کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
”همه‌ی پدر و مادرها به بچه‌هایشان صدمه می‌زنند. نمی‌شود کاری‌اش کرد. جوانی، مثل آینه‌ای صاف و بی‌زنگار، آثار پرورش‌گران خود را جذب می‌کند. بعضی از والدین بر آن لک می‌اندازند، بعضی دیگر ترک، تعدادی هم کودکی را کاملا خرد و به تکه‌های کوچک ناصاف و تعمیر نشدنی مبدل می‌کنند.“

📖 : میچ البوم - در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
«هافینگتون پست» در گزارشی از آثار ماندگاری نام برده که حتا نمی‌ شود تصور کرد نام دیگری داشته باشند، اما واقعیت این است که این رمان‌ها پیش از رسیدن به مرحله چاپ، عنوانی نامناسب را یدک می‌ کشیده‌اند :


📚 غرور و تعصب

یکی از مشهورترین مثال‌های این تغییر نام‌ها ، مربوط می‌شود به رمان «غرور و تعصب» جین آستن که در سال ۱۷۹۶ نوشته شد ، نامی که «آستن» برای معروفترین کتاب خود برگزیده بود ،‌ «اولین خاطره‌ها» بود.
این نویسنده کلاسیک تا پس از نگارش «عقل و احساس» ، موفق نشد ناشری برای این رمان پیدا کند.
«اولین خاطره‌ها» در سال ۱۸۱۱ و ۱۸۱۲ باز نویسی شد و پس از تغییر نام به «غرور تعصب» ، آماده انتشار شد.


📚 باغ مخفی

حدس بزنید نام ابتدایی رمان «باغ مخفی» اثر «فرانسیس هاجسن برنت» چه بود؟ «معشوقه مری» !
این عنوان بیشتر روی شخصیت اصلی داستان و نوع خطاب کردن او در داستان تمرکز داشته است. شاید اگر نام این رمان که سال ۱۹۱۱ به چاپ رسید به «باغ مخفی» تغییر پیدا نمی‌کرد ، امروز این‌قدر شناخته‌شده و محبوب نبود.


📚 دوریت کوچولو

«تقصیر هیچ‌ کس نیست» را «چارلز دیکنز» در سال ۱۸۵۷ منتشر کرد ، اما این روزها با نام «دوریت کوچولو» شناخته می‌شود.
این رمان که اقتباس تلویزیونی آن بسیار مورد استقبال قرار گرفت ، در اصل نقدی اجتماعی است که شخصیت‌ ها را قربانی شرایط موجود می‌داند و هیچ یک را مورد سرزنش قرار نمی‌دهد.
اما «دیکنز» وقتی متوجه شد ناهنجاری های اجتماعی در واقع تقصیر همه است ، نه هیچ ‌کس ، عنوان کتابش را به «دوریت کوچولو» تغییر داد.


📚 گتسبی بزرگ

«اف. اسکات فیتزجرالد» ابتدا نام نامانوس «تریمالکیو در وست ‌اِگ» را برای رمان ماندگار «گتسبی بزرگ» برگزیده بود.
«تریمالکیو» شخصیت اصلی کتاب «ساتیریکون» نوشته «پترونیوس» بوده و «وست ‌اِگ» یکی از دو شهری است که داستان کتاب «فیتزجرالد» در آن اتفاق می‌افتد.
تصور می‌شد نام اولیه کتاب که اشاره ‌ای به کتاب «پترونیوس» داشت ، برای خیلی از مخاطبان ناشناخته باشد ، به همین دلیل «فیتزجرالد» با تغییر آن موافقت کرد. با این حال او در بخشی از «گتسبی بزرگ» (۱۹۲۵) به نقل‌قولی از «تریمالکیو» اشاره کرده است.

📚 لولیتا

«ولادمیر ناباکوف» که به شدت تحت تاثیر شعر «آنابل لی» ادگار آلن پو قرار داشت ، نام «پادشاهی لب دریا» را برای شاهکارش انتخاب کرده بود . اما او بعدا باز هم تحت تاثیر همین شعر ، عنوان کوتاه «لولیتا» را روی کارش می‌گذارد.


📚 کتاب «۱۹۸۴»

نام رمان بی‌مانند و ضد آرمانشهری «۱۹۸۴» در اصل «آخرین مرد در اروپا» بوده است.
علت انتخاب اولیه «جورج اورول» ، تنهایی شدید و بیماری جسمی او در زمان نگارش این رمان بود ، او در آن زمان در جزیره «جورا» در شمال اسکاتلند به تنهایی زندگی را سپری و با شخصیت اصلی داستانش «وینستون» ، احساس همدردی می‌کرد.


📚 موش‌ها و آدم‌ها

«جان اشتاین‌بک» زمانی که عنوان «آنچه رخ داد» را برای رمان «موش‌ها و آدم‌ها» (۱۹۳۷) خود انتخاب می‌کرد ، این ایده را در سر داشت که هیچ یک از شخصیت ‌ها نباید به خاطر اتفاقاتی که در داستان افتاده سرزنش شوند. اما او بعد ها نام نهایی کتاب مطرحش را با الهام گرفتن از شعری از «رابرت برنز» به نام «برای یک موش» ، برگزید که با تم داستان خودش نزدیکی بیشتری داشت.


📚 جنگ و صلح

شاید باورش کمی سخت باشد اما نام شاهکار تاریخی «لئو تولستوی» از اول «جنگ و صلح» (۱۸۶۹) نبوده است.
او عنوان «خوش است آنچه هست پایانش خوش» که نام یکی از نمایشنامه ‌های معروف «ویلیام شکسپیر» هم هست ، را روی رمان خود گذاشته بود.
اما بعدا تصمیم گرفت ، پس ‌زمینه مبسوط‌ تری از جنگ‌ های روسیه از جمله حمله «ناپلئون» را به رمانش اضافه کند و به همین دلیل «جنگ و صلح» به نظرش نام مناسب ‌تری آمد.

– منبع : ایسنا
#fact
@withbooks
معرفی چند کتاب ممنوع در ایران و دلیل ممنوعیت آن :

• اولیس / جیمز جویس / منوچهر بدیعی / نیلوفر ( در انتظار مجوز )
به دلیل صحنه های جنسی

• صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز / بهمن فرزانه / امیر کبیر / ( تجدید چاپ ممنوع - چاپ نو با سانسور روانه ی بازار شد )
به دلیل صحنه های جنسی

• خاطره ی دلبرکان غمگین من / گابریل گارسیا مارکز / کاوه میر عباسی / نیلوفر ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل صحنه های جنسی بی پرده و فراوان

• لولیتا / ولادیمیر ناباکوف / چاپ ممنوع / ( همچنین هیچ ترجمه‌ی شایسته ای از این کتاب وجود ندارد )
به دلیل صحنه های جنسی

• شاهد بازی در ادبیات فارسی / سیروس شمیسا / فردوس ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل خراب کردن شخصیت شاعران بزرگ در ذهن مردم / در این کتاب شاعران هم جنس خواه با دلایل فراوان توضیح داده شده است.

• زوال کلنل / محمود دولت آبادی ( توقیف در ارشاد )
به دلیل روشن سازی بی پرده ی برخی از جریان های انقلاب ۵۷. همچنین نویسنده به جز توقیف ارشاد ، اجازه ی چاپ کتاب را در ایران نمی دهد و وجود این کتاب را در بازار سیاه جعلی دانسته ، و از قلم وی نیست .

• میرا / کریستفر فرانک / لیلی گلستان ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل نماد های سنگین سیاسیِ بدون مرز و سیاه ، داشتن چارچوب های مسموم در فضای داستان که هر حکومتی می تواند به آن دچار باشد .

• دیوان ایرج میرزا ( چاپ ممنوع )
به دلیل برخی شعر های رکیک در نقد حجاب و شعر های تند و هجو اجتماعی در نقد جامعه ی بی بند و بار

• کلیات عبید زاکانی / تصحیح محمد جعفر محجوب ( چاپ با سانسور در بازار موجود است / چاپ بدون سانسور در بازار سیاه )
به دلیل طنز های تند و رکیک در نقد جامعه ، مردم نادان و هوس ران.

• ۲۳ سال / علی دشتی ( چاپ ممنوع )
به دلیل نقد بی پرده‌ی تاریخ اسلام.

• جنگل نروژی / هاروکی موراکامی / چاپ با سانسور در بازار موجود است.

• پالپ / چارلز بوکفسکی / چاپ با سانسور ( و سایر آثار بوکفسکی ) در بازار موجود است.
#fact
@withbooks
”زندگی چیست؟ یک دیوانگی.
زندگی چیست؟ یک توهم، یک سایه، یک قصه، و بزرگترین نیک‌بختی بی‌ارزش است، چون زندگی همه رویاست.“

📖 : کالدرون دلابارکا - زندگی یک رویاست
Ahmad Shamlou .
@withbooks
”کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
و انسان با نخستین درد.

در من زندانیِ ستمگری بود
که به آوازِ زنجیرش خو نمی‌کرد ــ
من با نخستین نگاهِ تو آغاز شدم.“

📖 : احمد شاملو - آیدا در آینه
“And except this
I know no other art
But to be
a home
for you.”

📝 : Ahmad Shamlou
به دنیای درون خود سفر کنید و گامی در راه خودشناسی بردارید @Degout
Forwarded from انگیزه های روانی
بیمار روانی وجودش پر از خاطرات " نا خودآگاه " است ، گاهی بر اثر حادثه ای تکان دهنده قسمتی از آن تراوش می کند و بیمار به یاد می آورد که در چند سال پیش شاهد صحنه ای بوده که خاطرات آن در این مدت در ناخودآگاه او توده شده است .
" فرويد این خاطرات توده شده را ( کا )
می نامد که به سبب بعضی ناملایمات و انحرافات روحی در وجدان او جا گرفته است و مجموع این خاطرات انباشته شده را ناخودآگاه می نامد . "

| ژان پل سارتر |
@Degout
”ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدان‌گونه که هست راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جانهای ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه می‌آورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد.“

📖 : ماریو بارگاس یوسا - چرا ادبیات؟
”شما اسم اینو می‌ذارین زندگی، که آدم مثل مهره‌های تسبیح دائم توی انگشت‌های سرنوشت زیر و رو بشه و بالا و پائین بیفته.“

📖 : عزیز نسین - مگر تو مملکت شما خر نیست؟
و بارها تکرار می کنيم ، اما کو گوش بینا ؟ 😍

✖️ کتاب خوندن یک نیازِ
✔️ کتاب خوندن یک نیازه

• هکسره از رایج‌ترین غلط‌هایی هست که حتا مترجم‌ها هم بهش دقتی نمی‌کنن.
و تفاوتی که بین هست و است وجود داره هم توی این دسته قراره می‌گیره [راجع بهش توضیح خواهم داد.]

هکسره زمانی به یک کلمه که فعل، اسم و.. باشه اضافه می‌شه که شما در حالت عامیانه دیگه نمی‌خواید بهش « است » بدید. در نتیجه به اون -فعل یا هرچیزی که هست- « ه » اضافه می‌کنید.

#literature | درست‌نویسی
@withbooks
برای پیروزی در بازی زندگی چهار اثر از اسکاول شین را دنبال کنید :
@FlorenceScovelShinnFan
ویرجینا وولف، جان مینارد کینز، برتراند راسل و لیتون استراچی، اعضای محفلی بودند به اسم «بلومزبری‌ها» که از چشم منتقدانشان، مرفهان تنبلی به شمار می‌آمدند که بعدازظهرها، روی کاناپه‌هایشان لم می‌دادند و دربارۀ هنر و زیبایی غرغر می‌کردند.
– منبع فکت ؛ ترجمان علوم انسانی
#fact
@withbooks
”آنگاه که شعر را گریزگاه یافتم
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند.“

📝 : مهسا طلوع
”اینایی که هیچوقت نمی‌میرن،
اینایی که با کتاباشون زندگی می‌کنیم
اینا مرگ رو رسوا می کنن.“

📝 : هوشنگ گلشیری
”نه می‌خواهم بدانم
نه بخوابم من
کیست که
بیاموزدم که نباشم
و آگاهم کند که
بدون آنکه باشم، باشم؟
آب چگونه ادامه می‌دهد
عرش سنگی کجاست.“

📖 : پابلو نرودا - مجموعه اشعار [ شب ]
”یادش آمد که ننه به او گفته بود هر تکهٔ برف آه زنی غمگین است که در گوشه ای از این دنیا زندگی می کند، که همه آه ها به طرف آسمان می رود و جمع می شود و به صورت برف پایین می آید و ساکت و آرام روی آدم های روی زمین می نشیند.
یادآور رنج و دردی که زن هایی مثل ما می کشند. چقدر ساکت و آرام هرچه را که بر سرمان می ریزد، تحمل می کنیم.“

📖 : خالد حسینی - هزار خورشید تابان
پ.ن/یکی از دوستامون این رو معرفی کرد که این یک قسمتی ازش هست، کتاب خیلی جالبی به نظر میاد، دوست داشتید خلاصه اش رو می‌زارم.
”- کجاست؟
- چه؟
آمارانتا گفت : « جانور. »
اورسولا با انگشت به قلب خود اشاره کرد. گفت : « اینجاست. »“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
”در واقع برای او زندگی مهم بود؛ نه مرگ. برای همین هم هنگامی که حکم اعدام را به اطلاعش رساندند به هیچ وجه نترسید؛ بلکه احساس دلتنگی کرد.“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
“I am full of sand and light.
And full of trees and forests. Full of ways, bridges, rivers, waves.
I'm full of the shadow of a leaf on the water what a loneliness is inside of me.”

من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایه‌ی برگی در آب
چه درونم تنهاست.
📝 : Sohrab Sepehri