“I used to imagine adventures for myself; I invented a life, so that I could at least exist somehow.”
📝 : Fyodor Dostoevsky - Notes from Underground
📝 : Fyodor Dostoevsky - Notes from Underground
“I only like playing with words, only dreaming, but, do you know, what I really want is that you should all go to hell.
That is what I want.”
📝 : Fyodor Dostoevsky - Notes from Underground
That is what I want.”
📝 : Fyodor Dostoevsky - Notes from Underground
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰ (ᗰᗩᔕ Tolou)
شاید عاشقانهی آخر
محمد مختاری
کسی نایستاده است
آنجا یا اینجا
پس کجای لبت آزادم کند؟
دو نقطه از هیچ جا، تا چشم
که جابهجا شده است
اما سایهی بلندم را میبیند
که میکشد خود را همچنان بر اضطرابش.
شمال قوس بنفشیست تا جنوب
در ابر و مرغ دریایی
موجی به تحلیل میرود
و آفتاب، تنها چیزی که تغییر کرده است.
لبت کجاست؟. ــ
صدای روز بلند است اما کوتاه است دنیا.
درست یک واژه مانده است
تا جمله پایان پذیرد
و هر چه گوش میسپارم تنها
سکوت خود را میآرایم
و آفتاب لبِ بام همچنان سوتش را میزند.
شکسته پلها پشت سر
و پیشِ رو شنهایی که خاکستر جهان است.
غروب ممتد در سایهی درون
جا خوش کرده است
و شب که تا زانو میرسد،
تحمل را کوتاه میکند.
چگونه است لبت؟. ــ
که انفجار عریانی، سنگ میشود
در بیتابیهای خاموش.
هوای قطبی انگار
انگار فرش ایرانی نخ نما کرده است
نشانهای نیست
نگاه میکنم
اگر که تنها آن واژه میگذشت
به طرفهالعینی طی میشد راه
کودک باز میگشت تا بازیگوشی
و در چهارراه دست میانداخت دور گردنت
لبت کجاستــ
که خاک چشم به راه است.
@phobicool
– محمد مختاری
«شاید عاشقانهی آخر»
۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ — ۱۲ آذر ۱۳۷۷
آنجا یا اینجا
پس کجای لبت آزادم کند؟
دو نقطه از هیچ جا، تا چشم
که جابهجا شده است
اما سایهی بلندم را میبیند
که میکشد خود را همچنان بر اضطرابش.
شمال قوس بنفشیست تا جنوب
در ابر و مرغ دریایی
موجی به تحلیل میرود
و آفتاب، تنها چیزی که تغییر کرده است.
لبت کجاست؟. ــ
صدای روز بلند است اما کوتاه است دنیا.
درست یک واژه مانده است
تا جمله پایان پذیرد
و هر چه گوش میسپارم تنها
سکوت خود را میآرایم
و آفتاب لبِ بام همچنان سوتش را میزند.
شکسته پلها پشت سر
و پیشِ رو شنهایی که خاکستر جهان است.
غروب ممتد در سایهی درون
جا خوش کرده است
و شب که تا زانو میرسد،
تحمل را کوتاه میکند.
چگونه است لبت؟. ــ
که انفجار عریانی، سنگ میشود
در بیتابیهای خاموش.
هوای قطبی انگار
انگار فرش ایرانی نخ نما کرده است
نشانهای نیست
نگاه میکنم
اگر که تنها آن واژه میگذشت
به طرفهالعینی طی میشد راه
کودک باز میگشت تا بازیگوشی
و در چهارراه دست میانداخت دور گردنت
لبت کجاستــ
که خاک چشم به راه است.
@phobicool
– محمد مختاری
«شاید عاشقانهی آخر»
۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ — ۱۲ آذر ۱۳۷۷
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰ (ᗰᗩᔕ Tolou)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
" COOKIE STRUCTURE "
videoperformance by :
#mustafa_parvin
✨
performer :
mustafa parvin
mohammad jolani
murtaza parvin
✨
1 dec 2019 | 11am
artist's personal home
(The chikens which used in performance were suffering from a virusic disease that had taken from aviculture)
(مرغهای به کار گرفته شده در اجرا مبتلا به بیماریهای ویروسی بوده اند که یک روز قبل، از مرغداری تهیه شده اند.)
#پرفورمنس_آرت
#مصطفى_پروین
*پ:ن: نظرات و نقدهای صاحب نظران بسیار حائز اهمیت هست چون بسیاری از هنرمندان در وضعیت کنونی جامعه محکوم به سیاستی زننده اند .
در کامنت ها حمایت کنید و اگر نقد به سزائی داشتید برای انتشار و حمایت از پرفورمرها و جماعت اهالی هنر بفرستید .
سپاسگزارم
videoperformance by :
#mustafa_parvin
✨
performer :
mustafa parvin
mohammad jolani
murtaza parvin
✨
1 dec 2019 | 11am
artist's personal home
(The chikens which used in performance were suffering from a virusic disease that had taken from aviculture)
(مرغهای به کار گرفته شده در اجرا مبتلا به بیماریهای ویروسی بوده اند که یک روز قبل، از مرغداری تهیه شده اند.)
#پرفورمنس_آرت
#مصطفى_پروین
*پ:ن: نظرات و نقدهای صاحب نظران بسیار حائز اهمیت هست چون بسیاری از هنرمندان در وضعیت کنونی جامعه محکوم به سیاستی زننده اند .
در کامنت ها حمایت کنید و اگر نقد به سزائی داشتید برای انتشار و حمایت از پرفورمرها و جماعت اهالی هنر بفرستید .
سپاسگزارم
”وینوف : فهمیدم که فاش کردن بیعدالتی کافی نیست. باید آدم تمام زندگیش با آن بجنگد تا بشود از پا درش آورد.“
📖 : آلبر کامو - عادلها
📖 : آلبر کامو - عادلها
”کالیایف : هرکس عدالت را آنطور که میتواند به کار میبرد. باید قبول کرد ما متفاوت هستیم. و باید یکدیگر را دوست داشته باشیم، اگر توانش را داریم.“
📖 : آلبر کامو - عادلها
📖 : آلبر کامو - عادلها
”کالیایف : ما میکُشیم برای اینکه دنیایی بسازیم تا در آن دیگر هیچوقت کسی کشته نشود.
ما آدمکشی را قبول کردهایم برای اینکه سرانجام زمین از معصومیت انباشته شود.“
📖 : آلبر کامو - عادلها
ما آدمکشی را قبول کردهایم برای اینکه سرانجام زمین از معصومیت انباشته شود.“
📖 : آلبر کامو - عادلها
استفن کینگ ؛
حق ساخت چندین داستان کوتاهش رو فروخته - و میفروشه احتمالا - که یک دلار بیشتر قیمتشون نیست و هدفش هم کمک به دانشجوهای فیلمسازی بوده - یا هست - که به قدر کافی پول برای خرید فیلمنامه نداشتن.
#fact
@withbooks
حق ساخت چندین داستان کوتاهش رو فروخته - و میفروشه احتمالا - که یک دلار بیشتر قیمتشون نیست و هدفش هم کمک به دانشجوهای فیلمسازی بوده - یا هست - که به قدر کافی پول برای خرید فیلمنامه نداشتن.
#fact
@withbooks
معرفی چند کتاب ممنوع در ایران و دلیل ممنوعیت آن :
• اولیس / جیمز جویس / منوچهر بدیعی / نیلوفر ( در انتظار مجوز )
به دلیل صحنه های جنسی
• صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز / بهمن فرزانه / امیر کبیر / ( تجدید چاپ ممنوع - چاپ نو با سانسور روانه ی بازار شد )
به دلیل صحنه های جنسی
• خاطره ی دلبرکان غمگین من / گابریل گارسیا مارکز / کاوه میر عباسی / نیلوفر ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل صحنه های جنسی بی پرده و فراوان
• لولیتا / ولادیمیر ناباکوف / چاپ ممنوع / ( همچنین هیچ ترجمهی شایسته ای از این کتاب وجود ندارد )
به دلیل صحنه های جنسی
• شاهد بازی در ادبیات فارسی / سیروس شمیسا / فردوس ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل خراب کردن شخصیت شاعران بزرگ در ذهن مردم / در این کتاب شاعران هم جنس خواه با دلایل فراوان توضیح داده شده است.
• زوال کلنل / محمود دولت آبادی ( توقیف در ارشاد )
به دلیل روشن سازی بی پرده ی برخی از جریان های انقلاب ۵۷. همچنین نویسنده به جز توقیف ارشاد ، اجازه ی چاپ کتاب را در ایران نمی دهد و وجود این کتاب را در بازار سیاه جعلی دانسته ، و از قلم وی نیست .
• میرا / کریستفر فرانک / لیلی گلستان ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل نماد های سنگین سیاسیِ بدون مرز و سیاه ، داشتن چارچوب های مسموم در فضای داستان که هر حکومتی می تواند به آن دچار باشد .
• دیوان ایرج میرزا ( چاپ ممنوع )
به دلیل برخی شعر های رکیک در نقد حجاب و شعر های تند و هجو اجتماعی در نقد جامعه ی بی بند و بار
• کلیات عبید زاکانی / تصحیح محمد جعفر محجوب ( چاپ با سانسور در بازار موجود است / چاپ بدون سانسور در بازار سیاه )
به دلیل طنز های تند و رکیک در نقد جامعه ، مردم نادان و هوس ران.
• ۲۳ سال / علی دشتی ( چاپ ممنوع )
به دلیل نقد بی پردهی تاریخ اسلام.
• جنگل نروژی / هاروکی موراکامی / چاپ با سانسور در بازار موجود است.
• پالپ / چارلز بوکفسکی / چاپ با سانسور ( و سایر آثار بوکفسکی ) در بازار موجود است.
#fact
@withbooks
• اولیس / جیمز جویس / منوچهر بدیعی / نیلوفر ( در انتظار مجوز )
به دلیل صحنه های جنسی
• صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز / بهمن فرزانه / امیر کبیر / ( تجدید چاپ ممنوع - چاپ نو با سانسور روانه ی بازار شد )
به دلیل صحنه های جنسی
• خاطره ی دلبرکان غمگین من / گابریل گارسیا مارکز / کاوه میر عباسی / نیلوفر ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل صحنه های جنسی بی پرده و فراوان
• لولیتا / ولادیمیر ناباکوف / چاپ ممنوع / ( همچنین هیچ ترجمهی شایسته ای از این کتاب وجود ندارد )
به دلیل صحنه های جنسی
• شاهد بازی در ادبیات فارسی / سیروس شمیسا / فردوس ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل خراب کردن شخصیت شاعران بزرگ در ذهن مردم / در این کتاب شاعران هم جنس خواه با دلایل فراوان توضیح داده شده است.
• زوال کلنل / محمود دولت آبادی ( توقیف در ارشاد )
به دلیل روشن سازی بی پرده ی برخی از جریان های انقلاب ۵۷. همچنین نویسنده به جز توقیف ارشاد ، اجازه ی چاپ کتاب را در ایران نمی دهد و وجود این کتاب را در بازار سیاه جعلی دانسته ، و از قلم وی نیست .
• میرا / کریستفر فرانک / لیلی گلستان ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل نماد های سنگین سیاسیِ بدون مرز و سیاه ، داشتن چارچوب های مسموم در فضای داستان که هر حکومتی می تواند به آن دچار باشد .
• دیوان ایرج میرزا ( چاپ ممنوع )
به دلیل برخی شعر های رکیک در نقد حجاب و شعر های تند و هجو اجتماعی در نقد جامعه ی بی بند و بار
• کلیات عبید زاکانی / تصحیح محمد جعفر محجوب ( چاپ با سانسور در بازار موجود است / چاپ بدون سانسور در بازار سیاه )
به دلیل طنز های تند و رکیک در نقد جامعه ، مردم نادان و هوس ران.
• ۲۳ سال / علی دشتی ( چاپ ممنوع )
به دلیل نقد بی پردهی تاریخ اسلام.
• جنگل نروژی / هاروکی موراکامی / چاپ با سانسور در بازار موجود است.
• پالپ / چارلز بوکفسکی / چاپ با سانسور ( و سایر آثار بوکفسکی ) در بازار موجود است.
#fact
@withbooks
”اخترک هشتم اخترک پیرزنی بود که سیارهاش را جارو میکرد. شهریار کوچولو گفت: جارو میکنی که تمیز بشه؟
پیرزن گفت: نه! جای آشغالو رو عوض میکنم فقط. از اینجا تمیز میکنم میبرمشون اونجا.
و سیارهاش را جارو کرد.
شهریار کوچولو گفت: چه دنیای دلگیریه، دنیای آدما.“
📝 : علیرضا روشن
پیرزن گفت: نه! جای آشغالو رو عوض میکنم فقط. از اینجا تمیز میکنم میبرمشون اونجا.
و سیارهاش را جارو کرد.
شهریار کوچولو گفت: چه دنیای دلگیریه، دنیای آدما.“
📝 : علیرضا روشن
”روشنی زیاد هم جالب نیست،
آدم همه چیزو می بینه و همه اونو می بینن.
توی تاریکی آدم می تونه خیال کنه، چیزی، جایی، کسی منتظرشه ...“
📖 : داستایفسکی - شبهای روشن
آدم همه چیزو می بینه و همه اونو می بینن.
توی تاریکی آدم می تونه خیال کنه، چیزی، جایی، کسی منتظرشه ...“
📖 : داستایفسکی - شبهای روشن
یکی از نویسندههایی که روی گابریل گارسیا مارکز خیلی تاثیر گذاشته، آلبر کامو بوده.
مارکز درباره طاعون -نوشته کامو- میگه : « چقدر دلم میخواست من آن را نوشته باشم. »
#fact
@withbooks
مارکز درباره طاعون -نوشته کامو- میگه : « چقدر دلم میخواست من آن را نوشته باشم. »
#fact
@withbooks
“Then she asked me again if I loved her. I replied, much as before, that her question meant nothing or next to nothing—but I supposed I didn’t.”
📖 : Albert Camus - The Stranger
📖 : Albert Camus - The Stranger