”بدن ونگوک عاری از هر گناه و دیوانگی بود - دیوانگی که در واقع فقط گناه میتواند به همراه آورد.
و من به کاتولیک اعتقاد ندارم، ولی به جنایت شهوانی که در حقیقت همهی نوابغ کرهی زمین، دیوانه های دارالمجانین، خود را علیه آن محافظت کردهاند اعتقاد دارم، و اگر محافظت نکرده اند، اصالتاً دیوانه نبوده اند.“
📖 : آنتونن آرتور - ونگوگ٬مردی که جامعه او را خودکشی کرد
و من به کاتولیک اعتقاد ندارم، ولی به جنایت شهوانی که در حقیقت همهی نوابغ کرهی زمین، دیوانه های دارالمجانین، خود را علیه آن محافظت کردهاند اعتقاد دارم، و اگر محافظت نکرده اند، اصالتاً دیوانه نبوده اند.“
📖 : آنتونن آرتور - ونگوگ٬مردی که جامعه او را خودکشی کرد
”تمام ما ، با درجاتی متفاوت، توسط جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، شستشوی مغزی می شویم!“
📖 : دوریس لسینگ
📖 : دوریس لسینگ
”آدمهای حوصله سربرِ لعنتی، همه زمین را پر کرده اند و آدمهای لعنتی حوصله سر بر بیشتری تولید میکنند. چه نمایش وحشتناکی. زمین با این موجودات اشغال شده است.“
📖 : چارلز بوکوفسکی
📖 : چارلز بوکوفسکی
”چیزها منفجر نمیشوند
تحلیل میروند، محو میشوند،
مثل آفتاب که از روی تن محو میشود
مثل کف که به سرعت در شن ساحل تحلیل میرود،
حتی برق آذرخش عشق
پایان رعدآسایی ندارد،
از میان میرود با صدای گلهایی که میپژمرند
مثل تن عرقریزان سنگپا،
همهچیز اینگونه پیش میرود
تا اینکه ما میمانیم
با سکوتی که سر بتهون را فرا میگیرد.
پایانها.“
📖 : درک والکات - خاکسترهای گرم شومینه
تحلیل میروند، محو میشوند،
مثل آفتاب که از روی تن محو میشود
مثل کف که به سرعت در شن ساحل تحلیل میرود،
حتی برق آذرخش عشق
پایان رعدآسایی ندارد،
از میان میرود با صدای گلهایی که میپژمرند
مثل تن عرقریزان سنگپا،
همهچیز اینگونه پیش میرود
تا اینکه ما میمانیم
با سکوتی که سر بتهون را فرا میگیرد.
پایانها.“
📖 : درک والکات - خاکسترهای گرم شومینه
”این کاریه که همه مون می کنیم؛ توجیه.
هر کی به روش خودش. همه دنبال راه گریز می گردیم، گریز از واقعیت... گریز از اشتباهات مون. من اینو با همه ی وجودم تجربه کردم و در مجموع به یه باور رسیدم؛ این که وحشتناک ترین حوادث زندگی، در نهایت سادگی اتفاق می افتن.“
📖 : سوتلانا آلکسیویچ - صداهایی از چرنوبیل
هر کی به روش خودش. همه دنبال راه گریز می گردیم، گریز از واقعیت... گریز از اشتباهات مون. من اینو با همه ی وجودم تجربه کردم و در مجموع به یه باور رسیدم؛ این که وحشتناک ترین حوادث زندگی، در نهایت سادگی اتفاق می افتن.“
📖 : سوتلانا آلکسیویچ - صداهایی از چرنوبیل
”منصفانه نیست کسی که این گونه قلبت را در هم شکسته است، هنوز این همه زیبا و خیره کننده باشد و صورتش تنها چیزی باشد که بیش از هر چیزی در دنیا دوست داری ببینی...“
📖 : ادی السید - بیا گم بشویم
📖 : ادی السید - بیا گم بشویم
"واقعیت تلخ آنست که بوی گند بیشعوری از سراسر دنیای ما به مشام میرسد و اگر برای زدودن آن کاری نکنیم، به فاجعه خواهد انجامید.
فاجعه آن وقتی است که دیگر این بو را احساس نکنیم به این دلیل که شامه مان به آن عادت کرده باشد.
بویی حس نمی کنید؟“
📖 : خاویر کرمنت - بیشعوری
فاجعه آن وقتی است که دیگر این بو را احساس نکنیم به این دلیل که شامه مان به آن عادت کرده باشد.
بویی حس نمی کنید؟“
📖 : خاویر کرمنت - بیشعوری
۶ سپتامبر، روز کتاب خوندنِ، بیاین به خودمون، و برای خودمون قول بدیم که حداقل روزی ۲۰ صفحه از یه کتاب رو بخونیم، وقت زیادی نمیبره، فقط کافیه بخواید 💛
@damnbooks
@damnbooks
”متاسفانه ایراد دیکته ای در فضای مجازی آنقدر زیاد شده که هر چند ماه یک بار مجبورم تعدادی از کلمات را که پیوسته در کامنت های تعدادی از عزیزان غلط نوشته می شود تذکر دهم. البته تقصیر از فضای مجازی است که چشم ما را به شکل های غلط کلمه عادت داده است:
.
ننویسیم: زجّه!!
بنویسیم: ضجّه
ننویسیم: فعلن!!
بنویسیم: فعلاً
ننویسیم: توجیح!!
بنویسیم: توجیه
ننویسیم: خاهر!!
بنویسیم: خواهر
ننویسیم: ضمینه!!
بنویسیم: زمینه
ننویسیم: راجب!!
بنویسیم: راجع به
ننویسیم: بازی ی!!
بنویسیم: بازیِ
ننویسیم: قلبه تو!!
بنویسیم: قلبِ تو
ننویسیم: هوای خونه سردِ!!
بنویسیم: هوای خونه سرده (شکل محاوره ای هوای خانه سرد است)
.
ننویسیم: مطمعن!!
بنویسیم: مطمئن
ننویسیم: ناچاراً!!
بنویسیم: به ناچار
ننویسیم: آنها تا صب قر زدند!!
بنویسیم: آنها تا صبح غر زدند
ننویسیم: به سطوح آوردن!!
بنویسیم: به ستوه آوردن
ننویسیم: زرص غاته!!
بنویسیم: ضرس قاطع
ننویسیم: زکاوت!!
بنویسیم: ذکاوت
ننویسیم: ترجیه!!
بنویسیم: ترجیح
ننویسیم: بزار!!
بنویسیم: بذار (شکل محاوره ای بگذار)
.
ننویسیم: مزموم!!
بنویسیم: مذموم
ننویسیم: دستم و بگیر
بنویسیم: دستمو بگیر (شکل محاوره ای دستم را بگیر)
.
ننویسیم: کتابو دفترم رو بستم!!
بنویسیم: کتاب و دفترم رو بستم (شکل محاوره ای کتاب و دفترم را بستم)
ننویسیم: غالب شعری!!
بنویسیم: قالب شعری
ننویسیم: مذمون!!
بنویسیم: مضمون
ننویسیم: سپاسگذارم!!
بنویسیم: سپاسگزارم
ننویسیم: بنیانگزار!!
بنویسیم: بنیانگذار
ننویسیم: خانهگی!!
بنویسیم: خانگی
ننویسیم: قالب اوقات!!
بنویسیم: غالب اوقات
ننویسیم: غورباقه!!
بنویسیم: قورباغه
ننویسیم: بقل کردن!!
بنویسیم: بغل کردن
ننویسیم: انظباط!!
بنویسیم: انضباط
ننویسیم: لااغل!! یا لاعقل!!
بنویسیم: لااقل
ننویسیم: هواس!!
بنویسیم: حواس
ننویسیم: حظور!!
بنویسیم: حضور
از این نمونه ها بسیار است. هرجا شک کردید کلمه را به صورت آنلاین، در فرهنگ دهخدا سرچ کنید. سریع ننوشتن هم ما را از غلط های املایی دور می کند و هم از هیجان ما می کاهد و باعث نوشتن با تعقل می شود.
البته ممکن است عده ای به شکل تعمدی غلط بنویسند یا حتی کتاب یا سایت معتبری غلط املایی داشته باشد. پس مهدی موسوی و هیچکس دیگر از اشتباه مصون نیست. خواندن کتابی مثل «غلط ننویسیم» نوشتهی «ابوالحسن نجفی» می تواند کمک شایانی به همه ی ما بکند برای حفظ زبان و ادبیات فارسی.
و البته در حوزه ی شعر، گاهی شاعر از نحو و شکل نُرم زبان خارج می شود و به بازی های زبانی دست می زند که ماجرای دیگری است و ربطی به غلط نویسی ندارد.“
📖 : سید مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
.
ننویسیم: زجّه!!
بنویسیم: ضجّه
ننویسیم: فعلن!!
بنویسیم: فعلاً
ننویسیم: توجیح!!
بنویسیم: توجیه
ننویسیم: خاهر!!
بنویسیم: خواهر
ننویسیم: ضمینه!!
بنویسیم: زمینه
ننویسیم: راجب!!
بنویسیم: راجع به
ننویسیم: بازی ی!!
بنویسیم: بازیِ
ننویسیم: قلبه تو!!
بنویسیم: قلبِ تو
ننویسیم: هوای خونه سردِ!!
بنویسیم: هوای خونه سرده (شکل محاوره ای هوای خانه سرد است)
.
ننویسیم: مطمعن!!
بنویسیم: مطمئن
ننویسیم: ناچاراً!!
بنویسیم: به ناچار
ننویسیم: آنها تا صب قر زدند!!
بنویسیم: آنها تا صبح غر زدند
ننویسیم: به سطوح آوردن!!
بنویسیم: به ستوه آوردن
ننویسیم: زرص غاته!!
بنویسیم: ضرس قاطع
ننویسیم: زکاوت!!
بنویسیم: ذکاوت
ننویسیم: ترجیه!!
بنویسیم: ترجیح
ننویسیم: بزار!!
بنویسیم: بذار (شکل محاوره ای بگذار)
.
ننویسیم: مزموم!!
بنویسیم: مذموم
ننویسیم: دستم و بگیر
بنویسیم: دستمو بگیر (شکل محاوره ای دستم را بگیر)
.
ننویسیم: کتابو دفترم رو بستم!!
بنویسیم: کتاب و دفترم رو بستم (شکل محاوره ای کتاب و دفترم را بستم)
ننویسیم: غالب شعری!!
بنویسیم: قالب شعری
ننویسیم: مذمون!!
بنویسیم: مضمون
ننویسیم: سپاسگذارم!!
بنویسیم: سپاسگزارم
ننویسیم: بنیانگزار!!
بنویسیم: بنیانگذار
ننویسیم: خانهگی!!
بنویسیم: خانگی
ننویسیم: قالب اوقات!!
بنویسیم: غالب اوقات
ننویسیم: غورباقه!!
بنویسیم: قورباغه
ننویسیم: بقل کردن!!
بنویسیم: بغل کردن
ننویسیم: انظباط!!
بنویسیم: انضباط
ننویسیم: لااغل!! یا لاعقل!!
بنویسیم: لااقل
ننویسیم: هواس!!
بنویسیم: حواس
ننویسیم: حظور!!
بنویسیم: حضور
از این نمونه ها بسیار است. هرجا شک کردید کلمه را به صورت آنلاین، در فرهنگ دهخدا سرچ کنید. سریع ننوشتن هم ما را از غلط های املایی دور می کند و هم از هیجان ما می کاهد و باعث نوشتن با تعقل می شود.
البته ممکن است عده ای به شکل تعمدی غلط بنویسند یا حتی کتاب یا سایت معتبری غلط املایی داشته باشد. پس مهدی موسوی و هیچکس دیگر از اشتباه مصون نیست. خواندن کتابی مثل «غلط ننویسیم» نوشتهی «ابوالحسن نجفی» می تواند کمک شایانی به همه ی ما بکند برای حفظ زبان و ادبیات فارسی.
و البته در حوزه ی شعر، گاهی شاعر از نحو و شکل نُرم زبان خارج می شود و به بازی های زبانی دست می زند که ماجرای دیگری است و ربطی به غلط نویسی ندارد.“
📖 : سید مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
Forwarded from سید مهدی موسوی
گفتگودرتهران.pdf
1.8 MB
نسخه ی کامل رمان "گفتگو در تهران"
نویسنده: سید مهدی موسوی
نویسنده: سید مهدی موسوی
واقعا دقت کردین وقتی یه گل و کتاب رو میزارید کنار هم، هرچقدرم مدل تکراری باشه ولی قشنگه؟
من واقعا این دو چیز رو کنار هم به طور فجیعی تحسین میکنم.
گلها - کتابها
@damnbooks
من واقعا این دو چیز رو کنار هم به طور فجیعی تحسین میکنم.
گلها - کتابها
@damnbooks
”رهبران مردم نیز ابلهند، آنان به جای اطاعت از انسانها از اصولی پیروی میکنند که سادهلوحانه، سترون و اشتباهند. آنان در این دنیا که به هیچ امرش اطمینانی نیست و حتی نور، یک وهم است و صدا نیز توهمی بیش نیست، با همین اصول، یعنی افکار برگزیده، حتمی و تغییرناپذیر بر دیگران حکومت میکنند.“
📖 : گی دوموپاسان - هورلا
”رهبران مردم نیز ابلهند، آنان به جای اطاعت از انسانها از اصولی پیروی میکنند که سادهلوحانه، سترون و اشتباهند. آنان در این دنیا که به هیچ امرش اطمینانی نیست و حتی نور، یک وهم است و صدا نیز توهمی بیش نیست، با همین اصول، یعنی افکار برگزیده، حتمی و تغییرناپذیر بر دیگران حکومت میکنند.“
📖 : گی دوموپاسان - هورلا
کتابها
نامه خودکشی هانتر تامپسون 👇🏽 [ نویسنده، رمان نویس ]
نه بازی، نه بمب، نه قدم زدن، نه سرگرمی، نه شنا کردن. 67. 17 سال از 50 سال گذشت، 17 سال بیشتر از چیزی که احتیاج داشتم و میخواستم. مسخره اس. من همیشه دارم شکایت میکنم. سرگرم کننده نیست - واسه هیچکس. 67. شما همتون حریص هستید، سنتون خودش عمل میکنه.
راحت باشید - این بهتون صدمه نمیزنه.
- هانتر تامپسون
#suicidenotes
@damnbooks
راحت باشید - این بهتون صدمه نمیزنه.
- هانتر تامپسون
#suicidenotes
@damnbooks
”بی مقدمه گفت:
گردو اما میوه ی باوفاییه؛ خورد و خاک شیرش میکنی،نابودش میکنی، ولی بازم تنهات نمیذاره.
گفتم:
منو با یه دونه گردو مقایسه میکنی؟
دستاشو از توو جیب شلوارش درآورد و گرفت جلو صورتم، گفت:
ببین دستامو! هنوز خاطره ی گردوهایی که تابستون چیدم باهامه، ولی تو این همه مدت کجا بودی؟“
📖 : بابک زمانی - بعد از ابر
گردو اما میوه ی باوفاییه؛ خورد و خاک شیرش میکنی،نابودش میکنی، ولی بازم تنهات نمیذاره.
گفتم:
منو با یه دونه گردو مقایسه میکنی؟
دستاشو از توو جیب شلوارش درآورد و گرفت جلو صورتم، گفت:
ببین دستامو! هنوز خاطره ی گردوهایی که تابستون چیدم باهامه، ولی تو این همه مدت کجا بودی؟“
📖 : بابک زمانی - بعد از ابر
”کسانی که دست از جان شستهاند
و از همه چیز سرخوردهاند،
تنها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند.“
📖 : صادق هدایت - زنده به گور
و از همه چیز سرخوردهاند،
تنها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند.“
📖 : صادق هدایت - زنده به گور
”هر چه قدر که بیشتر احساس تنهایی کنی،
احتمال شروع یک رابطهی احمقانه؛ بیشتر میشود!“
📖 : ریچارد براتیگان - نامهای عاشقانه از تیمارستان ایالتی
احتمال شروع یک رابطهی احمقانه؛ بیشتر میشود!“
📖 : ریچارد براتیگان - نامهای عاشقانه از تیمارستان ایالتی