کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
truth.
@damnbooks
📖 : رویین پاکباز - دایرة المعارف هنر

پ.ن/سهراب سپهریییپسجعسک
وای واهایی 😍😍
”- پس دنبال چه می‌گردی؟
- خودم
- مگر کجایی؟
-توی دست‌های تو، لای موهای تو، کارم ساخته شده…“

📖 : عباس معروفی - سال بلوا
جین آستن کتاب غرور و تعصبش رو بعد از اینکه ۲۱ سالش شده تموم کرده.
اکثر ناشر ها کلا آثارش رو رد کردند، بعد از اون ۱۵ سال نوشتن و دوندگی برای کتابش رو کنار گذاشت.
تا اینکه کتاب دیگه اش به اسم
حس و حساسیت / دلباخته به یکی از بزرگترین آثار ۱۸۱۱ تبدیل شد [ و باید بگم که جین، بعد هفت سال از این اتفاق فوت کرد ] و بعد از اون، تمام آثار ادبیش به چاپ و همه اش به فروش خوبی رسیدند.

#Fact
@damnbooks
”عسل گفت: نگاه کن!
به بازی گنجشک ها روی برف، چه آسوده و بی خیال می خندند.
گیله مرد کوچک اندام، پاسخ داد:
زمانی که کودکی می خندد، باور دارد که تمام دنیا در حال خندیدن است، و زمانی که یک انسان ناتوان را خستگی از پای درمی آورد، گمان می برد که خستگی، سراسر جهان را از پای درآورده است.
چرا ناامیدان، دوست دارند که ناامیدی شان را لجوجانه تبلیغ کنند؟
چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی ابدی قلمداد کنند؟
چرا پوچ گرایان، خود را، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن ی جنگیم، پاره پاره می کنند؟
آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماری شان به تن و روح دیگران سرایت کند، دلیل بر رذالت بی حساب ایشان نیست؟
من هرگز نمی گویم در هیچ لحظه ای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد.

من می گویم: به امید بازگردیم
قبل از آنکه ناامیدی، نابودمان کند.“

📖 : نادر ابراهیمی - یک عاشقانه آرام
ما پرندگان را خوردیم، خوردیمشان!
می خواستیم آوازشان میان گلویمان بالا بپیچد و از درونِ دهانمان بشکفد بیرون، پس خوردیمشان؛
می خواستیم پرهاشان از بدنمان جوانه زند، بال هاشان را می خواستیم، دلمان می خواست مانند آنها پر بگشاییم، آزادانه اوج بگیریم بر فراز درخت ها و ابرها، پس خوردیمشان؛
به آنها نیزه زدیم، چماق کوفتیم، پاهاشان را در هم پیچیدیم، به تورشان انداختیم، به سیخ شان کشیدیم، بر زغال داغشان نهادیم و تمام اینها از عشق بود!
ما عاشق شان بودیم...

@phobicool

#مارگارت_اتود
كرت ونه گت،
نويسنده مشهور آمريكايى كه مصرف سيگار بالايى داشت، بعد از سال ها سيگار کشیدن از شركت دخانيات آمريكا شكايت كرد، چون بر خلاف شعار "Smoking Kills" سيگار اون رو نكشته بود!

#Fact
@damnbooks
”دانشكده های هنروفلسفه و علوم اجتماعی و ... اماكن و نمایشگاههای عكس و كتاب های فلسفی و بكل سكان دارهای فرهنگ و هنر و موسیقی مدعی هستند اغلبشان در مقوله ژست گیر كرده اند.
كتاب هیدگر زیر بغل دارند و سیگار و موی ژولیده و لباس درهم و برهم و گشاد می پوشند كه به همگان نشان دهند كه اهل فرهنگ و ادب و كتابند این یک نشانه است همانند یک آدم لات كه باید لباس و تیپ و دیالوگ خاصی داشته باشد و شاید ذاتن لات نباشد برای این ژست گیران اولین هدف رسیدن به نیازهایشان است كه ژست بعنوان امر میانجی و یک وسیله ی خوب برای رسیدن به هدفشان است آنها كتاب نمیخوانند آنها با سرچ كوتاهی در اینترنت درباره ی هر كتابی كه بخواهند حرف می زنند آنها اگر واقعا كتاب می خواندند نیاز به اینهمه ریش و پشم و سیگار وفلان نداشتند چون نمیفهمن میخواهند نفهمی خودشان را طوری نشان دهند كه مثلا میفهمند و مثلا كتاب خواندند درصورتی كه همان كتاب خوان ها به ریششان میخندند و به جامعه ای كه این موجودات خارق العاده را تولید كرد! اغلب آنها برای تامین نیاز جنسی شان دست به همچین كاری می زنند به در و دیوار نگاه می كنند و با چرندیاتشان می نویسند و شعر می سرایند تا عقب افتادگی هایشان و كمبود هایشان را ارضاء كنند ویک ملتی هم این حماقتشان را مورد تایید قرار میدهند ازاینجهت یک لات براحتی با لباس پوشیدن و تیپ و ژست روشنفكران ایرانی را میتواند بگیرد در عرض نیم ساعت می تواند شاعر هم بشود!“

📝 : اكبر زمانی
کتاب‌ها
”دانشكده های هنروفلسفه و علوم اجتماعی و ... اماكن و نمایشگاههای عكس و كتاب های فلسفی و بكل سكان دارهای فرهنگ و هنر و موسیقی مدعی هستند اغلبشان در مقوله ژست گیر كرده اند. كتاب هیدگر زیر بغل دارند و سیگار و موی ژولیده و لباس درهم و برهم و گشاد می پوشند كه به…
به خودمون بگیریم لطفا.
پ.ن/ بنده خواهش می‌کنم اگر از خوندن متن های طولانی اجتناب می‌کنید و اصلا الکی توو کانال هستید لفت بدین. من دوست دارم اگر ۱۰ نفر ام هستن همون ۱۰ نفر بخونن چیزایی که می‌ذارم رو، برام اهمیت داره.
ممنون
کتاب ها بیشترین تاثیر رو روی شما گذاشتن، یا فیلم ها؟!
”- تو به نظر آدم آرام و متینی می آیی.
لبخند زد و دستم را فشرد، و من به این فکر کردم که چقدر متین و آرام هستم! آرام بودن یعنی اینکه در چهره ات هیچ تشویشی نباشد. یعنی هیچگاه عصبی نشوی، در ابهام و تاریکی زندگی نکنی،
ادمی مثل من که از سویی مشتاق و امیدوار و از سوی دیگر ترسیده و راه گم کرده و نمیداند باید چه بگوید و چکار کند؛ ناخن هایش را می جود و نمی داند کدامین ستاره را دنبال کند، آیا آرام است؟“

📖 : دافنه دوموریه - ربکا
”خندید و دستش را دور تنم حلقه کرد، اما همان طور آرام، کنار هم نشستیم.
بعد گفت :
- همیشه به یه رودخونه فکر می کنم که جریان آبش واقعاً سریعه و دو نفر که توی آب، سعی دارن همدیگه رو بچسبن، همدیگه رو سفت بگیرن، اما عاقبت می بُرن. آب خیلی شدیده. باید تن به آب بدن و از هم جدا بشن. به نظرم وضعیت ما هم همینه...“

📖 : کازوئو ایشی گورو - هرگز رهایم مکن
روز بزرگداشت حضرت حافظ، گرامی.
🍂❤️
نگاهی کوتاه به زندگینامه اشون :
https://goo.gl/xQwZ6f
”به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

دریغ قافله عمر کان چنان رفتند
که گردشان به هوای دیار ما نرسد

دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
غبار خاطری از ره گذار ما نرسد

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او
به سمع پادشه کامگار ما نرسد...“

📝 : حافظ
”برای پاک کردن کتاب ها کافی است آنها را باز نکنیم.
آدم ها هم همین طورند برای محوکردنشان کافی است هرگز با آنها صحبت نکنیم!“

📝 : کریستین بوبن
کسانی که رمان های بوکفسکی رو می‌خواستن.
پ.ن/ببینین عامه‌پسند اسم اصلیش پالپ هست، ولی خب ترجیحا اگر قصد خریدشو داشتین نگید « پالپ از بوکفسکی » چون خیلیا نمی‌دونن اسم اصلی رو.
”ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﺮﮒ ﺧﻮﺷﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺍﯾﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺑﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻟﻪ ﺩﺍﻧﯽ ﺟﺎ ﺩﻫﻨﺪ.“

📖 : ﻣﺎﺭﮎ ﻫﺎﺩﻭﻥ - ماجرای عجیب سگی در شب
my favorite place in the earth.
@damnbooks
Forwarded from کتاب‌ها
[ من بیشتر از ۳۰ تا کانال توو تلگرام می‌شناسم، که می‌نویسن، با همون کلمات، با همون جملات تکراری و حوصله سر بر.
بحث سر اینجاست که؛ چطور همچین چیزی ممکنه؟
می‌دونید «تعلق داشتن» یعنی چی؟
می‌دونید وقتی می‌گید «این برای منِ» یعنی چی؟
یعنی من بدستش آوردم، من نوشتمش، این از وجود من اومده، من زحمت کشیدم، من این کلمات رو کنار هم گذاشتم که شده این!
واقعا اذیت کننده س، این یه فاجعه س، که کپی کنید و بشید نویسنده.
بزارید خودم بهتون اطمینان بدم، سکوت کردن در این مواقع نشانه با شعور بودن شما و من نیست، یاد بگیرید اگر اعتراض دارید اعتراض کنید، متوقف کنید چیزای نادرست رو.
من اگر از این به بعد جایی متنی رو ببینم که اسم نویسنده تووش اشتباه باشه و ذکر نشده باشه به عمد، اینجا با کمال میل اعلام می‌کنم. ممنون ]
Forwarded from Deleted Account
Wait
M83 @damnbooks
این ، این :")
@damnbooks