🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
802 subscribers
142 photos
20 videos
2 files
13 links
🏛️ اتاق سوم | فضایی برای دیدنِ خودمونه؛ صادقانه‌تر و عمیق‌تر
چیزی که اینجا میخونید بازتاب مشاهدات و مطالعات نویسنده‌ست، نه توصیه یا تشخیص بالینی برای شرایط فردی شما.
★هماهنگی تراپی بامن: @Therapy_Admin
★Boost:
https://t.me/boost/WisdomGrowthPath
Download Telegram
این هفته، قدم‌ به‌ قدم این سوال رو شکافتیم:
چرا بعد از اتمامِ رابطه با بعضی آدما، نمی‌تونیم مووآن کنیم؟
از اونجا شروع کردیم که خودِ عشق، یه پدیده‌ی واقعیه نه یه ضعف یا اتفاقِ قابلِ تحلیل.
بعد دیدیم گاهی چیزی که سوگش رو می‌خوریم، «خودِ درخشان‌تر و خوشحال‌ترمونه»، نه فقط اون آدم.
بعدش رفتیم سراغِ اون فضای منحصر به‌ فردی که فقط بینِ دو نفرِ خاص ساخته میشه و دیگه تکرار نمیشه.
بعد دیدیم گاهی دنبالِ تاییدی میگردیم که خیلی قبل‌تر، جای دیگه‌ای ناتموم مونده و ریشه در خانواده داره.
و در آخر رسیدیم به این‌که چرا مغزِ ما حتی جلوی یه نشونه‌ی کوچیک سریع به شکلِ ناهشیار وارد حالتِ خطر میشه و ریکشن میده.
نکته‌ای که همه‌ی این‌ها رو وصل میکنه اینه: هیچ‌کدومِ این الگوها، نشانه ضعف نیستن.
همشون تلاشِ روانِ ما هستن برای امن‌ موندن حتی وقتی خودِ این تلاش داره اذیتمون میکنه.♥️
هدفِ این‌جا این نیست که تحلیل کنیم و همونجا بمونیم؛ هدف اینه که یاد بگیریم این الگوها رو ببینیم، بفهمیم و اگه خواستیم، بتونیم تغییرشون بدیم.
اگر از دوستاتون هم کسی به این فضا نیاز داره، این پست رو براش بفرستید.

@WisdomGrowthPath
8
یه مساله مهمی که میخوام از امروز بهش بپردازیم و سرسری نگیریمش درباره زمانیه که برای "شروع کردن" منتظرِ یه اتفاقِ ایده‌آل میمونیم.
شده مثلاً با خودتون بگید «وقتی فلان اتفاق بیفته، اونوقت دیگه شروع میکنم»
وقتی پولدار شدم..
وقتی از این رابطه بیرون اومدم..
وقتی حالم بهتر شد..
وقتی آماده بودم...
انگار بخشی از تجربه زیستن رو برایِ «بعداً» نگه داریم و منتظر بمونیم یه آدمِ خاص یا شرایطِ کاملاً مساعد حمایتمون کنه و بعد شروع کنیم..
این حالت رو ممکنه بارها تجربه کرده باشیم.
اما تا حالا واقعاً دقت کردید که چقدر از پتانسیل‌های زندگی تو این تله گیر کرده؟
7
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
یه مساله مهمی که میخوام از امروز بهش بپردازیم و سرسری نگیریمش درباره زمانیه که برای "شروع کردن" منتظرِ یه اتفاقِ ایده‌آل میمونیم. شده مثلاً با خودتون بگید «وقتی فلان اتفاق بیفته، اونوقت دیگه شروع میکنم» وقتی پولدار شدم.. وقتی از این رابطه بیرون اومدم.. وقتی…
میدونستید خیلی از آدما سال‌ها تجربیاتِ جدید رو امتحان نمیکنن و نیمی از پتانسیل‌های زندگی رو از دست میدن و فقط منتظر میمونن برای یه روزِ خاص تو آینده؟🗓
البته این نه تنبلیه، نه رخوتِ فیزیکی
یه تله‌ی ذهنیه که بهش میگن:
زندگی در حالتِ انتظار
(Pre-life Mode)
یعنی همه‌ چیز مشروط شده به یه نقطه‌ی فرضی تو آینده و تا اون نقطه نرسه، ما محکومیم به ادامه دادن به شیوه قبل...
جالبیش اینه که این حالت اغلب شبیهِ «مسئولیت‌پذیری» یا «واقع‌بین بودن» به نظر میاد..
آدم در این شرایط فکر میکنه داره منطقی رفتار میکنه نه اینکه داره از زندگی و تجربیات جدید فرار میکنه..
اما فقط زمانی که نگاه کنیم به عقب و حساب کنیم چند سال از عمرمون تو همین حالتِ "هنوز زمانش نرسیده، سر فرصت انجامش میدم" گذشته، تازه میفهمیم چقدر از زندگیِ واقعی رو معلق نگه داشتیم.
این یه واقعیته که زندگی، منتظرِ نسخه‌ی ایده‌آلِ ما نمیمونه...

این هفته میخوایم قدم‌ به‌ قدم بریم سراغِ زیر و بم این ماجرا که:
این حالت از کجا شکل میگیره؟
چرا انقدر بهش میچسبیم؟
و چطور می‌شه ازش بیرون اومد؟
اگر فکر میکنید کسی رو میشناسید که تو همین حالته، این پست رو براش بفرستید تا این هفته باهم همراهش باشیم.♥️
8🌚1
در رابطه با پستِ هرشب، اگر سوالی داشتید بپرسید یا اگر چیزی خواستید اضافه کنید، راحت باشید و حرفتون رو بزنید.
این به نفعِ شماست چون کمک میکنه مطلب بهتر براتون جا بیفته و ابهاماتتون به کمتربن میزان برسه.
برای من فقط خوندن و ریکشن زدن شما کافیه.
7
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
یه مساله مهمی که میخوام از امروز بهش بپردازیم و سرسری نگیریمش درباره زمانیه که برای "شروع کردن" منتظرِ یه اتفاقِ ایده‌آل میمونیم. شده مثلاً با خودتون بگید «وقتی فلان اتفاق بیفته، اونوقت دیگه شروع میکنم» وقتی پولدار شدم.. وقتی از این رابطه بیرون اومدم.. وقتی…
دیروز چندنفرتون این پست رو فرستادید برای اطرافیانتون و این خیلی قشنگه.🤍
یه عزیزی هم بهم پیام ناشناس داد و گفت مشتاقانه منتظر پست امشبه.
اول از همه به تازه‌ واردایِ این چند روز خوش آمد میگم، خوشحالم اینجایید.
اگه دیروز فقط توصیفِ ماجرا بود، امروز میریم یه‌قدم جلوتر.
می‌خوایم بفهمیم این حالت از کجا میاد و چرا روانِ ما اصلاً همچین کاری با ما میکنه.
7
دیروز گفتیم بخشِ زیادی از عمرمون داره تو انتظار میگذره و اقدامات جدید انجام نمیدیم..
امروز میخوایم یه چیزِ عمیق‌تر رو باهم بررسی کنیم که چرا اصلاً متوجهِ این ماجرا نمیشیم و ادامه میدیدمش.
میدونید احساسش شبیه چیه؟
شبیه همین تصویر اگر خوب بهش نگاه کنید🎑
انگار تو ذهنمون داره یه فیلمِ رنگی از پتانسیل‌های زندگیمون در آینده پخش میکنه
و دقیقاً همزمان، زندگیِ واقعیِ ما در لحظه حال داره خاکستری میگذره ..
امشب میریم دقیقاً سراغِ همین بخشِ خیال‌پرداز تا ببینیم چی پشتش نهفته‌ست.
7
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
دیروز گفتیم بخشِ زیادی از عمرمون داره تو انتظار میگذره و اقدامات جدید انجام نمیدیم.. امروز میخوایم یه چیزِ عمیق‌تر رو باهم بررسی کنیم که چرا اصلاً متوجهِ این ماجرا نمیشیم و ادامه میدیدمش. میدونید احساسش شبیه چیه؟ شبیه همین تصویر اگر خوب بهش نگاه کنید🎑 انگار…
چیزی که میخوام بدونید اینه که گاهی روانِ انسان، «انتظار» رو نه از سرِ رکود، بلکه به‌عنوانِ یه مکانیزمِ دفاعی انتخاب میکنه.
این نه ضعفه، نه بی‌ ارادگی.
دو تا مکانیزمِ روانی پشتِ این ماجراست:
•اوّل: فرار از مسئولیت
(Avoidance of Agency)
تا وقتی زندگیِ اصلی شروع نشده باشه، لازم نیست با شکست یا سختیِ ناقص بودن همین امروز رو به‌ رو بشیم.
انتظار، یه منطقه‌ی امنِ کاذبه..
جایی که هنوز قضاوت نمیشیم، چون هنوز بهش وارد نشدیم.
پس این مکانیزم خیلی قابل درکه.
•دوّم: اضطرابِ وجودی و کمال‌گرایی
(Existential Dread & Perfectionism)
واقعیت اینه که زندگیِ امروز ما ناقصه، کدره و پر از چالشه...
روانی که نمیتونه این نقص رو تحمل کنه، به‌جای پذیرفتنش کلِ زندگی رو به حالت تعلیق درمیاره تا یه روزی که «همه‌چیز کامل بشه».
نکته مهم این پست که بازم تاکید میکنم اینجاست: این دو مکانیزم، دفاع‌ روانی هستن نه ضعف.
روانِ ما میخواد ازمون محافظت کنه، فقط بلد نیست به شکلِ سالم‌تری این کارو انجام بده.

حالا که فهمیدیم چرا این اتفاق میفته سؤالِ بعدی اینه:
تا کِی قراره این دفاع، جایِ آگاهانه زندگی‌ کردن رو بگیره؟
سه‌شنبه میریم سراغِ همین سؤال.
در آخر هم میخوام بگم اگه این پست براتون آگاهی بخش بود بفرستیدش برای کسی که میدونید الان تو همین چرخه گیر کرده و آگاهی رو نشر بدید.🤍
12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿به رسمِ دوشنبه‌های سَبُکِ کانال..
تصمیم گرفتم یه لاین جدیدی باز کنم برای دوشنبه‌ها و ایده این تصمیم هم از جلسات مشاوره با مراجعان عزیزم اومد.

خیلی پیش میاد میشنوم آدم‌ها یا از دو کلمه متفاوت یک‌برداشتِ واحد میکنن که باعث خطای شناختی میشه یا یک مفهومِ درست رو غلط درک میکنن و زندگیشون رو تحت الشعاع قرار میده.
سر همین تصمیم گرفتم این بخش رو جای نظرسنجی بذارم که به کیفیت درک احساسی شما از خودتون کمک کنه.
از این به بعد دوشنبه‌ها
«یک کلمه، دو مفهوم متفاوت» رو خواهیم داشت.
فیدبکش رو هم بعداً شما بهم بدید.
11
«دوشنبه‌هایِ یک‌کلمه دو تفسیر»
اولین مفهومی که میریم سراغشون برای تفکیک دادن از هم و شفافیت:
مسئولیت‌پذیر بودن در قبالِ تصمیم/ نیاز به تضمینِ نتیجه برای تصمیمگیری هست.
خیلی‌ها در ذهنشون این دو رو نهایتاً یک چیزِ واحد برداشت میکنن.

مسئولیت‌پذیری نسبت به تصمیم:
یعنی من این تصمیم رو میگیرم و هر نتیجه‌ای شد، می‌پذیرمش و باهاش کنار میام..
یعنی من نمی‌دونم چی میشه، ولی می‌تونم با ندونستنش کنار بیام و همچنان تصمیم بگیرم.

☆نیاز به تضمینِ نتیجه:
یعنی تا زمانی که مطمئن نشم دقیقاً نتیجه چی میشه، حرکت نمیکنم و تصمیم نمیگیرم.
یعنی قبل از هر حرکتِ رو به جلویی، ذهنم میره سراغِ «اگه بد شد چی؟» و تا جوابِ قطعی و اطمینان کامل نداشته باشم، اجازه حرکت به خودم نمیدم.

•تفاوتِ محسوس بینشون:
یه آدم ممکنه سال‌ها منتظرِ "مطمئن‌شدن" بمونه قبل از تغییرِ شغل، شروعِ یه رابطه، پایان دادن به یه رابطه یا حتی یه مکالمه‌ی سخت..
درحالی‌ که تضمینی وجود نداره و قرار هم نیست وجود داشته باشه برای تصمیمگیری.
تنها چیزی که واقعاً وجود داره، ظرفیتِ ماست برایِ کنار اومدن با نتیجه‌ای که نمیدونیم چیه.

@WisdomGrowthPath
9
یه نسخه از اکثرِ آدم‌ها در گذشته بود که بلد بود آرزو کنه، نقشه رسیدن به رویاش رو بکشه و ذوق کنه.
ورژنی که آخرِ شب نقشه میکشید، دلش یه چیزایی رو «واقعاً» می‌خواست و تصمیم میگرفت از فردا صبح اولین قدم رو برداره..🌟
اون نسخه اما تو خیلیا دیگه وجود نداره.
حتی خیلیا انگار دیگه هیچی رو عمیقاً نمیخوان و آرزویی هم ندارن.
چرا؟
اون نسخه چه بلایی سرش اومده؟
امشب در ادامه موضوعِ این هفته، میریم سراغِ اتفاقی که باعش شده میل به خواستنِ هرچیزی در خیلیا خاموش شه.
8
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
یه نسخه از اکثرِ آدم‌ها در گذشته بود که بلد بود آرزو کنه، نقشه رسیدن به رویاش رو بکشه و ذوق کنه. ورژنی که آخرِ شب نقشه میکشید، دلش یه چیزایی رو «واقعاً» می‌خواست و تصمیم میگرفت از فردا صبح اولین قدم رو برداره..🌟 اون نسخه اما تو خیلیا دیگه وجود نداره. حتی خیلیا…
وقتی انسان سال‌ها منتظرِ «زمانِ درست» میمونه یه اتفاقِ جانبی در روانش میفته.
من اینو همیشه به مراجعام میگم، الآن به شماهم میگم. "یادتون باشه هر دفاعی هزینه داره.. همون دفاعی که الآن موقتاً ازمون محافظت میکنه، بعدها عاملِ رنج ما میشه"..

✮ماجرا از این قراره:
وقتی سال‌ها یه خواسته رو سرکوب میکنیم به بهونه‌ی «هنوز وقتش نرسیده»، خودِ خواسته هم به تدریج کم‌رنگ میشه.
وقتی خودِ میل کمرنگ میشه بعد از مدتی دیگه واقعاً نمیدونیم چقدر از اول می‌خواستیمش اصلاً؟!
اصلاً واقعا دوستش داشتیم؟
شک میکنیم به احساس و شوقمون.
تو روانشناسی به این پدیده میگن
«خاموشیِ انگیزشی»
(Motivational Extinction)
وقتی یه میل مدام بی‌جواب میمونه، روان به‌ جای اینکه هی دردِ نرسیدن رو تحمل کنه میاد مکانیزم جبرانی پیاده میکنه و شدتِ میل رو پایین میاره.
یه‌جور بی‌حسیِ محافظتی..🧊
مشکل اینجاست که این بی‌حسی، انتخابی نیست و فقط رویِ یه خواسته اثر نمیذاره.
وقتی یاد میگیریم یه میل رو خاموش کنیم بقیه‌ی میل‌هامون هم آروم‌ آروم، رنگ میبازن.

برای همینه که وقتی از خیلی از آدما میپرسن «واقعاً چی می‌خوای؟» سکوت میکنن و جوابشون اینه که هیچی نمیخوام دیگه از این زندگی.

حالا خبرِ خوب هم میخوام بدم:
این میل در وجودمون از بین نرفته، فقط در اعماقِ روان ته‌نشین شده و میشه دوباره زنده‌اش کرد.
فردا میریم سراغِ اینکه چطور میشه دوباره شنیدش و پروتکل درمانی رو باهم مرور میکنیم.♡
اینو هم یادتون باشه این‌جور پست‌ها برای دستِ به‌دست شدن خیلی کاربردی هستن و اگر کسی رو میشناسید که چنین روندی رو داره طی میکنه، براش بفرستید‌.
9
از اوّل هفته پست سریالیمون درباره "زندگی در حالتِ انتظار" رو شروع کردیم تا نهایتاً در آخرِ هفته برسیم به اینکه راهکار عملی برای پشت سر گذاشتن این تله روانی چیه؟
تا حالا هرچی گفتیم، فرضمون این بود که این حالتِ انتظار یه دشمنه که باید شکستش بدیم.
ولی این دقیقاً همون چیزیه که کار نمیکنه و زاویه دیدِ اشتباهیه عزیزان..
هرچقدر ما با یه بخش از خودمون محکم‌تر بجنگیم، اون بخش سرسخت‌تر میشه و انرژیش تقویت میشه.
صدایی که میگه «هنوز وقتش نیست» دشمنِ ما نیست.
یه نگهبانه در اصل
این نگهبان تو یه دوره‌ای از زندگیمون شکل گرفت که یاد گرفتیم حرکت‌ کردن رو به جلو و انجامِ کارهای تازه واسه ما خیری نداره.
یا باعثِ دعوا و دردسر میشه
یا وسط راه ولش میکنیم
یا تهش بازم شکست میخوریم

از اون موقع تا الان وظیفه‌‌ی این نگهبان جلوگیری ازخطرِ فرضیه.
درمانِ واقعی، جنگیدن با این نگهبان نیست بلکه صحبت‌کردن باهاشه.
وقتی به‌جایِ «چرا نمیذاری حرکت کنم؟» بپرسیم «از چی داری محافظت میکنی؟»
اون نگهبانِ فرضی دیگه نیازی نمیبینه محکم جلومون رو بگیره.
چرا؟ چون بالاخره داری باهاش حرف میزنی و اونم متوجه میشه تو آرومی و حالا برای اقدام کردن امنه.🌱
9
✶یه اتفاقِ جدید هم میخوام از این به بعد باهم داشته باشیم.
بعضی وقتا قراره یه تمرین بهتون بدم که فقط با خوندنِ پست، اثرِ تثبیت کننده درمانیش گذاشته نمیشه و شما باید بشینید و تمرینتون رو بنویسید..
از این هفته یه دفترِ کوچیک بردارید.
دفتری که دوستش دارید و حس امنیت بهتون میده و بذاریدش برایِ این کار عملیمون باهم.
اسمشو هم میذاریم 𓊉ژورنالِ خودکاویِ من𓊈 📕
هر بار که میریم سراغش یعنی داریم یه قدمِ عملی و تاثیرگذار برایِ سلامت روانمون برمیدارم.
7🌚1
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
✶یه اتفاقِ جدید هم میخوام از این به بعد باهم داشته باشیم. بعضی وقتا قراره یه تمرین بهتون بدم که فقط با خوندنِ پست، اثرِ تثبیت کننده درمانیش گذاشته نمیشه و شما باید بشینید و تمرینتون رو بنویسید.. از این هفته یه دفترِ کوچیک بردارید. دفتری که دوستش دارید و حس…
✶دفترتون رو بیارید.
اولین تمرین اینه: این سه‌ تا سوال رو یکی‌یکی بنویسید و جواب بدید.
همون چیزی که اول به ذهنتون میاد رو بنویسید بدونِ سبک‌وسنگین کردنش.
۱. داری از چی محافظت میکنی؟
۲. فکر میکنی اگه همین الان حرکت کنی، چه اتفاقی میفته؟
۳. چی لازم داری که راحت‌تر جلو بری؟

یه نکته مهم هم بگم که خیلیا نمیدونن. وقتی این سوالا رو جواب میدید به‌جایِ «من چی میخوام» اسمِ خودتونو به کار ببرید، مثلاً «شمیم از چی داره محافظت میکنه؟»
این یه تکنیکِ روانشناسیه که نشون داده وقتی درباره‌ی خودمون در سوم‌ شخص مینویسیم، ذهن کمتر میره تو حالتِ دفاعی و صادقانه‌تر جواب میدیم.
#ژورنال_خودکاوی_من
#ژورنالینگ
9
این هفته عمیق‌ترین لایه‌های اتفاقاتی که موجب «زندگی در حالتِ انتظار» میشه رو بررسی کردیم.
اینکه این انفعال و انتظار از کی شکل میگیره؟
هزینه‌ی به تعویق انداختن خواسته‌هامون چقدره؟
و نهایتاً رسیدیم به این‌که راهِ بیرون‌ اومدن از این شرایط، جنگیدن با این تله نیست بلکه شنیدنِ صدایِ نگهبانِ درونیمونه که فکر میکنه داره ازمون محافظت میکنه. . .
عمیقا فهمیدیم که رشد میتونه از یه گفت‌وگوی صادقانه با خودمونه شروع بشه و این دیگه فقط یه شعار نیست.
آخرِ هفته خوبی داشته باشید

#زندگی_در_حالت_انتظار #Pre_Life_Mode
#خاموشی_انگیزشی #MotivationalExtinction
#ژورنال_خودکاوی_من #Journaling
7
ممبرای عزیز اگر کسی از شما قابلیت بوست کردن کانال رو داره، میخواستم بگم خیلی خوشحال میشم اتاق سوم رو بوست کنید.♥️
یه سری کارای جالب‌تر برای فعالیتِ بیشتر کانال در نظر گرفتم که همشون نیاز به دسترسی پرمیوم دارن.
🌿خیلی متشکرم ازتون:
https://t.me/boost/WisdomGrowthPath
17
یه نیرویی در گونهٔ انسان هست که هیچ جنگی، هیچ بحرانی، هیچ آدمی نمیتونه اونو ازش بگیره..
حتی اگه آدم همه‌ چیز رو از دست بده.
میخوام به این سوال فکر‌ کنید:
اگه خونه‌ات، داراییت، آینده‌ای که براش نقشه داشتی، همه و همه رو بگیرن ازت... چی از تو باقی میمونه؟
ازتون میخوام واقعاً بهش فکر کند.
امشب میخوایم همین رو باز کنیم♥️
7
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
یه نیرویی در گونهٔ انسان هست که هیچ جنگی، هیچ بحرانی، هیچ آدمی نمیتونه اونو ازش بگیره.. حتی اگه آدم همه‌ چیز رو از دست بده. میخوام به این سوال فکر‌ کنید: اگه خونه‌ات، داراییت، آینده‌ای که براش نقشه داشتی، همه و همه رو بگیرن ازت... چی از تو باقی میمونه؟ ازتون…
خُب برایِ فهمِ بهترِ این نیرویِ روانی میخوام از معرفی کسی که بهش پرداخت شروع کنم.
روان‌پزشکی به اسم ویکتور فرانکل این سوال براش انتزاعی نبود، واقعیتِ زندگی خودش بود..
اون تو اردوگاه‌های کار اجباری همه‌ چیزش رو از دست داد؛ خانواده، دارایی، حتی اسمش رو با یه عدد عوض کردن!😶
اما یه چیزی رو به گفته‌ی خودش هیچکس نتونست ازش بگیره.
بهش میگفت «قدرتِ سرکشِ روح»
(Trotzmacht des Geistes)
این نیرو توضیح میده حتی وقتی شرایطِ بیرونی کاملاً از کنترل خارجه، یه فضای کوچیک همیشه و برایِ همه باقی میمونه؛ فضایِ انتخابِ اینکه چه واکنشی نشون بدیم
9
🏛️رسانه روانشناسی اتاق سوّم
خُب برایِ فهمِ بهترِ این نیرویِ روانی میخوام از معرفی کسی که بهش پرداخت شروع کنم. روان‌پزشکی به اسم ویکتور فرانکل این سوال براش انتزاعی نبود، واقعیتِ زندگی خودش بود.. اون تو اردوگاه‌های کار اجباری همه‌ چیزش رو از دست داد؛ خانواده، دارایی، حتی اسمش رو با یه…
مجدداً دقت کنید به جمله:
نه شرایط، بلکه واکنش به شرایط، آخرین چیزیه که واقعاً مالِ ما و در اختیارمون میمونه.
این نه امیدواریِ کاذبه، نه انکارِ رنج..
یه ادعای حقیقی درمورد قدرتِ انسانه.
حتی وقتی همه‌ چیز خارج از کنترله، گزینه‌های انتخابِ واکنش همیشه دست ما میمونه.
این مساله رو امشب بهش فکر کنید، مخصوصا درمورد زندگی شخصیتون مرورش کنید...
فردا میریم سراغِ دلیلی که خیلیا این حرف رو اشتباه میفهمن و جواب سوالی که ازش میترسن هم همون‌جاست !
(میدونم مبهم گفتم اما فردا متوجه میشید از چه سوالی بعضیا خوششون نمیاد در این‌باره.)
اگه فکر میکنید کسی از اطرافیانتون الآن به این آگاهی نیاز داره، این پست رو براش بفرستید.♥️
110