کتاب‌ها
3.71K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
تصورش هم محال است که زنی در زمان شکسپیر نبوغ شکسپیر را داشته باشد. زیرا نبوغی نظیر نبوغ شکسپیر در میان کارگران و بی‌سوادان و خدمتکاران به وجود نمی‌آید. این نبوغ در انگلستان در میان ساکسون‌ها و بریتون‌ها به وجود نمی‌آید. امروز این نبوغ در میان طبقات کارگر به وجود نمی‌آید. پس چگونه ممکن بود در میان زنانی پدیدار شود که به گفته‌ی پروفسور ترولیان کارشان قبل از پایان نوجوانی شروع می‌شد و اجبار والدین و قدرت قانون و سنت اجتماعی آنان را وامی‌داشت تا به آن تن دهند؟

📖 اتاقی از آن خود - ویرجینیا وولف
از شما می‌خواهم همه‌جور کتابی بنویسید، و در مورد هیچ موضوعی، هر قدر بی‌اهمیت و پیش‌پاافتاده یا مهم، تردید نکنید. امیدوارم، هر طور شده، آن‌قدر پول به دست بیاورید که بتوانید سفر کنید و دنیا را ببینید، درباره آینده یا گذشته جهان تامل کنید، درباره کتاب‌ها خیالپردازی کنید و در گوشه و کنار خیابان پرسه بزنید و بگذارید نخ ماهیگری فکرتان به اعماق رودخانه برود. زیرا من به هیچ وجه شما را به داستان محدود نمی‌کنم.

📖 اتاقی از آن خود - ویرجینیا وولف
آدم حکم پول را دارد. هر قدر مقدارش بیشتر، ارزشش کمتر. امروز چیزی که هیچ ارزش ندارد جوان بیست ساله است، جمعیت جوانهای بیست ساله در دنیا از حد گذشته است. دنیا گرفتار تورم جوانان است. بحث بر سر جمعیت فایده ندارد. احمقانه است. جمعیت کور است. مثل موج می‌شکند و آدم را زیر خود له می‌کند.

📖: خداحافظ گاری کوپر_ رومن گاری
من درسی ندارم به شما بدم اما این رو از من داشته باشید: عشق دروغ نیست. چیز وحشت‌آوری نیست. به خلاف آنچه می‌گویند به فیلمهای ترسناک هم شباهت ندارد. حقیقت داره. قشنگ غرقتون می‌کنه.

📖:خداحافظ گاری کوپر _رومن گاری
دنیا برای بچه‌دار شدن اصلا آمادگی نداره. من دوست ندارم آزارم به کسی برسد، آن وقت چطور بچه خودم رو اذیت کنم؟ امروز دیگه نمی‌شه بچه‌دار شد. فقط جمعیت دنیا رو زیاد می‌کنی. آمار بالا می‌بره. حالا ساده است، بچه‌دار می‌شی. اما بعد یه روز بچه‌ات می‌آد راست توی چشمت نگاه می‌کنه. چیزی نمی‌گه، فقط نگاهت می‌کنه. همین. اون وقت چه‌کار می‌کنی؟

📖: خداحافظ گاری کوپر_ رومن گاری
البته که من بی خبرم، این حقیقتی استوار است. اما دست کم مزیت بی‌خبری را که جرئت بیشتر است به من می‌دهد و به این سبب من حاضرم این بی‌خبری و عواقب وخیمش را مدتی تا زورم می‌رسد تاب بیاورم. اما این عواقب به‌راستی دامنگیر هیچ کس جز خود من نمی‌شود. 

📖: قصر _فرانتس کافکا
به نظر ک. چنان نمود که انگار عاقبت آن مردم همه رابطه‌هاشان را با او گسیخته‌اند و انگار حالا او به‌راستی آزادتر از پیش بود، و مختار بود اینجا در این محل که معمولا برایش ممنوع بود تا هر وقت که دلش بخواهد منتظر بماند، و چنان آزادی‌ای به دست آورده بود که هیچ کس دیگری در به دست آوردن آن کامیاب نشده بود. و انگار هیچ کس جرئت نداشت به او دست بزند یا براندش یا حتا با او حرف بزند. ولی _ این باور دست کم به همان اندازه نیرومند بود _ انگار همان گاه هیچ چیز بی‌معناتر، هیچ چیز نومیدانه تر از این آزادی، این انتظار این آسیب ناپذیری نبود.

📖: قصر – فرانتس کافکا
او چگونه آدم عجیبی بود؟ سعی در به دست آوردنِ چه چیز داشت. چه بودند این چیزهای مهمی که مشغولش می‌داشتند و وادارش می‌کردند که نزدیکترین چیزها، بهترین چیزها، زیباترین چیزها را از یاد ببرد؟ 

📖:قصر – فرانتس کافکا
با خودت صادق باش. دیدگاهت را ابراز کن و نگذار کسی آن را دست کاری کند. هرگز ایده خوب را رها نکن و هیچ‌گاه ایده بد را نگه ندار. مراقبه کن. بسیار مهم است که «خود»، آن هشیاری ناب را تجربه کنی. به راستی به کمک من آمد و به نظرم هر فیلم سازی را یاری می‌دهد. پس به درون شیرجه بزن و آن هشیاری سعادت بخش را احیا کن. به شادی و شهود پروبال بده. لذت انجام دادن را تجربه کن تا در این مسیر صلح‌آمیز بدرخشی.

📖: صید ماهی بزرگ_دیوید لینچ
منفی‌گرایی عین تاریکی است؛ اما تاریکی چیست؟ تاریکی را می‌نگری و می‌بینی خودش واقعاً چیزی نیست؛ بلکه غیاب چیزی است. چراغ را روشن کنی، تاریکی از میان می‌رود. اما آفتاب نمی‌تواند منفی‌گرایی را محو‌ کند. تاریکی را چرا، اما منفی‌گرایی را خیر. پس همان‌طور که آفتاب تاریکی را محو می‌کند، کدام چراغ را باید روشن کنی تا منفی‌گرایی را محو کند؟ آن چراغ، هشیاری ناب است؛ خود؛ نور وحدت. با تاریکی نجنگ. حتی نگران تاریکی نباش. چراغ را روشن کنی، تاریکی از میان می‌رود. چراغ هشیاری ناب را روشن کن، منفی‌گرایی از میان می‌رود.

📖:صید ماهی بزرگ_دیوید لینچ
من هر فیلم و پروژه‌ای را نوعی تجربه‌گری می‌دانم؛ تجربه اینکه ایده را به چه صورت ترجمه کنی؟ چطور ترجمه‌اش کنی که از ایده به فیلم یا به یک صندلی تبدیل شود؟ تو ایده را دریافت کرده‌ای و می‌توانی آن را ببینی، بشنوی، احساس کنی و بشناسی. بگذار این طور بگویم که تو شروع به تراشیدن قطعه چوبی کرده‌ای، ولی آن طور که باید از کار درنیامده است. همین باعث می‌شود بیشتر فکر کنی و حشو و زوائد آن را برداری. تو در حال کنش و واکنشی. پس نوعی تجربه‌گری انجام می‌دهی تا بالاخره به نتیجه درست برسی. وقتی مراقبه کنی، این جریان افزایش می‌یابد.

📖:صید ماهی بزرگ_دیوید لینچ
اولین روزها از خواب که بیدار می‌شدم بدترین لحظات را می‌گذراندم . بعد از فراموشیِ خواب می‌دیدم که مادرم پشتِ سماور نیست. صدایش را نمی‌شنوم و نگاهش مراقب من نیست. یک بار به مهرانگیز گفتم صبح‌ها خیلی سخت است. گفت مگر وقت‌های دیگر راحت است.

🖇 Art Magazine ; phobicool

#شاهرخ_مسکوب
_یادداشت‌ها | سوگ‌ مادر
در قسمت عمده‌ای از تاریخ بشر، ایده مودب بودن در کانون برداشت ما از خوب و متمدن بودن قرار داشت. اما خیراً به مودب بودن به دیده تردید نگریسته می‌شود. در حالی که ممکن است یکسره ردش نکنی، وقتی که می‌خواهیم توضیح دهیم چرا کسی را دوست داریم یا تحسین می‌کنیم، این کلمه‌ای نیست که ناخودآگاه از آن استفاده کنیم. مودب بودن ممکن است گاهی حتی بار معنایی کاملا متضادی با معنای سنتی‌اش داشته باشد، ممکن است تا حد توهین و ناسزا معناهایی نظیر خرده‌شیشه داشتن و یا قلابی بودن داشته باشد. چه بسا یک فرد مودب حتی به وانمود کردن متهم شود و به عنوان کسی قضاوت شود که به شیوه خودش بی‌ادب است. ظهور بدگمانی جمعی ما نسبت به مودب بودن برای خودش تاریخی دارد.

#مدرسه_زندگی

📖: درباره خوب بودن_آلن دوباتن
شرایط بشری پر از وحشت است. ما همیشه در آستانه بی‌مهری، خطر و بدعهدی هستیم. با این حال، مشمول قواعد رفتار مودبانه نیز هستیم که به ما الزام می‌کند جوری رفتار نکنیم که گویی همواره حق به جانب ماست. به طرز فاجعه‌باری نیازمند دوست هستیم. زیرا با مردمی که به صورت سطحی آن‌ها را می‌شناسیم، خیلی کم می‌توانیم اعترافاتمان درباره رابطه وسواس‌گونه، افسوس، خشم و سردرگمی را در میان بگذاریم.

#مدرسه_زندگی

📖:در باب خوب بودن_ آلن دوباتن
میل به انطباق یافتن عمیقاً با سرشت ما عجین شده است. ما موجوداتی اجتماعی با تاریخ طولانی در حال تکامل هستیم که بر اهمیت عضویت در یک گروه تاکید فراوان داریم. آدم‌های ناسازگار با جمع احتمالاً آخرین کسانی بودند که سهم خود از گوشت ماموت را دریافت می‌کردند. ما نوادگان کسانی هستیم که انطباق یافتند و بدین ترتیب به آن‌ها غذا رسید.

#مدرسه_زندگی

📖:در باب خوب بودن_ آلن دو باتن
Forwarded from کتاب‌ها
☁️ زندگی و شعر امیر هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)

در زلال شعر : ۶۰/۰۰۰
#tobuyFa
@WithBooks
🧷 دو ترجمه از ابراهیم و لیلی گلستان
- دون ژوان ( نمایشنامه)
- زندگی در پیش رو (رمان)

قیمت هر دو: ۴۲/۰۰۰ تومان
#tobuyFa
@WithBooks