کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
”لارسن: خسته کننده نیست آدم با یک نابغه زندگی کنه؟
زنورکو: نه به اندازه زندگی با یک احمق.“

📖 : اریک امانوئل اشمیت - نوای اسرار آمیز
استفانی مایر،
که خالق رمان توایلایت/Twilight هست گفته منبع اصلی الهامش برای نوشتن توایلایت خوابی بوده که در سال 2003 دیده.
#fact
@withbooks
”- کجاست؟
- چه؟
آمارانتا گفت : « جانور. »
اورسولا با انگشت به قلب خود اشاره کرد. گفت : « اینجاست. »“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
”در واقع برای او زندگی مهم بود؛ نه مرگ. برای همین هم هنگامی که حکم اعدام را به اطلاعش رساندند به هیچ وجه نترسید؛ بلکه احساس دلتنگی کرد.“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
”اما اگر می‌خواهیم از بی‌مایگی تخیل و از امحای ناخوشنودی‌های پر ارزش خود که احساساتمان را می‌پالاید و به ما می‌آموزد که به شیوایی و به دقت سخن بگوییم، و نیز از تضعیف آزادی‌مان بپرهیزیم، باید دست به عمل بزنیم. دقیق‌تر بگویم، باید بخوانیم.“

📖 : ماریو بارگاس یوسا - چرا ادبیات؟
”ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدان‌گونه که هست راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جانهای ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه می‌آورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد.“

📖 : ماریو بارگاس یوسا - چرا ادبیات؟
Forwarded from کتاب‌ها
bazgashteh.pdf
65.3 KB
- احمد شاملو
- بازگشته
#shortstory
@withbooks
”باد رفته بود جوانی مان را بیاورد
که صورتش را دزدیدند
برای همین زیر برگ ها را می گردد
برای همین با درخت ها حرف می زند
برای همین ابرها را جابه جا می کند
برای همین
نبودنش را به شیشه ها می کوبد
ملافه را کنار زدیم وُ
زیر برف ها خوابیدیم
من اما گفتم
بهتر است، لب ها را بگذاریم برای بعد
لیوان هامان را از نفت پر کنیم
به سلامتیِ هر چیز که دارد تمام می شود
به سلامتیِ آتش
که از سوختن می رقصد
به سلامتیِ زخم
که پوست را زنده کرده است
به سلامتىِ رنج
که قرن هاست خودش را تحمل مى كند“

📝 : گروس عبدالملکیان
به خورخه لوییس بورخس‌ ایراد گرفتند که، چرا اینقدر غیرواقعی می‌نویسی؟
جواب داد : از آن کثافت -واقعیت- همان یک نسخه کافیست!
#fact
@withbooks
”آنگاه که شعر را گریزگاه یافتم
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند.“

📝 : مهسا طلوع
استفن کینگ،
نویسنده ژانر ترسناک - از بیماری « triskaidekaphobia » یا ترس از عدد 13 رنج می‌بره.
#fact
@withbooks
کلاً این جریان نحس بودن عدد سیزده برای خودش کلی داستان داره. یک چیزی - یا خرافه - ای هست که اکثر مردم قبولش دارن. بیشتر آپارتمان‌ها اتاق 13 یا طبقه سیزدهم نداره.
من توی ویکیپدیا خوندم و نوشته بود که، این ماجرا برمی‌گرده به شام‌آخر عیسی مسیح ؛
دور میز کلا ۱۳ نفر بودن و آخرین نفر - سیزدهمین - کسی بوده که به مسیح خیانت کرده.
منظور ماجرا این هست نحسی و بدبختی که ادعا می‌کنن سیزده به همراه داره، از زمان مسیح وجود داشته و چیز جدیدی نیست.
ولی از نظر من کلی راه برای نقض این داستان هست و من به شخصه می‌تونم تا فردا راجع بهش بگم :| ولی خب در همین حد که اگر شما مبتلا به این فوبیا هستید، نذارید بمونه درونتون، باهاش مبارزه کنید چون خیلی راحت می‌تونه روح و روانتون رو بهم بزنه، و این خوب نیست اصلا.

پ.ن/اگر بیشتر درباره این موضوع می‌دونید بهم بگید.
کتاب‌ها
Oscar Wilde . @withbooks
مصاحبه گر : نظرتان در مورد خودتان به عنوان یک نویسنده چیست؟

فاکنر : اگر من وجود نداشتم، کس دیگری مرا می‌نوشت، همینگوی، داستایفسکی، همگی‌مان. شاهد این ادعا هم این است که احتمال تالیف نمایش‌نامه‌های شکسپیر را به سه تن نسبت می‌دهند. اما آنچه اهمیت دارد هملت است، رویای نیمه‌شب تابستاناست، نه آن کسی که این آثار را نوشته، مهم این است که یک نفر این کار را کرده است. هنرمند هیچ اهمیتی ندارد. تنها آنچه می‌آفریند اهمیت دارد، چون هیچ چیز جدیدی برای گفتن وجود ندارد. شکسپیر، بالزاک، هومر همگی دربارۀ یک چیز واحد نوشته‌اند و اگر هزار سال یا دوهزار سال بیشتر می‌زیستند، ناشرها به کس دیگری احتیاج پیدا نمی‌کردند.

- قسمتی از مصاحبه ویلیام فاکنر با جین اشتین
#fact
@withbooks
”شما اسم اینو می‌ذارین زندگی، که آدم مثل مهره‌های تسبیح دائم توی انگشت‌های سرنوشت زیر و رو بشه و بالا و پائین بیفته.“

📖 : عزیز نسین - مگر تو مملکت شما خر نیست؟
📖 : اینگمار برگمان - نقاشی روی چوب
@withbooks
“I am full of sand and light.
And full of trees and forests. Full of ways, bridges, rivers, waves.
I'm full of the shadow of a leaf on the water what a loneliness is inside of me.”

من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایه‌ی برگی در آب
چه درونم تنهاست.
📝 : Sohrab Sepehri
یکی از لذت های زندگی زیگموند فروید سیگار کشیدن بود.
یک بار که دید پسرش سیگار را رد می کند، به او گفت: «پسرم، سیگار کشیدن یکی از بزرگ ترین و ارزان ترین لذت های زندگی است و اگر از همین حالا تصمیم به نکشیدن داری، تنها می توانم برایت متاسف باشم!»

#fact
@withbooks
”- کجاست؟
- چه؟
آمارانتا گفت : « جانور. »
اورسولا با انگشت به قلب خود اشاره کرد. گفت : « اینجاست. »“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
”در واقع برای او زندگی مهم بود؛ نه مرگ. برای همین هم هنگامی که حکم اعدام را به اطلاعش رساندند به هیچ وجه نترسید؛ بلکه احساس دلتنگی کرد.“

📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی