کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
“ 'The goddamn movies,' Holden says.
'They can ruin you. I'm not kidding.' ”

📖 : J.D. Salinger - The Catcher In The Rye
جروم دیوید سلینجر [ جی.دی‌. سلینجر ] ؛
از طرفداران ارنست همینگوی بوده و گزاراشات جنگی همینگوی رو می‌خونده.
علاوه بر اون گفته شده که چندین بار - فکر می‌کنم بعد از جنگ - همدیگه رو ملاقات کردن و باهم در تماس بودن.

#fact
@withbooks
”بانی گفت: من از کتاب خواندن متنفرم.
گفتم: میخواهم رازی را به تو بگویم.
گفت: بگو
آهسته گفتم: عاشق بوی کتابها هستم، هر کتاب بوی خاصی دارد.
بانی هم آهسته در جوابم گفت: "واقعا موجود عجیبی هستی! عجیبتر از آن که فکر میکردم."
و قدمی به عقب گذاشت.“

📖 : جک گانتوس - بن بست نورولت
”همه‌جا همان چهره‌های تکراری، همان حرف‌های تکراری.
دلم چیز‌های متنوع‌تری می‌خواست. این‌طور شد که به کتاب روی آوردم.“

📖 : کارن جوی فاولر - باشگاه کتابخوانی جین آستن
”می گویند نیچه، پس از قطع رابطه با لو سالومه، غرق در تنهایی مطلق شب در کوهستانهای مشرف به خلیج ژن گردش می کرد، آتشی عظیم می افروخت و به تماشای خاموش شدنش می نشست. من اغلب به این آتش اندیشیده ام و روشنایی آن در پس تمام زندگی فکری من رقصیده است. اگر حتی برای من پیش آمده که نسبت به برخی اندیشه ها و برخی آدم ها که در این قرن ملاقات کرده ام ناعادلانه رفتار کرده باشم، به علت این بوده که بی آنکه خواسته باشم، آن ها را در برابر این آتش قرار داده ام که به سرعت به خاکستر تبدیلشان کرده است.“

📖 : آلبر کامو - یادداشت‌ها
تلما، مادر جان کندی دوازده سال بعد از خودکشی پسرش بالاخره توانست یکی از استادهای دانشگاه لوییزیانا را راضی کند تا "اتحادیه ابلهان" را چاپ کند.
بعد از چاپ، استقبال بی‌نظیری از این کتاب شد.

#fact
@withbooks
صادق هدایت، کتاب بوف کور رو سال ۱۳۱۵ نوشت و فقط ۱۰۰ نسخه از اون رو به چاپ رسوند.
وقتی ازش می‌پرسن چرا اینقدر کم، در جواب می‌گه : « من فکر می‌کنم تعداد افرادی که می‌توانند این کتاب را بخوانند از پنجاه نفر هم تجاوز نمی‌کنند. »
#fact
@withbooks
”نمیتوانم جلوی لبخند خودم را بگیرم. گاهی خنده بیخ گلویم را میگیرد، آخرش هیچکس نفهمید ناخوشی من چیست!
همه گول خوردند.“

📖 : صادق هدایت - زنده بگور
”من یک خدا شده بودم.
از خدا هم بزرگ‌تر بودم. چون یک جریان جاودانی و لایتناهی در خودم حس می‌کردم.“

📝 : صادق هدایت - بوف کور
”همچون یک مُرده، از هرگونه اشتیاقی برای مراوده با دیگری تُهی بوده‌ام.
گویی به این جهان و جهان دیگر تعلق نداشته‌ام.“

📖 : فرانتس کافکا - نامه به ملینا
”حتی شب هم به اندازه‌ کافی شب نیست.
به همین دلیل هیچ‌گاه وقتِ کافی در اختیارِ انسان نیست، چون جاده‌ها طولانی هستند و گمراه شدن هم آسان، حتی زمانی پیش می‌آید که آدم به وحشت می‌افتد و آرزو می‌کند - حتی بدونِ اجبار و وسوسه‌ای خاص - به عقب فرار کند آرزوئی که بعدها شدیداً سرزنش بار می‌آورد و چه بیشتر، موقعی که بنا باشد ناگهان بوسه‌ای از دوست‌داشتنی‌ترین لب‌ها دریافت کند!“

📖 : فرانتس کافکا - نامه به فلیسه
استفانی مایر،
که خالق رمان توایلایت/Twilight هست گفته منبع اصلی الهامش برای نوشتن توایلایت خوابی بوده که در سال 2003 دیده.
#fact
@withbooks
برگ از زبان باد
باد از زبان برگ
@kiarostamiFans
”- می‌خواهم از خطرات تنهایی بنویسم.
- آیا می‌دانید تنهایی یعنی چی؟
- فکر می‌کنم بدانم.
- آیا خودتان آن را حس کرده‌اید؟
- نه.“

📖 : کریستوفر فرانک - میرا
”بعضی وقت‌ها هوس می‌کنم که شب بیرون بروم و مانند سربازها تمامی طول خطوط زرد را بدوم.“

📖 : کریستوفر فرانک - میرا
شاید عاشقانه‌ی آخر
محمد مختاری
کسی نایستاده است
آنجا یا اینجا
پس کجای لبت آزادم کند؟
دو نقطه از هیچ جا، تا چشم
که جابه‌جا شده است
اما سایه‌ی بلندم را می‌بیند
که می‌کشد خود را همچنان بر اضطرابش.
شمال قوس بنفشی‌ست تا جنوب
در ابر و مرغ دریایی
موجی به تحلیل می‌رود
و آفتاب، تنها چیزی که تغییر کرده است.
لبت کجاست؟. ــ
صدای روز بلند است اما کوتاه است دنیا.
درست یک واژه مانده‌ است
تا جمله پایان پذیرد
و هر چه گوش می‌سپارم تنها
سکوت خود را می‌آرایم
و آفتاب لبِ بام هم‌چنان سوتش را می‌زند.
شکسته پل‌ها پشت سر
و پیشِ رو شن‌هایی که خاکستر جهان است.
غروب ممتد در سایه‌ی درون
جا خوش کرده است
و شب که تا زانو می‌رسد،
تحمل را کوتاه می‌کند.
چگونه است لبت؟. ــ
که انفجار عریانی، سنگ می‌شود
در بی‌تابی‌های خاموش.
هوای قطبی انگار
انگار فرش ایرانی نخ نما کرده است
نشانه‌ای نیست
نگاه می‌کنم
اگر که تنها آن واژه می‌گذشت
به طرفه‌العینی طی می‌شد راه
کودک باز می‌گشت تا بازیگوشی
و در چهارراه دست می‌انداخت دور گردنت
لبت کجاست‌ــ
که خاک چشم به راه است.

@phobicool
– محمد مختاری
«شاید عاشقانه‌ی آخر»
۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ — ۱۲ آذر ۱۳۷۷
“It is enough for me to be sure that you and I exist at this moment.”

📖 : Gabriel García Márquez - One Hundred Years Of Solitude
“A person doesn’t die when he should but when he can.”

📖 : Gabriel García Márquez - One Hundred Years Of Solitude
استفن کینگ ؛
حق ساخت چندین داستان کوتاهش رو فروخته - و می‌فروشه احتمالا - که یک دلار بیشتر قیمتشون نیست و هدفش هم کمک به دانشجوهای فیلمسازی بوده - یا هست - که به قدر کافی پول برای خرید فیلمنامه نداشتن.

#fact
@withbooks