کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
ویکتور هوگو، توو اون زمان عاشق کسی به اسم آدل‌فوشر می‌شه. که از قرار معلوم خیلی همدیگه رو دوست داشتن، تا اینکه آدل به ویکتور هوگو خیانت می‌کنه :|
و حقیقت جالب اینه که، ویکتور هوگو بعد خیانت آدل، اسم دخترش رو به همون اسم می‌ذاره.
و می‌گن که شخصیت اسمرالدا [ توو گوژپشت نتردام ] برگرفته از زندگی عاشقانه ای هست که دخترش با یک افسر بریتانیایی داشته.

#fact
@withbooks
hands
iday
" my hands is yours. "
Forwarded from Shahin Najafi
بیست و هشتم ام ماه مِیْ روز بهداشت قاعدگی‌ست.
و «زنِ» قوی می‌آموزد که در دوران «دشتان/قاعدگی/پریود/عادت ماهیانه/حیض/رِگْلْ» با شجاعت وضع خود را بیان کند و نگوید:
مریضم و شکم‌درد و سردرد دارم ...
و مرد باید با شگفتی جهانِ پیچیده و عمیقِ بدنِ زن آشنا شود و آنرا بیاموزد.
پ.ن:
مسئله‌ی آینده تنها آموزش و تکنیک است و هرکه با «آینده» هماهنگ نباشد، حذف خواهد شد.
شکستنِ تابوها از سر عشق به «انسان» نیست، در جهت آینده و عشق به «موجودِ آینده» است؛ موجودی که جنسیت ندارد!
”برخی اوقات فکر کردن به بعضی از خاطرات،
از درون شما را گرم می کنند؛
اما در عین حال شما را پاره پاره می کنند...“

📖 : هاروکی موراکامی - کافکا در کرانه
”بپرهیزیم از اینکه درباره ی مردم تنها بر مبنای لحظه ای از زندگی شان داوری کنیم...“

📝 : آندره ژید
Le premier bonheur du jour
Francoise Hardy
" the first good time of the day "
Allen Ginsberg .
@withbooks
”زمان‌های مدید زیستم، بی‌آنکه زیسته باشم، بسیار اندیشیدم بی‌آنکه اندیشیده باشم، دنیاهای خشونت راکد و ماجراهای کسل‌کننده گذشته، بر دوشم سنگینی می‌کنند. خسته‌ام، از آنچه هرگز نداشته و نخواهم داشت، خسته از خدایان ناموجود، می‌کشم بر دوش زخم تمامی ستیزهایی که نکرده‌ام، بدنم آزرده و دردآلود از کنکاشی که حتی به فکر آن نبوده‌ام.“

📝 : فرناندو پسوآ
Mahmoud Dolat Abadi .
@withbooks
”چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن از سوی کسی که دوستش می داری آن حس و حالتی است که در واژۀ عام و عادی خوشبختی نمی گنجد.“

📖 : محمود دولت آبادی - سلوک
”به فهماندن تباه شد٬
عمری که به فهمیدن می‌توانست گذشت.“

📝 : علیرضا روشن
”من یک خدا شده بودم.
از خدا هم بزرگ‌تر بودم. چون یک جریان جاودانی و لایتناهی در خودم حس می‌کردم.“

📝 : صادق هدایت - بوف کور
”گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید،
گو‌ تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم“

📝 : حافظ
رومن گری بعد از مرگ همسرش با شلیک گلوله‌ ای به زندگی خود خاتمه داد. وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته اینطور نوشته ‌است : « ...دلیل این کار مرا باید در زندگینامه‌ام (شب آرام خواهد بود) بیابید. »
وی در این کتاب گفته است : « به خاطر همسرم نبود دیگر کاری نداشتم. »

#fact / #suicidenotes
@withbooks
She Remembers
Max Richter
" a part of me, like beach to whale. "
”چرا خوابم نمی‌بره؟ شاید برای اینه که مهتاب روو صورتم افتاده. باید بیخود غلت نزنم - عصبانی شدم.
باید همه چیز را فراموش کنم؛ حتا خودم را تا خوابم ببره.
اما پیش از فراموشی چه هستم؟ وقتی که همه چیز را فراموش کردم، چه نیستم؟
من درست نمی‌دونم کی هستم.. نمی‌دونم..
همه‌اش «من..من!» این «من» صاحب مرده!“

📖 : مهدی زاغی - فردا
”این سرما از هوا نیست؛
از جای دیگه آب می‌خوره : توو خودمه.“

📖 : مهدی زاغی - فردا
”تابوت اگر دو مرده را جا می‌داشت
‏من آنجا می‌بودم
‏کنارِ تو
‏افسوس
‏ما بندگانِ ناگزیریم
‏اما
‏حالا که هجران، مقدر و سرنوشتِ آدمی‌ست
‏این درخت که اینک تکیه‌گاهِ توست
‏امروز منم
‏این درخت که امروز منم
‏فردا تابوتت
‏بمانی درختت می‌شوم
‏بمیری تابوتت.“

📝 : علیرضا روشن