کتاب‌ها
3.69K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
”دیگر با خودم عهد بسته‌ام آثار نویسنده‌ای را نخوانم که از آثارش پی ببرم بر آن بوده کتابی فراهم آورد، بلکه فقط آثار کسی را بخوانم که اندیشه‌هایش به ناگهان به‌صورت کتاب درآمده است.“

📖 : فریدریش نیچه - آواره و سایه اش
”گاهی من یقین ندارم کی حق داره بگه فلان آدم چه وقت دیوونه است، چه وقت نیست.گاهی پیش خودم میگم هیچ کدوم ما دیوونه نیستیم، هیچ کدوم هم عاقل عاقل نیستیم، تا روزی که باقی ما با طرف هامون تکلیفش را معلوم می کنیم. مثل اینکه قضیه این نیست که آدم چه کاری می کنه، قضیه اینه که اکثریت مردم چجوری به کارش نگاه می کنند...“

📖 : ویلیام فاکنر - گور به گور
Forwarded from Deleted Account
Lili (karaoke)
Aaron / @damnbooks
تنها آهنگایی که تا آخر عمرم می‌تونم گوش بدم و خسته نشم. چه بی‌کلام، چه ورژن اصلیش :")
@damnbooks
”او آه کوتاهی کشید و بعد دوباره خندید.
خندیدن،مثل دیوانگی،انگار تنها راه خروج بود.راه خروج اضطراری برای انسانها.“

📖 : مت هیگ - انسانها

پ.ن/یکی از کتاباییه که پیدا کردنش آرزو شده برام :|
”بیشتر مردم به ترس ها و حماقت هایشان زنجیر شده‌اند و جرات ندارند بیطرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگیشان چیست. بیشتر آدم ها همینطور زندگی شان را بی هیچ رضایتی ادامه میدهند بدون آنکه تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه نارضایتی شان کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی شان ایجاد کنند. سر آخر میمیرند در حالی که هیچ چیز در قلب شان نیست بجز لجن و خون رقیق کهنه. خاطرات شان هم به مفت نمی ارزد. بیشتر مردم جدا ابله اند.“

📖 : پاتریک دوویت - برادران سیسترز
روزتون بخیر ☕️🌱👓
@damnbooks
”اگر مثل آدم خداحافظی كنی، غصّه می‌خوری، ولی خیالت راحت است. 
امّا جدایی بدون خداحافظی بد است، خیلی بد، یك دیدار ناتمام است.
ذهن ناچار می‌شود هی به عقب برگردد و درست یك ذره مانده به آخر متوقف بشود...
انگار بِروی به سینما و آخر فیلم را ندیده باشی...!“

📖 : فریبا وفی - ترلان
”زمان می‌گذرد
و
آدم هم بی‌هدف همراهِ آن، می‌گذرد.“

📖 : فرانتس کافکا - نامه به فلیسه
”ماه کنار آسمان تنها و گوشه نشین به شکل داس نقره ای بود و به نظر می آمد که با لبخند سردش انتظار مرگ زمین را می کشد و با چهره ای غمگین به اعمال چرکین مردم زمین می نگرد.“

📖 : صادق هدایت - علویه خانم
Forwarded from Deleted Account
Say It
April Rain
”روزگاری اندیشه خدا بود که سرانجام انسان شد و اینک سراسر غوغاست.“

📖 : فردریش نیچه - چنین گفت زرتشت
[ توو مدرسه،
معلمت تو رو واسه خنگ بودنت يا اينكه هيچوقت درس نميخونى قضاوتت ميكنه.
دوستات، تو رو واسه قيافت و چيزى كه هيچوقت نبودى قضاوتت ميكنن.

و فقط خودت ميدونى كه اونا هيچ اهميتى به توعه واقعى نميدن و نميدونن كه تو در حقيقت كى هستى! ]
”اما به سگ ها سوگند
که خواب کلک شیطان است
تا از شصت سال عمر
سی سالش را به نفع مرگ ذخیره کند!
می شود به جای خواب به ریل ها
و کفش ها
و چشم ها فکر کرد
و از نو نتیجه گرفت که باوفاترین
جفت های عالم
کفش های آدمی اند!“

📖 : حسین پناهی - به وقت گرینویچ
”آنچه که هست عبارت از همه چیز است و برای همیشه است. این است آنچه که قبلا وجود داشته و همین حالا هم وجود دارد و در آینده هم وجود خواهد داشت. آنچه را که نمی‌خواستند داشته باشند اکنون دارند. آن را اکنون دارند.
قبلا هم داشته اند و همیشه خواهند داشت و حالا و حالا و حالا دارند. آه، حال و حال و حال و مافوق همه چیز همین حال.
حالای دیگری جز همین حالا وجود نخواهد داشت.“

📖 : ارنست همینگوی - زنگ ها برای که به صدا در می‌آید
”من به تنهایی معتاد بودم. اگر هرروز کمی با خودم خلوت نمی‌کردم مثل این بود که ضعیف‌تر می‌شدم. چیزی نبود که به آن افتخار کنم اما وابسته‌اش شده بودم، تاریکی داخل اتاق، برایم مثل نور آفتاب بود.“

📖 : چارلز بوکفسکی - هزار پیشه
کتاب‌ها
@damnbooks
من هیچ ­کس­ ام
تو کیستی؟
تو هم هیچ کسی؟
پس ما یک جفتیم
به کسی نگو
رسوایمان می‌کنند، می‌دانی
چه ملال آور است، کسی بودن
چقدر مبتذل است
مثل یک قورباغه
نامت را، در سرتاسر روز
به لجنزاری ستایشگر بگویی

📖 : امیلی دیکنسون
”به این فکر کرد از آخرین باری که خنده ی واقعی اش را با کسی شریک شده، چه مدت می گذرد. با بقیه زیاد می خندید. خنده هایی از سر مستی و آشفته بازاری، یا خنده هایی پشت بند یک مشت برنامه ی تلویزیونی. خنده هایی منزوی، خنده هایی که تو را تنها تر می کرد. اما این خنده ها با او، از هرچیزی واقعی تر بود..“

📖 : ادی السید - بیا گم شویم
”همش فکر می‌کنم چند تا بچه ی کوچیک دارن توی یه دشت بزرگ بازی می‌کنن و هیشکی‌ هم اونجا نیست.
منظورم آدم بزرگه ، غیر از من.
منم لبه ی یه پرتگاه بزرگ وایسادم و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم.
تمام روز کارم همینه.
ناتورِ دشتم.

می‌دونم مضحکه ولی فقط دوست دارم همین کارو بکنم...“

📖 : جی دی سلینجر - ناتور دشت
”تقریبا صبح است. توکاها روی کابل تلفن منتظرند و من امروز ساندویچ فراموش شده‌ی دیروز را می‌خورم.
صبح آرام روز جمعه، یک لنگه کفشم
یک گوشه‌ی اتاق راست ایستاده
و لنگه‌ی دیگر به پهلو افتاده است.
بله، بعضی زندگی‌ها برای هدر دادن
آفریده شده‌اند...“

📖 : چارلز بوكفسكى - آدمكش ها
HAPPY BIRTHDAY MY HAJAQA :")))))💗

زندگینامه چارلز بوکفسکی رو اینجا بخونین :
https://fa.wikipedia.org/wiki/چارلز_بوکوفسکی