در باور عشق و شناخت حقیقت آن، مرد ممکن است فریب بخورد؛ اما زن… زن حقیقت عشق را زود تشخیص مى دهد با حس نیرومند زنى، و اگر دبّه در مى آورد از آن است که عشق هم برایش کافى نیست ، او بیش از عشق مى طلبد، جان تو را.
📖:سلوک _ محمود دولت آبادی
📖:سلوک _ محمود دولت آبادی
یکی از دلایلی که چرا داستان برای بشر ضروری است این است که داستان بسیارزی از نیازهای خودآگاه و ناخودآگاه را برآورده میسازد. اگر داستان فقط روی ذهن خودآگاه تاثیر داشت، اهمیتی مانند ارزش کتابهای تشریحی داشت. اما اهمیت دیگر داستان این است که روی ضمیر ناخودآگاه نیز تاثیر میگذارد.
📖: چگونه کتاب بخوانیم _ مارتیمر جی. آدلر و چارلز لینکلن ون دورن
📖: چگونه کتاب بخوانیم _ مارتیمر جی. آدلر و چارلز لینکلن ون دورن
من از خودم میپرسم چرا حقیقت باید ساده باشد. تجربه من کاملا خلاف این را به من یاد داده است، حقیقت تقریبا هیچ وقت ساده نیست، و اگر چیزی بیش از حد واضح و آشکار به نظر میرسد، اگر عملی به ظاهر از منطق سادهای پیروی میکند، معمولا انگیزههای پیچیدهای پشت سر آن هست.
📖: تونل _ ارنستو ساباتو
📖: تونل _ ارنستو ساباتو
آخر واقعا چطور میشود آدم خوشحال باشد از اینکه ساعت ۶:۳۰ با زنگ ساعت بیدار بشود، از تخت بیاید بیرون، لباس بپوشد، زورکی چیزی بخورد، بریند، بشاشد، مسواک بزند، شانه کند، و بعد از یک نبرد طولانی با ترافیک، برسد جایی که درواقع زور میزند برای کس دیگری کلی پول دربیاورد و درنهایت هم ازش میخواهند بابت این فرصتی که در اختیارش گذاشته شده، قدردان باشد؟
📖: هزار پیشه _ چارلز بوکوفسکی
📖: هزار پیشه _ چارلز بوکوفسکی
«مردم همیشه شکایت میکنند که چرا کفش ندارند تا اینکه یه روز آدمی رو میبینن که پا نداره و بعد غر میزنن که چرا ویلچر اتوماتیک ندارن. چرا؟ چی باعث میشه که به طور ناخودآگاه خودشون رو از یه سیستم ملالآور به یکی دیگه پرت کنن؟ چرا اراده فقط معطوفه به جزئیات و نه کلیات؟ چرا به جای اینکه «کجا باید کار کنم؟» نمیگیم «چرا باید کار کنم؟» چرا به جای «چرا باید تشکیل خانواده بدم؟» میگیم «کی باید تشکیل خانواده بدم؟»
📖:جزء از کل_ استیو تولتز
📖:جزء از کل_ استیو تولتز
زمانِ حال چیز خنده دارى است؛ اصولا نمىتواند وجود داشته باشد. به مجرد اینکه از آن آگاه مىشویم، سپرى مىشود و دیگر حال نیست. این طورى ما مدام در گذشته زندگى به سر مىبریم، حتى هنگامى که در حال رویاپردازى دربارهى آینده هستیم.
📖 :دیدن از سیزده منظر _ کالم مک کان
📖 :دیدن از سیزده منظر _ کالم مک کان
بسیاری از افراد معتقدند هنگام مواجهه با مرگ، تغییرات ماندنی و چشمگیر در آنان بیشتر میشود. وقتی حدود ده سال روی بیمارانی که به علت سرطان رودرروی مرگ قرار گرفته بودند، کار کردم، متوجه شدم بسیاری از آنها به جای اینکه تسلیم یاس و ناامیدی شوند، به نحو شگفتانگیز و مفیدی متحول میشوند. زندگی خود را با رعایت حقتقدمها دوباره برنامهریزی میکنند و دیگر به چیزهای بیاهمیت بها نمیدهند. قدرت نه گفتن پیدا میکنند و کارهایی را که واقعا دوست ندارند انجام نمیدهند. با افرادی که دوستشان دارند صمیمانهتر ارتباط برقرار میکنند. آنها از حقایق اساسی زندگی، تغییر فصول، زیبایی طبیعت و آخرین کریسمس یا سال جدیدی که پشت سر گذاردهاند، از صمیم قلب قدردانی میکنند.
حتی بعضی از افراد با نگاه جدیدی که به زندگی پیدا کرده بودند، میگفتند ترس آنها از مردم کمتر شده است، قدرت ریسک بیشتری پیدا کردهاند و از بابت طردشدگی، کمتر نگرانند. یکی از بیمارانم اظهارنظر خندهداری میکرد: “سرطان، روانرنجوری را درمان میکند.”
بیمار دیگری میگفت: “حیف که تا حالا منتظر ماندم. حالا که سراسر بدنم را سلولهای سرطانی فرا گرفته، تازه یاد گرفتم چطور زندگی کنم!”
📖:خیره به خورشید نگریستن _ اروین د یالوم
حتی بعضی از افراد با نگاه جدیدی که به زندگی پیدا کرده بودند، میگفتند ترس آنها از مردم کمتر شده است، قدرت ریسک بیشتری پیدا کردهاند و از بابت طردشدگی، کمتر نگرانند. یکی از بیمارانم اظهارنظر خندهداری میکرد: “سرطان، روانرنجوری را درمان میکند.”
بیمار دیگری میگفت: “حیف که تا حالا منتظر ماندم. حالا که سراسر بدنم را سلولهای سرطانی فرا گرفته، تازه یاد گرفتم چطور زندگی کنم!”
📖:خیره به خورشید نگریستن _ اروین د یالوم
مهمترین چیز در زندگی چیست؟ اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا. اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد می میرد، خواهد گفت گرما. و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدم ها. ولی هنگامی که این نیازهای اولیه برآورده شد، آیا چیزی می ماند که انسان بدان نیازمند باشد؟ فیلسوفان می گویند بلی. به عقیده آن ها آدم نمی تواند فقط دربند شکم باشد. البته همه خورد و خوراک لازم دارند. البته که همه محتاج محبت و مواظبت اند. ولی از اینها که بگذریم، یک چیز دیگر هم هست که همه لازم دارند و آن این است که بدانیم ما کیستیم و در اینجا چه می کنیم.
📖:دنیای سوفی _ یوستین گردر
📖:دنیای سوفی _ یوستین گردر
بهنحوی احساس میکنم که دارم تاوانی را میپردازم، تاوان قانع نبودن به آن بخش از ماریا که مرا (موقتا) از تنهایی نجات میداد. فوران غرور، شور و شوق افزون شونده به اینکه او فقط مال من باشد باید به من هشدار میداد که راه خطایی در پیش گرفته ام، راهی که سمت و مسیر آن را خودپسندی و نخوت تعیین میکرد.
📖: تونل _ارنستو ساباتو
📖: تونل _ارنستو ساباتو
بعضی وقتها احساس میکنم که هیچ چیز معنی ندارد. در سیارهای که میلیونها سال است با شتاب به سوی فراموشی میرود، ما در میان غم زاده شدهایم، بزرگ می،شویم، تلاش و تقلا میکنیم، بیمار میشویم، رنج میبریم، سبب رنج دیگران میشویم، گریه و مویه میکنیم، میمیریم، دیگران هم میمیرند و موجودات دیگری به دنیا میآیند تا این کمدی بیمعنی را از سر گیرند.
واقعا اینطور بود؟ همانطور که نشسته بودم درباره مساله بیمفهوم بودن همه چیز تعمق میکردم. آیا زندگی ما چیزی جز یک سلسه زوزههای بیمعنی در بیابانی از ستارگان بی اعتنا نبود؟”
📖: تونل_ارنستو ساباتو
واقعا اینطور بود؟ همانطور که نشسته بودم درباره مساله بیمفهوم بودن همه چیز تعمق میکردم. آیا زندگی ما چیزی جز یک سلسه زوزههای بیمعنی در بیابانی از ستارگان بی اعتنا نبود؟”
📖: تونل_ارنستو ساباتو
صاحبان منصب و مقام چنان سرد و بیاعتنا با مردم عادی رفتار میکنند که انگاری معاشرت با آنها شأنشان را بر باد میدهد. وانگهی برخی مسخرهپردازان تهیمغز هم هستند که صرفاً بهظاهر، و برای آن با مردم همسویی نشان میدهند تا در عمل هرچه بیشتر ناز بفروشند و با نخوتشان کام این بینوایان را تلخ کنند.
📖 :رنجهای ورتر جوان _ گوته
📖 :رنجهای ورتر جوان _ گوته
کاش خوشبختی آن را داشتم که در راه تو بمیرم! خود را فدای تو کنم! اگر که بتوانم آرامش و شادی زندگیات را دوباره به تو برگردانم، با شجاعت و خوشحالی میمیرم. ولی افسوس که سعادتِ ایثارِ خون در راه خویشان، و برافروختن زندگیای هزارگانه برای دوستان در پرتو گذشتن از جان، تنها ارزانی شماری اندک از سعادتمندان میشود.
📖: رنجهای ورتر جوان _ گوته
📖: رنجهای ورتر جوان _ گوته
تو خیال میکنی اگر که دولت هلند حقوقت را میپرداخت، چه آدمی بودی؟ راستی که رستگار است اویی که میتواند نقص و نبود خوشبختیاش را به یک مانع زمینی ربط بدهد! تو نمیفهمی، نمیفهمی که بیچارگیات از آن دل خراب و آن مغز پریشان خودت سرچشمه میگیرد و در چارهٔ کار تو همهٔ پادشاهان زمین هم حیران میمانند.
📖: رنجهای ورتر جوان – گوته
📖: رنجهای ورتر جوان – گوته
مونتنی میگوید: درد و رنج به سراغم خواهد آمد، نیازی نیست با شری به نام ترس آن را جلو بیندازم و تشدیدش کنم. کسی که از درد و رنج میترسد، پیشاپیش متحمل درد و رنج ترس میشود.
📖:فلسفه ترس _ لارنس اسونسن
📖:فلسفه ترس _ لارنس اسونسن
چرا ما درباره خطرهایی که تهدیدمان میکنند دچار درک و برداشت نادرست هستیم؟ یک توضیحش این است که ما تمایلی روانی به معطوف کردن توجه به وقایع منفی داریم تا وقایع مثبت. دیگر اینکه مردم تمایل دارند اطلاعاتی را که چیزی را پرخطر قلمداد میکند معتبرتر و قابل اتکاتر از اطلاعاتی بدانند که آن چیز را کمخطر قلمداد میکند. اکثر مردم بدترین سناریو را قابل اعتمادترین و موثقترین سناریو میدانند.
📖: فلسفه ترس_ لارنس اسونسن
📖: فلسفه ترس_ لارنس اسونسن
یکی از ویژگیهای تقریبا همیشگی خطرهای بالقوهای که نسبت به آنها هشدار داده میشود، این است که چنان مطرح میشوند که گویی خطرهای بالفعل هستند. دنیا پر است از خطرهای بالقوه. ممکن است کسی شما را هل بدهد و شما روی خط قطار بیفتید، ممکن است شهابسنگی روی سر شما فرود آید اما دشوار بتوان پذیرفت که بهتر است زندگی روزمره را با احتساب رخ دادن چنین چیزهایی تنظیم کنیم. اکثر خطرهای بالقوه هرگز محقق نمیشوند.
📖:فلسفه ترس_ لارنس اسونسن
📖:فلسفه ترس_ لارنس اسونسن
با خودت صادق باش. دیدگاهت را ابراز کن و نگذار کسی آن را دست کاری کند. هرگز ایده خوب را رها نکن و هیچگاه ایده بد را نگه ندار. مراقبه کن. بسیار مهم است که «خود»، آن هشیاری ناب را تجربه کنی. به راستی به کمک من آمد و به نظرم هر فیلم سازی را یاری میدهد. پس به درون شیرجه بزن و آن هشیاری سعادت بخش را احیا کن. به شادی و شهود پروبال بده. لذت انجام دادن را تجربه کن تا در این مسیر صلحآمیز بدرخشی.
📖: صید ماهی بزرگ_ دیوید لینچ
📖: صید ماهی بزرگ_ دیوید لینچ
شرایط بشری پر از وحشت است. ما همیشه در آستانه بیمهری، خطر و بدعهدی هستیم. با این حال، مشمول قواعد رفتار مودبانه نیز هستیم که به ما الزام میکند جوری رفتار نکنیم که گویی همواره حق به جانب ماست. به طرز فاجعهباری نیازمند دوست هستیم. زیرا با مردمی که به صورت سطحی آنها را میشناسیم، خیلی کم میتوانیم اعترافاتمان درباره رابطه وسواسگونه، افسوس، خشم و سردرگمی را در میان بگذاریم.
📖:درباره خوب بودن_آلن دوباتن
📖:درباره خوب بودن_آلن دوباتن
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (Mahsa Tolou)
باور کن
تورا_دوست دارم
صدای مرا نقاشی کن.....
| کیارستمی |
تورا_دوست دارم
صدای مرا نقاشی کن.....
| کیارستمی |
آخر واقعا چطور میشود آدم خوشحال باشد از اینکه ساعت ۶:۳۰ با زنگ ساعت بیدار بشود، از تخت بیاید بیرون، لباس بپوشد، زورکی چیزی بخورد، بریند، بشاشد، مسواک بزند، شانه کند، و بعد از یک نبرد طولانی با ترافیک، برسد جایی که درواقع زور میزند برای کس دیگری کلی پول دربیاورد و درنهایت هم ازش میخواهند بابت این فرصتی که در اختیارش گذاشته شده، قدردان باشد؟
📖:هزار پیشه _ چارلز بوکوفسکی
📖:هزار پیشه _ چارلز بوکوفسکی
زن ها، گاهی اوقات حرفی نمی زنند چون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته شود! تنها با نگاهشان حرف می زنند… به اندازه یک دنیا با نگاهشان حرف می زنند. اگر زنی برایتان اهمیت دارد، از چشمانش به سادگی نگذرید! به هیچ وجه…
📖:سوءتفاهم _سیمون دوبوار
📖:سوءتفاهم _سیمون دوبوار