دسامبر ۱۹۱۴ بود. جنگ جهانی اول چند ماهی میشد که آغاز شده بود و سربازان آلمانی و بریتانیایی در دو سوی جبهه، در سنگرهایی روبهروی هم زندگی میکردند؛ آنقدر نزدیک که صدای یکدیگر را میشنیدند، اما آنقدر دشمن که هر لحظه ممکن بود به هم شلیک کنند.
شب کریسمس، اتفاقی افتاد که هیچ فرماندهی پیشبینیاش نکرده بود. از سنگرهای آلمانی صدای آواز بلند شد؛ سربازان سرودهای کریسمس میخواندند و چراغهای کوچکی را در تاریکی روشن کرده بودند. سربازان بریتانیایی هم از آن سوی میدان پاسخشان را با آواز دادند.
صبح روز بعد، بعضی از سربازان از سنگرهایشان بیرون آمدند. بهجای اسلحه، دستهای خالیشان را بالا گرفته بودند. دو طرف در منطقهی بیطرف میان سنگرها به هم رسیدند؛ با یکدیگر دست دادند، سیگار و شکلات ردوبدل کردند و حتی در بعضی نقاط، بازی فوتبال به راه انداختند.
آنها فقط چند ساعت قبل دشمن یکدیگر بودند؛ اما حالا کنار هم ایستاده بودند، عکس میگرفتند و دربارهی خانههایشان حرف میزدند. بعضی حتی از سربازان طرف مقابل خواستند که پس از پایان تعطیلات، دوباره به جنگ ادامه ندهند.
البته این آتشبس در همهی جبههها اتفاق نیفتاد و خیلی زود جنگ دوباره از سر گرفته شد. اما آن شب، برای لحظاتی کوتاه، آدمهایی که به آنها گفته شده بود دشمن یکدیگرند، یادشان آمد که پیش از سرباز بودن، انسان بودند.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
شب کریسمس، اتفاقی افتاد که هیچ فرماندهی پیشبینیاش نکرده بود. از سنگرهای آلمانی صدای آواز بلند شد؛ سربازان سرودهای کریسمس میخواندند و چراغهای کوچکی را در تاریکی روشن کرده بودند. سربازان بریتانیایی هم از آن سوی میدان پاسخشان را با آواز دادند.
صبح روز بعد، بعضی از سربازان از سنگرهایشان بیرون آمدند. بهجای اسلحه، دستهای خالیشان را بالا گرفته بودند. دو طرف در منطقهی بیطرف میان سنگرها به هم رسیدند؛ با یکدیگر دست دادند، سیگار و شکلات ردوبدل کردند و حتی در بعضی نقاط، بازی فوتبال به راه انداختند.
آنها فقط چند ساعت قبل دشمن یکدیگر بودند؛ اما حالا کنار هم ایستاده بودند، عکس میگرفتند و دربارهی خانههایشان حرف میزدند. بعضی حتی از سربازان طرف مقابل خواستند که پس از پایان تعطیلات، دوباره به جنگ ادامه ندهند.
البته این آتشبس در همهی جبههها اتفاق نیفتاد و خیلی زود جنگ دوباره از سر گرفته شد. اما آن شب، برای لحظاتی کوتاه، آدمهایی که به آنها گفته شده بود دشمن یکدیگرند، یادشان آمد که پیش از سرباز بودن، انسان بودند.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
@karpeck
❤7💔3
سلام رفقا پروکسی ها به مدت چند روز خاموش میشن برای بررسی و بهبود❤️
❤5😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ولی این چالشای بعد کنکورم قشنگنا🫠
❤5🥰1🤣1
🔴 امروز یه هواپیمای مسافربری اسرائیلی که ۱۵۰ مسافر داشت و از دبی🇦🇪 عازم تل آویو🇮🇱 بود؛ وسط مسیر خلبان دکمه هایجک (هواپیماربایی) رو میزنه و همه فکر میکنن یه حادثهای رخ داده!
ولی متوجه میشن که، حادثهای نبوده. ظاهرا دوتا خلبان با هم دعواشون میشه و یکیشون دکمه اضطراری رو میزنه و در نهایت تو عربستان فرود میان...
📌حالا فکر میکنید دلیل درگیری چی بود؟
@karpeck
تو این فاصله حتی جنگندههای اسرائیلی هم سریع پرواز میکنن میرن ببین چه خبره
ولی متوجه میشن که، حادثهای نبوده. ظاهرا دوتا خلبان با هم دعواشون میشه و یکیشون دکمه اضطراری رو میزنه و در نهایت تو عربستان فرود میان...
📌حالا فکر میکنید دلیل درگیری چی بود؟
ظاهرا دوتا خلبان این هواپیما یکی روسی🇷🇺 بوده و یکی دیگه اوکراینی🇺🇦؛ موقع شروع پرواز دعواشون میشه و میوفتن به جون هم
@karpeck
🤣4👎2
یعنی با یک اشتراک، هم آلبانی رو دارید، هم چندین لوکیشن دیگه برای انتخاب.
خرید از ربات:
🤖 @karpeck_bot
Karpeck | اینترنت، بدون محدودیت و آزاد
@karpeck
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
سال ۱۸۴۹، والتر هانت، مخترع آمریکایی، برای پرداخت بدهیاش به دوستی به دنبال راهی برای کسب درآمد بود. او با خم کردن یک تکه سیم، وسیلهای ساخت که پارچه را به هم متصل میکرد و برخلاف سوزنهای معمولی، بهراحتی گم نمیشد یا به دست آسیب نمیزد.
این وسیله همان سنجاق قفلی بود؛ اختراعی ساده که هانت آن را ثبت کرد و حق امتیازش را در ازای تسویه بدهیاش فروخت. درحالی که ارزش واقعی سنجاق قفلی بینهایت بیشتر از بدهی اش بود.
شاید آن روزها تصور نمیکرد وسیلهای که برای حل یک مشکل مالی ساخته، روزی به یکی از کاربردیترین ابزارهای روزمره تبدیل شود؛ چیزی که هنوز هم پس از نزدیک به دو قرن، در خانهها و جعبههای خیاطی پیدا میشود و جایگزینی برایش ساخته نمیشود.
این وسیله همان سنجاق قفلی بود؛ اختراعی ساده که هانت آن را ثبت کرد و حق امتیازش را در ازای تسویه بدهیاش فروخت. درحالی که ارزش واقعی سنجاق قفلی بینهایت بیشتر از بدهی اش بود.
شاید آن روزها تصور نمیکرد وسیلهای که برای حل یک مشکل مالی ساخته، روزی به یکی از کاربردیترین ابزارهای روزمره تبدیل شود؛ چیزی که هنوز هم پس از نزدیک به دو قرن، در خانهها و جعبههای خیاطی پیدا میشود و جایگزینی برایش ساخته نمیشود.
@karpeck
❤6
سلام رفقا 👋
لوکیشن خاصی مد نظر دارید برای اضافه شدن بگید فردا اضافه کنیم❤️
پشتیبانی: @I_am_python
لوکیشن خاصی مد نظر دارید برای اضافه شدن بگید فردا اضافه کنیم
پشتیبانی: @I_am_python
@karpeck
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2
امروز 10 مهر ماه، جشنِ مهرگانه.
مهرگان بزرگترین جشن ایرانیان پس از نوروزه.
مهرگان بزرگترین جشن ایرانیان پس از نوروزه.
روزی که فریدون، ضحاک رو شکست داد و مردم به آزادی، روشنایی و عدالت دست پیدا کردن.
در این روز مردم به کسی که دوسش دارن هدیه میدن و اونو خوشحالش میکنن.
همچنین مردم لباسهای شاد میپوشن، سفره رنگارنگ میچینن و با دوستی و محبت، به جشن و شادی میپردازن.
@karpeck
❤5
بیش از هزار سال پیش، پادشاهی دانمارکی به نام «هارالد بلوتوث» زندگی میکرد؛ فرمانروایی که به متحد کردن قبایل پراکنده اسکاندیناوی شهرت داشت.
قرنها بعد، در دههٔ ۱۹۹۰، گروهی از مهندسان مشغول ساخت فناوریای بودند که بتواند دستگاههای مختلف را بدون سیم به یکدیگر متصل کند. آنها برای نامگذاری این فناوری، به دنبال اسمی بودند که مفهوم پیوند و اتحاد را منتقل کند.
در نهایت، نام هارالد بلوتوث را انتخاب کردند؛ پادشاهی که توانسته بود گروههای جدا از هم را متحد کند، درست همانطور که فناوری تازه قرار بود دستگاههای مختلف را به هم پیوند دهد.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد. لوگوی بلوتوث هم ترکیبی از دو حرف باستانی اسکاندیناویایی است که حروف آغازین نام هارالد را نشان میدهند.
قرنها بعد، در دههٔ ۱۹۹۰، گروهی از مهندسان مشغول ساخت فناوریای بودند که بتواند دستگاههای مختلف را بدون سیم به یکدیگر متصل کند. آنها برای نامگذاری این فناوری، به دنبال اسمی بودند که مفهوم پیوند و اتحاد را منتقل کند.
در نهایت، نام هارالد بلوتوث را انتخاب کردند؛ پادشاهی که توانسته بود گروههای جدا از هم را متحد کند، درست همانطور که فناوری تازه قرار بود دستگاههای مختلف را به هم پیوند دهد.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد. لوگوی بلوتوث هم ترکیبی از دو حرف باستانی اسکاندیناویایی است که حروف آغازین نام هارالد را نشان میدهند.
@karpeck
❤6