”خورشید تو این کشورا روشنی عجیبی داره. نورش سفیده و پاک بنظر میاد. اما اکثر زنا هیچوقت این نور رو نمی بینن و حس نمیکنن. چشمای اونا به تاریکی و سیاهی عادت کرده. به تاریکی توی شکم مادر، بعدش تاریکی خونه ی پدری، بعد ازاون تاریکی خونه ی شوهر و... آخر ازهمه تاریکی قبر! تو اینهمه تاریکی هیچکس اونا رو نمی بینه. کمتر مردی از ته دل راضی میشه درباره ی زن، یا زنای خودش حرف بزنه. یادم نمیره که یه روز پیش مدیر روزنامه ایی تو کراچی رفتم و بهش گفتم:
-اومدم درباره ی مسئله ی زن در پاکستان باهاتون حرف بزنم!
اخماشو توهم کشید و جواب داد:
-چه مسئله یی؟ مسئله یی به اسم زن پاکستانی وجود نداره!“
📖 : اوریانا فالاچی - جنس ضعیف
-اومدم درباره ی مسئله ی زن در پاکستان باهاتون حرف بزنم!
اخماشو توهم کشید و جواب داد:
-چه مسئله یی؟ مسئله یی به اسم زن پاکستانی وجود نداره!“
📖 : اوریانا فالاچی - جنس ضعیف
”– فلسفهی شما توی زندگی چیه؟
– تا جایی که میشه کمتر فکر کن.
– دیگه چی؟
– وقتی هیچ کار دیگهای برا انجام دادن به فکرت نمیرسه محبت کن.“
📖 : چارلز بوکوفسکی - هالیوود
– تا جایی که میشه کمتر فکر کن.
– دیگه چی؟
– وقتی هیچ کار دیگهای برا انجام دادن به فکرت نمیرسه محبت کن.“
📖 : چارلز بوکوفسکی - هالیوود
”شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد.
بعد از ملاقاتی کوتاه , شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو, تورا وزیر دادگستری میکنیم.
شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او رامحاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب, خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...“
📖 : آنتوان دوسنت اگزوپری - شازده کوچولو
بعد از ملاقاتی کوتاه , شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو, تورا وزیر دادگستری میکنیم.
شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او رامحاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب, خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...“
📖 : آنتوان دوسنت اگزوپری - شازده کوچولو
”همین که پام رو می گذارم خونه کسی، قبل از هر کجای دیگری میرم سراغ کتابخونهی طرف. چون از یک کتابخونه، بهتر از هر چیز دیگه میشه روحیات صاحبخونه را شناخت!“
📖 : فرهاد جعفری - کافه پیانو
📖 : فرهاد جعفری - کافه پیانو
”زندگی نمایشی است که هیچ تمرینی برای آن وجود ندارد!
پس آواز بخوان،اشک بریز،بخند و با تمام وجود زندگی کن.
قبل از آنکه پرده ها فرود آیند و نمایش تو بدون هیچ تشویقی به پایان برسد.“
📝 : چاپلین
پس آواز بخوان،اشک بریز،بخند و با تمام وجود زندگی کن.
قبل از آنکه پرده ها فرود آیند و نمایش تو بدون هیچ تشویقی به پایان برسد.“
📝 : چاپلین
[ توو یکی از کتابهای ما به اسم « جامعه شناسی » به یه نکته خیلی خوبی اشاره شده.
اینکه ؛
بعضی از چیزای مادی توو جامعه وجود دارن که باهاشون مثل چیزهای طبیعی برخورد میشه. یعنی انگار از اول در جهان وجود داشتن و ما طوری باهاشون برخورد میکنیم که حتی به اهداف و تفکر ما هم جهت میدن در حالی که نباید همیشه اینطور باشه!
مثل رسم و رسوم هایی که وجود داره، وقتی ازش پیروی نشه و بر خلافش رو انجام بدیم، میشیم کسی که کاری رو انجام داده که 'نباید انجام میداده'
و چرا؟ چون این یه چیزی هست که جا افتاده، که انگار عوض نمیشه.
یه مثال خیلی ساده تر ؛
خود شما، تا به حال چندبار از اینکه یه زن راننده تاکسی باشه تعجب کردین یا قضاوتش کردین؟
چرا قضاوتش کردین؟
- چون فقط 'مرد' میتونه اینکارو انجام بده، زن نمیتونه!
این همه اش واسه این هست که از خیلی چیزای اطرافمون گذشتیم و درباره اشون فکر نکردیم، اصلا نگفتیم به خودمون که من به چه حقی دارم فلان فکر رو درباره فلان شخص میکنم؟
نذارید چیزهای کلیشه ای و مزخرف بی سر و ته که فقط همینجوری وضع شدن، چیزی که خودتون هستید رو بهم بزنه، به خاطر اینکه فکر میکنید : درسته چون 'همه' انجامش میدن. ]
اینکه ؛
بعضی از چیزای مادی توو جامعه وجود دارن که باهاشون مثل چیزهای طبیعی برخورد میشه. یعنی انگار از اول در جهان وجود داشتن و ما طوری باهاشون برخورد میکنیم که حتی به اهداف و تفکر ما هم جهت میدن در حالی که نباید همیشه اینطور باشه!
مثل رسم و رسوم هایی که وجود داره، وقتی ازش پیروی نشه و بر خلافش رو انجام بدیم، میشیم کسی که کاری رو انجام داده که 'نباید انجام میداده'
و چرا؟ چون این یه چیزی هست که جا افتاده، که انگار عوض نمیشه.
یه مثال خیلی ساده تر ؛
خود شما، تا به حال چندبار از اینکه یه زن راننده تاکسی باشه تعجب کردین یا قضاوتش کردین؟
چرا قضاوتش کردین؟
- چون فقط 'مرد' میتونه اینکارو انجام بده، زن نمیتونه!
این همه اش واسه این هست که از خیلی چیزای اطرافمون گذشتیم و درباره اشون فکر نکردیم، اصلا نگفتیم به خودمون که من به چه حقی دارم فلان فکر رو درباره فلان شخص میکنم؟
نذارید چیزهای کلیشه ای و مزخرف بی سر و ته که فقط همینجوری وضع شدن، چیزی که خودتون هستید رو بهم بزنه، به خاطر اینکه فکر میکنید : درسته چون 'همه' انجامش میدن. ]
”چنان به آرامی
شب را به صبح رساند
که در میان انگشت ها محو شد
به اطرافمان نگاهی انداختیم
و سکوت سکوت سنگینی بود ...“
📝 : هانس لودیزن
شب را به صبح رساند
که در میان انگشت ها محو شد
به اطرافمان نگاهی انداختیم
و سکوت سکوت سنگینی بود ...“
📝 : هانس لودیزن
”یکی از مهم ترین چیزهایی که در این سال ها یاد گرفتم
اینه که
وقتی خوشبختی رو پیدا کردی، سوال پیچش نکن ...“
📖 : چارلز بوکفسکی - عامه پسند
اینه که
وقتی خوشبختی رو پیدا کردی، سوال پیچش نکن ...“
📖 : چارلز بوکفسکی - عامه پسند
”مردم آنقدرهام که تو فکر میکنی تشنه شنیدن حقیقت نیستن. خودشون تا خرخره گرفتارشن. نمیخوان چیزهایی رو که میدونن یا میبینن یک نفر بیاد عیناً براشون نقل کنه. فانتزی دوست دارن. شیفتهی خیال پردازی و پشت هم اندازیان...“
📖 : پرویز صیاد - مردی که مُرده بود و خود نمیدانست (نمایشنامه)
📖 : پرویز صیاد - مردی که مُرده بود و خود نمیدانست (نمایشنامه)
”به سلامتی سکوت که سرشار از ناگفته هاست! جرئت کنید حقیقی باشید! جرات کنید زشت باشید! خود را همان که هستید نشان دهید! هرچه میخواهید، باشید، فقط خودتان باشید! انسان باشید...!“
📖 : رومن رولان - ژان کریستف
📖 : رومن رولان - ژان کریستف
کتابها
كرت ونه گت، نويسنده مشهور آمريكايى كه مصرف سيگار بالايى داشت، بعد از سال ها سيگار کشیدن از شركت دخانيات آمريكا شكايت كرد، چون بر خلاف شعار "Smoking Kills" سيگار اون رو نكشته بود! #Fact @damnbooks
”می خواهم از شرکتِ دخانیاتِ براون و ویلیام سون، تولید کنندگان سیگار پال مال، بابتِ یک میلیارد دلار، ادعای خسارت کنم.
دوازده سال بیشتر نداشتم که سیگار را شروع کردم، هیچ وقت هم غیر از پال مالِ بدونِ فیلتر، سیگار دیگری را آتش به آتش دود نکرده ام !
سال های سال است که این شرکتِ دخانیات، درست روی همین پاکت قول داده است که مرا بکشد؛ اما من حالا هشتاد و دو سالم است ..
واقعا که دستتان درد نکند، ای حقه بازهای پست!“
📖 : کرت ونه گات - مردِ بی وطن
دوازده سال بیشتر نداشتم که سیگار را شروع کردم، هیچ وقت هم غیر از پال مالِ بدونِ فیلتر، سیگار دیگری را آتش به آتش دود نکرده ام !
سال های سال است که این شرکتِ دخانیات، درست روی همین پاکت قول داده است که مرا بکشد؛ اما من حالا هشتاد و دو سالم است ..
واقعا که دستتان درد نکند، ای حقه بازهای پست!“
📖 : کرت ونه گات - مردِ بی وطن
”درصورتیکه زندگی جدیدی را باید طی کرد ، آرزومند بودم که فکر و احساسات کند و کرخت شده میداشتم ، بدون زحمت نفس میکشیدم و بی آنکه احساس خستگی میکردم میتوانستم در سایه ستونهای یک معبد لینگم پوجه برای خودم زندگی را بسر ببرم - پرسه میزدم بطوریکه آفتاب چشمم را نمیزد ، حرف مردم و صدای زندگی گوشم را نمی خراشید.“
📖 : بوف کور - صادق هدایت
📖 : بوف کور - صادق هدایت
Forwarded from Shahin Najafi
طبق درخواست عزيزان يك ليست از چند كتاب حرفهاى بسيار خوب، مهم و مفيد كه در ايران ترجمه و منتشر شدهاند . براى مخاطبان تازهى فلسفه هم بايد يك ليست تهيه شود.
یکم نوامبر، روز جهانی نویسندگی مبارک 💛
ممنون از کسایی که به نویسنده ها احترام میذارن و ممنون از کسایی که درست و خوب مینویسن :)
@damnbooks
ممنون از کسایی که به نویسنده ها احترام میذارن و ممنون از کسایی که درست و خوب مینویسن :)
@damnbooks
”پس میخواهی نویسنده شوی!
اگر علیرغم همه چیز
از درونت نمیشکفد
انجامش نده.
اگر ناخواسته از قلب و ذهن و دهان و دلت بیرون نمیآید
انجامش نده.
اگر مجبوری ساعتها بنشینی
و به صفحهٔ کامپیوترت خیره شوی
یا پشت ماشین تحریرت قوز کنی
و دنبال کلمه بگردی
انجامش نده.
اگر دنبال پول و شهرتی
انجامش نده.
اگر دنبال کشاندن زنها به تخت خوابت هستی
انجامش نده.
اگر مجبوری بنشینی و بارها و بارها بازنویسی کنی
انجامش نده.
اگر حتی فکر کردن به نوشتن برایت کار شاقی است
انجامش نده.
اگر سعی میکنی که شبیه کس دیگری بنویسی
فراموشش کن.
اگر مجبوری صبر کنی تا از درونت بجوشد
بعد صبورانه دوباره به انتظار بنشینی
یا اینکه هرگز از درونت نمیجوشد
به فکر یک کار دیگر باش.
اگر مجبوری بار اول برای زنت
دوست دختر یا دوست پسرت
یا پدر و مادرت یا هر کس دیگر بخوانی
هنوز آمادگیاش را نداری.
مانند خیلی نویسندههای دیگر نباش
مانند هزاران آدمی که اسم خودشان را نویسنده گذاشتهاند
نباش
کند و خسته کننده و پر مدعا نباش
نگذار عشق به خود از پا درت بیاورد
کتابخانههای جهان از دست امثال تو
آن قدر خمیازه کشیدهاند که خوابشان برده
خودت را به جمع آنها اضافه نکن
این کار را نکن
مگر این که از روحت مثل موشک بیرون بیاید
یا ساکت ماندن به سمت دیوانگی، خودکشی یا جنایت
بکشاندت
یا این که خورشید درونت
در حال سوزاندن وجودت است
زمانی که واقعاً وقتش برسد
و یا اگر برگزیده باشی
خودش راهش را پیدا میکند
و تا وقتی که بمیری یا درونت بمیرد
کارش را ادامه میدهد
راه دیگری وجود ندارد
و هیچ وقت دیگر هم وجود نداشته است.“
📖 : چارلز بوکفسکی - سوختن در آب،غرق شدن در آتش
پ.ن/دیگه بیشتر از ایننمیتونم چارلز بوکفسکی رو دوست داشته باشم :| روانیم میکنه اصلا :| لعنت.
اگر علیرغم همه چیز
از درونت نمیشکفد
انجامش نده.
اگر ناخواسته از قلب و ذهن و دهان و دلت بیرون نمیآید
انجامش نده.
اگر مجبوری ساعتها بنشینی
و به صفحهٔ کامپیوترت خیره شوی
یا پشت ماشین تحریرت قوز کنی
و دنبال کلمه بگردی
انجامش نده.
اگر دنبال پول و شهرتی
انجامش نده.
اگر دنبال کشاندن زنها به تخت خوابت هستی
انجامش نده.
اگر مجبوری بنشینی و بارها و بارها بازنویسی کنی
انجامش نده.
اگر حتی فکر کردن به نوشتن برایت کار شاقی است
انجامش نده.
اگر سعی میکنی که شبیه کس دیگری بنویسی
فراموشش کن.
اگر مجبوری صبر کنی تا از درونت بجوشد
بعد صبورانه دوباره به انتظار بنشینی
یا اینکه هرگز از درونت نمیجوشد
به فکر یک کار دیگر باش.
اگر مجبوری بار اول برای زنت
دوست دختر یا دوست پسرت
یا پدر و مادرت یا هر کس دیگر بخوانی
هنوز آمادگیاش را نداری.
مانند خیلی نویسندههای دیگر نباش
مانند هزاران آدمی که اسم خودشان را نویسنده گذاشتهاند
نباش
کند و خسته کننده و پر مدعا نباش
نگذار عشق به خود از پا درت بیاورد
کتابخانههای جهان از دست امثال تو
آن قدر خمیازه کشیدهاند که خوابشان برده
خودت را به جمع آنها اضافه نکن
این کار را نکن
مگر این که از روحت مثل موشک بیرون بیاید
یا ساکت ماندن به سمت دیوانگی، خودکشی یا جنایت
بکشاندت
یا این که خورشید درونت
در حال سوزاندن وجودت است
زمانی که واقعاً وقتش برسد
و یا اگر برگزیده باشی
خودش راهش را پیدا میکند
و تا وقتی که بمیری یا درونت بمیرد
کارش را ادامه میدهد
راه دیگری وجود ندارد
و هیچ وقت دیگر هم وجود نداشته است.“
📖 : چارلز بوکفسکی - سوختن در آب،غرق شدن در آتش
پ.ن/دیگه بیشتر از ایننمیتونم چارلز بوکفسکی رو دوست داشته باشم :| روانیم میکنه اصلا :| لعنت.