تا بتوانی، ز خلق ای یار عزیز!
دوری کن و در دامن عزلت آویز!
انسان مجازیند این نسناسان
پرهیز! ز انسان مجازی، پرهیز!
📝 : شیخ بهایی
دوری کن و در دامن عزلت آویز!
انسان مجازیند این نسناسان
پرهیز! ز انسان مجازی، پرهیز!
📝 : شیخ بهایی
”حرف او این بود که برای عدهی زیادی از مردم بهترین قسمت روز؛ شب است. قسمتی که در تمام روز منتظرش هستند.“
📖 : کازوئو ایشی گورو - بازمانده روز
📖 : کازوئو ایشی گورو - بازمانده روز
کاترین! هیچوقت تسلیم نشو. خیلی چیزها رو درونت داری و نجیب ترینشون، احساس خوشبخیته.
فقط منتظر مردی نباش که باهات کنار بیاد. این اشتباهیه که خیلی از زنها دچارش میشن.
تو خودت خوشبختی رو پیدا کن.
📖 : مرگ خوش - آلبر کامو
فقط منتظر مردی نباش که باهات کنار بیاد. این اشتباهیه که خیلی از زنها دچارش میشن.
تو خودت خوشبختی رو پیدا کن.
📖 : مرگ خوش - آلبر کامو
”همهی پدر و مادرها به بچههایشان صدمه میزنند. نمیشود کاریاش کرد. جوانی، مثل آینهای صاف و بیزنگار، آثار پرورشگران خود را جذب میکند. بعضی از والدین بر آن لک میاندازند، بعضی دیگر ترک، تعدادی هم کودکی را کاملا خرد و به تکههای کوچک ناصاف و تعمیر نشدنی مبدل میکنند.“
📖 : میچ البوم - در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
📖 : میچ البوم - در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
Forwarded from کتابها
کتابها
@tiketabdooni گروه تیکتاب دونی
با عضویت در گروه تیکتاب دونی بقیه دوستان را با پاراگراف های نابی که خوانده اید آشنا کنید 💌
جایزه پولیتزر در بخش بهترین کتاب داستان در سال ۲۰۱۶ به کتاب هواخواه (The Sympathizer) نوشتهی ویت تان نوین (Viet Thanh Nguyen) تعلق یافت. این نویسنده دانشیار مطالعات و قومیت شناسی انگلیسی و آمریکایی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است که دو کتاب با مضامین اجتماعی جنگ ویتنام و ادبیات و سیاست در آمریکایی-آسیایی تألیف کرده است. او متولد ویتنام است و در کودکی و مصادف با دوران جنگ در ویتنام به همراه خانوادهاش پناهنده آمریکا شده است. نوین میگوید صنعت نشر و به طور کلی جامعه و سیستم فرهنگی آمریکا به گونهای است که نویسندههای رنگین پوست را وادار میکند که برای مخاطب سفیدپوست بنویسند و اگر او کتابش را برای مخاطبان سفیدپوست نوشته بود، فروش بیشتری در انتظارش بود و همچنین ناشران بیشتری برای چاپ آن رقابت میکردند. وی معتقد است در نوشتن این کتاب خوشآیند اکثریت برایش اهمیتی نداشته است و از ترجمه کردن فرهنگ خود سرباز زده است. نوین میگوید کتاب را طوری ننوشته است که نویسندگان اقلیت برای مخاطب اکثریت مینویسند بلکه به گونهای نوشته است که انگار از تمامی امتیازات نویسندههای اکثریت برخوردار است.
هواخواه، نوشتهی ویت تان نوین، برنده جایزه پولیتزر ۲۰۱۶
هواخواه؛ اولین رمان نوین، رمانی عمیق، شگفتانگیز و خوشساخت است که داستان مردی با دو ذهنیت را روایت میکند که عقاید سیاسیاش با باورهای شخصاش در تضاد هستند. متفاوت با آنچه قبلاً در مورد جنگ ویتنام گفتهاند، این کتاب چهرهای جدید و بااهمیت از جنگ ویتنام را ارائه میدهد و آن ماجرای هواداری یک کمونیست مبارز است. داستان در مورد مردی بینام؛ یک جاسوس کمونیست ویتنامی-فرانسوی است که زندگی دوگانهای را در لس آنجلس آمریکا میگذراند. نوین که خود یک پناهنده است همیشه به رمانهای جاسوسی علاقمند بوده است. زندگی پر گریز یک جاسوس همواره دوگانه است، همانطور که مهاجران آمریکایی زندگی میکنند. به اعتقاد نویسنده تجربهی زندگی در میانهی دو دنیا و تفکر از دو دیدگاه مختلف و همچنین زندگی در گروه اقلیت منزوی در یک محیط مانند زندگی جاسوسان است. او گفته است: “نوشتن دربارهی شخصی که از لحاظ بیوگرافی شبیه من نیست ولی از لحاظ احساسی بسیار با من قرابت دارد برایم حس رهاییبخشی به ارمغان آورد”.
در رمان حیرتآور هواخواه، خواننده به درون ذهنیت دوگانهی این جاسوس راه پیدا میکند و مشاهده میکند که چگونه آرمانهای بزرگ این ذهن، خیانت او به نزدیکترین افراد را توجیه میکند. هواخواه رمانی جذاب است که نگرش موشکافانه به سیاستهای افراطی دارد و همچنین یک داستان عاشقانهی پرشور است.
@withbooks
هواخواه، نوشتهی ویت تان نوین، برنده جایزه پولیتزر ۲۰۱۶
هواخواه؛ اولین رمان نوین، رمانی عمیق، شگفتانگیز و خوشساخت است که داستان مردی با دو ذهنیت را روایت میکند که عقاید سیاسیاش با باورهای شخصاش در تضاد هستند. متفاوت با آنچه قبلاً در مورد جنگ ویتنام گفتهاند، این کتاب چهرهای جدید و بااهمیت از جنگ ویتنام را ارائه میدهد و آن ماجرای هواداری یک کمونیست مبارز است. داستان در مورد مردی بینام؛ یک جاسوس کمونیست ویتنامی-فرانسوی است که زندگی دوگانهای را در لس آنجلس آمریکا میگذراند. نوین که خود یک پناهنده است همیشه به رمانهای جاسوسی علاقمند بوده است. زندگی پر گریز یک جاسوس همواره دوگانه است، همانطور که مهاجران آمریکایی زندگی میکنند. به اعتقاد نویسنده تجربهی زندگی در میانهی دو دنیا و تفکر از دو دیدگاه مختلف و همچنین زندگی در گروه اقلیت منزوی در یک محیط مانند زندگی جاسوسان است. او گفته است: “نوشتن دربارهی شخصی که از لحاظ بیوگرافی شبیه من نیست ولی از لحاظ احساسی بسیار با من قرابت دارد برایم حس رهاییبخشی به ارمغان آورد”.
در رمان حیرتآور هواخواه، خواننده به درون ذهنیت دوگانهی این جاسوس راه پیدا میکند و مشاهده میکند که چگونه آرمانهای بزرگ این ذهن، خیانت او به نزدیکترین افراد را توجیه میکند. هواخواه رمانی جذاب است که نگرش موشکافانه به سیاستهای افراطی دارد و همچنین یک داستان عاشقانهی پرشور است.
@withbooks
کتابها
جایزه پولیتزر در بخش بهترین کتاب داستان در سال ۲۰۱۶ به کتاب هواخواه (The Sympathizer) نوشتهی ویت تان نوین (Viet Thanh Nguyen) تعلق یافت. این نویسنده دانشیار مطالعات و قومیت شناسی انگلیسی و آمریکایی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی است که دو کتاب با مضامین اجتماعی…
ودکا یکی از سه چیز ساختهشده توسط جماهیر شوروی بود که برای صادرات مناسب بودند، اگر نخواهیم تبعیدیهای سیاسی را جزو آن دسته بشماریم؛ دو مورد دیگر، اسلحه و رمان بودند. من از نقطهنظر حرفهای، سلاحها را تحسین میکردم ولی به ودکا و رمان عشق میورزیدم. یک رمان روسی قرن نوزدهم همراه یک ودکای خوب بهطور بینقصی کنار هم قرار میگیرند. خواندن رمان در حال نوشیدن ودکا، نوشیدنی را مشروع میکند و در عین حال نوشیدنی، رمان را از چیزی که واقعا هست کوتاهتر میکند.
📖 : هواخواه - ویت تان نوین
📖 : هواخواه - ویت تان نوین
”لارسن: خسته کننده نیست آدم با یک نابغه زندگی کنه؟
زنورکو: نه به اندازه زندگی با یک احمق.“
📖 : اریک امانوئل اشمیت - نوای اسرار آمیز
زنورکو: نه به اندازه زندگی با یک احمق.“
📖 : اریک امانوئل اشمیت - نوای اسرار آمیز
استفانی مایر،
که خالق رمان توایلایت/Twilight هست گفته منبع اصلی الهامش برای نوشتن توایلایت خوابی بوده که در سال 2003 دیده.
#fact
@withbooks
که خالق رمان توایلایت/Twilight هست گفته منبع اصلی الهامش برای نوشتن توایلایت خوابی بوده که در سال 2003 دیده.
#fact
@withbooks
من چاخان ترین آدمی ام که کسی تو عمرش دیده . افتضاحه . حتی وقتی دارم میرم سر کوچه مجله بخرم ، اگه کسی ازم بپرسه کجا میری نذر دارم که بگم میرم اُپرا . وحشتناکه . بنابراین وقتی هم به اسپنسر پیره گفتم باید برم ورزشگاه وسایلمو جمع کنم ، دروغ جانانه ای گفتم . من اصلا وسایل کوفتیمو تو ورزشگاه نگه نمی دارم .
📖 : ناتور دشت - جی . دی . سلینجر
📖 : ناتور دشت - جی . دی . سلینجر
از معاشرت کسان دل خسته بودم و از دوری دوستان دل شکسته که از شهر برون شدم . شنیدم در خرابه ای لعنتی با شوخ پسری همی گفت : « تو من را به چه خاطر خواهی ؟ به خاطر زلف و عارض و آغوش ؟ » پسر گفت : نه ، محض سجایای اخلاقی و تفکرات ژرف عرفانی ات و تألیفاتی چون فیه ما فیه و فرانسوی در سفر و مقالاتی که به فصل نامه ی سمرقند اندر نشر دادی و کراماتی از قبیل راه رفتن بر آب و طی الطریق و تلاش هایی که در زمینه ی بهبود حقوق بشر در میانمار و شرق دور داشتی و نقش ارزنده ات در از بین بردن گروه های تجارت کودکان در آفریقا و کشف واکسن مالاریا و نقش مؤثرت در احیای جنگل های آمازون و موفقیت در کاهش دمای هوای کره ی زمین و ممانعت از آب شدن یخ های قطبین و به پاس داشت کرامت انسانی و حقوق شهروندی خواهمت ...
بسی پرسش که در بطنش جواب است
که شرحش بیش از این دور از صواب است
📖 : نئو گلستان - پدرام ابراهیمی
بسی پرسش که در بطنش جواب است
که شرحش بیش از این دور از صواب است
📖 : نئو گلستان - پدرام ابراهیمی
”چرا ما کور شدیم، نمیدانم. شاید روزی سر در بیاوریم. میخواهی بگویم بدانی چه فکری میکنم، بگو، فکر نمیکنم که کور شدیم، ما کور هستیم
کوری که میبیند، کورهایی که میتوانند ببینند اما نمیبینند.“
📖 : ژوزه ساراماگو - کوری
کوری که میبیند، کورهایی که میتوانند ببینند اما نمیبینند.“
📖 : ژوزه ساراماگو - کوری
”هیچ کدام تان جرات نداشتید همرنگ جماعت نشوید. برای گذراندن یک روز چه قدر زوال روح لازم داشتید، چه قدر دروغ، دولا راست شدن، دستمال به دستی، زبان ریزی و نوکر مآبی! چه طور مرا به یک ساعت، به یک صندلی زنجیر کردید و خودتان روبرویم نشستید! فضاهای سفیدی را که بین ساعت تا ساعت قرار دارند چه طور از من ربودید و به صورت گلوله های کثیفی درآوردید و با پنجه های چرب و چیل آن ها را به سبد کاغذ باطله انداختید، ولی با این همه، آن ها زندگی من بودند.“
📖 : ویرجینیا وولف - موج ها
📖 : ویرجینیا وولف - موج ها
کتاب سیرک شبانه، رمانی نوشته ی ارین مورگنشترن است که اولین بار در سال 2011 منتشر شد. سیرک بدون هیچ نشانه و اعلامی از راه می رسد؛ سیرکی که فقط شب ها باز است. اما پشت صحنه، رقابتی شدید جریان دارد—دوئلی میان دو شعبده باز جوان، سلیا و مارکو، که از بچگی به همین خاطر تعلیم دیده اند. اما آن ها نمی دانند که این رقابت، بازی ای است که فقط یک برنده می تواند داشته باشد و سیرک، چیزی نیست جز میدانی برای نبردی بزرگ از تخیل و قدرت اراده. با این حال، اتفاقات دیگری رقم می خورد و سلیاو مارکو، به تدریج عاشق هم می شوند؛ عشقی عمیق و جادویی که هم زندگی خودشان و هم شرایط حاکم بر سیرک شبانه را به کلی دگرگون می کند.
@withbooks
@withbooks
کتابها
کتاب سیرک شبانه، رمانی نوشته ی ارین مورگنشترن است که اولین بار در سال 2011 منتشر شد. سیرک بدون هیچ نشانه و اعلامی از راه می رسد؛ سیرکی که فقط شب ها باز است. اما پشت صحنه، رقابتی شدید جریان دارد—دوئلی میان دو شعبده باز جوان، سلیا و مارکو، که از بچگی به همین…
سیرکی که تو کتاب وجود داره، از چادر های مختلفی تشکیل شده که به مرور زمان تعدادشون زیاد میشه. واقعا خلاقیت نویسنده تو ابداع همچین چادر هایی ستودنیه، اون هم با توصیفات به شدت دقیق و زیبایی که از هر کدوم از چادر های جدید میکنه. هر بار که فکر میکردم این یکی دیگه جالب ترین چادریه که ساخته شده، بازم دفعه بعد یه چیز جالب تر تو چنته داشت!
هزارتویی که به جای این که تو یه سطح (2 بعدی) باشه، تو 3 بعد هست و بالا و پایین هم میشه رفت؛ چادری با اتاق های تو در تویی که هر کدوم فضای خاصی داره؛ یه چادر کوچیک دیگه که توش بطری هایی هست، و هر کدوم رو که باز میکنی بویی ازش بیرون میاد و تصورت رو به اون فضا میبره، مثلا لب دریا.
چادر باغ یخی، درخت آرزوها، حوضچه خاطرات و کلی چادر جذاب دیگه.
همه اینها به علاوه یه داستان پرکشش و البته رمانتیک.
واقعا ایراد خاصی به کتاب نمیتونم بگیرم، ولی ترجمهاش خیلی سانسور های عجیبی داشت، توصیه میکنم اگه خواستید بخونید، نسخه اصلیش رو کنار دستتون داشته باشید که گه گاهی نگاهی بهش بندازید.
@withbooks
هزارتویی که به جای این که تو یه سطح (2 بعدی) باشه، تو 3 بعد هست و بالا و پایین هم میشه رفت؛ چادری با اتاق های تو در تویی که هر کدوم فضای خاصی داره؛ یه چادر کوچیک دیگه که توش بطری هایی هست، و هر کدوم رو که باز میکنی بویی ازش بیرون میاد و تصورت رو به اون فضا میبره، مثلا لب دریا.
چادر باغ یخی، درخت آرزوها، حوضچه خاطرات و کلی چادر جذاب دیگه.
همه اینها به علاوه یه داستان پرکشش و البته رمانتیک.
واقعا ایراد خاصی به کتاب نمیتونم بگیرم، ولی ترجمهاش خیلی سانسور های عجیبی داشت، توصیه میکنم اگه خواستید بخونید، نسخه اصلیش رو کنار دستتون داشته باشید که گه گاهی نگاهی بهش بندازید.
@withbooks
در زندگی لحظاتی پیش میآید که انسان نه کسی را دوست دارد نه دلش میخواهد کسی او را دوست داشته باشد. از همه چیز و همهکس حتی از وجود خود بیزار است. مثل اینکه تمام نیروها و رشتههای زندگی را از او بریدهاند.
📖 : علیمحمد افغانی - شوهر آهو خانم
📖 : علیمحمد افغانی - شوهر آهو خانم