Arm your eyes
AaRON
Did you know the sun was made out of our cries,
each we drop is gold and this is how it shines. ✨
each we drop is gold and this is how it shines. ✨
”میبایستی در این زندگی، نزدیک او بوده باشم. هرگز نمیخواستم او را لمس کنم، فقط اشعهی نامرئی که از تن ما خارج و به هم آمیخته میشد، کافی بود.
در این دنیای پست؛
یا عشق او را میخواستم
یا عشق هیچکس را.“
📖 : صادق هدایت - بوف کور
در این دنیای پست؛
یا عشق او را میخواستم
یا عشق هیچکس را.“
📖 : صادق هدایت - بوف کور
Running with the Wolves
AURORA
There's blood on your lies
The sky's open wide
There is nowhere for you to hide
The hunter's moon is shining.
The sky's open wide
There is nowhere for you to hide
The hunter's moon is shining.
”باد رفته بود جوانی مان را بیاورد
که صورتش را دزدیدند
برای همین زیر برگ ها را می گردد
برای همین با درخت ها حرف می زند
برای همین ابرها را جابه جا می کند
برای همین
نبودنش را به شیشه ها می کوبد
ملافه را کنار زدیم وُ
زیر برف ها خوابیدیم
من اما گفتم
بهتر است، لب ها را بگذاریم برای بعد
لیوان هامان را از نفت پر کنیم
به سلامتیِ هر چیز که دارد تمام می شود
به سلامتیِ آتش
که از سوختن می رقصد
به سلامتیِ زخم
که پوست را زنده کرده است
به سلامتىِ رنج
که قرن هاست خودش را تحمل مى كند“
📝 : گروس عبدالملکیان
که صورتش را دزدیدند
برای همین زیر برگ ها را می گردد
برای همین با درخت ها حرف می زند
برای همین ابرها را جابه جا می کند
برای همین
نبودنش را به شیشه ها می کوبد
ملافه را کنار زدیم وُ
زیر برف ها خوابیدیم
من اما گفتم
بهتر است، لب ها را بگذاریم برای بعد
لیوان هامان را از نفت پر کنیم
به سلامتیِ هر چیز که دارد تمام می شود
به سلامتیِ آتش
که از سوختن می رقصد
به سلامتیِ زخم
که پوست را زنده کرده است
به سلامتىِ رنج
که قرن هاست خودش را تحمل مى كند“
📝 : گروس عبدالملکیان
”دختر بچه ای در کنار باغچه ایستاده است و با خود فکر میکند : « پدر یک چیزی از زندگی میداند، چون وجدان گناهکار خود را در لا به لای گیاهان خنگِ لعنتی پنهان میسازد تا بعداً آن را هرس کند.. »“
📖 : هرتا مولر - سرزمین گوجه های سبز
📖 : هرتا مولر - سرزمین گوجه های سبز
Take Me to Church
Hozier
If the heavens ever did speak, she's the last true mathpiece
Every sunday's getting more bleak
A fresh poison each week
We were born sick, you heard them say it.
Every sunday's getting more bleak
A fresh poison each week
We were born sick, you heard them say it.
”ممکن است که من منکرِ چیزی باشم، ولی لزومی نمی بینم که آن را به لجن بکشم، یا حقِ اعتقاد به آن را از دیگران سلب کنم.“
📖 : آلبر کامو - کالیگولا
📖 : آلبر کامو - کالیگولا
”مردن،
فقط با مرگ اتفاق نمی افتد
مردن
گاهی همين زندگيست
که نه تمام ميشود
نه شروع.“
📝 : افشین یداللهی
فقط با مرگ اتفاق نمی افتد
مردن
گاهی همين زندگيست
که نه تمام ميشود
نه شروع.“
📝 : افشین یداللهی
هرمان ملویل (نویسنده کتاب معروف موبی دیک) نزدیک به یک ماه، در کنار یک قبیله آدم خوار که بهشون 'تیپس' میگفتن زندگی میکرده و از اون دوران به عنوان بهترین دوران زندگیش یاد کرده.
#fact
@withbooks
#fact
@withbooks
”در درونم چیزی اتفاق افتاده بود؛
و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق میافتد.
اگر اتفاق در بیرون اتفاق بیافتد، مثل وقتی که اردنگی میخوریم، میشود زد به چاک.
اما از درون غیر ممکن است ...
وقتی به این حالت دچار میشوم ،
میخواهم بروم بیرون و به هیچ کجا برنگردم!“
📖 : رومن گاری - زندگی در پیش رو
و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق میافتد.
اگر اتفاق در بیرون اتفاق بیافتد، مثل وقتی که اردنگی میخوریم، میشود زد به چاک.
اما از درون غیر ممکن است ...
وقتی به این حالت دچار میشوم ،
میخواهم بروم بیرون و به هیچ کجا برنگردم!“
📖 : رومن گاری - زندگی در پیش رو
”- میدانی از چه چیزِ تو خوشم میآید؟
از همان نفرتی که در تو ایجاد میکنم.“
📖 : ژان پل سارتر - شیطان و خدا
از همان نفرتی که در تو ایجاد میکنم.“
📖 : ژان پل سارتر - شیطان و خدا
Mind If I Stay
Kadebostany
Would you pay for my loans?
Cause i wont make it till old bones,
Can you read my smoke signals?
Cause i wont make it till old bones,
Can you read my smoke signals?
[ اگر زمانی که نوشته کسی رو میدزدید، احساس خوشحالی میکنید، من یک نفر به نوبه خودم براتون متاسفم.
شما مریضید. ]
شما مریضید. ]
” ... چه کسی این مغز را به من داد؟
که می گرید
که می خواهد
و می گوید که هنوز امیدی هست
و نمی گوید نه!“
📖 : چارلز بوکفسکی - سوختن در آب،غرق شدن در آتش
( بخشی از شعر 'خرد شدن' )
که می گرید
که می خواهد
و می گوید که هنوز امیدی هست
و نمی گوید نه!“
📖 : چارلز بوکفسکی - سوختن در آب،غرق شدن در آتش
( بخشی از شعر 'خرد شدن' )
”زمانی، هفت سال درواقع،
یونیفرم نظامی شو می پوشید و هر روز مست بود
ادعا میکرد که زمان جنگ توو سقوط هواپیما زخمی شده
و هنوز یه روکش فلزی توو سرش داره
و پاش به شدت درد می کنه و بی نهایت آزارش می ده، و نوشیدن، دردش رو کمتر می کنه
تمام اینها به اندازه کافی نمایشی هست؛
و در همین حین یک عالمه مزخرف می نوشت
کاری که بعد ها هم ادامه داد
ولی برعکس خیلی از مردم
هیچوقت، هیچکدومشون رو دوست نداشتم!“
📖 : چارلز بوکفسکی - سوختن در آب،غرق شدن در آتش
( این شعر رو درباره ویلیام فاکنر نوشته. )
یونیفرم نظامی شو می پوشید و هر روز مست بود
ادعا میکرد که زمان جنگ توو سقوط هواپیما زخمی شده
و هنوز یه روکش فلزی توو سرش داره
و پاش به شدت درد می کنه و بی نهایت آزارش می ده، و نوشیدن، دردش رو کمتر می کنه
تمام اینها به اندازه کافی نمایشی هست؛
و در همین حین یک عالمه مزخرف می نوشت
کاری که بعد ها هم ادامه داد
ولی برعکس خیلی از مردم
هیچوقت، هیچکدومشون رو دوست نداشتم!“
📖 : چارلز بوکفسکی - سوختن در آب،غرق شدن در آتش
( این شعر رو درباره ویلیام فاکنر نوشته. )