– یکی از نامههای فروغ فرخزاد به سهراب سپهری ؛
« سهراب عزیز
من می خواستم باز هم با تو قهر کنم. چون دو روز آخر را غیب شدی و من نتوانستم با تو خداحافظی کنم. من برایت نامه خواهم نوشت. فقط این کارت را دادم که بدانی به فکرت هستم و در ضمن از حال من هم خبر داشته باشی. امروز ظهر و دیروز با ضیاپور بودیم و راجع به تو با او صحبت کردم. قرار شده به تو برای پاییز بورسی بدهد. حتما کارت را درست کن و زود بیا. این جا شهر زیبا و باعظمتی است. شیبانی را هم دیدم...اصلا مثل گداهاست و هیچ شخصیت ندارد. آدرسی در زیر برایت نوشتم.
حتما نامه بنویس.
خدا حافظ تو.
از اوضاع کتاب برایم بنویس و هر وقت چاپش تمام شد برای من هم یک نسخه بفرست. »
#fact
@withbooks
« سهراب عزیز
من می خواستم باز هم با تو قهر کنم. چون دو روز آخر را غیب شدی و من نتوانستم با تو خداحافظی کنم. من برایت نامه خواهم نوشت. فقط این کارت را دادم که بدانی به فکرت هستم و در ضمن از حال من هم خبر داشته باشی. امروز ظهر و دیروز با ضیاپور بودیم و راجع به تو با او صحبت کردم. قرار شده به تو برای پاییز بورسی بدهد. حتما کارت را درست کن و زود بیا. این جا شهر زیبا و باعظمتی است. شیبانی را هم دیدم...اصلا مثل گداهاست و هیچ شخصیت ندارد. آدرسی در زیر برایت نوشتم.
حتما نامه بنویس.
خدا حافظ تو.
از اوضاع کتاب برایم بنویس و هر وقت چاپش تمام شد برای من هم یک نسخه بفرست. »
#fact
@withbooks
”من میدانستم که میتوان ناامید شد، ولی نمیدانستم که این لغت چه مفهومی دارد.
من مثل همه مردم تصور میکردم که یک بیماری روحی است. ولی خیر، این جسم است که درد میکشد؛ پوستم، سینهام، اعصابم رنجم میدهند.
سرم پوک و تهی است و دلم بهم میخورد. از همه وحشتناکتر این طعمی است که در دهان دارم. نه خون، نه مرگ، نه تب؛ ولی ترکیبی از همه اینها باهم.
فقط کافیست زبانم را تکان دهم تا همه چیز به رنگ سیاه درآید و موجودات از من متنفر شوند.
چقدر سخت است.
چقدر تلخ است یک انسان شدن!“
📖 : آلبر کامو - کالیگولا
من مثل همه مردم تصور میکردم که یک بیماری روحی است. ولی خیر، این جسم است که درد میکشد؛ پوستم، سینهام، اعصابم رنجم میدهند.
سرم پوک و تهی است و دلم بهم میخورد. از همه وحشتناکتر این طعمی است که در دهان دارم. نه خون، نه مرگ، نه تب؛ ولی ترکیبی از همه اینها باهم.
فقط کافیست زبانم را تکان دهم تا همه چیز به رنگ سیاه درآید و موجودات از من متنفر شوند.
چقدر سخت است.
چقدر تلخ است یک انسان شدن!“
📖 : آلبر کامو - کالیگولا
”باید خوابید، مدتها خوابید، خود را رها کرد و دیگر فکر نکرد.“
📖 : آلبر کامو - کالیگولا
📖 : آلبر کامو - کالیگولا
یکی از نویسندههایی که روی گابریل گارسیا مارکز خیلی تاثیر گذاشته، آلبر کامو بوده.
مارکز درباره طاعون -نوشته کامو- میگه : « چقدر دلم میخواست من آن را نوشته باشم. »
#fact
@withbooks
مارکز درباره طاعون -نوشته کامو- میگه : « چقدر دلم میخواست من آن را نوشته باشم. »
#fact
@withbooks
“I am full of sand and light.
And full of trees and forests. Full of ways, bridges, rivers, waves.
I'm full of the shadow of a leaf on the water what a loneliness is inside of me.”
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایهی برگی در آب
چه درونم تنهاست.
📝 : Sohrab Sepehri
And full of trees and forests. Full of ways, bridges, rivers, waves.
I'm full of the shadow of a leaf on the water what a loneliness is inside of me.”
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه، از پل، از رود، از موج
پرم از سایهی برگی در آب
چه درونم تنهاست.
📝 : Sohrab Sepehri
“Pnin slowly walked under solemn pines. The sky was dying. He did not believe in an autocratic God. He did believe, dimly, in a democracy of ghosts. The souls of the dead, perhaps, formed committees, and these, in continuous session, attended the destinies of the quick.”
📖 : Vladimir Nabokov - Pnin
📖 : Vladimir Nabokov - Pnin
روایت هست، راجع به زمانی که میخواستن حافظ رو دفن کنن عدهای مخالف بودن که حافظ به شیوهی اسلامی دفن بشه، چون فردی شراب خوار بوده و این کار هم که توی اسلام گناه محسوب میشه.
در مقابل بعضیها هم میگفتن حافظ فرد دیندار و مسلمانی بوده.
واسه همین میان از دیوان حافظ فال میگیرن و این بیت میاد ؛
« قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گرچه غرق گناه است میرود به بهشت »
– منبع ویکیپدیا
#fact
@withbooks
در مقابل بعضیها هم میگفتن حافظ فرد دیندار و مسلمانی بوده.
واسه همین میان از دیوان حافظ فال میگیرن و این بیت میاد ؛
« قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گرچه غرق گناه است میرود به بهشت »
– منبع ویکیپدیا
#fact
@withbooks
”می گویند نیچه، پس از قطع رابطه با لو سالومه، غرق در تنهایی مطلق شب در کوهستانهای مشرف به خلیج ژن گردش می کرد، آتشی عظیم می افروخت و به تماشای خاموش شدنش می نشست. من اغلب به این آتش اندیشیده ام و روشنایی آن در پس تمام زندگی فکری من رقصیده است. اگر حتی برای من پیش آمده که نسبت به برخی اندیشه ها و برخی آدم ها که در این قرن ملاقات کرده ام ناعادلانه رفتار کرده باشم، به علت این بوده که بی آنکه خواسته باشم، آن ها را در برابر این آتش قرار داده ام که به سرعت به خاکستر تبدیلشان کرده است.“
📖 : آلبر کامو - یادداشتها
📖 : آلبر کامو - یادداشتها
”- کجاست؟
- چه؟
آمارانتا گفت : « جانور. »
اورسولا با انگشت به قلب خود اشاره کرد. گفت : « اینجاست. »“
📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
- چه؟
آمارانتا گفت : « جانور. »
اورسولا با انگشت به قلب خود اشاره کرد. گفت : « اینجاست. »“
📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
”در واقع برای او زندگی مهم بود؛ نه مرگ. برای همین هم هنگامی که حکم اعدام را به اطلاعش رساندند به هیچ وجه نترسید؛ بلکه احساس دلتنگی کرد.“
📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
📖 : گابریل گارسیا مارکز - صد سال تنهایی
معرفی چند کتاب ممنوع در ایران و دلیل ممنوعیت آن :
• اولیس / جیمز جویس / منوچهر بدیعی / نیلوفر ( در انتظار مجوز )
به دلیل صحنه های جنسی
• صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز / بهمن فرزانه / امیر کبیر / ( تجدید چاپ ممنوع - چاپ نو با سانسور روانه ی بازار شد )
به دلیل صحنه های جنسی
• خاطره ی دلبرکان غمگین من / گابریل گارسیا مارکز / کاوه میر عباسی / نیلوفر ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل صحنه های جنسی بی پرده و فراوان
• لولیتا / ولادیمیر ناباکوف / چاپ ممنوع / ( همچنین هیچ ترجمهی شایسته ای از این کتاب وجود ندارد )
به دلیل صحنه های جنسی
• شاهد بازی در ادبیات فارسی / سیروس شمیسا / فردوس ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل خراب کردن شخصیت شاعران بزرگ در ذهن مردم / در این کتاب شاعران هم جنس خواه با دلایل فراوان توضیح داده شده است.
• زوال کلنل / محمود دولت آبادی ( توقیف در ارشاد )
به دلیل روشن سازی بی پرده ی برخی از جریان های انقلاب ۵۷. همچنین نویسنده به جز توقیف ارشاد ، اجازه ی چاپ کتاب را در ایران نمی دهد و وجود این کتاب را در بازار سیاه جعلی دانسته ، و از قلم وی نیست .
• میرا / کریستفر فرانک / لیلی گلستان ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل نماد های سنگین سیاسیِ بدون مرز و سیاه ، داشتن چارچوب های مسموم در فضای داستان که هر حکومتی می تواند به آن دچار باشد .
• دیوان ایرج میرزا ( چاپ ممنوع )
به دلیل برخی شعر های رکیک در نقد حجاب و شعر های تند و هجو اجتماعی در نقد جامعه ی بی بند و بار
• کلیات عبید زاکانی / تصحیح محمد جعفر محجوب ( چاپ با سانسور در بازار موجود است / چاپ بدون سانسور در بازار سیاه )
به دلیل طنز های تند و رکیک در نقد جامعه ، مردم نادان و هوس ران.
• ۲۳ سال / علی دشتی ( چاپ ممنوع )
به دلیل نقد بی پردهی تاریخ اسلام.
• جنگل نروژی / هاروکی موراکامی / چاپ با سانسور در بازار موجود است.
• پالپ / چارلز بوکفسکی / چاپ با سانسور ( و سایر آثار بوکفسکی ) در بازار موجود است.
#fact
@withbooks
• اولیس / جیمز جویس / منوچهر بدیعی / نیلوفر ( در انتظار مجوز )
به دلیل صحنه های جنسی
• صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز / بهمن فرزانه / امیر کبیر / ( تجدید چاپ ممنوع - چاپ نو با سانسور روانه ی بازار شد )
به دلیل صحنه های جنسی
• خاطره ی دلبرکان غمگین من / گابریل گارسیا مارکز / کاوه میر عباسی / نیلوفر ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل صحنه های جنسی بی پرده و فراوان
• لولیتا / ولادیمیر ناباکوف / چاپ ممنوع / ( همچنین هیچ ترجمهی شایسته ای از این کتاب وجود ندارد )
به دلیل صحنه های جنسی
• شاهد بازی در ادبیات فارسی / سیروس شمیسا / فردوس ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل خراب کردن شخصیت شاعران بزرگ در ذهن مردم / در این کتاب شاعران هم جنس خواه با دلایل فراوان توضیح داده شده است.
• زوال کلنل / محمود دولت آبادی ( توقیف در ارشاد )
به دلیل روشن سازی بی پرده ی برخی از جریان های انقلاب ۵۷. همچنین نویسنده به جز توقیف ارشاد ، اجازه ی چاپ کتاب را در ایران نمی دهد و وجود این کتاب را در بازار سیاه جعلی دانسته ، و از قلم وی نیست .
• میرا / کریستفر فرانک / لیلی گلستان ( تجدید چاپ ممنوع )
به دلیل نماد های سنگین سیاسیِ بدون مرز و سیاه ، داشتن چارچوب های مسموم در فضای داستان که هر حکومتی می تواند به آن دچار باشد .
• دیوان ایرج میرزا ( چاپ ممنوع )
به دلیل برخی شعر های رکیک در نقد حجاب و شعر های تند و هجو اجتماعی در نقد جامعه ی بی بند و بار
• کلیات عبید زاکانی / تصحیح محمد جعفر محجوب ( چاپ با سانسور در بازار موجود است / چاپ بدون سانسور در بازار سیاه )
به دلیل طنز های تند و رکیک در نقد جامعه ، مردم نادان و هوس ران.
• ۲۳ سال / علی دشتی ( چاپ ممنوع )
به دلیل نقد بی پردهی تاریخ اسلام.
• جنگل نروژی / هاروکی موراکامی / چاپ با سانسور در بازار موجود است.
• پالپ / چارلز بوکفسکی / چاپ با سانسور ( و سایر آثار بوکفسکی ) در بازار موجود است.
#fact
@withbooks
“I have finally learned that I must remain silent as much as possible. I must always keep my thoughts to myself.”
📝 : Sadegh Hedayat
📝 : Sadegh Hedayat