معرفی چند کتاب ممنوع در ایران و دلیل ممنوعیت آن :
• اولیس / جیمز جویس / منوچهر بدیعی / نیلوفر ( در انتظار مجوز )
به دلیل صحنه های جنسی
• صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز / بهمن فرزانه / امیر کبیر / ( تجدید چاپ ممنوع - چاپ نو با سانسور روانه ی بازار شد )
به دلیل صحنه های جنسی
• خاطره ی دلبرکان غمگین من / گابریل گارسیا مارکز / کاوه میر عباسی / نیلوفر ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل صحنه های جنسی بی پرده و فراوان
• لولیتا / ولادیمیر ناباکوف / چاپ ممنوع / ( همچنین هیچ ترجمهی شایسته ای از این کتاب وجود ندارد )
به دلیل صحنه های جنسی
• شاهد بازی در ادبیات فارسی / سیروس شمیسا / فردوس ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل خراب کردن شخصیت شاعران بزرگ در ذهن مردم / در این کتاب شاعران هم جنس خواه با دلایل فراوان توضیح داده شده است.
• زوال کلنل / محمود دولت آبادی ( توقیف در ارشاد )
به دلیل روشن سازی بی پرده ی برخی از جریان های انقلاب ۵۷. همچنین نویسنده به جز توقیف ارشاد ، اجازه ی چاپ کتاب را در ایران نمی دهد و وجود این کتاب را در بازار سیاه جعلی دانسته ، و از قلم وی نیست .
• میرا / کریستفر فرانک / لیلی گلستان ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل نماد های سنگین سیاسیِ بدون مرز و سیاه ، داشتن چارچوب های مسموم در فضای داستان که هر حکومتی می تواند به آن دچار باشد .
• دیوان ایرج میرزا ( چاپ ممنوع )
به دلیل برخی شعر های رکیک در نقد حجاب و شعر های تند و هجو اجتماعی در نقد جامعه ی بی بند و بار
• کلیات عبید زاکانی / تصحیح محمد جعفر محجوب ( چاپ با سانسور در بازار موجود است / چاپ بدون سانسور در بازار سیاه )
به دلیل طنز های تند و رکیک در نقد جامعه ، مردم نادان و هوس ران.
• ۲۳ سال / علی دشتی ( چاپ ممنوع )
به دلیل نقد بی پردهی تاریخ اسلام.
• جنگل نروژی / هاروکی موراکامی / چاپ با سانسور در بازار موجود است.
• پالپ / چارلز بوکفسکی / چاپ با سانسور ( و سایر آثار بوکفسکی ) در بازار موجود است.
#fact
@withbooks
• اولیس / جیمز جویس / منوچهر بدیعی / نیلوفر ( در انتظار مجوز )
به دلیل صحنه های جنسی
• صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز / بهمن فرزانه / امیر کبیر / ( تجدید چاپ ممنوع - چاپ نو با سانسور روانه ی بازار شد )
به دلیل صحنه های جنسی
• خاطره ی دلبرکان غمگین من / گابریل گارسیا مارکز / کاوه میر عباسی / نیلوفر ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل صحنه های جنسی بی پرده و فراوان
• لولیتا / ولادیمیر ناباکوف / چاپ ممنوع / ( همچنین هیچ ترجمهی شایسته ای از این کتاب وجود ندارد )
به دلیل صحنه های جنسی
• شاهد بازی در ادبیات فارسی / سیروس شمیسا / فردوس ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل خراب کردن شخصیت شاعران بزرگ در ذهن مردم / در این کتاب شاعران هم جنس خواه با دلایل فراوان توضیح داده شده است.
• زوال کلنل / محمود دولت آبادی ( توقیف در ارشاد )
به دلیل روشن سازی بی پرده ی برخی از جریان های انقلاب ۵۷. همچنین نویسنده به جز توقیف ارشاد ، اجازه ی چاپ کتاب را در ایران نمی دهد و وجود این کتاب را در بازار سیاه جعلی دانسته ، و از قلم وی نیست .
• میرا / کریستفر فرانک / لیلی گلستان ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل نماد های سنگین سیاسیِ بدون مرز و سیاه ، داشتن چارچوب های مسموم در فضای داستان که هر حکومتی می تواند به آن دچار باشد .
• دیوان ایرج میرزا ( چاپ ممنوع )
به دلیل برخی شعر های رکیک در نقد حجاب و شعر های تند و هجو اجتماعی در نقد جامعه ی بی بند و بار
• کلیات عبید زاکانی / تصحیح محمد جعفر محجوب ( چاپ با سانسور در بازار موجود است / چاپ بدون سانسور در بازار سیاه )
به دلیل طنز های تند و رکیک در نقد جامعه ، مردم نادان و هوس ران.
• ۲۳ سال / علی دشتی ( چاپ ممنوع )
به دلیل نقد بی پردهی تاریخ اسلام.
• جنگل نروژی / هاروکی موراکامی / چاپ با سانسور در بازار موجود است.
• پالپ / چارلز بوکفسکی / چاپ با سانسور ( و سایر آثار بوکفسکی ) در بازار موجود است.
#fact
@withbooks
“I have finally learned that I must remain silent as much as possible. I must always keep my thoughts to myself.”
📝 : Sadegh Hedayat
📝 : Sadegh Hedayat
✖️ من در و باز میزارم
✔️ من در رو باز میذارم
• واسه قسمت اول یعنی حرف « و » شما یا باید بنویسید :
من درو باز میذارم
یا
من در رو باز میذارم
استفاده از حرف ربط « و » توی این جمله اشتباه هست و معنایی نمیده.
• میزارم یا میذارم
وقتی شما مینویسید میزارم، انگار دارید میگید « من دارم زار میزنم » [ گریه میکنم ]
اما میذارم، عامیانه کلمه میگذارم هست، یعنی انجام دادن/قرار دادن چیزی.
مثلاً وقتی من میخوام اینجا متنی رو پست کنم، درواقع برای شما پست گذاشتم.
#literature | درستنویسی
@withbooks
✔️ من در رو باز میذارم
• واسه قسمت اول یعنی حرف « و » شما یا باید بنویسید :
من درو باز میذارم
یا
من در رو باز میذارم
استفاده از حرف ربط « و » توی این جمله اشتباه هست و معنایی نمیده.
• میزارم یا میذارم
وقتی شما مینویسید میزارم، انگار دارید میگید « من دارم زار میزنم » [ گریه میکنم ]
اما میذارم، عامیانه کلمه میگذارم هست، یعنی انجام دادن/قرار دادن چیزی.
مثلاً وقتی من میخوام اینجا متنی رو پست کنم، درواقع برای شما پست گذاشتم.
#literature | درستنویسی
@withbooks
✖️ گاهاً - ناچاراً
✔️ گاهی - بهناچار
• دو کلمهای که در قسمت اول میبینید، هر دو - بخاطر تنوینهاشون - عربی هستند و توی ترجمهها و نوشتههای مختلف، اینور اونور به چشم خیلیهامون خورده.
در نتیجه اگر به فارسی نوشتن اهمیت میدید، حداقل کلماتی که معادل فارسی دارن رو - نصف کلماتمون سالهاست که با عربی ادغام شده و درش شکی نیست - به درستی استفاده کنید.
#literature | درستنویسی
@withbooks
✔️ گاهی - بهناچار
• دو کلمهای که در قسمت اول میبینید، هر دو - بخاطر تنوینهاشون - عربی هستند و توی ترجمهها و نوشتههای مختلف، اینور اونور به چشم خیلیهامون خورده.
در نتیجه اگر به فارسی نوشتن اهمیت میدید، حداقل کلماتی که معادل فارسی دارن رو - نصف کلماتمون سالهاست که با عربی ادغام شده و درش شکی نیست - به درستی استفاده کنید.
#literature | درستنویسی
@withbooks
شارلوت، امیلی، و آن برونته
سال ۱۸۴۶ با اسامی مستعار که شامل « کورر بل » ، « آلیس بل » و « اکتون بل » میشد با پولی که پسانداز کرده بودن دیوان شعری رو منتشر میکنن که فقط دو نسخه از اون به فروش میرسه. :,)
#fact
@withbooks
سال ۱۸۴۶ با اسامی مستعار که شامل « کورر بل » ، « آلیس بل » و « اکتون بل » میشد با پولی که پسانداز کرده بودن دیوان شعری رو منتشر میکنن که فقط دو نسخه از اون به فروش میرسه. :,)
#fact
@withbooks
”ازم پرسید: چی باعث میشه یک نفر نویسنده بشه؟
گفتم: خیلی ساده ست. یا حرفاتو روی کاغذ مینویسی، یا خودتو از پل پرت میکنی پایین.“
📝 : چارلز بوکفسکی
گفتم: خیلی ساده ست. یا حرفاتو روی کاغذ مینویسی، یا خودتو از پل پرت میکنی پایین.“
📝 : چارلز بوکفسکی
”اما اگر میخواهیم از بیمایگی تخیل و از امحای ناخوشنودیهای پر ارزش خود که احساساتمان را میپالاید و به ما میآموزد که به شیوایی و به دقت سخن بگوییم، و نیز از تضعیف آزادیمان بپرهیزیم، باید دست به عمل بزنیم. دقیقتر بگویم، باید بخوانیم.“
📖 : ماریو بارگاس یوسا - چرا ادبیات؟
📖 : ماریو بارگاس یوسا - چرا ادبیات؟
”ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدانگونه که هست راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جانهای ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه میآورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد.“
📖 : ماریو بارگاس یوسا - چرا ادبیات؟
📖 : ماریو بارگاس یوسا - چرا ادبیات؟
✖️ کتاب خوندن یک نیازِ
✔️ کتاب خوندن یک نیازه
• هکسره از رایجترین غلطهایی هست که حتا مترجمها هم بهش دقتی نمیکنن.
و تفاوتی که بین هست و است وجود داره هم توی این دسته قراره میگیره [راجع بهش توضیح خواهم داد.]
هکسره زمانی به یک کلمه که فعل، اسم و.. باشه اضافه میشه که شما در حالت عامیانه دیگه نمیخواید بهش « است » بدید. در نتیجه به اون -فعل یا هرچیزی که هست- « ه » اضافه میکنید.
#literature | درستنویسی
@withbooks
✔️ کتاب خوندن یک نیازه
• هکسره از رایجترین غلطهایی هست که حتا مترجمها هم بهش دقتی نمیکنن.
و تفاوتی که بین هست و است وجود داره هم توی این دسته قراره میگیره [راجع بهش توضیح خواهم داد.]
هکسره زمانی به یک کلمه که فعل، اسم و.. باشه اضافه میشه که شما در حالت عامیانه دیگه نمیخواید بهش « است » بدید. در نتیجه به اون -فعل یا هرچیزی که هست- « ه » اضافه میکنید.
#literature | درستنویسی
@withbooks
“Everything tastes like licorice. Especially all the things you've waited so long for...”
📖 : Ernest Hemingway - Men Without Women
📖 : Ernest Hemingway - Men Without Women
“- I don't care about me.
- Well, I care about you.”
📖 : Ernest Hemingway - Men Without Women
- Well, I care about you.”
📖 : Ernest Hemingway - Men Without Women
نمایشنامه «دون ژوان در جهنم» به نویسندگی برنارد شاو؛ از روی یکی از اپرا های مشهور موزارت به اسم دون جووانی اقتباس شده.
#fact
@withbooks
#fact
@withbooks
”همچون یک مُرده، از هرگونه اشتیاقی برای مراوده با دیگری تُهی بودهام.
گویی به این جهان و جهان دیگر تعلق نداشتهام.“
📖 : فرانتس کافکا - نامه به ملینا
گویی به این جهان و جهان دیگر تعلق نداشتهام.“
📖 : فرانتس کافکا - نامه به ملینا
”در هر کدام از این کنسرتها در انگلستان تو ردیف پشت ردیف آدم میبینی که آنجا نشستهاند، نه چونکه واقعا موسیقی کلاسیک را دوست دارند، بلکه چون فکر میکنند رسم است که دوست بدارند.
در بهشت هم همین وضع است. یک عده آنجا در جبروت نشستهاند، نه چونکه خوشاند بلکه چون فکر میکنند موقعیت و مقام آنها جوری است که باید در بهشت باشند.
خلاصه دخترجان، اگر بیآنکه طبیعت تو باب بهشت باشد به بهشت بروی، آنجا بهت خوش نمیگذرد.“
📖 : جورج برنارد شاو - دونژوان در جهنم
در بهشت هم همین وضع است. یک عده آنجا در جبروت نشستهاند، نه چونکه خوشاند بلکه چون فکر میکنند موقعیت و مقام آنها جوری است که باید در بهشت باشند.
خلاصه دخترجان، اگر بیآنکه طبیعت تو باب بهشت باشد به بهشت بروی، آنجا بهت خوش نمیگذرد.“
📖 : جورج برنارد شاو - دونژوان در جهنم
”آدم عالیترین معجزه بغرنجی است که زندگی تاکنون به آن رسیده، پر شورترین چیز زندهای است که وجود دارد، باشعورترین همه موجودات است – و با این همه مغزش چقدر بیچاره است.
آدم حماقتی است که از شناختن واقعیات، زحمت و فقر، شوم و شَقی شده است. خیالبافی است که گرسنگی کشیدن برایش آسانتر است از تا رو به رو شدن با این واقعیات. و اوهام را روی اوهام میریزد تا واقعیت را بپوشاند، و آن وقت اسم خودش را ذکاوت و نبوغ میگذارد و هر کدام از این دو جنبهاش دیگری را متهم به عیبی میکند که خودش دارد. حماقتش به تصورش لقب دیوانگی میدهد و تصورش بر حماقتش اسم نادانی میگذارد.
در حالیکه، افسوس، همه معلومات پیش حماقت جمع شده است و همه هوش و ذکاوت پیش قوه تصور.“
📖 : جورج برنارد شاو - دونژوان در جهنم
آدم حماقتی است که از شناختن واقعیات، زحمت و فقر، شوم و شَقی شده است. خیالبافی است که گرسنگی کشیدن برایش آسانتر است از تا رو به رو شدن با این واقعیات. و اوهام را روی اوهام میریزد تا واقعیت را بپوشاند، و آن وقت اسم خودش را ذکاوت و نبوغ میگذارد و هر کدام از این دو جنبهاش دیگری را متهم به عیبی میکند که خودش دارد. حماقتش به تصورش لقب دیوانگی میدهد و تصورش بر حماقتش اسم نادانی میگذارد.
در حالیکه، افسوس، همه معلومات پیش حماقت جمع شده است و همه هوش و ذکاوت پیش قوه تصور.“
📖 : جورج برنارد شاو - دونژوان در جهنم