کتاب‌ها
3.7K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
”وقتی فردی شما را آزار می‌دهد، شما را کوچک می‌کند و اجازه نمی‌دهد شما در بهترین حالتی که می‌توانید باشید و دائما حال شما را می‌گیرد، دیگر جایی برای احساساتی بودن نمی‌ماند. احساسات درخور عشق و مهربانی است، درخور کسانی‌ست که اهرم‌های مثبتی در زندگی شما هستند.
احساسات خود را برای کسانی نگه دارید که نسبت به شما با مهربانی و احترام و منزلت رفتار می‌کنند!
احساساتتان را خرج کسانی نکنید که سعی در تخریب شما دارند و نمی‌خواهند به شما اجازه رشد دهند.“

📖 : لیلیان گلاس - آدمهاى سمى
Khali
Shahin Najafi
شورش چه مزه ای دارد آقا؟
”ارزشِ هر انسان به چیزی که به آن دست می‌یابد نیست، بلکه به هدفی است که میلِ رسیدن به آن دارد.“

📖 : جبران خلیل جبران - ماسه و کف
”آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم ؛
خار و خسی نیست.“

📝 : هوشنگ ابتهاج
”نمی‌دانم چرا تحمل جمعیت را ندارم. چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم. من آنقدر به تنهایی خودم عادت کرده‌ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس می‌کنم.“

📝 : فروغ فرخزاد ( نامه به ابراهیم گلستان )
”قیچی در دست راستم خشک شده بود. نگاهش رو به من بود ، سر بر گرداند که گفتم : دیگر دست باد هم از موهایم کوتاه است. چیزی برای سر به شانه گذاشتنم نمانده. مرد شدم ، همان که از آن دم میزنی ..!
گفتم کمی آرام تر برو باز به جان خودم افتادم ، گفت : آرام رفتم که به جان خودت افتادی .
ترمز گرفت. پیاده شد. دوید.
با دست چپم اشکی که چون سرب داغ گونه ام را نم نمک میتاخت پاک کردم . در آینه بود که با خودم حرف میزدم ، این بار بیتابانه موهایم را از داستان حذف کردم ، با همان قیچی که نمیدانم در کدام دستم بود.
ندیدی. هیچوقت ندیدی. کمی آرام تر برو ، باز به جان خودم افتادم.
هذیانیست زندگی.“

📝 : مهسا طلوع
”انسان های احمق،
نه از کتاب خوششان می آید
نه از فیلمهای مفهومی،
و نه هر چیزی که آنها را وادار به تفکر کند!“

📝 : آندره ژید
دلم می‌خواد یه شبکه تلویزیونی بزنم٬ فقط تووش از کتابها و فیلمها و موسیقی حرف زده بشه.
یه بخش واسه تهیه مستند سازی از زندگی نویسنده های ایرانی باشه
از فیلمسازان و خواننده هایی که می‌شه بهشون لقب خواننده رو داد.
ولی نه پولش رو دارم٬ نه هیچی :|
خلاصه اگر شماها می‌تونید انجامش بدید؛ بی‌شوخی می‌گم :|
ممنون.
”سینما را ترجیح می‌دهم.
گربه‌ها را ترجیح می‌دهم.
درختان بلوط کنار رود وارتا را ترجیح می‌دهم.
دیکنز را بر داستایفسکی ترجیح می‌دهم.
خودم را که آدم‌ها را دوست دارد،
بر خودم که بشریت را دوست دارد، ترجیح می‌دهم.
ترجیح می‌دهم نخ و سوزن آماده دمِ دستم باشد،
رنگ سبز را ترجیح می‌دهم.
ترجیح می‌دهم نگویم که
همه اش تقصیر عقل است.
استثناها را ترجیح می‌دهم.
ترجیح می‌دهم زودتر بیرون بروم.
ترجیح می‌دهم با پزشکان، درباره‌ی چیزهای دیگر صحبت کنم.
تصویرهای قدیمیِ راه راه را ترجیح می‌دهم.
مزخرف بودن شعر نوشتن را
به مزخرف بودن شعر ننوشتن ترجیح می‌دهم.
در روابط عاشقانه،
جشن‌های بی‌مناسبت را ترجیح می‌دهم،
برای این که هر روز جشن گرفته شود.
اخلاق‌گرایان را ترجیح می‌دهم،
آن‌هایی را که هیچ وعده‌ای نمی‌دهند.
مهربانیِ حساب‌شده را
به اعتمادِ بیش‌ازحد ترجیح می‌دهم.
منطقه‌ی غیرنظامی را ترجیح می‌دهم.
کشورهای اشغال‌شده را بر کشورهای اشغال‌کننده ترجیح می‌دهم.
ترجیح می‌دهم به هر چیزی، کمی شک بکنم.
جهنمِ بی‌نظمی را بر جهنمِ نظم ترجیح می‌دهم.
قصه های برادران گریم را بر اخبار صفحه‌ی اول روزنامه‌ها ترجیح می‌دهم.
برگ‌های بدون گُل را بر گُل‌های بدون برگ ترجیح می‌دهم.
سگ‌هایی که دُم‌شان بریده نشده را ترجیح می‌دهم.
چشم‌های روشن را ترجیح می‌دهم،چرا که چشم‌های خودم تیره‌اند.
کشوهای میز را ترجیح می‌دهم.
چیزهای زیادی را که در این‌جا از آن‌ها نامی نبرده‌ام،
به چیزهای زیادی که خودم ناگفته گذاشته‌ام ترجیح می‌دهم.
صفرهای آزاد را به صفرهای به‌صف‌شده برای عدد شدن، ترجیح می‌دهم.
تعیین زمان توسط حشرات را به تعیین زمان توسط ستاره‌ها ترجیح می‌دهم.
ترجیح می‌دهم بزنم به تخته!
ترجیح می‌دهم نپرسم تا کِی و کِی.
ترجیح می‌دهم حتی این امکان را درنظربگیرم
که دنیا به یک دلیلی به‌وجود آمده است.“

📖 : ویسواوا شیمبورسکا - آدم ها روی پل
آلبر کامو عاشق فوتبال بود.
در اکثر وقت ها هم دوست داشت ایستاده بنویسه.

#fact
@withbooks
”درد داره
وقتی ساعت ها میشینی
به حرفایی که هیچ وقت قرار نیست بگی
فکر میکنی.“

📝 : هاینریش بل
”+ رزمارى، چرا این قدر عاشق کتابى؟
- …خب ، نمى‌دونم!
اون نگاهم کرد و هیچى نگفت. بعد من گفتم :
- خب در واقع من عاشقشونم، چون کتابا بهترین دوستاى من‌اند.“

📖 : رابین اسلوان - کتابفروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا
“Alas, once more it’s evening.
The whole of the world has turned black.
For fall of gods creatures it’s now time to rest – Except me whose trials and sorrows increase.
The world has no joy in its makeup.
Except death there’s no cure for ky woe.
But there in that corner under the pine tree, three drops of blood have dripped on the ground.”

📖 : Sadeq Hedayat - Three Drops Of Blood
کتاب‌ها
“Alas, once more it’s evening. The whole of the world has turned black. For fall of gods creatures it’s now time to rest – Except me whose trials and sorrows increase. The world has no joy in its makeup. Except death there’s no cure for ky woe. But there in…
”دریغا که بار دگر شام شد٬
سراپای گیتی سیه فام شد٬
همه خلق را گاه آرام شد؛ مگر من که رنج و غمم شد فزون.
جهان را نباشد خوشی در مزاج،
بجز مرگ نبود غمم را علاج٬
ولیکن در آن گوشه در پای کاج٬
چکیده است بر خاک؛
سه قطره خون.“
”گر کام دل از زمانه تصویر کنی
بی‌فایده خود را ز غمان پیر کنی
گیرم که ز دشمن گله آری بر دوست
چون دوست جفا کند چه تدبیر کنی؟“

📝 : سعدی
روز جهانی کتاب٬ مبارکتون باشه :") 💛
@withboks
کتاب‌ها
روز جهانی کتاب٬ مبارکتون باشه :") 💛 @withboks
– من عاشق کتابهام. من اون لحظه ای رو کتاب رو باز می‌کنی و داخلش می‌شی رو دوست دارم. تو می‌تونی از دنیایی که تووش زندگی می‌کنی فرار کنی و وارد داستانی بشی که خیلی جالب‌تر از زندگی خودت خواهد بود.
( Anonymous )