کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
”بعضی وقت ها احساس می کنم که هیچ چیز معنی ندارد. در سیاره ای که میلیون ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می رود ، ما در میان غم زاده شده ایم ؛ بزرگ می شویم ، تلاش و تقلا می کنیم ، بیمار می شویم ، رنج می بریم ، سبب رنج دیگران می شویم، گریه و مویه می کنیم ، می میریم ، دیگران هم می میرند و موجودات دیگری به دنیا می آیند تا این کمدی بی معنی را ازسر گیرند...“

📖 : ارنستو ساباتو - تونل
'' وقتی می‌گم خوشحالی در درون تو وجود داره یعنی تو فقط و فقط احتیاج داری که به درونت نگاه کنی! ''
@damnbooks
ITS ME 😂😂
@damnbooks
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'' If you cannot do great things, do small things in a great way. ''
– Napoleon Hill
@damnbooks
”دکتر: بعضی وقتا احساس افسردگی می کنم.
این حس منو می ترسونه.
قاضی: نمی تونی با دارو کنترلش کنی؟
دکتر: ترجیح میدم بدون دارو این کارو بکنم.
قاضی: پس توام به دارو اعتقاد نداری دکتر!
دکتر: مگه تو به عدالت اعتقاد داری؟!“

📖 : آگاتا کریستی - سپس هیچکدام باقی نماندند
morning 🌻☕️
@damnbooks
”بدن ون‌گوک عاری از هر گناه و دیوانگی بود - دیوانگی که در واقع فقط گناه می‌تواند به همراه آورد.
و من به کاتولیک اعتقاد ندارم، ولی به جنایت شهوانی که در حقیقت همه‌ی نوابغ کره‌ی زمین، دیوانه های دارالمجانین، خود را علیه آن محافظت کرده‌اند اعتقاد دارم، و اگر محافظت نکرده اند، اصالتاً دیوانه نبوده اند.“

📖 : آنتونن آرتور - ونگوگ٬مردی که جامعه او را خودکشی کرد
”تمام ما ، با درجاتی متفاوت، توسط جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، شستشوی مغزی می شویم!“

📖 : دوریس لسینگ
”آدمهای حوصله سربرِ لعنتی، همه زمین را پر کرده اند و آدمهای لعنتی حوصله سر بر بیشتری تولید میکنند. چه نمایش وحشتناکی. زمین با این موجودات اشغال شده است.“

📖 : چارلز بوکوفسکی
”چیزها منفجر نمی‌شوند
تحلیل می‌روند، محو می‌شوند،
مثل آفتاب که از روی تن محو می‌شود
مثل کف که به سرعت در شن ساحل تحلیل می‌رود،
حتی برق آذرخش عشق
پایان رعدآسایی ندارد،
از میان می‌رود با صدای گل‌هایی که می‌پژمرند
مثل تن عرق‌ریزان سنگ‌پا،
همه‌چیز این‌گونه پیش می‌رود
تا اینکه ما می‌مانیم
با سکوتی که سر بتهون را فرا می‌گیرد.
پایان‌ها.“

📖 : درک والکات - خاکسترهای گرم شومینه
”این کاریه که همه مون می کنیم؛ توجیه.
هر کی به روش خودش. همه دنبال راه گریز می گردیم، گریز از واقعیت... گریز از اشتباهات مون. من اینو با همه ی وجودم تجربه کردم و در مجموع به یه باور رسیدم؛ این که وحشتناک ترین حوادث زندگی، در نهایت سادگی اتفاق می افتن.“

📖 : سوتلانا آلکسیویچ - صداهایی از چرنوبیل
Forwarded from Deleted Account
Bebel
@damnbooks
گوش کنید.
@damnbooks
”منصفانه نیست کسی که این گونه قلبت را در هم شکسته است، هنوز این همه زیبا و خیره کننده باشد و صورتش تنها چیزی باشد که بیش از هر چیزی در دنیا دوست داری ببینی...“

📖 : ادی السید - بیا گم بشویم
"واقعیت تلخ آنست که بوی گند بیشعوری از سراسر دنیای ما به مشام می‌رسد و اگر برای زدودن آن کاری نکنیم، به فاجعه خواهد انجامید.
فاجعه آن وقتی است که دیگر این بو را احساس نکنیم به این دلیل که شامه مان به آن عادت کرده باشد.
بویی حس نمی کنید؟“

📖 : خاویر کرمنت - بیشعوری
۶ سپتامبر، روز کتاب خوندنِ، بیاین به خودمون، و برای خودمون قول بدیم که حداقل روزی ۲۰ صفحه از یه کتاب رو بخونیم، وقت زیادی نمی‌بره، فقط کافیه بخواید 💛
@damnbooks
”متاسفانه ایراد دیکته ای در فضای مجازی آنقدر زیاد شده که هر چند ماه یک بار مجبورم تعدادی از کلمات را که پیوسته در کامنت های تعدادی از عزیزان غلط نوشته می شود تذکر دهم. البته تقصیر از فضای مجازی است که چشم ما را به شکل های غلط کلمه عادت داده است:
.
ننویسیم: زجّه!!
بنویسیم: ضجّه

ننویسیم: فعلن!!
بنویسیم: فعلاً

ننویسیم: توجیح!!
بنویسیم: توجیه

ننویسیم: خاهر!!
بنویسیم: خواهر

ننویسیم: ضمینه!!
بنویسیم: زمینه

ننویسیم: راجب!!
بنویسیم: راجع به

ننویسیم: بازی ی!!
بنویسیم: بازیِ

ننویسیم: قلبه تو!!
بنویسیم: قلبِ تو

ننویسیم: هوای خونه سردِ!!
بنویسیم: هوای خونه سرده (شکل محاوره ای هوای خانه سرد است)
.
ننویسیم: مطمعن!!
بنویسیم: مطمئن

ننویسیم: ناچاراً!!
بنویسیم: به ناچار

ننویسیم: آنها تا صب قر زدند!!
بنویسیم: آنها تا صبح غر زدند

ننویسیم: به سطوح آوردن!!
بنویسیم: به ستوه آوردن

ننویسیم: زرص غاته!!
بنویسیم: ضرس قاطع

ننویسیم: زکاوت!!
بنویسیم: ذکاوت

ننویسیم: ترجیه!!
بنویسیم: ترجیح

ننویسیم: بزار!!
بنویسیم: بذار (شکل محاوره ای بگذار)
.
ننویسیم: مزموم!!
بنویسیم: مذموم

ننویسیم: دستم و بگیر
بنویسیم: دستمو بگیر (شکل محاوره ای دستم را بگیر)
.
ننویسیم: کتابو دفترم رو بستم!!
بنویسیم: کتاب و دفترم رو بستم (شکل محاوره ای کتاب و دفترم را بستم)

ننویسیم: غالب شعری!!
بنویسیم: قالب شعری

ننویسیم: مذمون!!
بنویسیم: مضمون

ننویسیم: سپاسگذارم!!
بنویسیم: سپاسگزارم

ننویسیم: بنیانگزار!!
بنویسیم: بنیانگذار

ننویسیم: خانه‌گی!!
بنویسیم: خانگی

ننویسیم: قالب اوقات!!
بنویسیم: غالب اوقات

ننویسیم: غورباقه!!
بنویسیم: قورباغه

ننویسیم: بقل کردن!!
بنویسیم: بغل کردن

ننویسیم: انظباط!!
بنویسیم: انضباط

ننویسیم: لااغل!! یا لاعقل!!
بنویسیم: لااقل

ننویسیم: هواس!!
بنویسیم: حواس

ننویسیم: حظور!!
بنویسیم: حضور

از این نمونه ها بسیار است. هرجا شک کردید کلمه را به صورت آنلاین، در فرهنگ دهخدا سرچ کنید. سریع ننوشتن هم ما را از غلط های املایی دور می کند و هم از هیجان ما می کاهد و باعث نوشتن با تعقل می شود.
البته ممکن است عده ای به شکل تعمدی غلط بنویسند یا حتی کتاب یا سایت معتبری غلط املایی داشته باشد. پس مهدی موسوی و هیچکس دیگر از اشتباه مصون نیست. خواندن کتابی مثل «غلط ننویسیم» نوشته‌ی «ابوالحسن نجفی» می تواند کمک شایانی به همه ی ما بکند برای حفظ زبان و ادبیات فارسی.
و البته در حوزه ی شعر، گاهی شاعر از نحو و شکل نُرم زبان خارج می شود و به بازی های زبانی دست می زند که ماجرای دیگری است و ربطی به غلط نویسی ندارد.“

📖 : سید مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
گفتگودرتهران.pdf
1.8 MB
نسخه ی کامل رمان "گفتگو در تهران"
نویسنده: سید مهدی موسوی
واقعا دقت کردین وقتی یه گل و کتاب رو می‌زارید کنار هم، هرچقدرم مدل تکراری باشه ولی قشنگه؟
من واقعا این دو چیز رو کنار هم به طور فجیعی تحسین می‌کنم.
گلها - کتابها
@damnbooks

”رهبران مردم نیز ابله‌ند، آنان به جای اطاعت از انسان‌ها از اصولی پیروی می‌کنند که ساده‌لوحانه، سترون و اشتباهند. آنان در این دنیا که به هیچ امرش اطمینانی نیست و حتی نور، یک وهم است و صدا نیز توهمی بیش نیست، با همین اصول، یعنی افکار برگزیده، حتمی و تغییرناپذیر بر دیگران حکومت می‌کنند.“

📖 : گی دوموپاسان - هورلا
نامه خودکشی هانتر تامپسون 👇🏽
[ نویسنده، رمان نویس ]