کتابها
@damnbooks
من هیچ کس ام
تو کیستی؟
تو هم هیچ کسی؟
پس ما یک جفتیم
به کسی نگو
رسوایمان میکنند، میدانی
چه ملال آور است، کسی بودن
چقدر مبتذل است
مثل یک قورباغه
نامت را، در سرتاسر روز
به لجنزاری ستایشگر بگویی
📖 : امیلی دیکنسون
تو کیستی؟
تو هم هیچ کسی؟
پس ما یک جفتیم
به کسی نگو
رسوایمان میکنند، میدانی
چه ملال آور است، کسی بودن
چقدر مبتذل است
مثل یک قورباغه
نامت را، در سرتاسر روز
به لجنزاری ستایشگر بگویی
📖 : امیلی دیکنسون
”به این فکر کرد از آخرین باری که خنده ی واقعی اش را با کسی شریک شده، چه مدت می گذرد. با بقیه زیاد می خندید. خنده هایی از سر مستی و آشفته بازاری، یا خنده هایی پشت بند یک مشت برنامه ی تلویزیونی. خنده هایی منزوی، خنده هایی که تو را تنها تر می کرد. اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..“
📖 : ادی السید - بیا گم شویم
📖 : ادی السید - بیا گم شویم
”همش فکر میکنم چند تا بچه ی کوچیک دارن توی یه دشت بزرگ بازی میکنن و هیشکی هم اونجا نیست.
منظورم آدم بزرگه ، غیر از من.
منم لبه ی یه پرتگاه بزرگ وایسادم و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم.
تمام روز کارم همینه.
ناتورِ دشتم.
میدونم مضحکه ولی فقط دوست دارم همین کارو بکنم...“
📖 : جی دی سلینجر - ناتور دشت
منظورم آدم بزرگه ، غیر از من.
منم لبه ی یه پرتگاه بزرگ وایسادم و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم.
تمام روز کارم همینه.
ناتورِ دشتم.
میدونم مضحکه ولی فقط دوست دارم همین کارو بکنم...“
📖 : جی دی سلینجر - ناتور دشت
”تقریبا صبح است. توکاها روی کابل تلفن منتظرند و من امروز ساندویچ فراموش شدهی دیروز را میخورم.
صبح آرام روز جمعه، یک لنگه کفشم
یک گوشهی اتاق راست ایستاده
و لنگهی دیگر به پهلو افتاده است.
بله، بعضی زندگیها برای هدر دادن
آفریده شدهاند...“
📖 : چارلز بوكفسكى - آدمكش ها
صبح آرام روز جمعه، یک لنگه کفشم
یک گوشهی اتاق راست ایستاده
و لنگهی دیگر به پهلو افتاده است.
بله، بعضی زندگیها برای هدر دادن
آفریده شدهاند...“
📖 : چارلز بوكفسكى - آدمكش ها
HAPPY BIRTHDAY MY HAJAQA :")))))💗
زندگینامه چارلز بوکفسکی رو اینجا بخونین :
https://fa.wikipedia.org/wiki/چارلز_بوکوفسکی
زندگینامه چارلز بوکفسکی رو اینجا بخونین :
https://fa.wikipedia.org/wiki/چارلز_بوکوفسکی
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
هیچ حسی نسبت به هیچچیز نداشتم. زندگی علاوه بر پوچ بودن، خرحمالی مطلق هم بود. فکر کن در عمرت چندبار شورتت را پایت کردهای. وحشتناک بود، نفرتانگیز بود، حماقت محض بود.
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
#عامه_پسند
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
#عامه_پسند
”بعضی وقت ها احساس می کنم که هیچ چیز معنی ندارد . در سیاره ای که میلیون ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می رود ، ما در میان غم زاده شده ایم ؛ بزرگ می شویم ، تلاش و تقلا می کنیم ، بیمار می شویم ، رنج می بریم ، سبب رنج دیگران می شویم، گریه و مویه می کنیم ، می میریم ، دیگران هم می میرند و موجودات دیگری به دنیا می آیند تا این کمدی بی معنی را ازسر گیرند...“
📖 : ارنستو ساباتو - تونل
📖 : ارنستو ساباتو - تونل
”حتما می گویی مرده کسی ست که قلبش از کار افتاده باشد، بله اما این فقط یک قرارداد است. بسیاری از مردم جنازه های متحرک اند و فقط قسمتهایی از بدن آنها به کارشان ادامه ميدهند... ولی وقتی کسی حتی نتواند عقاید تازه را درک کند مرده به حساب می آید.“
📖 : جورج اورول - تنفس
📖 : جورج اورول - تنفس
”فال میگرفتم، یعنی کار دیگری نداشتم، کار دیگری نمیتوانستم بکنم. میخواستم با آینده خودم قمار بزنم.
نیت کردم که کلک خود را بکنم؛
خوب آمد!“
📖 : صادق هدایت - زنده بگور
نیت کردم که کلک خود را بکنم؛
خوب آمد!“
📖 : صادق هدایت - زنده بگور
”نمیتوانم با کسی دوستی برقرار کنم،تحملِ یک رابطهٔ دوستانه را ندارم،وقتی گروهی از آدمها را میبینم که شادمانه دورِ هم جمع شدهاند،در عمق سرشار از حیرت بیپایان میشوم.“
📖 : کافکا - یادداشت ها
📖 : کافکا - یادداشت ها
”حضرت " آدم " یک بشر بود و بس.
او سیب را نه بخاطر سیب بودنش، بلکه بخاطر ممنوعیتش میخواست.“
📖 : مارک تواین - تراژدی پدنهد ویلسن
او سیب را نه بخاطر سیب بودنش، بلکه بخاطر ممنوعیتش میخواست.“
📖 : مارک تواین - تراژدی پدنهد ویلسن
”از زندگی کتابهای زیادی میتوان پدید آورد، و از کتابها
فقط کمی،
خیلی کم،
زندگی بدست میآید.“
📖 : فرانتس کافکا - گفتگو با کافکا
فقط کمی،
خیلی کم،
زندگی بدست میآید.“
📖 : فرانتس کافکا - گفتگو با کافکا
بچه ها، این سه کتاب از ژان پل سارتر فیک هست و برای خودش نیست، اینکه هدف نویسنده ش یا انتشارات چی بوده دیگه من نمیدونم واقعا! در هر حال حواستون باشه نخرید و اطلاع رسانی کنید.
@damnbooks
@damnbooks
”چیزی شروع می شود تا خاتمه یابد. این طور نیست که ماجرا کش پیدا کند. فقط با مرگش معنی پیدا می کند.“
📖 : ژان پل سارتر - تهوع
📖 : ژان پل سارتر - تهوع
”همهی همسایهها فکر میکنن
ما دیوانهایم
مام فکر میکنیم اونا دیوونهن
همهمون راس میگیم.“
📖 : چارلز بوکفسکی
ما دیوانهایم
مام فکر میکنیم اونا دیوونهن
همهمون راس میگیم.“
📖 : چارلز بوکفسکی
”ﺑﯽ جهت ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﺎطﺮه ای را ﮐﻪ ﻣﻨﺠﻤﺪ ﺷﺪه وادار ﺑﻪ ذوب ﺷﺪن ﮐﺮد؛ در آن ﺻﻮرت اﯾﻦ ﺗﮑﻪ ھﺎی ﯾﺦ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ آب ﮐﺜﯿﻒ و ﻟﺰﺟﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد و ﻣﯽ ﭼﮑﺪ. ھﯿﭻ ﭼﯿﺰ را ﻧﺒﺎﯾﺪ دوﺑﺎره زﻧﺪه ﮐﺮد؛ از ذھﻦ ﻧﺮم و ﻧﺎزک ﺷﺪه ی آدم ﺑﺎﻟﻎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﻮاﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺪت وﺣﺪت اﺣﺴﺎﺳﺎت ﮐﻮدﮐﺎﻧﻪ را دوﺑﺎره اﺣﯿﺎ ﮐﻨﺪ و ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ درﺑﯿﺎورد...!“
📖 : هاینریش بل - بیلیارد در ساعت نه و نیم
📖 : هاینریش بل - بیلیارد در ساعت نه و نیم