یه نسخه از یه مرد وجود داره که تا حالا هیچکس ندیده، نه دوستاش، نه خونوادش، نه عشقش. اون نسخه از خودش که شبها تنها میشینه و با فکرهاش کلنجار میره.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
همه چیزو زیرسوال میبره، انتخابهاش، ارزشش، آیندهاش و...
این همون مردیه که نمیدونه داره زندگی رو درست پیش میبره یا نه! اما صبح که میشه، از جاش بلند میشه، لبخند میزنه و نقش همیشگیش رو بازی می کنه.
انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده، شاید قویترین مردی که میشناسی، همونیه که توی سکوت، بیشتر از همه با خودش میجنگه.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
@karpeck
❤4💔3
گلی که به خاطر «فکر کردن» اسم گرفت
گل بنفشهای هست که در انگلیسی بهش Pansy میگن؛ اسمی که از واژهی فرانسوی pensée به معنی «فکر» آمده. قرنها پیش، این گل را نماد یاد کردن از کسی میدانستند؛ انگار وقتی آن را به کسی میدادی، معنایش این بود: «به یادت هستم.»
اما برای این گل، افسانههای جالبتری هم وجود داشت. در یکی از افسانههای قدیمی آلمانی، بنفشه در گذشته عطر بسیار شیرینی داشت. مردم آنقدر برای چیدن گلها به دشتها میرفتند که علفها را زیر پا له میکردند و دامها دیگر غذایی برای خوردن نداشتند. بنفشه که این را دید، دعا کرد عطرش را از دست بدهد تا مردم دیگر برای بوی خوشش همهجا را خراب نکنند. دعایش برآورده شد و از آن روز، گل دیگر عطر گذشته را نداشت؛ اما دشتها دوباره جان گرفتند.
شاید برای همین، پشت یک گل کوچک میشود قصهای دربارهی فدا کردن چیزی که دوستش داری برای اینکه چیز دیگری زنده بماند پیدا کرد.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
گل بنفشهای هست که در انگلیسی بهش Pansy میگن؛ اسمی که از واژهی فرانسوی pensée به معنی «فکر» آمده. قرنها پیش، این گل را نماد یاد کردن از کسی میدانستند؛ انگار وقتی آن را به کسی میدادی، معنایش این بود: «به یادت هستم.»
اما برای این گل، افسانههای جالبتری هم وجود داشت. در یکی از افسانههای قدیمی آلمانی، بنفشه در گذشته عطر بسیار شیرینی داشت. مردم آنقدر برای چیدن گلها به دشتها میرفتند که علفها را زیر پا له میکردند و دامها دیگر غذایی برای خوردن نداشتند. بنفشه که این را دید، دعا کرد عطرش را از دست بدهد تا مردم دیگر برای بوی خوشش همهجا را خراب نکنند. دعایش برآورده شد و از آن روز، گل دیگر عطر گذشته را نداشت؛ اما دشتها دوباره جان گرفتند.
شاید برای همین، پشت یک گل کوچک میشود قصهای دربارهی فدا کردن چیزی که دوستش داری برای اینکه چیز دیگری زنده بماند پیدا کرد.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
@karpeck
❤8
QUMAR
BAYANSULU
❤5👍1
امیر سلیمانی بلاگر معروف، بعد از ۶ ماه دوری از فضای مجازی، با انتشار یه پست و اینکه سرطان گرفته به اینستاگرام برگشت.
توی چند هفته ۷۰۰ هزار فالوور گرفت و تعداد فالووراش به ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تا رسید.
+ اما پلیس چند روز پیش دستگیرش کرد و پیجشو بست! حالا برا چی؟ پلیس گفته سناریو سرطان همش ساختگی و گریم بوده و امیر سلیمانی هیچگونه بیماریای نداره!
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
@karpeck
🤣12👍1
در افسانههای قدیمی رومانی، دختری به نام «فلوریلور» آنقدر زیبا و مهربان بود که توجه خدای خورشید را به خودش جلب کرد. خورشید از آسمان پایین آمد و از او خواست با او همراه شود، اما فلوریلور میدانست جای یک انسان و خدای خورشید یکی نیست و درخواستش را نپذیرفت. خورشید از این جواب خشمگین شد و او را به گلی تبدیل کرد؛ گلی که از صبح تا غروب همیشه صورتش را به سمت خورشید میچرخاند.
این گل کاسنی وحشی (Chicory) بود؛ گلی آبیرنگ که در بعضی سنتهای اروپایی به نامهایی مثل «دنبالکنندهی خورشید» و «عروس خورشید» شناخته میشد. افسانه میگفت فلوریلور دیگر نمیتوانست کنار خورشید باشد، اما هنوز تمام روز چشم از او برنمیداشت.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
این گل کاسنی وحشی (Chicory) بود؛ گلی آبیرنگ که در بعضی سنتهای اروپایی به نامهایی مثل «دنبالکنندهی خورشید» و «عروس خورشید» شناخته میشد. افسانه میگفت فلوریلور دیگر نمیتوانست کنار خورشید باشد، اما هنوز تمام روز چشم از او برنمیداشت.
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
@karpeck
❤6
در سال ۱۵۰۳، لئوناردو داوینچی نقاشی کوچکی از زنی جوان کشید؛ زنی که امروز او را با نام مونالیزا میشناسیم. اما چیزی که داستان را عجیب میکند این است که لئوناردو این نقاشی را تا پایان عمرش نزد خود نگه داشت و حتی وقتی ایتالیا را ترک کرد، آن را با خودش برد.
او هیچوقت اثر را به سفارشدهندهی اولیه تحویل نداد. نقاشی سالها همراه او ماند، بارها روی آن کار کرد و تا زمان مرگش در سال ۱۵۱۹ هنوز در اختیار خودش بود. یعنی «مونالیزا» برخلاف بسیاری از شاهکارهای تاریخ هنر، یکباره از کارگاه نقاش به یک موزه نرفت؛ سالها همراه خالقش زندگی کرد.
شاید برای همین، وقتی امروز به چهرهی مونالیزا نگاه میکنیم، فقط تصویر یک زن را نمیبینیم؛ داریم به چیزی نگاه میکنیم که یک نقاش آنقدر دوستش داشت که نتوانست از خودش جداش کند.
لئوناردو در آن چهره چه چیزی میدید که حاضر نشد تا آخر عمر رهایش کند؟
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
او هیچوقت اثر را به سفارشدهندهی اولیه تحویل نداد. نقاشی سالها همراه او ماند، بارها روی آن کار کرد و تا زمان مرگش در سال ۱۵۱۹ هنوز در اختیار خودش بود. یعنی «مونالیزا» برخلاف بسیاری از شاهکارهای تاریخ هنر، یکباره از کارگاه نقاش به یک موزه نرفت؛ سالها همراه خالقش زندگی کرد.
شاید برای همین، وقتی امروز به چهرهی مونالیزا نگاه میکنیم، فقط تصویر یک زن را نمیبینیم؛ داریم به چیزی نگاه میکنیم که یک نقاش آنقدر دوستش داشت که نتوانست از خودش جداش کند.
لئوناردو در آن چهره چه چیزی میدید که حاضر نشد تا آخر عمر رهایش کند؟
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
@karpeck
❤6