عدالت، خواهانِ خلوت است، عدالت اندوه را مجاز میشمرد، ولی غضب را نه، و حکم به پرهیزی کاملاً محتاطانه میدهد، پرهیز از لذت دلچسبِ قرار دادن خویش در مرکز توجه همگان.
📖: آیشمن در اورشلیم_هانا آرنت
📖: آیشمن در اورشلیم_هانا آرنت
کیفرخواست نهتنها حاکی از این بود که آیشمن با اراده و قصد عمل کرده -که خودش هم این نکته را انکار نمیکرد- بلکه به علت انگیزههای پست و با اطلاع کامل از ماهیت مجرمانهی این اعمال، دست به اقدام زده است. در خصوص انگیزههای پست، او کاملا اطمینان داشت که بهقول خودش پفیوز یا در اعماق قلبش یک حرامزادهی کثیف نیست؛ و اما در خصوص وجدان، بهخوبی به یاد داشت که فقط وقتی دچار عذاب وجدان میشد که دستورهای دریافتی -همچون دستور روانه کردن میلیونها مرد، زن و کودک بهسوی مرگ، با شوقی وافر و دقتی موشکافانه- را اجرا نمیکرد. هضم چنین چیزی حقیقتا دشوار بود. شش روان پزشک بر «طبیعی» بودن او گواهی داده بودند -میگفتند یکی از آنها با تعجب فریاد زده که «وضعیت ایشان از من هم طبیعیتر است، مخصوصا حالا، بعد از این معاینه»، و دیگری دریافته بود که کل نگرش روانشناختی او، رفتارش در قبال زن و فرزندانش، مادر و پدرش، برادرانش، خواهرانش و دوستانش، «نهتنها طبیعی، بلکه بسیار مطلوب» است -و نهایتا کشیشی که بعد از اتمام رسیدگی به فرجامخواهی آیشمن در دیوان عالی، منظم به دیدار او میرفت، خیال همه را راحت کرد و گفت که آیشمن «مردی با اندیشههای بسیار مثبت» است. در پسِ طنازی این متخصصان روح و روان، این واقعیتِ کتمانناپذیر نهفته بود که وضع او، بهروشنی مصداق جنون اخلاقی نیست، چه رسد به جنون حقوقی.
📖:آیشمن در اورشلیم_هانا آرنت
📖:آیشمن در اورشلیم_هانا آرنت
کتابها
Photo
لازم به ذکره که بگم:
ژیژک همچین کتابی نداره و ننوشته. اینی هم که می بینید به نام اش ترجمه و منتشر شده اصلا کار قانونی ای به نظر نمیاد. کل این کتاب براساس یک مستندیه که توش ژیژک از سینما و چندتا فیلم به خصوص حرف می زنه.
کتاب خوبیه. ولی درواقع 'کتاب' نیست و صادقانه اینکه چطور اجازه چاپ پیدا کرده برام سواله.
ژیژک همچین کتابی نداره و ننوشته. اینی هم که می بینید به نام اش ترجمه و منتشر شده اصلا کار قانونی ای به نظر نمیاد. کل این کتاب براساس یک مستندیه که توش ژیژک از سینما و چندتا فیلم به خصوص حرف می زنه.
کتاب خوبیه. ولی درواقع 'کتاب' نیست و صادقانه اینکه چطور اجازه چاپ پیدا کرده برام سواله.
کتابها
https://t.me/tiketabdooni
گروه کانال بوک
لطفا جوین بشید و بریده کتاب های مورد علاقتون رو به اشتراک بذارین تا در کانال هم معرفی بشه .
ممنون از حضور گرمتون ❣
لطفا جوین بشید و بریده کتاب های مورد علاقتون رو به اشتراک بذارین تا در کانال هم معرفی بشه .
ممنون از حضور گرمتون ❣
در مدرسه کارهایی کرده بود که قبلا به نظرش بسیار ننگ آلود می آمد، و سبب می شد پس از انجام این کارها از خودش منزجر شود. اما بعدها همین که دید آدم های اسم و رسم دار هم دست به چنین اعمالی می زنند و به چشم خطا به آنها نگاه نمی کنند، نه اینکه بگوییم این توانایی را یافت آنها را درست تلقی کند، بلکه یکسره از یاد ببرد یا از یادآوری آنها ذره ای هم خاطرش پریش نشود.
📖:مرگ ایوان ایلیچ_لئون تولستوی
📖:مرگ ایوان ایلیچ_لئون تولستوی
در جایی که خیال می کردم دارم بالا می روم، تو نگو از تپه دارم پایین می آیم. و راستی راستی هم چنین بود. به لحاظ افکار عمومی بالا می رفتم، اما به همان نسبت زندگی از من کناره می گرفت. و حالا دیگر کار از کار گذشته است و چیزی جز مرگ وجود ندارد. نکند راستی راستی کل زندگی ام غلط بوده باشد؟
📖:مرگ ایوان ایلیچ_ لئون تولستوی
📖:مرگ ایوان ایلیچ_ لئون تولستوی
Forwarded from Mind Of Mine
آدمها خیال میکنند بهدنبال ستارهها میگردند ولی مثل ماهی قرمزهای داخل پارچ کارشان پایان مییابد. از خودم میپرسم آیا سادهتر این نیست که از همان ابتدا به بچهها یاد بدهند که زندگی پوچ است. این امر ممکن است پارهای از لحظههای زیبای دوران کودکی را نابود کند ولی، در عوض، به بزرگسالان اجازه میدهد زمان بسیار قابل توجهی را هدر ندهند – جدا از اینکه آدم، دستکم، از خطر یک ضربه روحی، ضربه پارچ، در امان خواهد ماند.
📖: ظرافت جوجهتیغی –موریل باربری
📖: ظرافت جوجهتیغی –موریل باربری
آیا سرنوشت من، از پیش بر پیشانیام نوشته شده؟ اگر میخواهم بمیرم، برای این است که به آن اعتقاد دارم. ولی اگر، در جهان ما، این امکان وجود داشته باشد که انسان چیزی بشود که هنوز نیست… آیا خواهم توانست از این امکان استفاده کنم و از زندگی باغ دیگری جز باغ پدرانم درست کنم.
📖: ظرافت جوجهتیغی –موریل باربری
📖: ظرافت جوجهتیغی –موریل باربری
شاید بزرگترین خشمها و سرخوردگیها از بیکاری نیست، از نداری نیست، از بیآینده بودن نیست: از احساسِ نداشتن فرهنگ است زیرا آدم میان فرهنگهای متفاوت، نمادهای سازشناپذیر، چهارشقه شده است. چگونه میتوان وجود داشت اگر آدم نداند در کجا قرار گرفته است. اگر باید همزمان به فرهنگ ماهیگیران تایلندی و بورژواهای فرانسوی گردن نهاد، کدامین کس بخواهد اینهمه بارِ گران بودن؟ بنابراین، آدم ماشینها را آتش میزند، میکشد و غارت میکند.
📖: ظرافت جوجهتیغی –موریل باربری
📖: ظرافت جوجهتیغی –موریل باربری
یک روسی تنها حسنی که دارد آن است که به خودش بدبین است، مهم این است که دو دو تا میشود چهار تا، بقیه همه مزخرف است.
📖: پدران و پسران – ایوان تورگنیف
📖: پدران و پسران – ایوان تورگنیف
من اکنون کلمۀ سعادت را به زبان آوردم. به من بگویید چرا هنگامی که ما مثلاً از یک شب زیبا یا یک نوای موسیقی خوب و یا از مباحثه با شخصی که از او خوشمان میآید محظوظ میشویم، همۀ این خوشیها به نظرمان سایهای از یک سعادت بیحد و حصر است که باید در یک جای نامعلوم موجود باشد و هرگز به فکر نمیافتیم که این عین سعادت است که نصیب ما شده است؟ چرا چنین است؟
📖:پدران و پسران – ایوان تورگنیف
📖:پدران و پسران – ایوان تورگنیف
ما تقریباً کلیۀ دلایل دردهای جسمانی را میدانیم، و اما امراض روحی در اثر تربیت به وجود میآید، در اثر آن مزخرفاتی که از کودکی در سر انسان پر میکنند، در اثر وضع زشت اجتماع. خلاصه، اجتماع را اصلاح کنید، دردها ناپدید میشود.
📖: پدران و پسران –ایوان تورگنیف
📖: پدران و پسران –ایوان تورگنیف