Women Artist
571 subscribers
47 photos
105 videos
5 files
73 links
Women Artist Media Network

© 2015

Under Brand: @WomenAgency

Editor: @KamiloArtmand
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاه شگفت‌انگیز «سرخپوستان بومی آمریکا» به زنان

@WomenArtist
3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
• پرسیدم: «از فرش ایران چه می‌دانی؟»
• گفت: «دختران بافتند
پدران فروختند
و پسران خرج کردند».

@WomenArtist
3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مقابل پارلمان آلمان، مجسمه‌ تِمِیس باردار با شش دست نصب شده‌اند. این اثر نماد بار سنگینی است که زنان خوداشتغال، بدون حمایت مرخصی زایمان، متحمل می‌شوند: هم کار می‌کنند، هم فرزند پرورش می‌دهند. در دست‌هایش فرزند، لپ‌تاپ، تلفن، تقویم، کیف و ترازو قرار دارد؛ نمادهای خانواده، مسئولیت و کار. این اثر از هنرمند، Stefanie Hornicki، تصویری گویا از بار نامرئی زندگی روزمره بسیاری از زنان است: تلاش بی‌پایان بدون حمایت، بدون مرخصی زایمان، بدون استراحت.

این تِمِیس فقط یک اثر هنری نیست، پیامی است: مرخصی زایمان نباید یک امتیاز باشد. زنان همچنان این بار را به دوش می‌کشند؛ قوی، خسته و مقاوم.

@WomenArtist
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
• 100 سال سبک لباس عروس ایرانی-فرنگی (1310-1410)

@WomenArtist
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای اولین بار پنتون رنگ سفید را به عنوان رنگ سال 2026 انتخاب کرد.

@WomenArtist
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
• 100 سال سبک لباس زوج ایرانی (1300-1400)

@WomenArtist
1
Women Artist
گفتگوی ترانه علیدوستی
ترانه علیدوستی در زمانه حضیض کلمات دوباره ما را به دوران عزت کلمه بر می‌گرداند. عزت گمشده در میانه دعواهای سیاسی نماینده‌های مجلس با دولت و ملت، یقه‌گیری‌های اپوزیسیون از ملت و کنشگران، بیانیه‌های آبکی و زورکی که یک بند انگشت هم عمق ندارند، حرف‌های تکراری و خالی از روح و انبوه نوشتجات کوتاه و بلندی که یک کلمه و جمله شان هم به خاطر نمی‌ماند. گفتار عمومی مبتذل شده است و این از سیاست مدنی فرسنگ‌ها دور است. ترانه علیدوستی دوباره ارزش کلمات را زنده کرده است. مثل تئاتری مطنطن. مثل فیلم‌های حاتمی. مثل حرف زدن‌های نصیریان. مثل شعرهای هیلا صدیقی. مثل شعرخوانی‌های شکیبایی. مثل هر صدایی که از خرد روشن است. از جان مایه می‌گیرد. تجربه زیسته است. برآمده از ایمانی بی خلل است.

برای «ادامه یاداشت» کلیک کنید:

ترانه علیدوستی زبان تازه ای به کار می‌گیرد. زنده. پرغرور. سرشار از اعتماد به نفس. مطمئن از خود و آینده. از چیزهایی می‌گوید که داشتیم فراموش می‌کردیم. از ترانه‌هایی که دختران زندانی می‌خواندند. از بازیگوشی‌هایی که عین زندگی است و هر تحمیلی را طرد می‌کند. از رندی‌هایی که چکش‌ها را بیکاره می‌کند. از دخترانی که شاهد مبارزه مادران شان هستند. زبان او از گذشته می‌گوید ولی زبان آینده است. بدون اینکه رهبری کند راهبر است. بدون اینکه نمایش دهد یک تئاتر کامل است با شرکت تماشاگران. انبوه بینندگان این مستند ظرف کمتر از 24 ساعت شاهد آن است. همدلی بی نظیری برانگیخته که همه ابتذال‌ها را شسته است.

زبان بدن او نیز مکمل زبان بیان او ست. هیچ تردیدی در آن نیست. می‌داند چه می‌خواهد و چه می‌کند. «این اراده من است.» چشمانش می‌خندند. دست‌هایش حرف می‌زنند. چیزی را مخفی نمی‌کند. عین کشف حجاب است. بیرون جستن از حجاب‌ها ست. نمایشی از اراده عمومی است. نمایشی از آینده‌ای که در راه است. تولدی دیگر است.

ترانه پایان یک دوران را به صورت قطعی اعلام می‌کند. پایان کهتری. خودخواربینی. تمجمج. زاری. التماس. زبان بدنِ سربلند است. زبان انسانِ سربلند است. برآمدن زن ایرانی، انسان ایرانی است. بی ترس. انداختن روسری ترس در آتش است. بیرون آمدن از حجاب‌های تو بر تو ست. حجاب‌هایی که سال‌ها طول کشید تا میل رهایی از آن زیرپوست جامعه رشد کند و به ظهور برسد. از «یا روسری یا توسری» به «زن زندگی آزادی». پایان یک دوران در گذشته است که دیگر برنخواهد گشت. آغاز تغییری است که همه چیز را دگرگون خواهد کرد. آینده دنباله این «انقلاب فمنیستی» است. آینده زن است.


| مهدی جامی

| @WomenArtist
1👎1
یقه پیراهن «ترانه علیدوستی» بیش از آن تعریف برساخته سیستماتیک باز است. آیا این یک بدن‌نمایی نمایشی است؟

برای «ادامه یاداشت» کلیک کنید:

تا اینکه خودش توضیح می‌دهد. از ابعاد بیماریش حرف می‌زند و از صبری که کرده تا چهره و موهایش را از بیماری پس بگیرد. تا اعتماد به نفس پیدا کند و برای نخستین بار آنطور که خودش می‌خواهد جلوی دوربین برگردد. جلوی دوربینی که خودش انتخاب کرده و به آن اعتماد دارد. کسی که پشت دوربین نشسته هم به اندازه او که جلوی دوربین است اهمیت دارد. و کمتر دیده‌ام که درباره او حرف بزنند. درباره پگاه. به او بازمی‌گردم.

بیماری ترانه یک بیماری عادی نیست، از منظری واکنش بدن اوست به سرکوبی که بر تنش رفته. شدت سرکوب را هنوز هم با وجود التیامی که صورت گرفته نشان می‌دهد. ترانه شروع می‌کند به تکان دادن آزادانه دست‌هایش. اینجاست که با ابعاد حقیقی بیماری او رو به رو می‌شویم. اما او قصد بر پنهان کردن بدن مجروحش ندارد. حالا میزان باز بودن یقه معنی پیدا می‌کند. این بدن نمایی که با تصویر پایانی در استخر تکمیل می‌شود معنای دقیق‌تری دارد. ترانه همچون بسیاری از زنان ایرانی مشغول پس گرفتن بدن خود است و آزادانه تصمیم گرفتن درباره نمایش آن. اینجا بیماری نیز در تسلیم اوست و معنایی عمیق‌تر یافته. فیلم‌ساز هم به خوبی با این مبارزه و ابعاد آن آشناست. تا ترانه مشخصا سراغ بیماری‌اش نرفته روی پوست دست او دقیق نمی‌شود. قصدی بر سواستفاده نیست.

دیدم که درباره او هم حرف می‌زنند. چه خوب که گذشته را فراموش نکرده‌اند. اما چنین رجعت‌های واپسگراینه به گذشته دیگر معنی ندارد. نسل ما، نسلی که در دوران کودکی غنچه‌های انقلاب نامیده می‌شد مبارزه کرد تا هویت خودش را، افکار خودش را، بدن خودش را پس بگیرد. تازه در این میان ترانه جزو اقلیت خوش اقبال بود. حریم درون خانه را داشته که با جزئیات از آن حرف می‌زند. بسیاری دیگر از ما با همان خانه هم جنگیده‌ایم. این گذشته‌گرایان را با چند سوال می‌توان زیرسوال برد. چرا زودتر از این چنین نکردیم؟ یا می‌خواستید من را در کدام یک از فیلم‌های این سال‌ها ببینید؟ این سوال‌های ترانه محکم‌ترین دفاعیات هستند.

در کنار اون. پشت دوربینی که ترانه به آن اعتماد کرده پگاه نشسته است. او نیز دیگر غایب بزرگ این سال‌های سینمای ایران است. حالا فیلم می‌سازد و فیلم‌های خوبی هم می‌سازد. با هر فیلم در مسیر زندگی خودش و در گذشته به کندوکاو می‌پردازد. اتفاقا از مسیر همین جستجوی او در گذشته است که گرهی از گره‌های پژوهش من باز می‌شود و پدرش را و کارنامه گمشده دوران جوانی او را پیدا می‌کنم.
هر فیلم پگاه باز تعریف و بازپس گرفتن گذشته از دست رفته نسل من است. فیلم به فیلم سیر این مبارزه را رسم می‌کند. سیر یافتن خودمان را از انبان آموزه‌های تلنبار شده بر روح و جانمان. حالا این دوئت کوچک و رها معنای دیگری دارد. پگاه با ترانه دارند از آنچه بر خودشان و بر ما گذشته حرف می‌زنند و در این مسیر از نمایاندن خودشان هم هیچ هراسی ندارند.


| هادی علی‌پناه

| @WomenArtist
1
اگر تماشای کامل گفت و گوی ترانه علیدوستی با پگاه آهنگرانی را پشت گوش انداخته‌اید، بدانید که موضوع مهمی را از دست داده‌اید!

شما اینجا با تصویری قدرتمند از یک انسان مواجهید.

برای «ادامه یاداشت» کلیک کنید:

اگر چه در اوایل گفت و گو سعی شده علیدوستی به عنوان یک چهره‌ی فمنیستی معرفی شود و خودش هم به چنین روایتی تمایل دارد؛ اما اینجا شما فارغ از جنسیت با یک انسان روبرو می‌شوید که شخصیت باثبات و قابل احترامی در آزمون‌های سخت سیاسی و اجتماعی اخیر از خود بروز داده است.

از دیدگاه شخصی خودم، فمنیست‌ها در دسته‌بندی گروه‌های ایدئولوژیک افراطی قرار می‌گیرند. اما یک جامعه برای حفظ پویایی خودش به افراطی‌های چپ و راست (مادامی که به بهانه عقایدشان آدم نمی‌کشند و دست به خشونت نمی‌زنند) هم نیاز دارد.

به شخصه آن تندرویی را در ترانه ندیدم چون او فراتر از دغدغه‌ی جنسیت، نگرانی آینده‌ی جامعه‌ای را داشت که در پی دهه‌ها بی‌مسوولیتی، ندانم‌کاری و فساد گسترده‌ی حاکمانش، از نفس افتاده و جوانانش (چه دختر مثل مهسا امینی و چه پسر همچون محسن شکاری) قربانی زیاده‌خواهی و زورگویی حکومتند. کادربندی دقیق و تدوین عالی، در کنار تبحر ترانه در بازیگری، برای ایجاد تصویری قدرتمند از او به خوبی به کار گرفته شده اما این بکارگیری نهایت ظرافت فنی، در عمل روایت را به حقیقت سوژه نزدیک‌تر می‌کند.

علیدوستی مثل فرزندان بسیاری از فوتبالیست‌های دهه‌های پنجاه و شصت از امکانات کافی برای زندگی مرفه و بی‌دغدغه برخوردار بوده. او هم می‌توانست به یمن شهرت پدر صاحب مجوز تولیدی نان شود و سهمیه آرد دولتی بگیرد. می‌توانست شرکت ساختمانی راه‌اندازی کند و رانت سیمان داشته باشد یا مثلا در دوبی و آنتالیا تبلیغ فروش ویلا کند.

شهرت بازیگری ترانه آن قدری هم بود که مثل خیلی‌های دیگر چشمش را بر خون کف خیابان ببندد و برای هر حضور در جوکر و مافیا و ... میلیاردها تومان دستمزد بگیرد.

ساده‌تر از این‌ها ترانه آن قدر توانمند بود که برود توی پلتفرم‌ها برنامه راه بیندازد و هر روز با یک چهره‌ی زرد مصاحبه‌ی آبکی بکند و چند میلیارد پول شسته شده از اسپانسرها بگیرد. بخصوص که عافیت‌طلبی در خون سلبریتی جماعت است!

اما ترانه نشان داد که دغدغه‌ی ایران دارد.
وقتی ترانه می‌گوید: ترسی ندارم... چون چیزی برای از دست دادن ندارم! اینجاست که می‌توان به خوبی حال او را فهمید.


| محمد حیرانی

| @WomenArtist
👍1
سکانسی ترند از فیلم «زیبا صدایم کن»

| @WomenArtist
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانسی ترند از فیلم «زیبا صدایم کن»

| @WomenArtist
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بار اولی که اجرا رو دیدم، منتظر بودم وقتی بعد از آن‌ همه تلاش و مشقت قیچی رو به دست میاره، خودش رو از بندها رها کنه. اما پایان متفاوتش چندین برداشت مختلف توی ذهنم ساخت:

• گاهی نمی‌دونیم دقیقاً برای چی داریم تلاش می‌کنیم؛ برای همین وقتی به چیزی که می‌خواستیم می‌رسیم، از تمام پتانسیل و توانایی‌اش استفاده نمی‌کنیم.

• گاهی همه آنچه نیاز داریم، همراهمونه؛ اما خودمون نمی‌دونیم یا متوجهش نیستیم.

• چقدر از تلاش‌هامون در زندگی واقعا به رهایی ما از محدودیت‌هامون کمک می‌کنه؟

• چقدر دنبال رهایی از این محدودیت‌ها هستیم؟

• کاش بتونیم توانایی‌ها، پتانسیل‌ها و حتی نقاط ضعف‌مون رو اونقدر کامل بشناسیم که از همه‌شون در مسیر زندگی استفاده کنیم؛ اون‌ وقت قطعاً مسیر زندگی‌مون متفاوت خواهد بود.

بعد از بارها و بارها این اجرا رو دیدن، به این فکر کردم که چقدر از عمق وجودش می‌خواست به قیچی برسه. بارها شکست خورد، اما از خواسته‌اش دست نکشید. شاید حتی همون شکست‌ها و دشواری‌ها بهش کمک کرد تا مسیر رسیدن به هدفش رو پیدا کنه.


• منبع: Bulgaria’s Got Talent
• هنرمند: Shilo Arina
• متن: Mahshid Kheiri

@WomenArtist
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
• اثری بدون حجاب اجباری

| @WomenArtist
👎1
IRAN
Sima Saffariy

@WomenArtist Artwork
4