کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
و بارها تکرار می کنيم ، اما کو گوش بینا ؟ 😍

✖️ کتاب خوندن یک نیازِ
✔️ کتاب خوندن یک نیازه

• هکسره از رایج‌ترین غلط‌هایی هست که حتا مترجم‌ها هم بهش دقتی نمی‌کنن.
و تفاوتی که بین هست و است وجود داره هم توی این دسته قراره می‌گیره [راجع بهش توضیح خواهم داد.]

هکسره زمانی به یک کلمه که فعل، اسم و.. باشه اضافه می‌شه که شما در حالت عامیانه دیگه نمی‌خواید بهش « است » بدید. در نتیجه به اون -فعل یا هرچیزی که هست- « ه » اضافه می‌کنید.

#literature | درست‌نویسی
@withbooks
برای پیروزی در بازی زندگی چهار اثر از اسکاول شین را دنبال کنید :
@FlorenceScovelShinnFan
ویرجینا وولف، جان مینارد کینز، برتراند راسل و لیتون استراچی، اعضای محفلی بودند به اسم «بلومزبری‌ها» که از چشم منتقدانشان، مرفهان تنبلی به شمار می‌آمدند که بعدازظهرها، روی کاناپه‌هایشان لم می‌دادند و دربارۀ هنر و زیبایی غرغر می‌کردند.
– منبع فکت ؛ ترجمان علوم انسانی
#fact
@withbooks
”آنگاه که شعر را گریزگاه یافتم
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند.“

📝 : مهسا طلوع
”اینایی که هیچوقت نمی‌میرن،
اینایی که با کتاباشون زندگی می‌کنیم
اینا مرگ رو رسوا می کنن.“

📝 : هوشنگ گلشیری
”نه می‌خواهم بدانم
نه بخوابم من
کیست که
بیاموزدم که نباشم
و آگاهم کند که
بدون آنکه باشم، باشم؟
آب چگونه ادامه می‌دهد
عرش سنگی کجاست.“

📖 : پابلو نرودا - مجموعه اشعار [ شب ]
”یادش آمد که ننه به او گفته بود هر تکهٔ برف آه زنی غمگین است که در گوشه ای از این دنیا زندگی می کند، که همه آه ها به طرف آسمان می رود و جمع می شود و به صورت برف پایین می آید و ساکت و آرام روی آدم های روی زمین می نشیند.
یادآور رنج و دردی که زن هایی مثل ما می کشند. چقدر ساکت و آرام هرچه را که بر سرمان می ریزد، تحمل می کنیم.“

📖 : خالد حسینی - هزار خورشید تابان
پ.ن/یکی از دوستامون این رو معرفی کرد که این یک قسمتی ازش هست، کتاب خیلی جالبی به نظر میاد، دوست داشتید خلاصه اش رو می‌زارم.
”- کجاست؟
- چه؟
آمارانتا گفت : « جانور. »
اورسولا با انگشت به قلب خود اشاره کرد. گفت : « اینجاست. »“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
”در واقع برای او زندگی مهم بود؛ نه مرگ. برای همین هم هنگامی که حکم اعدام را به اطلاعش رساندند به هیچ وجه نترسید؛ بلکه احساس دلتنگی کرد.“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
“I am full of sand and light.
And full of trees and forests. Full of ways, bridges, rivers, waves.
I'm full of the shadow of a leaf on the water what a loneliness is inside of me.”

من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایه‌ی برگی در آب
چه درونم تنهاست.
📝 : Sohrab Sepehri
”- من به ادبیات روی آوردم؛ چون دوستانی همسال خود نداشتم، پدری نبود که به من حس امنیت بدهد و کار دیگری هم نمی‌توانستم بکنم.“

📝 : ژان پل‌سارتر
گابریل گارسیا مارکز،
مدرسه سینمایی می‌رفته و رشته‌اش هم کارگردانی بوده.
اما از سال ۱۹۵۵ به بعد، به پاریس نقل مکان می‌کنه و وارد دنیای نوشتن می‌شه.
#fact
@withbooks
”عاشق کسانی باشید که شما را دیدند،
وقتی که برای هرکس دیگری ناپیدا بودید.“

📝 : گابریل گارسیا مارکز
”بیشعوری نوعی اعتیاد است مثل اعتیاد به مواد مخدر یا الکل. فرد معتاد تمایل به تکرار کار خود دارد و این اعتیاد از فرد به جامعه سرایت می کند و محیطی آزاردهنده رابه وجود می آورد.“

📖 : خاویر کرمنت - بیشعوری
”محبوبِ کسی نبودن ، فقط یک بدشانسی است.
ولی عاشق نبودن، بدبختی است.“

📖 : آلبر کامو - کالیگولا
In Praise of Solitude
Abbas Kiarostami
@kiarostamiFans
- بشنویم از عباس کیارستمی در ستایش تنهایی
”بعد از گذشتن ماه‌ها، به وضوح آهنگ صدای خودم را شنیدم. آن را شناختم، زیرا دریافتم همان صدایی است که روزهای دراز در گوشم طنین می‌انداخت و آن‌وقت فهمیدم که در همه این اوقات، تنها حرف می‌زده‌ام.“

📖 : آلبر کامو - بیگانه
”زیر لب زمزمه می‌کرد که من عجیب هستم و بی‌شک به همین علت است که مرا دوست دارد، ولی شاید به همین دلیل روزی از من متنفر بشود.“

📖 : آلبر کامو - بیگانه
کسی بر بام خانه‌ام راه می‌رود
صدای پایش را می‌شنوم
که می‌گوید:
من مراقبت هستم
که در تنهایی گریه می‌کنی...

و من همچنان در تنهایی
به زبان مادری گریه می‌کنم
به زبان مادری...

@PhobiCool
#حسین_صفا

🔸۲۱ فوریه برابر با ۲ اسفند ماه
روز جهانی #زبان_مادری
کتاب‌ها
Gabriel García Márquez . @withbooks
ارنست همینگوی در کوبا، سال ۱۹۵۹.
@withbooks