کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
”شما اسم اینو می‌ذارین زندگی، که آدم مثل مهره‌های تسبیح دائم توی انگشت‌های سرنوشت زیر و رو بشه و بالا و پائین بیفته.“

📖 : عزیز نسین - مگر تو مملکت شما خر نیست؟
📖 : اینگمار برگمان - نقاشی روی چوب
@withbooks
“I am full of sand and light.
And full of trees and forests. Full of ways, bridges, rivers, waves.
I'm full of the shadow of a leaf on the water what a loneliness is inside of me.”

من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایه‌ی برگی در آب
چه درونم تنهاست.
📝 : Sohrab Sepehri
یکی از لذت های زندگی زیگموند فروید سیگار کشیدن بود.
یک بار که دید پسرش سیگار را رد می کند، به او گفت: «پسرم، سیگار کشیدن یکی از بزرگ ترین و ارزان ترین لذت های زندگی است و اگر از همین حالا تصمیم به نکشیدن داری، تنها می توانم برایت متاسف باشم!»

#fact
@withbooks
”- کجاست؟
- چه؟
آمارانتا گفت : « جانور. »
اورسولا با انگشت به قلب خود اشاره کرد. گفت : « اینجاست. »“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
”در واقع برای او زندگی مهم بود؛ نه مرگ. برای همین هم هنگامی که حکم اعدام را به اطلاعش رساندند به هیچ وجه نترسید؛ بلکه احساس دلتنگی کرد.“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
Rip Albert Camus .
@withbooks
کتاب‌ها
Rip Albert Camus . @withbooks
“As for myself, I had a lot to say. But I was silent.”

📝 : Albert Camus ( 1932 )
”کالیایف : هرکس عدالت را آنطور که می‌تواند به کار می‌برد. باید قبول کرد ما متفاوت هستیم. و باید یکدیگر را دوست داشته باشیم، اگر توانش را داریم.“

📖 : آلبر کامو - عادل‌ها
کتاب‌ها
”کالیایف : هرکس عدالت را آنطور که می‌تواند به کار می‌برد. باید قبول کرد ما متفاوت هستیم. و باید یکدیگر را دوست داشته باشیم، اگر توانش را داریم.“ 📖 : آلبر کامو - عادل‌ها
”کالیایف : ما می‌کُشیم برای اینکه دنیایی بسازیم تا در آن دیگر هیچوقت کسی کشته نشود.
ما آدمکشی را قبول کرده‌ایم برای اینکه سرانجام زمین از معصومیت انباشته شود.“

📖 : آلبر کامو - عادل‌ها
میز آلبر کامو در دفتر کارش
- پاریس / ۱۹۵۷
@withbooks
”ما در هر چیز فقط تقریباً هستیم.“

📖 : آلبر کامو - سقوط
یکی از نویسنده‌هایی که روی گابریل گارسیا مارکز خیلی تاثیر گذاشته، آلبر کامو بوده.
مارکز درباره طاعون -نوشته کامو- می‌گه : « چقدر دلم می‌خواست من آن را نوشته باشم. »
#fact
@withbooks
“Pnin slowly walked under solemn pines. The sky was dying. He did not believe in an autocratic God. He did believe, dimly, in a democracy of ghosts. The souls of the dead, perhaps, formed committees, and these, in continuous session, attended the destinies of the quick.”

📖 : Vladimir Nabokov - Pnin
”می گویند نیچه، پس از قطع رابطه با لو سالومه، غرق در تنهایی مطلق شب در کوهستانهای مشرف به خلیج ژن گردش می کرد، آتشی عظیم می افروخت و به تماشای خاموش شدنش می نشست. من اغلب به این آتش اندیشیده ام و روشنایی آن در پس تمام زندگی فکری من رقصیده است. اگر حتی برای من پیش آمده که نسبت به برخی اندیشه ها و برخی آدم ها که در این قرن ملاقات کرده ام ناعادلانه رفتار کرده باشم، به علت این بوده که بی آنکه خواسته باشم، آن ها را در برابر این آتش قرار داده ام که به سرعت به خاکستر تبدیلشان کرده است.“

📖 : آلبر کامو - یادداشت‌ها
”آنگاه که شعر را گریزگاه یافتم
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند.“

📝 : مهسا طلوع - خونآبه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❗️بَده… بَد بَد
چه امیدی؟… چه ایمانی؟…
کَرَک جان خوب می‌خوانی
من این آواز پاکت را دراین غمگین خراب آباد
چو بوی بال‌های سوخته‌ات پرواز خواهم داد
گرت دستی دهد با خویش در دنجی
فراهم باش
بخوان آواز تلخت را،
ولیکن دل به غم مسپار
کَرَک جان! بنده‌ی دم باش.
@phobicool

#مهدی"اخوان‌ثالث
صدا: #فرهاد_مهراد
طرح: رضا جنگی
”شما جهان را بجای اینکه درک کنید،
نوازش میکنید.“

📝 : فرانتس کافکا
«اهمیت ممتاز دروغ در چیست؟»

اهمیت دروغ در این است که ممکن نیست هیچ فضیلتی با آن همراه شود مگر اینکه آن فضیلت نابود گردد. امتیاز دروغ آن است که همیشه کسی را که مدعی بهره‌برداری از آن است مغلوب می‌کند. به همین علت خادمانِ خداوند و عاشقانِ انسان همین که، به علل موجباتی که "مصالح عالیه" اش می‌پندارند، به دروغ گفتن رضایت دهند به خداوند و انسان خیانت کرده‌اند.
نه، هیچ‌گاه هیچ عظمتی بر اساس دروغ بنا نشده است. دروغ گاهی زنده می‌دارد، اما هیچگاه نمی‌پروراند. مثلا اشرافیتِ حقیقی در دوئل کردن نیست، پیش از هر چیز در دروغ نگفتن است. عدالت نیز، به نوبه‌ی خود، باز کردنِ چند زندان به منظور بستن چند زندان دیگر نیست. عدالت پیش از هر چیز آن است که آنچه را که برای چند سگ کافی نیست، "حداقل معیشت" ننامند و نفی امتیازاتی را که طبقه‌ی کارگر در طی صد سال تحصیل کرده است، آزادی رنجبران نخوانند. آزادی به معنای گفتن هرچه بر زبان آید، و زیاد کردن روزنامه‌های جنجالی، نیست. همچنان‌که استقرارِ دیکتاتوری را به نامِ آزادیِ آینده‌ی بشر، آزادی نمی‌دانیم. آزادی، مقدم بر هر چیز، یعنی پرهیز از دروغ. جایی که دروغ بال و پر بگشاید، استبداد یا ظاهر می‌شود یا ادامه می‌یابد.

قسمتی از مصاحبه‌ی آلبر کامو با نشریه: Le Progres de Lyon [1951]

#fact
@withbooks
📝 : William Faulkner