surrender
olafur arnalds feat. bjork
I surrender now
I stand up now
I open to only you
Now i choose, now i refuse, now i ignore you ..
I stand up now
I open to only you
Now i choose, now i refuse, now i ignore you ..
کتابها
نورثنگر ابی (انگلیسی: Northanger Abbey) رمانی ازجین آستن است. نورثنگر ابی در سال ۱۸۱۸ (یک سال پس از مرگ جین آستن) منتشر شد، اما طبق مدارکی که در دست است نویسنده نوشتن آن را در سال ۱۷۹۴ شروع کرده بود. در سال ۱۸۰۳ آن را با عنوان «سوزان» به ناشری سپرد، اما سالها…
اگر آدم به موقع كوتاه بيايد نشانه ى تشخيص درست است .
هيچ مردى از اين ناراحت نمى شود كه مثلا يك نفر از زن محبوبش تعريف و تمجيد كند . خود آن زن است كه مى تواند اين را به ناراحتى براى مردش
تبديل كند و از دست دادن شايد گاهى نوعى به دست آوردن باشد .
📖 : جين اوستين - نورثنگر ابی
هيچ مردى از اين ناراحت نمى شود كه مثلا يك نفر از زن محبوبش تعريف و تمجيد كند . خود آن زن است كه مى تواند اين را به ناراحتى براى مردش
تبديل كند و از دست دادن شايد گاهى نوعى به دست آوردن باشد .
📖 : جين اوستين - نورثنگر ابی
کتابها
اگر آدم به موقع كوتاه بيايد نشانه ى تشخيص درست است . هيچ مردى از اين ناراحت نمى شود كه مثلا يك نفر از زن محبوبش تعريف و تمجيد كند . خود آن زن است كه مى تواند اين را به ناراحتى براى مردش تبديل كند و از دست دادن شايد گاهى نوعى به دست آوردن باشد . 📖 : جين اوستين…
#Jane_Austen
- NORTHANGER ABBEY
@withbooks
قهرمان این داستان خواندنی، کاترین مورلند است؛ دختری هفده ساله و معصوم از مناطق روستایی. کاترین در حالی که چند هفته ای را در شهر باث در کنار یکی از دوستان خانوادگی خود می گذراند، شیفته ی مردی به نام هنری تیلنی می شود که او را به عمارت خانوادگی خود، نورثنگر ابی دعوت می کند. کاترین که عاشق تریلرهای گوتیک است، به محض رسیدن به آن جا اجازه می دهد که فضای رعب انگیز و سنگین نورثنگر ابی، ذهنش را پر از شک و تردیدهای عجیب و غریب کند. راز مرگ مادر هنری چه بوده است؟ آیا این خانواده، رازی مخوف را در اتاق های باشکوه عمارت مخفی نگه داشته اند؟ آیا کاترین می تواند به هنری اعتماد کند یا او هم یکی از عاملان در نقشه ای شیطانی است؟ کاترین غرق این سوالات و تردیدها می شود تا این که هنری او را متقاعد می سازد که اشتباه گرفتن زندگی با هنر، چقدر می تواند مخاطره آمیز باشد.
- NORTHANGER ABBEY
@withbooks
قهرمان این داستان خواندنی، کاترین مورلند است؛ دختری هفده ساله و معصوم از مناطق روستایی. کاترین در حالی که چند هفته ای را در شهر باث در کنار یکی از دوستان خانوادگی خود می گذراند، شیفته ی مردی به نام هنری تیلنی می شود که او را به عمارت خانوادگی خود، نورثنگر ابی دعوت می کند. کاترین که عاشق تریلرهای گوتیک است، به محض رسیدن به آن جا اجازه می دهد که فضای رعب انگیز و سنگین نورثنگر ابی، ذهنش را پر از شک و تردیدهای عجیب و غریب کند. راز مرگ مادر هنری چه بوده است؟ آیا این خانواده، رازی مخوف را در اتاق های باشکوه عمارت مخفی نگه داشته اند؟ آیا کاترین می تواند به هنری اعتماد کند یا او هم یکی از عاملان در نقشه ای شیطانی است؟ کاترین غرق این سوالات و تردیدها می شود تا این که هنری او را متقاعد می سازد که اشتباه گرفتن زندگی با هنر، چقدر می تواند مخاطره آمیز باشد.
”درد داره
وقتی ساعت ها میشینی
به حرفایی که هیچ وقت قرار نیست بگی
فکر میکنی.“
📝 : هاینریش بل
وقتی ساعت ها میشینی
به حرفایی که هیچ وقت قرار نیست بگی
فکر میکنی.“
📝 : هاینریش بل
روزانه چند ساعت مطالعه میکنید ؟
Anonymous Poll
11%
اصلا کتاب نمی خونم
46%
بیش از دو ساعت
34%
کمتر از چند صفحه
20%
میخوام از این به بعد کتاب بخونم
گابریل گارسیا مارکز،
مدرسه سینمایی میرفته و رشتهاش هم کارگردانی بوده.
اما از سال ۱۹۵۵ به بعد، به پاریس نقل مکان میکنه و وارد دنیای نوشتن میشه.
#fact
@withbooks
مدرسه سینمایی میرفته و رشتهاش هم کارگردانی بوده.
اما از سال ۱۹۵۵ به بعد، به پاریس نقل مکان میکنه و وارد دنیای نوشتن میشه.
#fact
@withbooks
یکی از نویسندههایی که روی گابریل گارسیا مارکز خیلی تاثیر گذاشته، آلبر کامو بوده.
مارکز درباره طاعون -نوشته کامو- میگه : « چقدر دلم میخواست من آن را نوشته باشم. »
#fact
@withbooks
مارکز درباره طاعون -نوشته کامو- میگه : « چقدر دلم میخواست من آن را نوشته باشم. »
#fact
@withbooks
یکی از لذت های زندگی زیگموند فروید سیگار کشیدن بود.
یک بار که دید پسرش سیگار را رد می کند، به او گفت: «پسرم، سیگار کشیدن یکی از بزرگ ترین و ارزان ترین لذت های زندگی است و اگر از همین حالا تصمیم به نکشیدن داری، تنها می توانم برایت متاسف باشم!»
#fact
@withbooks
یک بار که دید پسرش سیگار را رد می کند، به او گفت: «پسرم، سیگار کشیدن یکی از بزرگ ترین و ارزان ترین لذت های زندگی است و اگر از همین حالا تصمیم به نکشیدن داری، تنها می توانم برایت متاسف باشم!»
#fact
@withbooks
« مغازه ی خودکشی ، بفرمایید . »
خانوم تواچ که لباس سرخ خونی تن کرده بود ، تلفن را برداشت و از تلفن کننده خواست گوشی را نگه دارد . " یک لحظه گوشی ، آقا ." و باقی پول مشتری زنی را داد که قیافه اش از نگرانی کج شده بود مغازه را ترک کرد. روی پاکت شعار مغازه چاپ شده بود ، « آیا در زندگی شکست خورده اید؟ لااقل در مرگ تان موفق باشید .» لوکریس با مشتری خداحافظی کرد و دوباره گوشی را برداشت .
« الو؟ اُه ، موسیو چنگ شمایید؟! البته که به جا می آرم. امروز صبح طناب خریدید ، این طور نیست ؟ بله ... ؟ شما می خواید که ما ... ؟ نمی شنوم _ احتمالا تلفن مشتری آنتن نمی دهد _ ما رو به تشییع جنازه تون دعوت کردید ؟ آه ، واقعا لطف کردید ! ولی کی می خوای انجامش بدید ؟ اُه ، طناب دور گردن تونه؟ خب ، امروز که سه شنبه ست ، فردا چهار شنبه ، پس تشییع جنازه تون می افته پنجشنبه دیگه ، درسته ؟ اجازه بدید از شوهرم بپرسم ...»
📖 : ژان تولی - مغازه خودکشی
خانوم تواچ که لباس سرخ خونی تن کرده بود ، تلفن را برداشت و از تلفن کننده خواست گوشی را نگه دارد . " یک لحظه گوشی ، آقا ." و باقی پول مشتری زنی را داد که قیافه اش از نگرانی کج شده بود مغازه را ترک کرد. روی پاکت شعار مغازه چاپ شده بود ، « آیا در زندگی شکست خورده اید؟ لااقل در مرگ تان موفق باشید .» لوکریس با مشتری خداحافظی کرد و دوباره گوشی را برداشت .
« الو؟ اُه ، موسیو چنگ شمایید؟! البته که به جا می آرم. امروز صبح طناب خریدید ، این طور نیست ؟ بله ... ؟ شما می خواید که ما ... ؟ نمی شنوم _ احتمالا تلفن مشتری آنتن نمی دهد _ ما رو به تشییع جنازه تون دعوت کردید ؟ آه ، واقعا لطف کردید ! ولی کی می خوای انجامش بدید ؟ اُه ، طناب دور گردن تونه؟ خب ، امروز که سه شنبه ست ، فردا چهار شنبه ، پس تشییع جنازه تون می افته پنجشنبه دیگه ، درسته ؟ اجازه بدید از شوهرم بپرسم ...»
📖 : ژان تولی - مغازه خودکشی
مغازه ی خودکشی یک کمدی سیاه است . اولین بار آندره برتون ، نظریه پرداز و رمان نویس سوررئالیست فرانسوی ، در کتابی با عنوان گلچین طنزهای سیاه ادبی این اصطلاح را زیر شاخه ای از کمدی و طنز خواند .
#fact
@withbooks
#fact
@withbooks
استفن کینگ،
نویسنده ژانر ترسناک - از بیماری « triskaidekaphobia » یا ترس از عدد 13 رنج میبره.
#fact
@withbooks
نویسنده ژانر ترسناک - از بیماری « triskaidekaphobia » یا ترس از عدد 13 رنج میبره.
#fact
@withbooks
بریدا، داستان کم و بیش واقعی زندگی دختری ایرلندی است که شاگرد جادوگری است و پائولو کوئیلو او را در یکی از سفرهای خود ملاقات کرده است. این کتاب در ۱۹۹۰ و بعد از موفقیت کیمیاگر در برزیل به چاپ رسید.بریدا دختر ۲۱ ساله ایست که برای مدت طولانی به جنبههای مختلف جادوگری علاقه داشته اما اکنون دنبال علوم و دانشهای دیگر است. این جستجو او را به سوی مردمی خردمند میکشاند و آنها او را در مورد جهان معنوی تعلیم میدهند. بنابراین بریدا شروع به پیدا کردن تعادلی بین روابط خود و علاقهاش به جادوگر شدن میکند. حق انتشار این کتاب تا کنون به ۳۹ زبان دنیا فروخته شده است.
@withbooks
@withbooks
کتابها
بریدا، داستان کم و بیش واقعی زندگی دختری ایرلندی است که شاگرد جادوگری است و پائولو کوئیلو او را در یکی از سفرهای خود ملاقات کرده است. این کتاب در ۱۹۹۰ و بعد از موفقیت کیمیاگر در برزیل به چاپ رسید.بریدا دختر ۲۱ ساله ایست که برای مدت طولانی به جنبههای مختلف…
[ ویکا به بریدا گفت: ]
– «هرگز از شک دست نکش. وقتی شکی به جا نماند، معنایش آن است که از حرکت بازمانده ای. بعد خداوند میآید و همه چیز را منفصل میکند. چون او همواره سبب میشود راهی را بپیمایند که نیازمند پیمودنش اند. روش او برای کنترل برگزیدگانش همین است. وقتی به هر دلیلی از پیشرفت باز میمانیم – راحت طلبی، تنبلی، و یا این برداشت اشتباه که هر چیز را که لازم است، میدانیم – او ما را به حرکت وا میدارد.
📖 : بریدا - پائولو کوئیلو
– «هرگز از شک دست نکش. وقتی شکی به جا نماند، معنایش آن است که از حرکت بازمانده ای. بعد خداوند میآید و همه چیز را منفصل میکند. چون او همواره سبب میشود راهی را بپیمایند که نیازمند پیمودنش اند. روش او برای کنترل برگزیدگانش همین است. وقتی به هر دلیلی از پیشرفت باز میمانیم – راحت طلبی، تنبلی، و یا این برداشت اشتباه که هر چیز را که لازم است، میدانیم – او ما را به حرکت وا میدارد.
📖 : بریدا - پائولو کوئیلو
”زندگی چیست؟ یک دیوانگی.
زندگی چیست؟ یک توهم، یک سایه، یک قصه، و بزرگترین نیکبختی بیارزش است، چون زندگی همه رویاست.“
📖 : کالدرون دلابارکا - زندگی یک رویاست
زندگی چیست؟ یک توهم، یک سایه، یک قصه، و بزرگترین نیکبختی بیارزش است، چون زندگی همه رویاست.“
📖 : کالدرون دلابارکا - زندگی یک رویاست
”روشنی زیاد هم جالب نیست،
آدم همه چیزو می بینه و همه اونو می بینن.
توی تاریکی آدم می تونه خیال کنه، چیزی، جایی، کسی منتظرشه ...“
📖 : داستایفسکی - شبهای روشن
آدم همه چیزو می بینه و همه اونو می بینن.
توی تاریکی آدم می تونه خیال کنه، چیزی، جایی، کسی منتظرشه ...“
📖 : داستایفسکی - شبهای روشن
«هافینگتون پست» در گزارشی از آثار ماندگاری نام برده که حتا نمی شود تصور کرد نام دیگری داشته باشند، اما واقعیت این است که این رمانها پیش از رسیدن به مرحله چاپ، عنوانی نامناسب را یدک می کشیدهاند :
📚 غرور و تعصب
یکی از مشهورترین مثالهای این تغییر نامها ، مربوط میشود به رمان «غرور و تعصب» جین آستن که در سال ۱۷۹۶ نوشته شد ، نامی که «آستن» برای معروفترین کتاب خود برگزیده بود ، «اولین خاطرهها» بود.
این نویسنده کلاسیک تا پس از نگارش «عقل و احساس» ، موفق نشد ناشری برای این رمان پیدا کند.
«اولین خاطرهها» در سال ۱۸۱۱ و ۱۸۱۲ باز نویسی شد و پس از تغییر نام به «غرور تعصب» ، آماده انتشار شد.
📚 باغ مخفی
حدس بزنید نام ابتدایی رمان «باغ مخفی» اثر «فرانسیس هاجسن برنت» چه بود؟ «معشوقه مری» !
این عنوان بیشتر روی شخصیت اصلی داستان و نوع خطاب کردن او در داستان تمرکز داشته است. شاید اگر نام این رمان که سال ۱۹۱۱ به چاپ رسید به «باغ مخفی» تغییر پیدا نمیکرد ، امروز اینقدر شناختهشده و محبوب نبود.
📚 دوریت کوچولو
«تقصیر هیچ کس نیست» را «چارلز دیکنز» در سال ۱۸۵۷ منتشر کرد ، اما این روزها با نام «دوریت کوچولو» شناخته میشود.
این رمان که اقتباس تلویزیونی آن بسیار مورد استقبال قرار گرفت ، در اصل نقدی اجتماعی است که شخصیت ها را قربانی شرایط موجود میداند و هیچ یک را مورد سرزنش قرار نمیدهد.
اما «دیکنز» وقتی متوجه شد ناهنجاری های اجتماعی در واقع تقصیر همه است ، نه هیچ کس ، عنوان کتابش را به «دوریت کوچولو» تغییر داد.
📚 گتسبی بزرگ
«اف. اسکات فیتزجرالد» ابتدا نام نامانوس «تریمالکیو در وست اِگ» را برای رمان ماندگار «گتسبی بزرگ» برگزیده بود.
«تریمالکیو» شخصیت اصلی کتاب «ساتیریکون» نوشته «پترونیوس» بوده و «وست اِگ» یکی از دو شهری است که داستان کتاب «فیتزجرالد» در آن اتفاق میافتد.
تصور میشد نام اولیه کتاب که اشاره ای به کتاب «پترونیوس» داشت ، برای خیلی از مخاطبان ناشناخته باشد ، به همین دلیل «فیتزجرالد» با تغییر آن موافقت کرد. با این حال او در بخشی از «گتسبی بزرگ» (۱۹۲۵) به نقلقولی از «تریمالکیو» اشاره کرده است.
📚 لولیتا
«ولادمیر ناباکوف» که به شدت تحت تاثیر شعر «آنابل لی» ادگار آلن پو قرار داشت ، نام «پادشاهی لب دریا» را برای شاهکارش انتخاب کرده بود . اما او بعدا باز هم تحت تاثیر همین شعر ، عنوان کوتاه «لولیتا» را روی کارش میگذارد.
📚 کتاب «۱۹۸۴»
نام رمان بیمانند و ضد آرمانشهری «۱۹۸۴» در اصل «آخرین مرد در اروپا» بوده است.
علت انتخاب اولیه «جورج اورول» ، تنهایی شدید و بیماری جسمی او در زمان نگارش این رمان بود ، او در آن زمان در جزیره «جورا» در شمال اسکاتلند به تنهایی زندگی را سپری و با شخصیت اصلی داستانش «وینستون» ، احساس همدردی میکرد.
📚 موشها و آدمها
«جان اشتاینبک» زمانی که عنوان «آنچه رخ داد» را برای رمان «موشها و آدمها» (۱۹۳۷) خود انتخاب میکرد ، این ایده را در سر داشت که هیچ یک از شخصیت ها نباید به خاطر اتفاقاتی که در داستان افتاده سرزنش شوند. اما او بعد ها نام نهایی کتاب مطرحش را با الهام گرفتن از شعری از «رابرت برنز» به نام «برای یک موش» ، برگزید که با تم داستان خودش نزدیکی بیشتری داشت.
📚 جنگ و صلح
شاید باورش کمی سخت باشد اما نام شاهکار تاریخی «لئو تولستوی» از اول «جنگ و صلح» (۱۸۶۹) نبوده است.
او عنوان «خوش است آنچه هست پایانش خوش» که نام یکی از نمایشنامه های معروف «ویلیام شکسپیر» هم هست ، را روی رمان خود گذاشته بود.
اما بعدا تصمیم گرفت ، پس زمینه مبسوط تری از جنگ های روسیه از جمله حمله «ناپلئون» را به رمانش اضافه کند و به همین دلیل «جنگ و صلح» به نظرش نام مناسب تری آمد.
– منبع : ایسنا
#fact
@withbooks
📚 غرور و تعصب
یکی از مشهورترین مثالهای این تغییر نامها ، مربوط میشود به رمان «غرور و تعصب» جین آستن که در سال ۱۷۹۶ نوشته شد ، نامی که «آستن» برای معروفترین کتاب خود برگزیده بود ، «اولین خاطرهها» بود.
این نویسنده کلاسیک تا پس از نگارش «عقل و احساس» ، موفق نشد ناشری برای این رمان پیدا کند.
«اولین خاطرهها» در سال ۱۸۱۱ و ۱۸۱۲ باز نویسی شد و پس از تغییر نام به «غرور تعصب» ، آماده انتشار شد.
📚 باغ مخفی
حدس بزنید نام ابتدایی رمان «باغ مخفی» اثر «فرانسیس هاجسن برنت» چه بود؟ «معشوقه مری» !
این عنوان بیشتر روی شخصیت اصلی داستان و نوع خطاب کردن او در داستان تمرکز داشته است. شاید اگر نام این رمان که سال ۱۹۱۱ به چاپ رسید به «باغ مخفی» تغییر پیدا نمیکرد ، امروز اینقدر شناختهشده و محبوب نبود.
📚 دوریت کوچولو
«تقصیر هیچ کس نیست» را «چارلز دیکنز» در سال ۱۸۵۷ منتشر کرد ، اما این روزها با نام «دوریت کوچولو» شناخته میشود.
این رمان که اقتباس تلویزیونی آن بسیار مورد استقبال قرار گرفت ، در اصل نقدی اجتماعی است که شخصیت ها را قربانی شرایط موجود میداند و هیچ یک را مورد سرزنش قرار نمیدهد.
اما «دیکنز» وقتی متوجه شد ناهنجاری های اجتماعی در واقع تقصیر همه است ، نه هیچ کس ، عنوان کتابش را به «دوریت کوچولو» تغییر داد.
📚 گتسبی بزرگ
«اف. اسکات فیتزجرالد» ابتدا نام نامانوس «تریمالکیو در وست اِگ» را برای رمان ماندگار «گتسبی بزرگ» برگزیده بود.
«تریمالکیو» شخصیت اصلی کتاب «ساتیریکون» نوشته «پترونیوس» بوده و «وست اِگ» یکی از دو شهری است که داستان کتاب «فیتزجرالد» در آن اتفاق میافتد.
تصور میشد نام اولیه کتاب که اشاره ای به کتاب «پترونیوس» داشت ، برای خیلی از مخاطبان ناشناخته باشد ، به همین دلیل «فیتزجرالد» با تغییر آن موافقت کرد. با این حال او در بخشی از «گتسبی بزرگ» (۱۹۲۵) به نقلقولی از «تریمالکیو» اشاره کرده است.
📚 لولیتا
«ولادمیر ناباکوف» که به شدت تحت تاثیر شعر «آنابل لی» ادگار آلن پو قرار داشت ، نام «پادشاهی لب دریا» را برای شاهکارش انتخاب کرده بود . اما او بعدا باز هم تحت تاثیر همین شعر ، عنوان کوتاه «لولیتا» را روی کارش میگذارد.
📚 کتاب «۱۹۸۴»
نام رمان بیمانند و ضد آرمانشهری «۱۹۸۴» در اصل «آخرین مرد در اروپا» بوده است.
علت انتخاب اولیه «جورج اورول» ، تنهایی شدید و بیماری جسمی او در زمان نگارش این رمان بود ، او در آن زمان در جزیره «جورا» در شمال اسکاتلند به تنهایی زندگی را سپری و با شخصیت اصلی داستانش «وینستون» ، احساس همدردی میکرد.
📚 موشها و آدمها
«جان اشتاینبک» زمانی که عنوان «آنچه رخ داد» را برای رمان «موشها و آدمها» (۱۹۳۷) خود انتخاب میکرد ، این ایده را در سر داشت که هیچ یک از شخصیت ها نباید به خاطر اتفاقاتی که در داستان افتاده سرزنش شوند. اما او بعد ها نام نهایی کتاب مطرحش را با الهام گرفتن از شعری از «رابرت برنز» به نام «برای یک موش» ، برگزید که با تم داستان خودش نزدیکی بیشتری داشت.
📚 جنگ و صلح
شاید باورش کمی سخت باشد اما نام شاهکار تاریخی «لئو تولستوی» از اول «جنگ و صلح» (۱۸۶۹) نبوده است.
او عنوان «خوش است آنچه هست پایانش خوش» که نام یکی از نمایشنامه های معروف «ویلیام شکسپیر» هم هست ، را روی رمان خود گذاشته بود.
اما بعدا تصمیم گرفت ، پس زمینه مبسوط تری از جنگ های روسیه از جمله حمله «ناپلئون» را به رمانش اضافه کند و به همین دلیل «جنگ و صلح» به نظرش نام مناسب تری آمد.
– منبع : ایسنا
#fact
@withbooks