کتاب‌ها
3.69K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
دلمون تنگه
تو بیا !
ما مرد نیستیم که نیازی به زندگی ابدی داشته باشیم. ما زنیم و برای ما یک لحظه بودن با مردی که به او عشق می ورزیم ، بهشت جاودانه است و لحظه جدایی، جهنمی همیشگی. اینجا بر روی همین زمین است که ما زنان ابدیت را زیست می کنیم ...


📖 : نیکوس کازانتزاکیس - آخرین وسوسه مسیح
یا زیاد بخوانید یا اصلا نخوانید. کسانی که چند کتاب محدود خوانده‌اند به متوهم‌ترین و خطرناک‌ترین انسان‌ها‌ تبدیل می‌شوند، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا می‌کنند!


📖 : کارل سیگن - اخترشناس امریکایی
برای ما دور و نزدیک فرق نمی‌کند، انسانها را با تمام ضعف‌هایشان دوست داریم، چون همه قربانی‌ایم؛ به جای نفرت شفقت داریم؛ شخصیت هر آدمی را شرایط ساخته، بیزاری ما متوجه آن شرایط است نه مردم.


📖 : غزاله علیزاده - خانه ادریسی ها
اولین کانال ده زبانه ی تلگرام با ترجمه فارسی بدون استفاده از ترنسلیت @mindofmiine
”دلم می‌خواست زندگی‌ام طوری باشد که نتوانند خلاصه‌اش کنند، دلم می‌خواست زندگی‌ام مثل یک نغمه باشد، نه مثل یک کاغذ یا مرمر روی قبر.“

📖 : کریستین بوبن - دیوانه‌وار
”من دلم می‌خواهد از این کلام اجباری خلاص شوم. دلم می‌خواهد زنده بمانم اما سکوت کنم.“

📖 : کریستین بوبن - دیوانه‌وار
انگیزه های روانی از دیدگاه ژان پل سارتر @Degout
”هیچ‌چیز تکان نمی‌خورد
و این‌جا
بیشتر شبیه عکس است تا زندگی [...]“

📖 : گروس عبدالملکیان - سه‌گانه‌ی خاورمیانه
”آدم عالی‌ترین معجزه بغرنجی است که زندگی تاکنون به آن رسیده، پر شورترین چیز زنده‌ای است که وجود دارد، باشعورترین همه موجودات است – و با این همه مغزش چقدر بیچاره است.
آدم حماقتی است که از شناختن واقعیات، زحمت و فقر، شوم و شَقی شده است. خیال‌بافی است که گرسنگی کشیدن برایش آسانتر است از تا رو به رو شدن با این واقعیات. و اوهام را روی اوهام می‌ریزد تا واقعیت را بپوشاند، و آن وقت اسم خودش را ذکاوت و نبوغ می‌گذارد و هر کدام از این دو جنبه‌اش دیگری را متهم به عیبی می‌کند که خودش دارد. حماقتش به تصورش لقب دیوانگی می‌دهد و تصورش بر حماقتش اسم نادانی می‌گذارد.
در حالیکه، افسوس، همه معلومات پیش حماقت جمع شده است و همه هوش و ذکاوت پیش قوه تصور.“

📖 : جورج برنارد شاو - دون‌ژوان در جهنم
”در هر کدام از این کنسرت‌ها در انگلستان تو ردیف پشت ردیف آدم می‌بینی که آنجا نشسته‌اند، نه چونکه واقعا موسیقی کلاسیک را دوست دارند، بلکه چون فکر می‌کنند رسم است که دوست بدارند.
در بهشت هم همین وضع است. یک عده آنجا در جبروت نشسته‌اند، نه چونکه خوش‌اند بلکه چون فکر می‌کنند موقعیت و مقام آنها جوری است که باید در بهشت باشند.
خلاصه دخترجان، اگر بی‌آنکه طبیعت تو باب بهشت باشد به بهشت بروی، آنجا بهت خوش نمی‌گذرد.“

📖 : جورج برنارد شاو - دون‌ژوان در جهنم
آیا از معرفی کتاب ها راضی هستید؟
Anonymous Poll
89%
بله
11%
خیر 💛
اینجا هیچ چیز بعید نیست @ChehrAzismGp
به خودم جرات می‌دهم بگویم که ما کتاب‌هایی هستیم که خوانده‌ایم، نقاشی‌هایی که دیده‌ایم، آهنگ‌هایی که شنیده‌ایم و فراموش کرده‌ایم، خیابان‌هایی که قدم زده‌ایم. ما بچگی‌مان، خانواده‌مان، چندتایی دوست، معدودی عشق، بیش از چندتایی دلشکستگی هستیم. مجموعی که بی‌نهایت تفریق آن را کاسته است. زمان‌ها، سرگرمی‌ها و عقاید گوناگون ما را شکل داده‌اند.

@phobicool
#سرخیو_پیتول
”هیچ رابطه‌ای قادر به از میان بردن تنهایی نیست. هریک از ما در هستی تنهاییم ولی می‌توانیم در تنهایی یکدیگر شریک شویم، همانطور که عشق درد تنهایی را جبران می‌کند.
بوبر می‌گوید: یک رابطه‌ی خوب و صمیمی، بر دیوارهای سر به فلک کشیده‌ی تنهایی آدمی رخنه می‌کند، بر قانون بی چون و چرای آن فائق می‌شود و بر فراز مغاک وحشت‌انگیز عالم، از وجود خود به وجود دیگری پل می‌زند.“

📖 : اروین د یالوم - روان درمانی اگزیستانسیال
یکی از لذت های زندگی زیگموند فروید سیگار کشیدن بود.
یک بار که دید پسرش سیگار را رد می کند، به او گفت: «پسرم، سیگار کشیدن یکی از بزرگ ترین و ارزان ترین لذت های زندگی است و اگر از همین حالا تصمیم به نکشیدن داری، تنها می توانم برایت متاسف باشم!»

#fact
@withbooks
از من فقط خبر داشت
همین!
مثل مردمی که می دانند جایی از
جهان جنگ است.


📖 : رسول ادهمی
جاوید مگس‌های بی‌جانِ آخرِ فصل را توی هوا می‌گرفت و می‌برد بیرون ولشان میکرد.
گفتم: «چرا نمی‌کشیشان و این‌همه به خودت زحمت میدهی؟!»
جاودید گفت: «خوشی‌مان را به رنج دیگران نمی‌خریم.»


📖 : سال بلوا
| عباس معروفی |
Forwarded from Mind Of Mine (ᗰᗩᔕ Tolou)
book is a dream that you hold in your hand ...
@mindofmiine
کتاب رویایی است که در دستانت نگه می داری ...
ویرجینا وولف، جان مینارد کینز، برتراند راسل و لیتون استراچی، اعضای محفلی بودند به اسم «بلومزبری‌ها» که از چشم منتقدانشان، مرفهان تنبلی به شمار می‌آمدند که بعدازظهرها، روی کاناپه‌هایشان لم می‌دادند و دربارۀ هنر و زیبایی غرغر می‌کردند.
– منبع فکت ؛ ترجمان علوم انسانی
#fact
@withbooks