کتاب سیرک شبانه، رمانی نوشته ی ارین مورگنشترن است که اولین بار در سال 2011 منتشر شد. سیرک بدون هیچ نشانه و اعلامی از راه می رسد؛ سیرکی که فقط شب ها باز است. اما پشت صحنه، رقابتی شدید جریان دارد—دوئلی میان دو شعبده باز جوان، سلیا و مارکو، که از بچگی به همین خاطر تعلیم دیده اند. اما آن ها نمی دانند که این رقابت، بازی ای است که فقط یک برنده می تواند داشته باشد و سیرک، چیزی نیست جز میدانی برای نبردی بزرگ از تخیل و قدرت اراده. با این حال، اتفاقات دیگری رقم می خورد و سلیاو مارکو، به تدریج عاشق هم می شوند؛ عشقی عمیق و جادویی که هم زندگی خودشان و هم شرایط حاکم بر سیرک شبانه را به کلی دگرگون می کند.
@withbooks
@withbooks
کتابها
کتاب سیرک شبانه، رمانی نوشته ی ارین مورگنشترن است که اولین بار در سال 2011 منتشر شد. سیرک بدون هیچ نشانه و اعلامی از راه می رسد؛ سیرکی که فقط شب ها باز است. اما پشت صحنه، رقابتی شدید جریان دارد—دوئلی میان دو شعبده باز جوان، سلیا و مارکو، که از بچگی به همین…
سیرکی که تو کتاب وجود داره، از چادر های مختلفی تشکیل شده که به مرور زمان تعدادشون زیاد میشه. واقعا خلاقیت نویسنده تو ابداع همچین چادر هایی ستودنیه، اون هم با توصیفات به شدت دقیق و زیبایی که از هر کدوم از چادر های جدید میکنه. هر بار که فکر میکردم این یکی دیگه جالب ترین چادریه که ساخته شده، بازم دفعه بعد یه چیز جالب تر تو چنته داشت!
هزارتویی که به جای این که تو یه سطح (2 بعدی) باشه، تو 3 بعد هست و بالا و پایین هم میشه رفت؛ چادری با اتاق های تو در تویی که هر کدوم فضای خاصی داره؛ یه چادر کوچیک دیگه که توش بطری هایی هست، و هر کدوم رو که باز میکنی بویی ازش بیرون میاد و تصورت رو به اون فضا میبره، مثلا لب دریا.
چادر باغ یخی، درخت آرزوها، حوضچه خاطرات و کلی چادر جذاب دیگه.
همه اینها به علاوه یه داستان پرکشش و البته رمانتیک.
واقعا ایراد خاصی به کتاب نمیتونم بگیرم، ولی ترجمهاش خیلی سانسور های عجیبی داشت، توصیه میکنم اگه خواستید بخونید، نسخه اصلیش رو کنار دستتون داشته باشید که گه گاهی نگاهی بهش بندازید.
@withbooks
هزارتویی که به جای این که تو یه سطح (2 بعدی) باشه، تو 3 بعد هست و بالا و پایین هم میشه رفت؛ چادری با اتاق های تو در تویی که هر کدوم فضای خاصی داره؛ یه چادر کوچیک دیگه که توش بطری هایی هست، و هر کدوم رو که باز میکنی بویی ازش بیرون میاد و تصورت رو به اون فضا میبره، مثلا لب دریا.
چادر باغ یخی، درخت آرزوها، حوضچه خاطرات و کلی چادر جذاب دیگه.
همه اینها به علاوه یه داستان پرکشش و البته رمانتیک.
واقعا ایراد خاصی به کتاب نمیتونم بگیرم، ولی ترجمهاش خیلی سانسور های عجیبی داشت، توصیه میکنم اگه خواستید بخونید، نسخه اصلیش رو کنار دستتون داشته باشید که گه گاهی نگاهی بهش بندازید.
@withbooks
در زندگی لحظاتی پیش میآید که انسان نه کسی را دوست دارد نه دلش میخواهد کسی او را دوست داشته باشد. از همه چیز و همهکس حتی از وجود خود بیزار است. مثل اینکه تمام نیروها و رشتههای زندگی را از او بریدهاند.
📖 : علیمحمد افغانی - شوهر آهو خانم
📖 : علیمحمد افغانی - شوهر آهو خانم
ما مرد نیستیم که نیازی به زندگی ابدی داشته باشیم. ما زنیم و برای ما یک لحظه بودن با مردی که به او عشق می ورزیم ، بهشت جاودانه است و لحظه جدایی، جهنمی همیشگی. اینجا بر روی همین زمین است که ما زنان ابدیت را زیست می کنیم ...
📖 : نیکوس کازانتزاکیس - آخرین وسوسه مسیح
📖 : نیکوس کازانتزاکیس - آخرین وسوسه مسیح
یا زیاد بخوانید یا اصلا نخوانید. کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسانها تبدیل میشوند، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا میکنند!
📖 : کارل سیگن - اخترشناس امریکایی
📖 : کارل سیگن - اخترشناس امریکایی
برای ما دور و نزدیک فرق نمیکند، انسانها را با تمام ضعفهایشان دوست داریم، چون همه قربانیایم؛ به جای نفرت شفقت داریم؛ شخصیت هر آدمی را شرایط ساخته، بیزاری ما متوجه آن شرایط است نه مردم.
📖 : غزاله علیزاده - خانه ادریسی ها
📖 : غزاله علیزاده - خانه ادریسی ها
اولین کانال ده زبانه ی تلگرام با ترجمه فارسی بدون استفاده از ترنسلیت @mindofmiine
”دلم میخواست زندگیام طوری باشد که نتوانند خلاصهاش کنند، دلم میخواست زندگیام مثل یک نغمه باشد، نه مثل یک کاغذ یا مرمر روی قبر.“
📖 : کریستین بوبن - دیوانهوار
📖 : کریستین بوبن - دیوانهوار
”من دلم میخواهد از این کلام اجباری خلاص شوم. دلم میخواهد زنده بمانم اما سکوت کنم.“
📖 : کریستین بوبن - دیوانهوار
📖 : کریستین بوبن - دیوانهوار
”هیچچیز تکان نمیخورد
و اینجا
بیشتر شبیه عکس است تا زندگی [...]“
📖 : گروس عبدالملکیان - سهگانهی خاورمیانه
و اینجا
بیشتر شبیه عکس است تا زندگی [...]“
📖 : گروس عبدالملکیان - سهگانهی خاورمیانه
”آدم عالیترین معجزه بغرنجی است که زندگی تاکنون به آن رسیده، پر شورترین چیز زندهای است که وجود دارد، باشعورترین همه موجودات است – و با این همه مغزش چقدر بیچاره است.
آدم حماقتی است که از شناختن واقعیات، زحمت و فقر، شوم و شَقی شده است. خیالبافی است که گرسنگی کشیدن برایش آسانتر است از تا رو به رو شدن با این واقعیات. و اوهام را روی اوهام میریزد تا واقعیت را بپوشاند، و آن وقت اسم خودش را ذکاوت و نبوغ میگذارد و هر کدام از این دو جنبهاش دیگری را متهم به عیبی میکند که خودش دارد. حماقتش به تصورش لقب دیوانگی میدهد و تصورش بر حماقتش اسم نادانی میگذارد.
در حالیکه، افسوس، همه معلومات پیش حماقت جمع شده است و همه هوش و ذکاوت پیش قوه تصور.“
📖 : جورج برنارد شاو - دونژوان در جهنم
آدم حماقتی است که از شناختن واقعیات، زحمت و فقر، شوم و شَقی شده است. خیالبافی است که گرسنگی کشیدن برایش آسانتر است از تا رو به رو شدن با این واقعیات. و اوهام را روی اوهام میریزد تا واقعیت را بپوشاند، و آن وقت اسم خودش را ذکاوت و نبوغ میگذارد و هر کدام از این دو جنبهاش دیگری را متهم به عیبی میکند که خودش دارد. حماقتش به تصورش لقب دیوانگی میدهد و تصورش بر حماقتش اسم نادانی میگذارد.
در حالیکه، افسوس، همه معلومات پیش حماقت جمع شده است و همه هوش و ذکاوت پیش قوه تصور.“
📖 : جورج برنارد شاو - دونژوان در جهنم
”در هر کدام از این کنسرتها در انگلستان تو ردیف پشت ردیف آدم میبینی که آنجا نشستهاند، نه چونکه واقعا موسیقی کلاسیک را دوست دارند، بلکه چون فکر میکنند رسم است که دوست بدارند.
در بهشت هم همین وضع است. یک عده آنجا در جبروت نشستهاند، نه چونکه خوشاند بلکه چون فکر میکنند موقعیت و مقام آنها جوری است که باید در بهشت باشند.
خلاصه دخترجان، اگر بیآنکه طبیعت تو باب بهشت باشد به بهشت بروی، آنجا بهت خوش نمیگذرد.“
📖 : جورج برنارد شاو - دونژوان در جهنم
در بهشت هم همین وضع است. یک عده آنجا در جبروت نشستهاند، نه چونکه خوشاند بلکه چون فکر میکنند موقعیت و مقام آنها جوری است که باید در بهشت باشند.
خلاصه دخترجان، اگر بیآنکه طبیعت تو باب بهشت باشد به بهشت بروی، آنجا بهت خوش نمیگذرد.“
📖 : جورج برنارد شاو - دونژوان در جهنم
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰ (ᗰᗩᔕ Tolou)
به خودم جرات میدهم بگویم که ما کتابهایی هستیم که خواندهایم، نقاشیهایی که دیدهایم، آهنگهایی که شنیدهایم و فراموش کردهایم، خیابانهایی که قدم زدهایم. ما بچگیمان، خانوادهمان، چندتایی دوست، معدودی عشق، بیش از چندتایی دلشکستگی هستیم. مجموعی که بینهایت تفریق آن را کاسته است. زمانها، سرگرمیها و عقاید گوناگون ما را شکل دادهاند.
@phobicool
#سرخیو_پیتول
@phobicool
#سرخیو_پیتول
”هیچ رابطهای قادر به از میان بردن تنهایی نیست. هریک از ما در هستی تنهاییم ولی میتوانیم در تنهایی یکدیگر شریک شویم، همانطور که عشق درد تنهایی را جبران میکند.
بوبر میگوید: یک رابطهی خوب و صمیمی، بر دیوارهای سر به فلک کشیدهی تنهایی آدمی رخنه میکند، بر قانون بی چون و چرای آن فائق میشود و بر فراز مغاک وحشتانگیز عالم، از وجود خود به وجود دیگری پل میزند.“
📖 : اروین د یالوم - روان درمانی اگزیستانسیال
بوبر میگوید: یک رابطهی خوب و صمیمی، بر دیوارهای سر به فلک کشیدهی تنهایی آدمی رخنه میکند، بر قانون بی چون و چرای آن فائق میشود و بر فراز مغاک وحشتانگیز عالم، از وجود خود به وجود دیگری پل میزند.“
📖 : اروین د یالوم - روان درمانی اگزیستانسیال
یکی از لذت های زندگی زیگموند فروید سیگار کشیدن بود.
یک بار که دید پسرش سیگار را رد می کند، به او گفت: «پسرم، سیگار کشیدن یکی از بزرگ ترین و ارزان ترین لذت های زندگی است و اگر از همین حالا تصمیم به نکشیدن داری، تنها می توانم برایت متاسف باشم!»
#fact
@withbooks
یک بار که دید پسرش سیگار را رد می کند، به او گفت: «پسرم، سیگار کشیدن یکی از بزرگ ترین و ارزان ترین لذت های زندگی است و اگر از همین حالا تصمیم به نکشیدن داری، تنها می توانم برایت متاسف باشم!»
#fact
@withbooks