Forwarded from Deleted Account
Belong (Ft Denm)
Gnash
don’t you know that you could be the light in somebody else’s life,
all you gotta do is smile and say hi more than good bye. :)
all you gotta do is smile and say hi more than good bye. :)
"بزرگترین خیانتی که انسان می تواند به خودش بکند؛
ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری می کنند؟!“
📝 : ژان پل سارتر
ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری می کنند؟!“
📝 : ژان پل سارتر
”حاکم شرع گفت :
- کتاب خدا شرابو حروم کرده
این بابا گفت :
- حروم نکرده، مخفی کرده، تا برسه به دست اهلش، نه نا اهل.
گفته نمازخونا نخورن، نگفته همه نخورن، نگفته دردمندا نخورن، نگفته ته خط رسیده ها نخورن، نگفته پاکباخته ها و عاشقا و دلشکسته ها نخورن.
من جنس واسه اینا میبرم
نه واسه خلق اللّه.“
📖 : علیرضا روشن - کتاب کوچک عشق
- کتاب خدا شرابو حروم کرده
این بابا گفت :
- حروم نکرده، مخفی کرده، تا برسه به دست اهلش، نه نا اهل.
گفته نمازخونا نخورن، نگفته همه نخورن، نگفته دردمندا نخورن، نگفته ته خط رسیده ها نخورن، نگفته پاکباخته ها و عاشقا و دلشکسته ها نخورن.
من جنس واسه اینا میبرم
نه واسه خلق اللّه.“
📖 : علیرضا روشن - کتاب کوچک عشق
”بهم لبخند زد. از آن لبخند های واقعی و بعد نرده پایین آمد و او، آنطرف جهان ماند. لحظهای حس کردم چه قدر عاشقش ماندهام. چه قدر هستم و چه قدر بودهام. زخمهای روی صورتش خونریزی میکردند و بدنش خمیده شده بود. دستهای استخوانیاش را بالا آورد و دست تکان داد. آبی، دستم را میکشید. پاهایم بیاختیار برگشتند سمت روشنایی و او را آنطرف جهان تنها گذاشتم، دوباره.
لبخند زد و بعد چشمهایش بسته شد و روی دستهای سرباز فرود آمد. سرنگ را از گردن نازکش بیرون کشیدند، به یاد آوردم چه قدر عمیق نفس میکشید وقتی میبوسیدماش.
او آن طرف جهان ماند و من، تنهایش گذاشتم.
دوباره.“
📝 : دیانو
لبخند زد و بعد چشمهایش بسته شد و روی دستهای سرباز فرود آمد. سرنگ را از گردن نازکش بیرون کشیدند، به یاد آوردم چه قدر عمیق نفس میکشید وقتی میبوسیدماش.
او آن طرف جهان ماند و من، تنهایش گذاشتم.
دوباره.“
📝 : دیانو
”بیشتر مردم وقتی بهترین روزهای عمرشان را می گذرانند، نمی دانند که دارند بهترین روزهای عمرشان را می گذرانند!“
📖 : الیزابت استروت - آلیو کیتریج
📖 : الیزابت استروت - آلیو کیتریج
”روشنی زیاد هم جالب نیست،
آدم همه چیزو می بینه و همه اونو می بینن.
توی تاریکی آدم می تونه خیال کنه، چیزی، جایی، کسی منتظرشه ...“
📖 : داستایفسکی - شبهای روشن
آدم همه چیزو می بینه و همه اونو می بینن.
توی تاریکی آدم می تونه خیال کنه، چیزی، جایی، کسی منتظرشه ...“
📖 : داستایفسکی - شبهای روشن
”وقتی که همه ی پرنده ها برای زمستون، به سوی جنوب کوچ می کنند، یه پرنده ی عجیب و غریب راهش رو کج کرده به سمت شمال...
در حالی که به خودش می لرزه،در سرما به سمت شمال پرواز می کنه!
و می گه:
این طوری نیست که من، یخ و سرما و زمین پر از برف رو دوست داشته باشم!بلکه به خاطر این به شمال می رم،که بعضی وقت ها دوست دارم که:
تنها پرنده ی شهر باشم ...“
📖 : شل سیلور استاین - آرتمیس
در حالی که به خودش می لرزه،در سرما به سمت شمال پرواز می کنه!
و می گه:
این طوری نیست که من، یخ و سرما و زمین پر از برف رو دوست داشته باشم!بلکه به خاطر این به شمال می رم،که بعضی وقت ها دوست دارم که:
تنها پرنده ی شهر باشم ...“
📖 : شل سیلور استاین - آرتمیس
Neon Bible
Arcade Fire
Not much chance for survival, if the Neon Bible is ture.
[ N ]
[ N ]
”آدمیزاد با پاسخِ قطعی آسان تر از پاسخ مبهم کنار می آید. این قضیه به امید و ماهیت آن مربوط می شود. امید انگلی است در بدن انسان که در همزیستی کامل با قلب او زنده است.“
📖 : لنا آندرشون - تصرف عدوانی
📖 : لنا آندرشون - تصرف عدوانی
”حالا که ما یاد گرفته ایم در هوا مثل یک پرنده پرواز کنیم
و در دریا مثل یک ماهى شنا کنیم
فقط یک چیز باقى مانده یاد بگیریم
آنهم اينكه مثل یک آدم روى زمین زندگى کنیم.“
📝 : جرج برنارد شاو
و در دریا مثل یک ماهى شنا کنیم
فقط یک چیز باقى مانده یاد بگیریم
آنهم اينكه مثل یک آدم روى زمین زندگى کنیم.“
📝 : جرج برنارد شاو
من برای این دو تا کتاب جون میدم و حاضرم بشینم بارها و بارها بخونمشون.
📖 : گروس عبدالمکیان - هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست // سُویدا - علیرضا روشن
@withbooks
📖 : گروس عبدالمکیان - هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست // سُویدا - علیرضا روشن
@withbooks
”زمانِ حال چیز خنده دارى است؛
اصولا نمى تواند وجود داشته باشد. به مجرد اینکه از آن آگاه مى شویم، سپرى مى شود و دیگر حال نیست. این طورى ما مدام در گذشته زندگى به سر مى بریم، حتى هنگامى که در حال رویاپردازى درباره ى آینده هستیم.“
📖 : کالم مک کان - دیدن از سیزده منظر
اصولا نمى تواند وجود داشته باشد. به مجرد اینکه از آن آگاه مى شویم، سپرى مى شود و دیگر حال نیست. این طورى ما مدام در گذشته زندگى به سر مى بریم، حتى هنگامى که در حال رویاپردازى درباره ى آینده هستیم.“
📖 : کالم مک کان - دیدن از سیزده منظر
کتابها
Hello @withbooks
این کتاب، درواقع، کامو
دو ساعت مزخرفی که توو مدرسه داشتم رو برام مثل بهشت کرد و باعث شد لذت ببرم.
و فکر میکنم حداقل کاری که کتاب باید با ذهن آدم بکنه همینه؛ که بذاره توو شرایط بد و سخت یاد بگیری و لذت ببری.
مرسی کامو / مرسی مورسو :")
دو ساعت مزخرفی که توو مدرسه داشتم رو برام مثل بهشت کرد و باعث شد لذت ببرم.
و فکر میکنم حداقل کاری که کتاب باید با ذهن آدم بکنه همینه؛ که بذاره توو شرایط بد و سخت یاد بگیری و لذت ببری.
مرسی کامو / مرسی مورسو :")
” - حتا اگه الان هم وقت داشتم ... احساسات خودم رو بروز میدادم. هر اتفاق دیگه ای که برام بیوفته، مثل بارونیه که به سنگ میزنه.
سنگ، خنک میشه و این خیلی خوبه.
روز بعد آفتاب، اون رو میسوزونه.
من همیشه دغدغه ام این بود که، خوشبختی چیه؟“
📖 : آلبر کامو - مرگ خوش
سنگ، خنک میشه و این خیلی خوبه.
روز بعد آفتاب، اون رو میسوزونه.
من همیشه دغدغه ام این بود که، خوشبختی چیه؟“
📖 : آلبر کامو - مرگ خوش
”آسمان رنگ پرتقال بود. به دستانم که به سفیدی مرمر بودند نگاه کردم و با خودم گفتم ؛ مُرده بودن شبیه زن تووی آهنگ چه حسی دارد؟
با خودت فکر میکنی : چیزهای زیبای دنیا آخر سر خیلی هم خوب نیستند نه؟
میخواهم مُرده بمانم.
فکر کردم احتمالا همچین حسی دارد..“
📖 : پاتریک مک کیب - شاگرد قصاب
با خودت فکر میکنی : چیزهای زیبای دنیا آخر سر خیلی هم خوب نیستند نه؟
میخواهم مُرده بمانم.
فکر کردم احتمالا همچین حسی دارد..“
📖 : پاتریک مک کیب - شاگرد قصاب