسمان انداختم و دیدم که هوا تاریک شده است. همین جمله را نوشتم و شروع کردم به نوشتن یک داستان کوتاه. در ابتدا در نظرم نبود که داستان کوتاه بشود. فکر می‌کردم یک یادداشت کوتاه می‌نویسم. اما بعد ادامه دار شد. هر روز صبح نیم ساعت یا یک ساعت زودتر از خواب بیدار می‌شوم و قبل از اینکه سر کار بروم بدون آنکه درباره چیزی که می‌خواهم بنویسم فکر کنم، ۱۵۰ الی دویست کلمه در یک فایل ورد می‌نویسم.
پشت میزم می‌نشینم و اصلن فکر نمی‌کنم که حالا این شخصیت داستان قرار است به کجا برود و چه اتفاقاتی برای او بیافتد. همیشه هم شگفت زده می‌شوم از اینکه داستان چگونه خودش پیش می‌رود.
بعد دیروز دیدم که داستانم تمام شده. باور کنید داستان خودش پیش رفت، من هیچ زمانی از روز به شخصیت داستانم فکر نکرده بودم. فقط پشت میز می‌نشستم و آن زمان بود که می‌نوشتم و فکر می‌کردم. هنگام نوشتن هم چندان به چفت و بست داستان فکر نمی‌کردم. به هر حال قرار نبود جایی چاپ شود. قرار بود افکار من پیاده شود و من لذت نویسنده‌ی یک داستان کوتاه بودن را بچشم.
و چشیدم. حالا تصمیم گرفتم هر روز این کار را بکنم.
راستش را بخواهید چخوف هم همینطور می‌نوشت. نگاهش به یک زیرسیگاری می‌افتاد و شروع می‌کرد به نوشتن. به نظرم این طور نوشتن خیلی جذاب است.
می‌دانید فکر می‌کنم آهسته و پیوسته نوشتن مانند آهسته و پیوسته خواندن است. همان‌طور که وقتی یک کتاب را کند می‌خوانیم و تمام شخصیت‌ها و افکار نویسنده در طول روز وشب ذهن ما را درگیر می‌کنند و به نوعی ما با کتاب زندگی می‌کنیم، نوشتن هم اگر با تأنی و تداوم همراه باشد می‌تواند حظ بیشتری را نصیب ما کند.
اصلن مگر نویسنده بودن معنایی جز این دارد؟
برداشت از یک نیروی لایتناهی


معصومه حامی دوست


شکسپیر گفته است:« کسی که از نزدیک‌شدن به کندوی زنبور عسل می‌ترسد و نگران نیش آن‌هاست، هرگز نمی‌تواند عسل به دست بیاورد. »

برای اینکه نویسنده خوبی باشید. از دنیای کوچک‌خود خارج شوید. جاهایی بروید که تاکنون نرفته‌اید، افراد جدید را ملاقات کنید و کارهای تازه انجام دهید.

از نقطه امن‌تان خارج شوید، به مسائل دقت کنید، سعی کنید جنبه‌های متفاوت امور را ببینید و آنها را ثبت کنید. این کار نگرش تان را بسط می‌دهد و تجربیات تازه‌ای برایتان به ارمغان می‌آورد.

اگرچه همواره توصیه شده است که از تجربیات خودتان بنویسید و انزوا و تنهایی نویسنده به عنوان منبع عظیم خلاقیت او معرفی می‌شود، اما یکی از وجوه اصلی وظایف نویسنده، بسط و گسترش دیدگاهها و نقطه نظراتش از طریق خروج از دنیای شخصی‌اش است.

هیچ کس نمی‌تواند تنها با چسبیدن به عقاید خودش قدمی به جلو بگذارد. بنابراین برای نویسنده شدن علاوه بر پر کار بودن و شوق بی حد و حصر برای بیان درونیات‌تان، نیاز است تا از خودتان فراتر بروید.

برای این کار باید، خودتان را، دنیای اطراف‌تان، اشیا، طبیعت، روابط، آدمها را بشناسید و همه چیز را از دیدگاه‌ خودتان بازتعریف و ثبت کنید. توجه به همین نکته، موضوعات جدیدی برای نوشتن در اختیارتان قرار می‌دهد.



@Wrting_lovers🖌