کتاب‌ها
3.69K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
”ماه کنار آسمان تنها و گوشه نشین به شکل داس نقره ای بود و به نظر می آمد که با لبخند سردش انتظار مرگ زمین را می کشد و با چهره ای غمگین به اعمال چرکین مردم زمین می نگرد.“

📖 : صادق هدایت - علویه خانم
Forwarded from Deleted Account
Say It
April Rain
”روزگاری اندیشه خدا بود که سرانجام انسان شد و اینک سراسر غوغاست.“

📖 : فردریش نیچه - چنین گفت زرتشت
[ توو مدرسه،
معلمت تو رو واسه خنگ بودنت يا اينكه هيچوقت درس نميخونى قضاوتت ميكنه.
دوستات، تو رو واسه قيافت و چيزى كه هيچوقت نبودى قضاوتت ميكنن.

و فقط خودت ميدونى كه اونا هيچ اهميتى به توعه واقعى نميدن و نميدونن كه تو در حقيقت كى هستى! ]
”اما به سگ ها سوگند
که خواب کلک شیطان است
تا از شصت سال عمر
سی سالش را به نفع مرگ ذخیره کند!
می شود به جای خواب به ریل ها
و کفش ها
و چشم ها فکر کرد
و از نو نتیجه گرفت که باوفاترین
جفت های عالم
کفش های آدمی اند!“

📖 : حسین پناهی - به وقت گرینویچ
”آنچه که هست عبارت از همه چیز است و برای همیشه است. این است آنچه که قبلا وجود داشته و همین حالا هم وجود دارد و در آینده هم وجود خواهد داشت. آنچه را که نمی‌خواستند داشته باشند اکنون دارند. آن را اکنون دارند.
قبلا هم داشته اند و همیشه خواهند داشت و حالا و حالا و حالا دارند. آه، حال و حال و حال و مافوق همه چیز همین حال.
حالای دیگری جز همین حالا وجود نخواهد داشت.“

📖 : ارنست همینگوی - زنگ ها برای که به صدا در می‌آید
”من به تنهایی معتاد بودم. اگر هرروز کمی با خودم خلوت نمی‌کردم مثل این بود که ضعیف‌تر می‌شدم. چیزی نبود که به آن افتخار کنم اما وابسته‌اش شده بودم، تاریکی داخل اتاق، برایم مثل نور آفتاب بود.“

📖 : چارلز بوکفسکی - هزار پیشه
کتاب‌ها
@damnbooks
من هیچ ­کس­ ام
تو کیستی؟
تو هم هیچ کسی؟
پس ما یک جفتیم
به کسی نگو
رسوایمان می‌کنند، می‌دانی
چه ملال آور است، کسی بودن
چقدر مبتذل است
مثل یک قورباغه
نامت را، در سرتاسر روز
به لجنزاری ستایشگر بگویی

📖 : امیلی دیکنسون
”به این فکر کرد از آخرین باری که خنده ی واقعی اش را با کسی شریک شده، چه مدت می گذرد. با بقیه زیاد می خندید. خنده هایی از سر مستی و آشفته بازاری، یا خنده هایی پشت بند یک مشت برنامه ی تلویزیونی. خنده هایی منزوی، خنده هایی که تو را تنها تر می کرد. اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..“

📖 : ادی السید - بیا گم شویم
”همش فکر می‌کنم چند تا بچه ی کوچیک دارن توی یه دشت بزرگ بازی می‌کنن و هیشکی‌ هم اونجا نیست.
منظورم آدم بزرگه ، غیر از من.
منم لبه ی یه پرتگاه بزرگ وایسادم و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم.
تمام روز کارم همینه.
ناتورِ دشتم.

می‌دونم مضحکه ولی فقط دوست دارم همین کارو بکنم...“

📖 : جی دی سلینجر - ناتور دشت
”تقریبا صبح است. توکاها روی کابل تلفن منتظرند و من امروز ساندویچ فراموش شده‌ی دیروز را می‌خورم.
صبح آرام روز جمعه، یک لنگه کفشم
یک گوشه‌ی اتاق راست ایستاده
و لنگه‌ی دیگر به پهلو افتاده است.
بله، بعضی زندگی‌ها برای هدر دادن
آفریده شده‌اند...“

📖 : چارلز بوكفسكى - آدمكش ها
HAPPY BIRTHDAY MY HAJAQA :")))))💗

زندگینامه چارلز بوکفسکی رو اینجا بخونین :
https://fa.wikipedia.org/wiki/چارلز_بوکوفسکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" عشق سگیست از جهنم "
-چارلز بوکفسکی
@damnbooks
هیچ حسی نسبت به هیچ‌چیز نداشتم. زندگی علاوه بر پوچ بودن، خرحمالی مطلق هم بود. فکر کن در عمرت چندبار شورتت را پایت کرده‌ای. وحشتناک بود، نفرت‌انگیز بود، حماقت محض بود.

@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
#عامه_پسند
”بعضی وقت ها احساس می کنم که هیچ چیز معنی ندارد . در سیاره ای که میلیون ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می رود ، ما در میان غم زاده شده ایم ؛ بزرگ می شویم ، تلاش و تقلا می کنیم ، بیمار می شویم ، رنج می بریم ، سبب رنج دیگران می شویم، گریه و مویه می کنیم ، می میریم ، دیگران هم می میرند و موجودات دیگری به دنیا می آیند تا این کمدی بی معنی را ازسر گیرند...“

📖 : ارنستو ساباتو - تونل
”حتما می گویی مرده کسی ست که قلبش از کار افتاده باشد، بله اما این فقط یک قرارداد است. بسیاری از مردم جنازه های متحرک اند و فقط قسمتهایی از بدن آنها به کارشان ادامه ميدهند... ولی وقتی کسی حتی نتواند عقاید تازه را درک کند مرده به حساب می آید.“

📖 : جورج اورول - تنفس
Morning People. ☕️⛅️
@damnbooks
”فال میگرفتم، یعنی کار دیگری نداشتم، کار دیگری نمیتوانستم بکنم. میخواستم با آینده خودم قمار بزنم.
نیت کردم که کلک خود را بکنم؛
خوب آمد!“

📖 : صادق هدایت - زنده بگور
Forwarded from Deleted Account
Particles
ÒlafurArnalds / @damnbooks
”نمی‌توانم با کسی دوستی برقرار کنم،تحملِ یک رابطهٔ دوستانه را ندارم،وقتی گروهی از آدم‌ها را می‌بینم که شادمانه دورِ هم جمع شده‌اند،در عمق سرشار از حیرت بی‌پایان می‌شوم.“

📖 : کافکا - یادداشت ها