This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿به رسمِ دوشنبههای سَبُکِ کانال..
تصمیم گرفتم یه لاین جدیدی باز کنم برای دوشنبهها و ایده این تصمیم هم از جلسات مشاوره با مراجعان عزیزم اومد.
خیلی پیش میاد میشنوم آدمها یا از دو کلمه متفاوت یکبرداشتِ واحد میکنن که باعث خطای شناختی میشه یا یک مفهومِ درست رو غلط درک میکنن و زندگیشون رو تحت الشعاع قرار میده.
سر همین تصمیم گرفتم این بخش رو جای نظرسنجی بذارم که به کیفیت درک احساسی شما از خودتون کمک کنه.
از این به بعد دوشنبهها
«یک کلمه، دو مفهوم متفاوت» رو خواهیم داشت.
فیدبکش رو هم بعداً شما بهم بدید.
تصمیم گرفتم یه لاین جدیدی باز کنم برای دوشنبهها و ایده این تصمیم هم از جلسات مشاوره با مراجعان عزیزم اومد.
خیلی پیش میاد میشنوم آدمها یا از دو کلمه متفاوت یکبرداشتِ واحد میکنن که باعث خطای شناختی میشه یا یک مفهومِ درست رو غلط درک میکنن و زندگیشون رو تحت الشعاع قرار میده.
سر همین تصمیم گرفتم این بخش رو جای نظرسنجی بذارم که به کیفیت درک احساسی شما از خودتون کمک کنه.
از این به بعد دوشنبهها
«یک کلمه، دو مفهوم متفاوت» رو خواهیم داشت.
فیدبکش رو هم بعداً شما بهم بدید.
❤11
«دوشنبههایِ یککلمه دو تفسیر»
اولین مفهومی که میریم سراغشون برای تفکیک دادن از هم و شفافیت:
مسئولیتپذیر بودن در قبالِ تصمیم/ نیاز به تضمینِ نتیجه برای تصمیمگیری هست.
خیلیها در ذهنشون این دو رو نهایتاً یک چیزِ واحد برداشت میکنن.
★مسئولیتپذیری نسبت به تصمیم:
یعنی من این تصمیم رو میگیرم و هر نتیجهای شد، میپذیرمش و باهاش کنار میام..
یعنی من نمیدونم چی میشه، ولی میتونم با ندونستنش کنار بیام و همچنان تصمیم بگیرم.
☆نیاز به تضمینِ نتیجه:
یعنی تا زمانی که مطمئن نشم دقیقاً نتیجه چی میشه، حرکت نمیکنم و تصمیم نمیگیرم.
یعنی قبل از هر حرکتِ رو به جلویی، ذهنم میره سراغِ «اگه بد شد چی؟» و تا جوابِ قطعی و اطمینان کامل نداشته باشم، اجازه حرکت به خودم نمیدم.
•تفاوتِ محسوس بینشون:
یه آدم ممکنه سالها منتظرِ "مطمئنشدن" بمونه قبل از تغییرِ شغل، شروعِ یه رابطه، پایان دادن به یه رابطه یا حتی یه مکالمهی سخت..
درحالی که تضمینی وجود نداره و قرار هم نیست وجود داشته باشه برای تصمیمگیری.
تنها چیزی که واقعاً وجود داره، ظرفیتِ ماست برایِ کنار اومدن با نتیجهای که نمیدونیم چیه.
@WisdomGrowthPath
اولین مفهومی که میریم سراغشون برای تفکیک دادن از هم و شفافیت:
مسئولیتپذیر بودن در قبالِ تصمیم/ نیاز به تضمینِ نتیجه برای تصمیمگیری هست.
خیلیها در ذهنشون این دو رو نهایتاً یک چیزِ واحد برداشت میکنن.
★مسئولیتپذیری نسبت به تصمیم:
یعنی من این تصمیم رو میگیرم و هر نتیجهای شد، میپذیرمش و باهاش کنار میام..
یعنی من نمیدونم چی میشه، ولی میتونم با ندونستنش کنار بیام و همچنان تصمیم بگیرم.
☆نیاز به تضمینِ نتیجه:
یعنی تا زمانی که مطمئن نشم دقیقاً نتیجه چی میشه، حرکت نمیکنم و تصمیم نمیگیرم.
یعنی قبل از هر حرکتِ رو به جلویی، ذهنم میره سراغِ «اگه بد شد چی؟» و تا جوابِ قطعی و اطمینان کامل نداشته باشم، اجازه حرکت به خودم نمیدم.
•تفاوتِ محسوس بینشون:
یه آدم ممکنه سالها منتظرِ "مطمئنشدن" بمونه قبل از تغییرِ شغل، شروعِ یه رابطه، پایان دادن به یه رابطه یا حتی یه مکالمهی سخت..
درحالی که تضمینی وجود نداره و قرار هم نیست وجود داشته باشه برای تصمیمگیری.
تنها چیزی که واقعاً وجود داره، ظرفیتِ ماست برایِ کنار اومدن با نتیجهای که نمیدونیم چیه.
@WisdomGrowthPath
❤9
یه نسخه از اکثرِ آدمها در گذشته بود که بلد بود آرزو کنه، نقشه رسیدن به رویاش رو بکشه و ذوق کنه.
ورژنی که آخرِ شب نقشه میکشید، دلش یه چیزایی رو «واقعاً» میخواست و تصمیم میگرفت از فردا صبح اولین قدم رو برداره..🌟
اون نسخه اما تو خیلیا دیگه وجود نداره.
حتی خیلیا انگار دیگه هیچی رو عمیقاً نمیخوان و آرزویی هم ندارن.
چرا؟
اون نسخه چه بلایی سرش اومده؟
امشب در ادامه موضوعِ این هفته، میریم سراغِ اتفاقی که باعش شده میل به خواستنِ هرچیزی در خیلیا خاموش شه.
ورژنی که آخرِ شب نقشه میکشید، دلش یه چیزایی رو «واقعاً» میخواست و تصمیم میگرفت از فردا صبح اولین قدم رو برداره..🌟
اون نسخه اما تو خیلیا دیگه وجود نداره.
حتی خیلیا انگار دیگه هیچی رو عمیقاً نمیخوان و آرزویی هم ندارن.
چرا؟
اون نسخه چه بلایی سرش اومده؟
امشب در ادامه موضوعِ این هفته، میریم سراغِ اتفاقی که باعش شده میل به خواستنِ هرچیزی در خیلیا خاموش شه.
❤8
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
یه نسخه از اکثرِ آدمها در گذشته بود که بلد بود آرزو کنه، نقشه رسیدن به رویاش رو بکشه و ذوق کنه. ورژنی که آخرِ شب نقشه میکشید، دلش یه چیزایی رو «واقعاً» میخواست و تصمیم میگرفت از فردا صبح اولین قدم رو برداره..🌟 اون نسخه اما تو خیلیا دیگه وجود نداره. حتی خیلیا…
وقتی انسان سالها منتظرِ «زمانِ درست» میمونه یه اتفاقِ جانبی در روانش میفته.
من اینو همیشه به مراجعام میگم، الآن به شماهم میگم. "یادتون باشه هر دفاعی هزینه داره.. همون دفاعی که الآن موقتاً ازمون محافظت میکنه، بعدها عاملِ رنج ما میشه"..
✮ماجرا از این قراره:
وقتی سالها یه خواسته رو سرکوب میکنیم به بهونهی «هنوز وقتش نرسیده»، خودِ خواسته هم به تدریج کمرنگ میشه.
وقتی خودِ میل کمرنگ میشه بعد از مدتی دیگه واقعاً نمیدونیم چقدر از اول میخواستیمش اصلاً؟!
اصلاً واقعا دوستش داشتیم؟
شک میکنیم به احساس و شوقمون.
تو روانشناسی به این پدیده میگن
«خاموشیِ انگیزشی»
(Motivational Extinction)
وقتی یه میل مدام بیجواب میمونه، روان به جای اینکه هی دردِ نرسیدن رو تحمل کنه میاد مکانیزم جبرانی پیاده میکنه و شدتِ میل رو پایین میاره.
یهجور بیحسیِ محافظتی..🧊
مشکل اینجاست که این بیحسی، انتخابی نیست و فقط رویِ یه خواسته اثر نمیذاره.
وقتی یاد میگیریم یه میل رو خاموش کنیم بقیهی میلهامون هم آروم آروم، رنگ میبازن.
برای همینه که وقتی از خیلی از آدما میپرسن «واقعاً چی میخوای؟» سکوت میکنن و جوابشون اینه که هیچی نمیخوام دیگه از این زندگی.
حالا خبرِ خوب هم میخوام بدم:
این میل در وجودمون از بین نرفته، فقط در اعماقِ روان تهنشین شده و میشه دوباره زندهاش کرد.
فردا میریم سراغِ اینکه چطور میشه دوباره شنیدش و پروتکل درمانی رو باهم مرور میکنیم.♡
اینو هم یادتون باشه اینجور پستها برای دستِ بهدست شدن خیلی کاربردی هستن و اگر کسی رو میشناسید که چنین روندی رو داره طی میکنه، براش بفرستید.
من اینو همیشه به مراجعام میگم، الآن به شماهم میگم. "یادتون باشه هر دفاعی هزینه داره.. همون دفاعی که الآن موقتاً ازمون محافظت میکنه، بعدها عاملِ رنج ما میشه"..
✮ماجرا از این قراره:
وقتی سالها یه خواسته رو سرکوب میکنیم به بهونهی «هنوز وقتش نرسیده»، خودِ خواسته هم به تدریج کمرنگ میشه.
وقتی خودِ میل کمرنگ میشه بعد از مدتی دیگه واقعاً نمیدونیم چقدر از اول میخواستیمش اصلاً؟!
اصلاً واقعا دوستش داشتیم؟
شک میکنیم به احساس و شوقمون.
تو روانشناسی به این پدیده میگن
«خاموشیِ انگیزشی»
(Motivational Extinction)
وقتی یه میل مدام بیجواب میمونه، روان به جای اینکه هی دردِ نرسیدن رو تحمل کنه میاد مکانیزم جبرانی پیاده میکنه و شدتِ میل رو پایین میاره.
یهجور بیحسیِ محافظتی..🧊
مشکل اینجاست که این بیحسی، انتخابی نیست و فقط رویِ یه خواسته اثر نمیذاره.
وقتی یاد میگیریم یه میل رو خاموش کنیم بقیهی میلهامون هم آروم آروم، رنگ میبازن.
برای همینه که وقتی از خیلی از آدما میپرسن «واقعاً چی میخوای؟» سکوت میکنن و جوابشون اینه که هیچی نمیخوام دیگه از این زندگی.
حالا خبرِ خوب هم میخوام بدم:
این میل در وجودمون از بین نرفته، فقط در اعماقِ روان تهنشین شده و میشه دوباره زندهاش کرد.
فردا میریم سراغِ اینکه چطور میشه دوباره شنیدش و پروتکل درمانی رو باهم مرور میکنیم.♡
اینو هم یادتون باشه اینجور پستها برای دستِ بهدست شدن خیلی کاربردی هستن و اگر کسی رو میشناسید که چنین روندی رو داره طی میکنه، براش بفرستید.
❤9
از اوّل هفته پست سریالیمون درباره "زندگی در حالتِ انتظار" رو شروع کردیم تا نهایتاً در آخرِ هفته برسیم به اینکه راهکار عملی برای پشت سر گذاشتن این تله روانی چیه؟
تا حالا هرچی گفتیم، فرضمون این بود که این حالتِ انتظار یه دشمنه که باید شکستش بدیم.
ولی این دقیقاً همون چیزیه که کار نمیکنه و زاویه دیدِ اشتباهیه عزیزان..
هرچقدر ما با یه بخش از خودمون محکمتر بجنگیم، اون بخش سرسختتر میشه و انرژیش تقویت میشه.
صدایی که میگه «هنوز وقتش نیست» دشمنِ ما نیست.
•یه نگهبانه در اصل•
این نگهبان تو یه دورهای از زندگیمون شکل گرفت که یاد گرفتیم حرکت کردن رو به جلو و انجامِ کارهای تازه واسه ما خیری نداره.
یا باعثِ دعوا و دردسر میشه
یا وسط راه ولش میکنیم
یا تهش بازم شکست میخوریم
از اون موقع تا الان وظیفهی این نگهبان جلوگیری ازخطرِ فرضیه.
درمانِ واقعی، جنگیدن با این نگهبان نیست بلکه صحبتکردن باهاشه.
وقتی بهجایِ «چرا نمیذاری حرکت کنم؟» بپرسیم «از چی داری محافظت میکنی؟»
اون نگهبانِ فرضی دیگه نیازی نمیبینه محکم جلومون رو بگیره.
چرا؟ چون بالاخره داری باهاش حرف میزنی و اونم متوجه میشه تو آرومی و حالا برای اقدام کردن امنه.🌱
تا حالا هرچی گفتیم، فرضمون این بود که این حالتِ انتظار یه دشمنه که باید شکستش بدیم.
ولی این دقیقاً همون چیزیه که کار نمیکنه و زاویه دیدِ اشتباهیه عزیزان..
هرچقدر ما با یه بخش از خودمون محکمتر بجنگیم، اون بخش سرسختتر میشه و انرژیش تقویت میشه.
صدایی که میگه «هنوز وقتش نیست» دشمنِ ما نیست.
•یه نگهبانه در اصل•
این نگهبان تو یه دورهای از زندگیمون شکل گرفت که یاد گرفتیم حرکت کردن رو به جلو و انجامِ کارهای تازه واسه ما خیری نداره.
یا باعثِ دعوا و دردسر میشه
یا وسط راه ولش میکنیم
یا تهش بازم شکست میخوریم
از اون موقع تا الان وظیفهی این نگهبان جلوگیری ازخطرِ فرضیه.
درمانِ واقعی، جنگیدن با این نگهبان نیست بلکه صحبتکردن باهاشه.
وقتی بهجایِ «چرا نمیذاری حرکت کنم؟» بپرسیم «از چی داری محافظت میکنی؟»
اون نگهبانِ فرضی دیگه نیازی نمیبینه محکم جلومون رو بگیره.
چرا؟ چون بالاخره داری باهاش حرف میزنی و اونم متوجه میشه تو آرومی و حالا برای اقدام کردن امنه.🌱
❤9
✶یه اتفاقِ جدید هم میخوام از این به بعد باهم داشته باشیم.
بعضی وقتا قراره یه تمرین بهتون بدم که فقط با خوندنِ پست، اثرِ تثبیت کننده درمانیش گذاشته نمیشه و شما باید بشینید و تمرینتون رو بنویسید..
از این هفته یه دفترِ کوچیک بردارید.
دفتری که دوستش دارید و حس امنیت بهتون میده و بذاریدش برایِ این کار عملیمون باهم.
اسمشو هم میذاریم 𓊉ژورنالِ خودکاویِ من𓊈 📕
هر بار که میریم سراغش یعنی داریم یه قدمِ عملی و تاثیرگذار برایِ سلامت روانمون برمیدارم.
بعضی وقتا قراره یه تمرین بهتون بدم که فقط با خوندنِ پست، اثرِ تثبیت کننده درمانیش گذاشته نمیشه و شما باید بشینید و تمرینتون رو بنویسید..
از این هفته یه دفترِ کوچیک بردارید.
دفتری که دوستش دارید و حس امنیت بهتون میده و بذاریدش برایِ این کار عملیمون باهم.
اسمشو هم میذاریم 𓊉ژورنالِ خودکاویِ من𓊈 📕
هر بار که میریم سراغش یعنی داریم یه قدمِ عملی و تاثیرگذار برایِ سلامت روانمون برمیدارم.
❤7🌚1
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
✶یه اتفاقِ جدید هم میخوام از این به بعد باهم داشته باشیم. بعضی وقتا قراره یه تمرین بهتون بدم که فقط با خوندنِ پست، اثرِ تثبیت کننده درمانیش گذاشته نمیشه و شما باید بشینید و تمرینتون رو بنویسید.. از این هفته یه دفترِ کوچیک بردارید. دفتری که دوستش دارید و حس…
✶دفترتون رو بیارید.
اولین تمرین اینه: این سه تا سوال رو یکییکی بنویسید و جواب بدید.
همون چیزی که اول به ذهنتون میاد رو بنویسید بدونِ سبکوسنگین کردنش.
۱. داری از چی محافظت میکنی؟
۲. فکر میکنی اگه همین الان حرکت کنی، چه اتفاقی میفته؟
۳. چی لازم داری که راحتتر جلو بری؟
یه نکته مهم هم بگم که خیلیا نمیدونن. وقتی این سوالا رو جواب میدید بهجایِ «من چی میخوام» اسمِ خودتونو به کار ببرید، مثلاً «شمیم از چی داره محافظت میکنه؟»
این یه تکنیکِ روانشناسیه که نشون داده وقتی دربارهی خودمون در سوم شخص مینویسیم، ذهن کمتر میره تو حالتِ دفاعی و صادقانهتر جواب میدیم.
#ژورنال_خودکاوی_من
#ژورنالینگ
اولین تمرین اینه: این سه تا سوال رو یکییکی بنویسید و جواب بدید.
همون چیزی که اول به ذهنتون میاد رو بنویسید بدونِ سبکوسنگین کردنش.
۱. داری از چی محافظت میکنی؟
۲. فکر میکنی اگه همین الان حرکت کنی، چه اتفاقی میفته؟
۳. چی لازم داری که راحتتر جلو بری؟
یه نکته مهم هم بگم که خیلیا نمیدونن. وقتی این سوالا رو جواب میدید بهجایِ «من چی میخوام» اسمِ خودتونو به کار ببرید، مثلاً «شمیم از چی داره محافظت میکنه؟»
این یه تکنیکِ روانشناسیه که نشون داده وقتی دربارهی خودمون در سوم شخص مینویسیم، ذهن کمتر میره تو حالتِ دفاعی و صادقانهتر جواب میدیم.
#ژورنال_خودکاوی_من
#ژورنالینگ
❤9
این هفته عمیقترین لایههای اتفاقاتی که موجب «زندگی در حالتِ انتظار» میشه رو بررسی کردیم.
اینکه این انفعال و انتظار از کی شکل میگیره؟
هزینهی به تعویق انداختن خواستههامون چقدره؟
و نهایتاً رسیدیم به اینکه راهِ بیرون اومدن از این شرایط، جنگیدن با این تله نیست بلکه شنیدنِ صدایِ نگهبانِ درونیمونه که فکر میکنه داره ازمون محافظت میکنه. . .
عمیقا فهمیدیم که رشد میتونه از یه گفتوگوی صادقانه با خودمونه شروع بشه و این دیگه فقط یه شعار نیست.
آخرِ هفته خوبی داشته باشید ☕
#زندگی_در_حالت_انتظار #Pre_Life_Mode
#خاموشی_انگیزشی #MotivationalExtinction
#ژورنال_خودکاوی_من #Journaling
اینکه این انفعال و انتظار از کی شکل میگیره؟
هزینهی به تعویق انداختن خواستههامون چقدره؟
و نهایتاً رسیدیم به اینکه راهِ بیرون اومدن از این شرایط، جنگیدن با این تله نیست بلکه شنیدنِ صدایِ نگهبانِ درونیمونه که فکر میکنه داره ازمون محافظت میکنه. . .
عمیقا فهمیدیم که رشد میتونه از یه گفتوگوی صادقانه با خودمونه شروع بشه و این دیگه فقط یه شعار نیست.
آخرِ هفته خوبی داشته باشید ☕
#زندگی_در_حالت_انتظار #Pre_Life_Mode
#خاموشی_انگیزشی #MotivationalExtinction
#ژورنال_خودکاوی_من #Journaling
❤7
ممبرای عزیز اگر کسی از شما قابلیت بوست کردن کانال رو داره، میخواستم بگم خیلی خوشحال میشم اتاق سوم رو بوست کنید.♥️
یه سری کارای جالبتر برای فعالیتِ بیشتر کانال در نظر گرفتم که همشون نیاز به دسترسی پرمیوم دارن.
🌿خیلی متشکرم ازتون:
https://t.me/boost/WisdomGrowthPath
یه سری کارای جالبتر برای فعالیتِ بیشتر کانال در نظر گرفتم که همشون نیاز به دسترسی پرمیوم دارن.
🌿خیلی متشکرم ازتون:
https://t.me/boost/WisdomGrowthPath
1❤7
یه نیرویی در گونهٔ انسان هست که هیچ جنگی، هیچ بحرانی، هیچ آدمی نمیتونه اونو ازش بگیره..
حتی اگه آدم همه چیز رو از دست بده.
میخوام به این سوال فکر کنید:
اگه خونهات، داراییت، آیندهای که براش نقشه داشتی، همه و همه رو بگیرن ازت... چی از تو باقی میمونه؟
ازتون میخوام واقعاً بهش فکر کند.
امشب میخوایم همین رو باز کنیم♥️
حتی اگه آدم همه چیز رو از دست بده.
میخوام به این سوال فکر کنید:
اگه خونهات، داراییت، آیندهای که براش نقشه داشتی، همه و همه رو بگیرن ازت... چی از تو باقی میمونه؟
ازتون میخوام واقعاً بهش فکر کند.
امشب میخوایم همین رو باز کنیم♥️
❤7
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
یه نیرویی در گونهٔ انسان هست که هیچ جنگی، هیچ بحرانی، هیچ آدمی نمیتونه اونو ازش بگیره.. حتی اگه آدم همه چیز رو از دست بده. میخوام به این سوال فکر کنید: اگه خونهات، داراییت، آیندهای که براش نقشه داشتی، همه و همه رو بگیرن ازت... چی از تو باقی میمونه؟ ازتون…
خُب برایِ فهمِ بهترِ این نیرویِ روانی میخوام از معرفی کسی که بهش پرداخت شروع کنم.
روانپزشکی به اسم ویکتور فرانکل این سوال براش انتزاعی نبود، واقعیتِ زندگی خودش بود..
اون تو اردوگاههای کار اجباری همه چیزش رو از دست داد؛ خانواده، دارایی، حتی اسمش رو با یه عدد عوض کردن!😶
اما یه چیزی رو به گفتهی خودش هیچکس نتونست ازش بگیره.
بهش میگفت «قدرتِ سرکشِ روح»
(Trotzmacht des Geistes)
این نیرو توضیح میده حتی وقتی شرایطِ بیرونی کاملاً از کنترل خارجه، یه فضای کوچیک همیشه و برایِ همه باقی میمونه؛ فضایِ انتخابِ اینکه چه واکنشی نشون بدیم
روانپزشکی به اسم ویکتور فرانکل این سوال براش انتزاعی نبود، واقعیتِ زندگی خودش بود..
اون تو اردوگاههای کار اجباری همه چیزش رو از دست داد؛ خانواده، دارایی، حتی اسمش رو با یه عدد عوض کردن!😶
اما یه چیزی رو به گفتهی خودش هیچکس نتونست ازش بگیره.
بهش میگفت «قدرتِ سرکشِ روح»
(Trotzmacht des Geistes)
این نیرو توضیح میده حتی وقتی شرایطِ بیرونی کاملاً از کنترل خارجه، یه فضای کوچیک همیشه و برایِ همه باقی میمونه؛ فضایِ انتخابِ اینکه چه واکنشی نشون بدیم
❤9
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
خُب برایِ فهمِ بهترِ این نیرویِ روانی میخوام از معرفی کسی که بهش پرداخت شروع کنم. روانپزشکی به اسم ویکتور فرانکل این سوال براش انتزاعی نبود، واقعیتِ زندگی خودش بود.. اون تو اردوگاههای کار اجباری همه چیزش رو از دست داد؛ خانواده، دارایی، حتی اسمش رو با یه…
مجدداً دقت کنید به جمله:
نه شرایط، بلکه واکنش به شرایط، آخرین چیزیه که واقعاً مالِ ما و در اختیارمون میمونه.
این نه امیدواریِ کاذبه، نه انکارِ رنج..
یه ادعای حقیقی درمورد قدرتِ انسانه.
حتی وقتی همه چیز خارج از کنترله، گزینههای انتخابِ واکنش همیشه دست ما میمونه.
این مساله رو امشب بهش فکر کنید، مخصوصا درمورد زندگی شخصیتون مرورش کنید...
فردا میریم سراغِ دلیلی که خیلیا این حرف رو اشتباه میفهمن و جواب سوالی که ازش میترسن هم همونجاست !
(میدونم مبهم گفتم اما فردا متوجه میشید از چه سوالی بعضیا خوششون نمیاد در اینباره.)
اگه فکر میکنید کسی از اطرافیانتون الآن به این آگاهی نیاز داره، این پست رو براش بفرستید.♥️
نه شرایط، بلکه واکنش به شرایط، آخرین چیزیه که واقعاً مالِ ما و در اختیارمون میمونه.
این نه امیدواریِ کاذبه، نه انکارِ رنج..
یه ادعای حقیقی درمورد قدرتِ انسانه.
حتی وقتی همه چیز خارج از کنترله، گزینههای انتخابِ واکنش همیشه دست ما میمونه.
این مساله رو امشب بهش فکر کنید، مخصوصا درمورد زندگی شخصیتون مرورش کنید...
فردا میریم سراغِ دلیلی که خیلیا این حرف رو اشتباه میفهمن و جواب سوالی که ازش میترسن هم همونجاست !
(میدونم مبهم گفتم اما فردا متوجه میشید از چه سوالی بعضیا خوششون نمیاد در اینباره.)
اگه فکر میکنید کسی از اطرافیانتون الآن به این آگاهی نیاز داره، این پست رو براش بفرستید.♥️
1❤10
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
یه نیرویی در گونهٔ انسان هست که هیچ جنگی، هیچ بحرانی، هیچ آدمی نمیتونه اونو ازش بگیره.. حتی اگه آدم همه چیز رو از دست بده. میخوام به این سوال فکر کنید: اگه خونهات، داراییت، آیندهای که براش نقشه داشتی، همه و همه رو بگیرن ازت... چی از تو باقی میمونه؟ ازتون…
پستهای امشب رو با دقت خوندید؟☕
یکی از عمیقترین مباحث در رویکرد روانشناسی انسانگراست..
*ریکشن شما به من علاقه شما به موضوع رو نشون میده. دوست دارید مباحث اینچنینی رو؟
یکی از عمیقترین مباحث در رویکرد روانشناسی انسانگراست..
*ریکشن شما به من علاقه شما به موضوع رو نشون میده. دوست دارید مباحث اینچنینی رو؟
❤6
حقیقتی که دیروز گفتیم، یکی از پُر پتانسیلترین جملههای روانشناسی برای تبدیل شدن به مطلبِ زرده اگه بد فهمیده بشه..
خیلیا وقتی میشنونش، برداشتشون دقیقاً برعکسِ چیزیه که باید باشه.
امشب میخوایم این سوءتفاهم رو کامل باهم باز کنیم تا یکبار این ماجرا از ریشه فهم و درک شه چون مباحثِ اتاق سوم همه از ریشههای علمیِ قوی برخوردارن🌅
خیلیا وقتی میشنونش، برداشتشون دقیقاً برعکسِ چیزیه که باید باشه.
امشب میخوایم این سوءتفاهم رو کامل باهم باز کنیم تا یکبار این ماجرا از ریشه فهم و درک شه چون مباحثِ اتاق سوم همه از ریشههای علمیِ قوی برخوردارن🌅
❤5
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
حقیقتی که دیروز گفتیم، یکی از پُر پتانسیلترین جملههای روانشناسی برای تبدیل شدن به مطلبِ زرده اگه بد فهمیده بشه.. خیلیا وقتی میشنونش، برداشتشون دقیقاً برعکسِ چیزیه که باید باشه. امشب میخوایم این سوءتفاهم رو کامل باهم باز کنیم تا یکبار این ماجرا از ریشه فهم…
خب ما میخوایم از کلیشهها فراتر بریم.
ممکنه بعضیا فکر کنن پستِ دیشب یعنی «هرچی شد ناراحت نشو، قوی بمون».
این دقیقاً برعکسِ چیزیه که خود فرانکل میگفت و منظورِ منه.
اون هیچوقت نگفت درد رو انکار کن.
منظورِ اون این بود که تفاوت و فاصله بین اتفاقی که برامون میفته و واکنشی که نشون میدیم هست.
تو اون حدِ فاصل هست که انتخاب شکل میگیره.
مثلاً تو میتونی داغون باشی و همچنان انتخاب کنی چطور با این داغون بودن رفتار کنی.
اینا با هم تناقض ندارن.
قدرتِ سرکشِ روح یعنی میتونی همزمان بشکنی و همچنان انتخابگر باشی؛ این دوتا هیچوقت با هم در تضاد نیستن.
«قرار نیست که همیشه قوی بمونیم یا درد رو انکار کنیم، صرفاً توجه به قدرتِ انتخابمون ملاکمونه»
همین فاصلهی کوچیک بین اتفاق و واکنش، جاییه که همهچیز تو زندگی عوض میشه.
این هفته رو با همین آگاهی جلو میریم و فردا یه نظرسنجی داریم که خودتون تعیین میکنید بقیهی هفته از کدوم زاویه بهش بپردازیم.
اگر هم فکر میکنید یکی از دوستاتون الان به شنیدن این تفاوت نیاز داره، این پست رو براش بفرستید.♥️
ممکنه بعضیا فکر کنن پستِ دیشب یعنی «هرچی شد ناراحت نشو، قوی بمون».
این دقیقاً برعکسِ چیزیه که خود فرانکل میگفت و منظورِ منه.
اون هیچوقت نگفت درد رو انکار کن.
منظورِ اون این بود که تفاوت و فاصله بین اتفاقی که برامون میفته و واکنشی که نشون میدیم هست.
تو اون حدِ فاصل هست که انتخاب شکل میگیره.
مثلاً تو میتونی داغون باشی و همچنان انتخاب کنی چطور با این داغون بودن رفتار کنی.
اینا با هم تناقض ندارن.
قدرتِ سرکشِ روح یعنی میتونی همزمان بشکنی و همچنان انتخابگر باشی؛ این دوتا هیچوقت با هم در تضاد نیستن.
«قرار نیست که همیشه قوی بمونیم یا درد رو انکار کنیم، صرفاً توجه به قدرتِ انتخابمون ملاکمونه»
همین فاصلهی کوچیک بین اتفاق و واکنش، جاییه که همهچیز تو زندگی عوض میشه.
این هفته رو با همین آگاهی جلو میریم و فردا یه نظرسنجی داریم که خودتون تعیین میکنید بقیهی هفته از کدوم زاویه بهش بپردازیم.
اگر هم فکر میکنید یکی از دوستاتون الان به شنیدن این تفاوت نیاز داره، این پست رو براش بفرستید.♥️
❤10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در هر لحظه، انتخابی هست میانِ امنیت(Comfort Zone) و رشد؛ رشد را بارها انتخاب کن. 🌱
#آبراهام_مزلو
#آبراهام_مزلو
❤10
کدوم مورد از گزینهها بیشترین حسِ «خارج از کنترل شما بودن» رو بهتون میده؟
Final Results
32%
اخبار و اتفاقاتی که هر روز بهتون میرسه و کاری از شما برنمیاد
47%
تصمیمِ یه نفرِ دیگه که مستقیم رو زندگی شما اثر گذاشته
13%
اتفاقی که افتاده و دیگه نمیشه برشون گردوند به عقب
32%
واکنش و رفتارِ آدمایی که دور شما هستن
38%
آیندهای که نمیدونید میخواد چی بشه(زندگی شخصیتون ملاکه)
28%
ورژنی از زندگیتون که میتونست باشه ولی برای واقعی شدنش هنوز اقدام نمیکنید
❤4
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
کدوم مورد از گزینهها بیشترین حسِ «خارج از کنترل شما بودن» رو بهتون میده؟
کارل راجرز میگفت آدمِ سالم، آدمیه که مدام در حالِ شدنه نه رسیدن به یه نقطهی ثابت.
یعنی ندونستنِ اینکه فردا چی میشه نشونهی خرابیِ زندگی نیست؛ نشونهی اینه که ما زندهایم و در حالِ شکل گرفتن و شکل دادنِ زندگیمون هستیم.🔅
یعنی ندونستنِ اینکه فردا چی میشه نشونهی خرابیِ زندگی نیست؛ نشونهی اینه که ما زندهایم و در حالِ شکل گرفتن و شکل دادنِ زندگیمون هستیم.🔅
❤5