Word_Wizards
گیر کردن توی یک سطح—که اصطلاحاً بهش Intermediate Plateau یا «درجا زدن» میگن—کاملاً طبیعیه و دلیلش سختتر شدن زبان نیست، بلکه تغییر نکردنِ روش یادگیریه. وقتی فرمول یادگیری عوض نشه، سطح زبان هم ثابت میمونه. اصلیترین دلایل پیشرفت نکردن زبانآموزها: 🐞غرق…
خیلی ها این روزا بهم پیام میدن که توی یه سطح گیر کردن و پیشرفت نمیکنن و ازم راهکار میخوان
سعی کردم خیلی خلاصه براتون توضیح بدم اگر براتون مفید بود لایک یادتون نره😊
سعی کردم خیلی خلاصه براتون توضیح بدم اگر براتون مفید بود لایک یادتون نره😊
❤12🍓2💘2
🔥6💘1
Forwarded from Calypso
Hi darling❤️
A standard placement test includes Speaking and Writing sections. These two sections need to be assessed and graded by a teacher, because there isn’t a specific answer key that you can use to check your answers.
I can only assess your grammar and vocabulary skills, but the score on these sections alone can’t accurately determine your overall English level.
A standard placement test includes Speaking and Writing sections. These two sections need to be assessed and graded by a teacher, because there isn’t a specific answer key that you can use to check your answers.
I can only assess your grammar and vocabulary skills, but the score on these sections alone can’t accurately determine your overall English level.
❤5
بچها برای تعیین سطح حتما باید writing و speaking تون مورد ارزیابی قرار بگیره و اینطور نیست که پاسخ نامه ی مشخصی داشته باشه که شما بتونید تصحیح کنید جوابتون رو و لطفا گول این موسسات رو نخورید که با نهایتا ۱۰۰ سوال گرامر تعیین سطح میکنن
❤7🔥1
Forwarded from Calypsoo
چطور تونستی تو اینننننننن همه مدت این چنل رو نزنی
حاجیییییییی همین که اومدم تو چنل عاشقش شدم احساس میکنم با این برنامه هات اگه پیش برم میترکنممممم
حاجیییییییی همین که اومدم تو چنل عاشقش شدم احساس میکنم با این برنامه هات اگه پیش برم میترکنممممم
🔥7❤1
بچها خیلی خوشحالم میکنید😭
من همه ی سعیم رو میکنم که محتوای زرد تولید نکنم و اگر هم چیزی براتون اپلود میکنم سعی میکنم به دردتون بخوره
پیشرفت و سواد شما اعتبار منه❤️🍀
من همه ی سعیم رو میکنم که محتوای زرد تولید نکنم و اگر هم چیزی براتون اپلود میکنم سعی میکنم به دردتون بخوره
پیشرفت و سواد شما اعتبار منه❤️🍀
💘10🔥3❤1
بیاید ببینیم به جای smart از چه کلمات درست تری میتونیم استفاده کنیم
🧠 Intelligent
باهوش؛ دارای توانایی یادگیری بالا، درک و استفادهی مؤثر از دانش.
🔍 Insightful
نکتهسنج؛ کسی که درک عمیقی از آدمها یا موقعیتها دارد و به نکات پنهان پی
میبرد.
👀 Perceptive
تیزبین؛ کسی که سریع متوجه چیزهای ظریف و غیرآشکار میشود.
📊 Analytical
تحلیلگر؛ توانایی بررسی دقیق اطلاعات و پیدا کردن ارتباط و ساختار بین آنها.
📚 Knowledgeable
آگاه و دانشمند؛ کسی که دربارهی یک موضوع یا حوزه، اطلاعات و دانش زیادی دارد.
✨این پست رو سیو کن تا بعدا مرورش کنی
#Vocabulary
🧠 Intelligent
🔍 Insightful
میبرد.
👀 Perceptive
📊 Analytical
📚 Knowledgeable
✨ نکته: این کلمات همگی به نوعی «باهوش بودن» را توصیف میکنند، اما هرکدام روی نوع متفاوتی از توانایی ذهنی تأکید دارند.
✨این پست رو سیو کن تا بعدا مرورش کنی
#Vocabulary
💘9❤3🔥1🍓1
۱۰ اشتباه رایج که زبان اموزها در بکار بردن حروف اضافه انجام میدن
#Grammar
این پست رو سیو کنید تا همیشه بتونید مرورش کنید😇 لایک هم یادتون نره
#Grammar
🔥6🍓2❤1
According to the report, ______ people attended the conference this year, but there was ______ interest in the topic than expected.
Anonymous Quiz
40%
Less/ Fewer
43%
Fewer/ Less
11%
Fewer/ Fewer
6%
Less/ Less
🔥5❤1
Choose the grammatically correct sentence
Anonymous Quiz
11%
I've been living in this city since five years, and I know less people here
11%
I've been living in this city for 2020, and I know fewer people here
79%
I've been living in this city since 2020, and I know fewer people here.
0%
I’ve been living in this city for 2020,and I know less people here
🍓5❤1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍿
#Shorts
How Minnesotans Stay Warm While Ice Fishing.Cellar: زیرزمین / سرداب
running some weird experiment: انجام دادن یک آزمایش عجیب
open a hatch in the floor: باز کردن یک دریچه در کف زمین
Drill a hole: ایجاد یک سوراخ با دریل / سوراخ کردن
barefoot: با پای برهنه
Hook the cameras up to a big screen tv: وصل کردن دوربینها به یک تلویزیون صفحه بزرگ
اصطلاح Hook up: یک اصطلاح عامیانه و بسیار رایج به معنی وصل کردن دستگاههای الکترونیکی (کابل، دوربین، تلویزیون یا سیستم صوتی) به یکدیگر است.
#Shorts
💘7❤2🍓1
Word_Wizards
🍿 How Minnesotans Stay Warm While Ice Fishing. Cellar: زیرزمین / سرداب running some weird experiment: انجام دادن یک آزمایش عجیب open a hatch in the floor: باز کردن یک دریچه در کف زمین Drill a hole: ایجاد یک سوراخ با دریل / سوراخ کردن barefoot: با پای برهنه…
این ویدیو رو چند بار ببینید تا با کاربرد اصطلاحات و کلمات جدیدش بیشتر اشنا بشید.
این جور ویدیو ها کمک خیلی زیادی به تقویت سپیکینگ تون میکنه و علاوه بر اون دایره لغاتتون رو هم بیشتر میکنه
این جور ویدیو ها کمک خیلی زیادی به تقویت سپیکینگ تون میکنه و علاوه بر اون دایره لغاتتون رو هم بیشتر میکنه
💘10❤1🍓1
𝗀𝖾𝗇𝖾𝗋𝗈𝖾𝗎𝗌
𝗇𝖺𝗋𝖺
🔥6🍓1
🕊️to a free Iran, a place where women's voices also have the right to be heard.
❤12🍓1
Let or Make ?
هر دو فعل بعد از مفعول، فعل ساده (Bare Infinitive) میگیرند و نیاز به to ندارند (مثلاً میگوییم let me go، نه let me to go).
تفاوت در مفهوم
۱. Let (اجازه دادن / اجازه داشتن)
زمانی استفاده میشود که فرد آزادی عمل دارد یا به او اجازه انجام کاری داده میشود.
• Let me try: بگذار امتحان کنم / اجازه بده سعی کنم.
• Let her speak: بگذار صحبت کند (مانعش نشو).
• Let us leave: بگذار بریم / اجازه بده بریم.
• Let him choose: بگذار خودش انتخاب کند (اختیار با خودش است).
• Let them rest: بگذار استراحت کنند (مزاحمشان نشو).
۲. Make (اجبار کردن / وادار کردن)
زمانی استفاده میشود که فرد تحمیل، اجبار یا فشاری را تجربه میکند و حق انتخاب ندارد.
• Make me wait: من را معطل کن / مجبورم کن منتظر بمانم.
• Make her repeat it: وادارش کن تکرار کند.
• Make us stay: مجبورمان کن بمانیم.
• Make him decide: وادارش کن تصمیم بگیرد (تحت فشار گذاشتن).
• Make them hurry: وادارشان کن عجله کنند (مجبور کردن به سرعت).
هر دو فعل بعد از مفعول، فعل ساده (Bare Infinitive) میگیرند و نیاز به to ندارند (مثلاً میگوییم let me go، نه let me to go).
تفاوت در مفهوم
۱. Let (اجازه دادن / اجازه داشتن)
زمانی استفاده میشود که فرد آزادی عمل دارد یا به او اجازه انجام کاری داده میشود.
• Let me try: بگذار امتحان کنم / اجازه بده سعی کنم.
• Let her speak: بگذار صحبت کند (مانعش نشو).
• Let us leave: بگذار بریم / اجازه بده بریم.
• Let him choose: بگذار خودش انتخاب کند (اختیار با خودش است).
• Let them rest: بگذار استراحت کنند (مزاحمشان نشو).
۲. Make (اجبار کردن / وادار کردن)
زمانی استفاده میشود که فرد تحمیل، اجبار یا فشاری را تجربه میکند و حق انتخاب ندارد.
• Make me wait: من را معطل کن / مجبورم کن منتظر بمانم.
• Make her repeat it: وادارش کن تکرار کند.
• Make us stay: مجبورمان کن بمانیم.
• Make him decide: وادارش کن تصمیم بگیرد (تحت فشار گذاشتن).
• Make them hurry: وادارشان کن عجله کنند (مجبور کردن به سرعت).
💘9❤1🍓1
🪲بیاید ببینیم Gen Z ها از چه کلماتی استفاده میکنند
این کلمات رو میتونید توی مکالمات و تمرینات سپیکینگ تون استفاده کنید تا بیشتر شبیه Native ها بشید
#Vocabulary
این کلمات رو میتونید توی مکالمات و تمرینات سپیکینگ تون استفاده کنید تا بیشتر شبیه Native ها بشید
#Vocabulary
🔥14
امروز سر یکی از کلاسهام به یکی از زبان اموزهام این نکته جالب و مهم رو یاد دادم و گفتم که با شما هم در میون بزارم
نکتهی مهم اینه که بعد از agree، انتخاب حرف اضافه به چیزی که دربارهاش توافق داریم بستگی داره.
1. 🍄Agree with = موافق بودن با یک شخص یا نظر
وقتی با شخص، عقیده، نظر، تصمیم، سیاست یا حرف کسی موافقیم:
agree with + person / opinion / idea
🔸 نکته:
برای شخص تقریباً همیشه with میآید:
❌ I agree about you.
✅ I agree with you.
2. 🍄 Agree about = دربارهی یک موضوع همنظر بودن
وقتی میخواهیم بگوییم دو نفر دربارهی یک موضوع خاص توافق یا اختلاف نظر دارند:
agree about + subject/topic
We agree about money.
= ما درباره پول همنظر هستیم.
اینجا about بیشتر روی موضوع بحث تمرکز دارد.
مثلاً:
We agree about the problem.
ما درباره مشکل همنظر هستیم.
اما:
I agree with you about the problem.
من درباره آن مشکل با تو موافقم.
اینجا هم شخص داریم → with
و هم موضوع داریم → about.
3. 🍄Agree on = بر سر چیزی به توافق رسیدن
معمولاً وقتی استفاده میشود که چند نفر بعد از بحث، روی یک موضوع، تصمیم، قیمت، برنامه یا راهحل به توافق میرسند.
agree on + thing / decision / price / plan
💡 فرق about و on را اینطوری به خاطر بسپار:
about → موضوع بحث
on → نتیجهی توافق
مثلاً:
We agreed about the price.
درباره قیمت هم نظر هستیم.
We agreed on the price.
بر سر قیمت به توافق رسیدیم.
4. 🍄 Agree to = قبول کردن یک پیشنهاد یا درخواست
وقتی کسی پیشنهاد، درخواست، شرایط یا توافقی رو قبول میکند:
agree to + suggestion / proposal / request / terms
یک مثال که هر چهار تا رو کنار هم ببینی:
I agree with Sarah about the problem, but we can't agree on a solution. Finally, she agrees to my proposal.
«من درباره این مشکل با سارا همنظر هستم، اما نمیتوانیم بر سر یک راهحل به توافق برسیم. در نهایت، او پیشنهاد من را قبول میکند.»
#Grammar
نکتهی مهم اینه که بعد از agree، انتخاب حرف اضافه به چیزی که دربارهاش توافق داریم بستگی داره.
1. 🍄Agree with = موافق بودن با یک شخص یا نظر
وقتی با شخص، عقیده، نظر، تصمیم، سیاست یا حرف کسی موافقیم:
agree with + person / opinion / idea
I agree with you.
= من با تو موافقم.
I agree with your opinion.
= من با نظر تو موافقم.
I don't agree with him.
= من با او موافق نیستم.
🔸 نکته:
برای شخص تقریباً همیشه with میآید:
❌ I agree about you.
✅ I agree with you.
2. 🍄 Agree about = دربارهی یک موضوع همنظر بودن
وقتی میخواهیم بگوییم دو نفر دربارهی یک موضوع خاص توافق یا اختلاف نظر دارند:
agree about + subject/topic
We agree about money.
= ما درباره پول همنظر هستیم.
اینجا about بیشتر روی موضوع بحث تمرکز دارد.
مثلاً:
We agree about the problem.
ما درباره مشکل همنظر هستیم.
اما:
I agree with you about the problem.
من درباره آن مشکل با تو موافقم.
اینجا هم شخص داریم → with
و هم موضوع داریم → about.
3. 🍄Agree on = بر سر چیزی به توافق رسیدن
معمولاً وقتی استفاده میشود که چند نفر بعد از بحث، روی یک موضوع، تصمیم، قیمت، برنامه یا راهحل به توافق میرسند.
agree on + thing / decision / price / plan
We agreed
on a price
.
= ما بر سر یک قیمت به توافق رسیدیم.
They agreed
on a plan
.
= آنها بر سر یک برنامه به توافق رسیدند.
💡 فرق about و on را اینطوری به خاطر بسپار:
about → موضوع بحث
on → نتیجهی توافق
مثلاً:
We agreed about the price.
درباره قیمت هم نظر هستیم.
We agreed on the price.
بر سر قیمت به توافق رسیدیم.
4. 🍄 Agree to = قبول کردن یک پیشنهاد یا درخواست
وقتی کسی پیشنهاد، درخواست، شرایط یا توافقی رو قبول میکند:
agree to + suggestion / proposal / request / terms
She agreed
to my proposal
.
= او پیشنهاد من را قبول کرد.
He agreed
to the plan
.
= او با این برنامه موافقت کرد / برنامه را پذیرفت.
یک مثال که هر چهار تا رو کنار هم ببینی:
I agree with Sarah about the problem, but we can't agree on a solution. Finally, she agrees to my proposal.
«من درباره این مشکل با سارا همنظر هستم، اما نمیتوانیم بر سر یک راهحل به توافق برسیم. در نهایت، او پیشنهاد من را قبول میکند.»
#Grammar
❤11❤🔥1
بیاید ببینیم به جای Nice از چه کلمات بهتری میشه استفاده بکنیم؟
🐞Kind (مهربان و بامحبت):
داشتن طبعی دوستداشتنی، سخاوتمند و با درک
🐞Thoughtful (ملاحظهکار / بافکر):
توجه ویژه به احساسات، نیازها و جزئیات مربوط به دیگران.
🐞Considerate (مراعاتکننده):
مراقبت از اینکه باعث زحمت، دردسر یا ناراحتی دیگران نشوید.
🐞Compassionate (باهمدردی / دلسوز):
احساس نگرانی همراه با تمایل به کمک به کسانی که رنج میبرند.
🐞Warm (صمیمی / گرم):
داشتن احساسات صمیمانه، دوستانه و ابراز علاقه به دیگران.
استفاده از واژه دقیق بهجای Nice ، لحن انگلیسی شما را طبیعیتر و حرفهایتر نشان میدهد.
#Vocabulary
🐞Kind (مهربان و بامحبت):
داشتن طبعی دوستداشتنی، سخاوتمند و با درک
🐞Thoughtful (ملاحظهکار / بافکر):
توجه ویژه به احساسات، نیازها و جزئیات مربوط به دیگران.
🐞Considerate (مراعاتکننده):
مراقبت از اینکه باعث زحمت، دردسر یا ناراحتی دیگران نشوید.
🐞Compassionate (باهمدردی / دلسوز):
احساس نگرانی همراه با تمایل به کمک به کسانی که رنج میبرند.
🐞Warm (صمیمی / گرم):
داشتن احساسات صمیمانه، دوستانه و ابراز علاقه به دیگران.
استفاده از واژه دقیق بهجای Nice ، لحن انگلیسی شما را طبیعیتر و حرفهایتر نشان میدهد.
#Vocabulary
🍓9❤1❤🔥1🔥1