کتاب‌ها
3.71K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
گرگی در کمین - عباس کیارستمی.pdf
2 MB
مجموعه اشعار منتخب 'عباس کیارستمی' با ترجمه انگلیسی.
@withbooks
”آن‌چه آدم‌ها را در اینترنت به سوی هم می‌خواند -متاسفم که این را می‌گویم- تنهایی آن‌هاست. آن‌ها در بیرون خوبی‌ و خوشی ندیده‌اند. شعر و این‌ها بهانه است. آدم‌ها به رابطه احتیاج دارند، به آسایش. این آسایش اگر در پارک‌ها به وجود بیاید، شبکه اجتماعی پارک‌ها هم ایجاد می‌شود. اینترنت شاید یک چیزی باشد مثل قهوه‌خانه‌ها در عصر قاجار. ملت، دم ِ غروب، خسته از بیکاری و نه کار، جمع می‌شوند توش و برای هم قصه می‌گویند. یکی هم این وسط معرکه‌گیری می‌کند. من فکر می‌کنم همان معرکه‌گیر هستم. همه می‌دانند زنجیر را من به بازی پاره می‌کنم که وقت بگذرد. من انترگردان هستم و نه بیشتر. ما می‌خواهیم زندگی کنیم و هر جا نشانه‌ای از آن ببینیم، چارچنگولی می‌پریم روش. من این را به خودم نمی‌گیرم و دلیل استقبال از شعرهای خودم نمی‌دانم. ما می‌خواهیم زندگی کنیم و هیچ قصد دیگری نداریم. و خب! گویا داریم کار بدی می‌کنیم.“

📝 : علیرضا روشن ( بخشی از یک مصاحبه )
”برای ماندن در یک مکان آدم باید دلایلش را هم داشته باشد، یعنی دوستانی و مهر و محبت آنها را. وگرنه، محرکی برای ماندن در یک جا و نماندن در جای دیگر، وجود نخواهد داشت.“

📖 : آلبر کامو - سوء تفاهم
از نامه های ژان پل ساتر به سیمون دوبووار :

دلبندم،
هنوز هم نامه‌ای از تو ندارم. حالا دیگر حقیقتاً ناراحتم. کجایی؟ به چه کاری می‌توانی مشغول باشی؟ خیلی نگران کننده است. بدون تو، شجاعت من هم فرو می‌پاشد. به خاطر بودن - تو - در آنجاست که من می‌توانم پیش بروم. من واقعاً این را حس می‌کنم که بدون تو، حتی انرژی نوشتن را هم نداشتم، همه چیز به جهنم می‌پیوندد، این را تشخیص می‌دهم که این حس مصیبت تمام سرم را پُر کرده است: چهار روز برای پست نظامی چیزی نیست. باید گرهی در جایی بوده باشد. اما این هم نمی‌تواند این واقعیت را که روزهای من بی تو می‌گذرد خنثی کند. سلام روزانه‌ات را چهار روز است که نشنیده‌ام، و جهان دیگر مثل سابق نیست. برای اولین بار احساس بدبختی و اسارت می‌کنم، مانند موشی که در تله افتاده است...
–11 October 1939

#fact
@withbooks
”مادر پرید توی حوض
و چشم های سیاه محله دریا شد
و من می‌دانم و من می‌دانم
بوی غذا یعنی در محله کسی باز مرده است
کوچه گرسنه است
برخیز ای اراده ای دیرین ..“

📖 : ازازیل - شاهین نجفی
”ای شاخه های ایستاده بر سَکو
ما روز های مشوش و تلخیم
ما رنگ سایه های پشت دیواریم
شما که طمع رهایی
در دهان خورشیدید
تکلیف چشمان شما چیست
که شب از آنها می‌هراسد؟“

📖 : ازازیل - شاهین نجفی
The Whale
Years & Years
The whale is not my friend tonight,
It's just a bag of bones.
🎬 Book Recommendation About Cinema :

1- سر کلاس با عباس کیارستمی / پال کرونین
2- فیلم های بزرگ تاریخ / راجر ایبزت
3- سلطان موج نو / پرویز جاهد
4- کریستوفر نولان،هزارتوی روابط / دیوید بوردول
5- همه میگویند دوستت داریم / ریچارد ال.مودی
6- گفتگوی دوراس و گدار / سیریل بگن
7- سینما به روایت هیچکاک / فرانسوا تروفو
8- چاپلین / هیئت داوران آلمان [ مترجم : سیامک گلشیری ]
9- نشانه ها و معنا در سینما / پیتر وولن
10- اصول نقد فیلم / آلن کازبیه

پ.ن قراره آپدیت شه این پست، حواستون باشه اگر دنبال کتاب با این محتوا هستید.
تلما، مادر جان کندی دوازده سال بعد از خودکشی پسرش بالاخره توانست یکی از استادهای دانشگاه لوییزیانا را راضی کند تا "اتحادیه ابلهان" را چاپ کند.
بعد از چاپ، استقبال بی‌نظیری از این کتاب شد.

#fact
@withbooks
تولد کافکاست،
امروز نود و چهار سال از مرگش می‌گذره :,)
دوستی فرانتس کافکا و ماکس برود، درواقع اولش بخاطر یک بحث و جدل به خاطر نیچه شروع شد؛
چرا که ماکس برود از طرفی باور داشت نیچه، یک آدم شیاد و بدرد نخوره
و کافکا سرسختانه با این موضوع مخالف بود و همین مخافت، اصلی ترین دلیلی بود که بهترین دوست کافکا تا مرگش، ماکس بوده.

کافکا قبل از مرگش، وصیت نامه ها و برخی از نوشته هاش رو به ماکس می‌ده تا بلکه بعد از مرگش، سوزونده بشن؛
اما نه تنها این اتفاق نمی‌افته، بلکه ماکس برود نیمی از زندگی خودش رو، بعد از کافکا و برای کافکا وقف می‌کنه.
نوشته های روزانه کافکا رو جمع می‌کنه و اونها به چاپ می‌رسونه‌.
خیلی جاها گفته شده، اگر دوستی ماکس با کافکا اتفاق نمی‌افتاد، شاید نقش کافکا تو ادبیات اینقدر برجسته نمی‌شد. [ چون مثل اینکه کافکا بارها سعی کرده نوشتن رو کنار بذاره، اما ماکس بهش اجازه نداده ]

#fact
@withbooks
آرامگاه فرانتس کافکا در محله ژیژکوف، شهر پراگ.
@withbooks
این پاکت یکی از نامه هایی هست که کافکا برای فلیسه بوئر می‌فرسته. [ کسی که به عنوان اولین معشوقه کافکا ازش یاد می‌شه ]
@withbooks
مسخ - فرانس کافکا.pdf
809.3 KB
📖 : فرانتس کافکا - مسخ ( رمان کوتاه )

اگر از کافکا نخوندید، با همین کتاب شروع کنید.
”سخن چون برابر شود با خرد
روان سراینده رامش برد..“

📝 : فردوسی
”تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت
تو حال تشنه ندانی که در کنار جویی“

📝 : سعدی
صادق هدایت، کتاب بوف کور رو سال ۱۳۱۵ نوشت و فقط ۱۰۰ نسخه از اون رو به چاپ رسوند.
وقتی ازش می‌پرسن چرا اینقدر کم، در جواب می‌گه : « من فکر می‌کنم تعداد افرادی که می‌توانند این کتاب را بخوانند از پنجاه نفر هم تجاوز نمی‌کنند. »
#fact
@withbooks