”منصفانه نیست کسی که این گونه قلبت را در هم شکسته است، هنوز این همه زیبا و خیره کننده باشد و صورتش تنها چیزی باشد که بیش از هر چیزی در دنیا دوست داری ببینی...“
📖 : ادی السید - بیا گم بشویم
📖 : ادی السید - بیا گم بشویم
"واقعیت تلخ آنست که بوی گند بیشعوری از سراسر دنیای ما به مشام میرسد و اگر برای زدودن آن کاری نکنیم، به فاجعه خواهد انجامید.
فاجعه آن وقتی است که دیگر این بو را احساس نکنیم به این دلیل که شامه مان به آن عادت کرده باشد.
بویی حس نمی کنید؟“
📖 : خاویر کرمنت - بیشعوری
فاجعه آن وقتی است که دیگر این بو را احساس نکنیم به این دلیل که شامه مان به آن عادت کرده باشد.
بویی حس نمی کنید؟“
📖 : خاویر کرمنت - بیشعوری
۶ سپتامبر، روز کتاب خوندنِ، بیاین به خودمون، و برای خودمون قول بدیم که حداقل روزی ۲۰ صفحه از یه کتاب رو بخونیم، وقت زیادی نمیبره، فقط کافیه بخواید 💛
@damnbooks
@damnbooks
”متاسفانه ایراد دیکته ای در فضای مجازی آنقدر زیاد شده که هر چند ماه یک بار مجبورم تعدادی از کلمات را که پیوسته در کامنت های تعدادی از عزیزان غلط نوشته می شود تذکر دهم. البته تقصیر از فضای مجازی است که چشم ما را به شکل های غلط کلمه عادت داده است:
.
ننویسیم: زجّه!!
بنویسیم: ضجّه
ننویسیم: فعلن!!
بنویسیم: فعلاً
ننویسیم: توجیح!!
بنویسیم: توجیه
ننویسیم: خاهر!!
بنویسیم: خواهر
ننویسیم: ضمینه!!
بنویسیم: زمینه
ننویسیم: راجب!!
بنویسیم: راجع به
ننویسیم: بازی ی!!
بنویسیم: بازیِ
ننویسیم: قلبه تو!!
بنویسیم: قلبِ تو
ننویسیم: هوای خونه سردِ!!
بنویسیم: هوای خونه سرده (شکل محاوره ای هوای خانه سرد است)
.
ننویسیم: مطمعن!!
بنویسیم: مطمئن
ننویسیم: ناچاراً!!
بنویسیم: به ناچار
ننویسیم: آنها تا صب قر زدند!!
بنویسیم: آنها تا صبح غر زدند
ننویسیم: به سطوح آوردن!!
بنویسیم: به ستوه آوردن
ننویسیم: زرص غاته!!
بنویسیم: ضرس قاطع
ننویسیم: زکاوت!!
بنویسیم: ذکاوت
ننویسیم: ترجیه!!
بنویسیم: ترجیح
ننویسیم: بزار!!
بنویسیم: بذار (شکل محاوره ای بگذار)
.
ننویسیم: مزموم!!
بنویسیم: مذموم
ننویسیم: دستم و بگیر
بنویسیم: دستمو بگیر (شکل محاوره ای دستم را بگیر)
.
ننویسیم: کتابو دفترم رو بستم!!
بنویسیم: کتاب و دفترم رو بستم (شکل محاوره ای کتاب و دفترم را بستم)
ننویسیم: غالب شعری!!
بنویسیم: قالب شعری
ننویسیم: مذمون!!
بنویسیم: مضمون
ننویسیم: سپاسگذارم!!
بنویسیم: سپاسگزارم
ننویسیم: بنیانگزار!!
بنویسیم: بنیانگذار
ننویسیم: خانهگی!!
بنویسیم: خانگی
ننویسیم: قالب اوقات!!
بنویسیم: غالب اوقات
ننویسیم: غورباقه!!
بنویسیم: قورباغه
ننویسیم: بقل کردن!!
بنویسیم: بغل کردن
ننویسیم: انظباط!!
بنویسیم: انضباط
ننویسیم: لااغل!! یا لاعقل!!
بنویسیم: لااقل
ننویسیم: هواس!!
بنویسیم: حواس
ننویسیم: حظور!!
بنویسیم: حضور
از این نمونه ها بسیار است. هرجا شک کردید کلمه را به صورت آنلاین، در فرهنگ دهخدا سرچ کنید. سریع ننوشتن هم ما را از غلط های املایی دور می کند و هم از هیجان ما می کاهد و باعث نوشتن با تعقل می شود.
البته ممکن است عده ای به شکل تعمدی غلط بنویسند یا حتی کتاب یا سایت معتبری غلط املایی داشته باشد. پس مهدی موسوی و هیچکس دیگر از اشتباه مصون نیست. خواندن کتابی مثل «غلط ننویسیم» نوشتهی «ابوالحسن نجفی» می تواند کمک شایانی به همه ی ما بکند برای حفظ زبان و ادبیات فارسی.
و البته در حوزه ی شعر، گاهی شاعر از نحو و شکل نُرم زبان خارج می شود و به بازی های زبانی دست می زند که ماجرای دیگری است و ربطی به غلط نویسی ندارد.“
📖 : سید مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
.
ننویسیم: زجّه!!
بنویسیم: ضجّه
ننویسیم: فعلن!!
بنویسیم: فعلاً
ننویسیم: توجیح!!
بنویسیم: توجیه
ننویسیم: خاهر!!
بنویسیم: خواهر
ننویسیم: ضمینه!!
بنویسیم: زمینه
ننویسیم: راجب!!
بنویسیم: راجع به
ننویسیم: بازی ی!!
بنویسیم: بازیِ
ننویسیم: قلبه تو!!
بنویسیم: قلبِ تو
ننویسیم: هوای خونه سردِ!!
بنویسیم: هوای خونه سرده (شکل محاوره ای هوای خانه سرد است)
.
ننویسیم: مطمعن!!
بنویسیم: مطمئن
ننویسیم: ناچاراً!!
بنویسیم: به ناچار
ننویسیم: آنها تا صب قر زدند!!
بنویسیم: آنها تا صبح غر زدند
ننویسیم: به سطوح آوردن!!
بنویسیم: به ستوه آوردن
ننویسیم: زرص غاته!!
بنویسیم: ضرس قاطع
ننویسیم: زکاوت!!
بنویسیم: ذکاوت
ننویسیم: ترجیه!!
بنویسیم: ترجیح
ننویسیم: بزار!!
بنویسیم: بذار (شکل محاوره ای بگذار)
.
ننویسیم: مزموم!!
بنویسیم: مذموم
ننویسیم: دستم و بگیر
بنویسیم: دستمو بگیر (شکل محاوره ای دستم را بگیر)
.
ننویسیم: کتابو دفترم رو بستم!!
بنویسیم: کتاب و دفترم رو بستم (شکل محاوره ای کتاب و دفترم را بستم)
ننویسیم: غالب شعری!!
بنویسیم: قالب شعری
ننویسیم: مذمون!!
بنویسیم: مضمون
ننویسیم: سپاسگذارم!!
بنویسیم: سپاسگزارم
ننویسیم: بنیانگزار!!
بنویسیم: بنیانگذار
ننویسیم: خانهگی!!
بنویسیم: خانگی
ننویسیم: قالب اوقات!!
بنویسیم: غالب اوقات
ننویسیم: غورباقه!!
بنویسیم: قورباغه
ننویسیم: بقل کردن!!
بنویسیم: بغل کردن
ننویسیم: انظباط!!
بنویسیم: انضباط
ننویسیم: لااغل!! یا لاعقل!!
بنویسیم: لااقل
ننویسیم: هواس!!
بنویسیم: حواس
ننویسیم: حظور!!
بنویسیم: حضور
از این نمونه ها بسیار است. هرجا شک کردید کلمه را به صورت آنلاین، در فرهنگ دهخدا سرچ کنید. سریع ننوشتن هم ما را از غلط های املایی دور می کند و هم از هیجان ما می کاهد و باعث نوشتن با تعقل می شود.
البته ممکن است عده ای به شکل تعمدی غلط بنویسند یا حتی کتاب یا سایت معتبری غلط املایی داشته باشد. پس مهدی موسوی و هیچکس دیگر از اشتباه مصون نیست. خواندن کتابی مثل «غلط ننویسیم» نوشتهی «ابوالحسن نجفی» می تواند کمک شایانی به همه ی ما بکند برای حفظ زبان و ادبیات فارسی.
و البته در حوزه ی شعر، گاهی شاعر از نحو و شکل نُرم زبان خارج می شود و به بازی های زبانی دست می زند که ماجرای دیگری است و ربطی به غلط نویسی ندارد.“
📖 : سید مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
Forwarded from سید مهدی موسوی
گفتگودرتهران.pdf
1.8 MB
نسخه ی کامل رمان "گفتگو در تهران"
نویسنده: سید مهدی موسوی
نویسنده: سید مهدی موسوی
واقعا دقت کردین وقتی یه گل و کتاب رو میزارید کنار هم، هرچقدرم مدل تکراری باشه ولی قشنگه؟
من واقعا این دو چیز رو کنار هم به طور فجیعی تحسین میکنم.
گلها - کتابها
@damnbooks
من واقعا این دو چیز رو کنار هم به طور فجیعی تحسین میکنم.
گلها - کتابها
@damnbooks
”رهبران مردم نیز ابلهند، آنان به جای اطاعت از انسانها از اصولی پیروی میکنند که سادهلوحانه، سترون و اشتباهند. آنان در این دنیا که به هیچ امرش اطمینانی نیست و حتی نور، یک وهم است و صدا نیز توهمی بیش نیست، با همین اصول، یعنی افکار برگزیده، حتمی و تغییرناپذیر بر دیگران حکومت میکنند.“
📖 : گی دوموپاسان - هورلا
”رهبران مردم نیز ابلهند، آنان به جای اطاعت از انسانها از اصولی پیروی میکنند که سادهلوحانه، سترون و اشتباهند. آنان در این دنیا که به هیچ امرش اطمینانی نیست و حتی نور، یک وهم است و صدا نیز توهمی بیش نیست، با همین اصول، یعنی افکار برگزیده، حتمی و تغییرناپذیر بر دیگران حکومت میکنند.“
📖 : گی دوموپاسان - هورلا
کتابها
نامه خودکشی هانتر تامپسون 👇🏽 [ نویسنده، رمان نویس ]
نه بازی، نه بمب، نه قدم زدن، نه سرگرمی، نه شنا کردن. 67. 17 سال از 50 سال گذشت، 17 سال بیشتر از چیزی که احتیاج داشتم و میخواستم. مسخره اس. من همیشه دارم شکایت میکنم. سرگرم کننده نیست - واسه هیچکس. 67. شما همتون حریص هستید، سنتون خودش عمل میکنه.
راحت باشید - این بهتون صدمه نمیزنه.
- هانتر تامپسون
#suicidenotes
@damnbooks
راحت باشید - این بهتون صدمه نمیزنه.
- هانتر تامپسون
#suicidenotes
@damnbooks
”بی مقدمه گفت:
گردو اما میوه ی باوفاییه؛ خورد و خاک شیرش میکنی،نابودش میکنی، ولی بازم تنهات نمیذاره.
گفتم:
منو با یه دونه گردو مقایسه میکنی؟
دستاشو از توو جیب شلوارش درآورد و گرفت جلو صورتم، گفت:
ببین دستامو! هنوز خاطره ی گردوهایی که تابستون چیدم باهامه، ولی تو این همه مدت کجا بودی؟“
📖 : بابک زمانی - بعد از ابر
گردو اما میوه ی باوفاییه؛ خورد و خاک شیرش میکنی،نابودش میکنی، ولی بازم تنهات نمیذاره.
گفتم:
منو با یه دونه گردو مقایسه میکنی؟
دستاشو از توو جیب شلوارش درآورد و گرفت جلو صورتم، گفت:
ببین دستامو! هنوز خاطره ی گردوهایی که تابستون چیدم باهامه، ولی تو این همه مدت کجا بودی؟“
📖 : بابک زمانی - بعد از ابر
”کسانی که دست از جان شستهاند
و از همه چیز سرخوردهاند،
تنها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند.“
📖 : صادق هدایت - زنده به گور
و از همه چیز سرخوردهاند،
تنها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند.“
📖 : صادق هدایت - زنده به گور
”هر چه قدر که بیشتر احساس تنهایی کنی،
احتمال شروع یک رابطهی احمقانه؛ بیشتر میشود!“
📖 : ریچارد براتیگان - نامهای عاشقانه از تیمارستان ایالتی
احتمال شروع یک رابطهی احمقانه؛ بیشتر میشود!“
📖 : ریچارد براتیگان - نامهای عاشقانه از تیمارستان ایالتی
”آدمی که نمی خواند، یا کم می خواند، یا فقط پرت و پلا می خواند، بی گمان اختلالی در بیان خواهد داشت.
این آدم بسیار حرف می زند، اما اندک میگوید؛ زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد، بسنده نیست.
اما مسئله تنها محدودیت کلامی نیست؛ محدودیت فکر و تخیّل نیز در میان است.
مسئله، مساله ی فقر تفکّر نیز هست؛ چرا که افکار و مفاهیم - که ما به واسطه ی آن ها به رمز و راز وضعیت خود پی می بریم - جدا از کلمات وجود ندارند!
ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیات و تنها از ادبیات خوب می آموزیم...“
📖 : ماریو بارگاس یوسا - چرا ادبیات
این آدم بسیار حرف می زند، اما اندک میگوید؛ زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد، بسنده نیست.
اما مسئله تنها محدودیت کلامی نیست؛ محدودیت فکر و تخیّل نیز در میان است.
مسئله، مساله ی فقر تفکّر نیز هست؛ چرا که افکار و مفاهیم - که ما به واسطه ی آن ها به رمز و راز وضعیت خود پی می بریم - جدا از کلمات وجود ندارند!
ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیات و تنها از ادبیات خوب می آموزیم...“
📖 : ماریو بارگاس یوسا - چرا ادبیات
”فقط با کسانی بحث کنید که میدانید آنقدر عقل و عزت نفس دارند که حرفهای بیمعنی نمیزنند..
کسانی که به "دلیل" توسل میجویند، "حقیقت" را گرامی میدارند و آنقدر منصف هستند که اگر حق با طرف مقابلشان باشد اشتباهشان را قبول کنند!
پس نتیجه میگیریم که به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی..!“
📖 : آرتور شوپهناور - هنرِ همیشه بر حق بودن
کسانی که به "دلیل" توسل میجویند، "حقیقت" را گرامی میدارند و آنقدر منصف هستند که اگر حق با طرف مقابلشان باشد اشتباهشان را قبول کنند!
پس نتیجه میگیریم که به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی..!“
📖 : آرتور شوپهناور - هنرِ همیشه بر حق بودن
”مشکل، انتخاب بین بد و بدتر بود. و فارغ از اینکه کدام را انتخاب کنی، آنها تکهای از وجودت را جدا خواهند کرد. تا آن هنگام که چیزی از تو باقی نخواهد ماند. اکثر مردم تا سن بیست و پنج سالگی دیگر چیزی از وجودشان باقی نمانده است. ملتی نفرینی، از بیشعورهایی که رانندگی میکنند، غذا میخورند، بچهدار میشوند و هر کاری را به بدترین شکل ممکن انجام میدهند. مانند رای دادن به کاندیداهایی که نمادی از اکثریت مردم هستند.“
📖 : چارلز بوکفسکی - ساندویچ ژامبون
📖 : چارلز بوکفسکی - ساندویچ ژامبون
”من معتقدم زيبايى تو نگاه ادما پنهان شده. وقتى شوهرم بهم ميگه من زيبا هستم ، باوروم ميشه كه زن زيبايى هستم ، چون شوهرم نگاه زیبایی دارد!“
📖 : جوجو مويز - دخترى كه رهايش كردى
📖 : جوجو مويز - دخترى كه رهايش كردى
”يكي از مسخره ترين فرمول هاي روانشناسي جديد اين است كه مي گويند: علت مي خواري معتادان اين است كه نمي توانند خود را با واقعيات وقف بدهند.
و كسي نيست به اين ها بگويد: كسي كه بتواند خود را با واقعيت ها وفق دهد، يك بي درد الدنگ بيش نيست.“
📖 : رومن گاری - خداحافظ گاری كوپر
و كسي نيست به اين ها بگويد: كسي كه بتواند خود را با واقعيت ها وفق دهد، يك بي درد الدنگ بيش نيست.“
📖 : رومن گاری - خداحافظ گاری كوپر
”گیج و گول بودیم،
بی هدف بودیم،
از شکستن و آتش زدن کیف می کردیم و نمی دانستیم چه می خواهیم.
دود چشم های ما را گرفته بود و هیچ وقت از خودمان نپرسیدیم
چرا انقلاب شد؟“
📖 : عباس معروفی - فریدون سه پسر داشت
بی هدف بودیم،
از شکستن و آتش زدن کیف می کردیم و نمی دانستیم چه می خواهیم.
دود چشم های ما را گرفته بود و هیچ وقت از خودمان نپرسیدیم
چرا انقلاب شد؟“
📖 : عباس معروفی - فریدون سه پسر داشت