کتاب‌ها
3.71K subscribers
349 photos
7 videos
11 files
65 links
«که دست ظلم نماند، چنین که هست دراز.»
- سعدی
goodreads.com/veiledancer
Download Telegram
”دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد ، میدانم ، میدانم ، میدانم.
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت.“

📝 : فروغ فرخزاد
HAPPY BIRTHDAY ''FOROOGH FAROKHZAD'' 💗

زندگینامه :
http://bit.ly/2CjymJs
فروغ، ۱۲ سال قبل از مرگش اولین شعر خودش رو به مجله روشنفکر سپرد و در همون هفته های اول بود که طرفداران بسیاری جذب کرده بود و حتا، یکی از شاعران معروف اون زمان [اسمش رو نمی‌دونم دقیقا]
فروغ رو از نظر نوشتن و بی‌ریایی به حافظ اون دوره تشبیه کرد.
و گفت : ’که اگر در قدرت کلام هم به پای لسان‌الغیب برسد حافظ دیگری خواهیم داشت.‘

#fact
@withbooks
📝 : فروغ فرخزاد
@withbooks
📖 : ریچارد کارلسون - زندگی یک فوریت نیست
@withbooks
”مشتری: خدا دنیا را ظرف شش روز ساخت، شما شلوار منو شش ماه طولش دادین، خسته نشدین؟

خیاط: ولی آقای عزیز، یک نگاه به دنیا بندازید یک نگاه هم به شلوارتون!“

📖 : ساموئل بکت - دست آخر
”هیچ کس هرگز کاملاً آزاد نیست.
آزادی بشر درست چند ساعت بعد از تولد از او سلب می‌شود.
از همان لحظه ای که برای ما اسمی می‌گذارند و ما را به خانواده ای نسبت می‌دهند٬ دیگر فرار غیر ممکن می‌شود. قادر نیستیم زنجیر را پاره کنیم و آزاد باشیم.
ساختمان بزرگ اداره ثبت اسناد زندان ماست. همه ما لابه لای اوراق آن کتاب‌ها له شده‌ایم.“

📖 : آلبا دسس پدس - از طرف او
”بیا وداع کنیم خان برارم!
بیا وداع کنیم.
اگر بنا باشد کسی از ما بماند
همان به که تو بمانی
کینه ی تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا عشق من.“

📖 : محمود دولت آبادی - کليدر
”عادلانه نیست که یک دقیقه برای گنداندن تمام یک زندگی کافی باشد.“

📖 : ژان پل سارتر - مرده های بی‌کفن و دفن
Forwarded from Deleted Account
Trouble
Coldplay
Mood.
📖 : ریچارد کارلسون - زندگی یک فوریت نیست
@withbooks
”امید، نوعی آفت است.
بی گناه ترین بافتها را می خورد و رشد میکند ...
می تواند از هرچیزی که به سود رشدش نیست، چشم بپوشد و خود را روی چیزی بیفکند که هستی اش را توانمند می کند.
سپس آنچه را یافته، به قدری نشخوار می کند که کوچکترین ذره ی غذایی اش استخراج شود.
حالا ، امید ،
دیوانه وار می جَود.“

📖 : لنا آندرشون - تصرف عدوانی
”جهان پیشینم را انکار می‌کنم
جهان تازه‌ام را دوست نمی دارم،
پس گریزگاه کجاست؟
اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟“

📝 : غادة السمان
”در خاطرات هر کسی چیزهایی است که به هیچ کس نمی گوید ، فقط برای دوستانش بازگو می کند.
‌مسائلی هم هست که حتی به دوستان نمی شود گفت و آدم فقط برای خودش می تواند بازگو کند ، عینِ راز است.
‌اما سرانجام چیزهایی هم هست که انسان حتی می ترسد برای خودش هم آشکار کند ...!“

📖 : فئودور داستایوفسکی - یادداشت های زیرزمینی
”مرا کسی نساخت، خدا ساخت؛ نه آنچنان که کسی می‌خواست، که من کسی نداشتم، کسم خدا بود، کس بی‌کسان. او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست، نه از من پرسید و نه از ان منِ دیگر ام. من یک گِلِ بی‌صاحب بودم. مرا روح خود در آن دمید و، بر روی خاک و بر زیر آفتاب تنها رهایم کرد.
مرا به خودم واگذاشت.
عاق آسمان! کسی هم مرا دوست نداشت؛ به فکر نبود. وقتی داشتند مرا می‌آفریدند می‌سرشتند، کسی آن گوشه خدا خدا نمی‌کرد. وقتی داشتم روح می‌پذیرفتم، شکل می‌گرفتم، قد می‌کشیدم، چشمهام رنگ می‌خورد، چهره ام طرح می‌شد، بینی ام نجابت می‌گرفت، فرشته ظریف و شوخ و مهربان و چابک پنجه ای، با نوک انگشتان کوچک سحر آفرینش، آنرا صاف و صوف نمی‌کرد..“

📖 : دکتر علی شریعتی - هبوط در کویر
Forwarded from Deleted Account
An Opening
Charlie Cunningham @withbooks
to see the whole thing is an oppening
a glimpse in to the world you wouldn’t find , and you don’t think it’s happening.
”من مردن جانوران را دیده ام و دلم می خواهد مثل آن ها بمیرم : در سکوت!“

📖 : ژان پل سارتر - مرده های بی کفن و دفن
”خوب فکر کرده ام، دچار توهم
نشده ام، تو را دوست دارم اما به تو اعتماد ندارم. چون رابطه ما واقعی نیست، شبیه بازی است. حالا که بازی است، هر بازی قاعده هایی دارد. دیگر نمی خواهم در پاریس تو را ببینم. نه در پاریس و نه هیج جای دیگری که تو را بترساندو وقتی با تو هستم دلم می خواهد بتوانم دستت را در خیابان بگیرم و در رستوران ببوسمت، در غیر این صورت لذتی برایم ندارد. در سنی نیستم که حوصله موش و گربه بازی داشته باشم. پس همدیگر را در جاهای دور می بینیم، هر چه دورتر بهتر.“

📖 : آنا گاوالدا - من او را دوست داشتم