کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
”نمیتوانم جلوی لبخند خودم را بگیرم. گاهی خنده بیخ گلویم را میگیرد، آخرش هیچکس نفهمید ناخوشی من چیست!
همه گول خوردند.“

📖 : صادق هدایت - زنده بگور
”من یک خدا شده بودم.
از خدا هم بزرگ‌تر بودم. چون یک جریان جاودانی و لایتناهی در خودم حس می‌کردم.“

📝 : صادق هدایت - بوف کور
”همچون یک مُرده، از هرگونه اشتیاقی برای مراوده با دیگری تُهی بوده‌ام.
گویی به این جهان و جهان دیگر تعلق نداشته‌ام.“

📖 : فرانتس کافکا - نامه به ملینا
”حتی شب هم به اندازه‌ کافی شب نیست.
به همین دلیل هیچ‌گاه وقتِ کافی در اختیارِ انسان نیست، چون جاده‌ها طولانی هستند و گمراه شدن هم آسان، حتی زمانی پیش می‌آید که آدم به وحشت می‌افتد و آرزو می‌کند - حتی بدونِ اجبار و وسوسه‌ای خاص - به عقب فرار کند آرزوئی که بعدها شدیداً سرزنش بار می‌آورد و چه بیشتر، موقعی که بنا باشد ناگهان بوسه‌ای از دوست‌داشتنی‌ترین لب‌ها دریافت کند!“

📖 : فرانتس کافکا - نامه به فلیسه
استفانی مایر،
که خالق رمان توایلایت/Twilight هست گفته منبع اصلی الهامش برای نوشتن توایلایت خوابی بوده که در سال 2003 دیده.
#fact
@withbooks
برگ از زبان باد
باد از زبان برگ
@kiarostamiFans
”- می‌خواهم از خطرات تنهایی بنویسم.
- آیا می‌دانید تنهایی یعنی چی؟
- فکر می‌کنم بدانم.
- آیا خودتان آن را حس کرده‌اید؟
- نه.“

📖 : کریستوفر فرانک - میرا
”بعضی وقت‌ها هوس می‌کنم که شب بیرون بروم و مانند سربازها تمامی طول خطوط زرد را بدوم.“

📖 : کریستوفر فرانک - میرا
شاید عاشقانه‌ی آخر
محمد مختاری
کسی نایستاده است
آنجا یا اینجا
پس کجای لبت آزادم کند؟
دو نقطه از هیچ جا، تا چشم
که جابه‌جا شده است
اما سایه‌ی بلندم را می‌بیند
که می‌کشد خود را همچنان بر اضطرابش.
شمال قوس بنفشی‌ست تا جنوب
در ابر و مرغ دریایی
موجی به تحلیل می‌رود
و آفتاب، تنها چیزی که تغییر کرده است.
لبت کجاست؟. ــ
صدای روز بلند است اما کوتاه است دنیا.
درست یک واژه مانده‌ است
تا جمله پایان پذیرد
و هر چه گوش می‌سپارم تنها
سکوت خود را می‌آرایم
و آفتاب لبِ بام هم‌چنان سوتش را می‌زند.
شکسته پل‌ها پشت سر
و پیشِ رو شن‌هایی که خاکستر جهان است.
غروب ممتد در سایه‌ی درون
جا خوش کرده است
و شب که تا زانو می‌رسد،
تحمل را کوتاه می‌کند.
چگونه است لبت؟. ــ
که انفجار عریانی، سنگ می‌شود
در بی‌تابی‌های خاموش.
هوای قطبی انگار
انگار فرش ایرانی نخ نما کرده است
نشانه‌ای نیست
نگاه می‌کنم
اگر که تنها آن واژه می‌گذشت
به طرفه‌العینی طی می‌شد راه
کودک باز می‌گشت تا بازیگوشی
و در چهارراه دست می‌انداخت دور گردنت
لبت کجاست‌ــ
که خاک چشم به راه است.

@phobicool
– محمد مختاری
«شاید عاشقانه‌ی آخر»
۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ — ۱۲ آذر ۱۳۷۷
“It is enough for me to be sure that you and I exist at this moment.”

📖 : Gabriel García Márquez - One Hundred Years Of Solitude
“A person doesn’t die when he should but when he can.”

📖 : Gabriel García Márquez - One Hundred Years Of Solitude
استفن کینگ ؛
حق ساخت چندین داستان کوتاهش رو فروخته - و می‌فروشه احتمالا - که یک دلار بیشتر قیمتشون نیست و هدفش هم کمک به دانشجوهای فیلمسازی بوده - یا هست - که به قدر کافی پول برای خرید فیلمنامه نداشتن.

#fact
@withbooks
روایت هست، راجع به زمانی که می‌خواستن حافظ رو دفن کنن عده‌ای مخالف بودن که حافظ به شیوه‌ی اسلامی دفن بشه، چون فردی شراب خوار بوده و این کار هم که توی اسلام گناه محسوب می‌شه.
در مقابل بعضی‌ها هم می‌گفتن حافظ فرد دیندار و مسلمانی بوده.
واسه همین میان از دیوان حافظ فال می‌گیرن و این بیت میاد ؛

« قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گرچه غرق گناه است می‌رود به بهشت »
– منبع ویکی‌پدیا
#fact
@withbooks
یکی از لذت های زندگی زیگموند فروید سیگار کشیدن بود.
یک بار که دید پسرش سیگار را رد می کند، به او گفت: «پسرم، سیگار کشیدن یکی از بزرگ ترین و ارزان ترین لذت های زندگی است و اگر از همین حالا تصمیم به نکشیدن داری، تنها می توانم برایت متاسف باشم!»

#fact
@withbooks
”هیچ رابطه‌ای قادر به از میان بردن تنهایی نیست. هریک از ما در هستی تنهاییم ولی می‌توانیم در تنهایی یکدیگر شریک شویم، همانطور که عشق درد تنهایی را جبران می‌کند.
بوبر می‌گوید: یک رابطه‌ی خوب و صمیمی، بر دیوارهای سر به فلک کشیده‌ی تنهایی آدمی رخنه می‌کند، بر قانون بی چون و چرای آن فائق می‌شود و بر فراز مغاک وحشت‌انگیز عالم، از وجود خود به وجود دیگری پل می‌زند.“

📖 : اروین د یالوم - روان درمانی اگزیستانسیال
”زندگی چیست؟ یک دیوانگی.
زندگی چیست؟ یک توهم، یک سایه، یک قصه، و بزرگترین نیک‌بختی بی‌ارزش است، چون زندگی همه رویاست.“

📖 : کالدرون دلابارکا - زندگی یک رویاست
مصاحبه گر : نظرتان در مورد خودتان به عنوان یک نویسنده چیست؟

فاکنر : اگر من وجود نداشتم، کس دیگری مرا می‌نوشت، همینگوی، داستایفسکی، همگی‌مان. شاهد این ادعا هم این است که احتمال تالیف نمایش‌نامه‌های شکسپیر را به سه تن نسبت می‌دهند. اما آنچه اهمیت دارد هملت است، رویای نیمه‌شب تابستاناست، نه آن کسی که این آثار را نوشته، مهم این است که یک نفر این کار را کرده است. هنرمند هیچ اهمیتی ندارد. تنها آنچه می‌آفریند اهمیت دارد، چون هیچ چیز جدیدی برای گفتن وجود ندارد. شکسپیر، بالزاک، هومر همگی دربارۀ یک چیز واحد نوشته‌اند و اگر هزار سال یا دوهزار سال بیشتر می‌زیستند، ناشرها به کس دیگری احتیاج پیدا نمی‌کردند.

- قسمتی از مصاحبه ویلیام فاکنر با جین اشتین
#fact
@withbooks
surrender
olafur arnalds feat. bjork
I surrender now
I stand up now
I open to only you
Now i choose, now i refuse, now i ignore you ..
”هرگز پرسیده‌ای وقتی دیگران می‌میرند چرا مردم جمع می‌شوند؟ چرا احساس می‌کنند باید این کار را بکنند؟
برای اینکه جان آدمیزاد، در عمق وجودش می‌داند که همه‌ی زندگی‌ها همدیگر را قطع می‌کنند. این که مرگ فقط یکی را نمی‌برد، وقتی کسی را می‌برد، شخص دیگری را نمی‌برد. در فاصله‌ی کوتاه بینِ برده شدن و برده نشدن، زندگی خیلی‌ها عوض می‌شود.“

📖 : میچ البوم - در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
”همه‌ی پدر و مادرها به بچه‌هایشان صدمه می‌زنند. نمی‌شود کاری‌اش کرد. جوانی، مثل آینه‌ای صاف و بی‌زنگار، آثار پرورش‌گران خود را جذب می‌کند. بعضی از والدین بر آن لک می‌اندازند، بعضی دیگر ترک، تعدادی هم کودکی را کاملا خرد و به تکه‌های کوچک ناصاف و تعمیر نشدنی مبدل می‌کنند.“

📖 : میچ البوم - در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند