چرا من نه
شکست کلمه ای که هر کدومتون خاطرات متفاوتی ازش دارین خیلی سنگین بود خیلی زور زدم خیلی تلاش کردم خیلی شکستم خیلی خواستم فرار کنم خیلی گریه کردم خیلی دویدم خیلی خیلی پیر شدم ولی (نشد که نشد) تو این نقطه زندگی،من یه مرگ مغزی بودم که فقط نفس میکشید و به…
خیلیا میپرسن از الان بجنگم،بخونم میشه؟!!
نمیدونم میشه یا نه
ولی میدونم وجدانت حداقل توی این تایمباقی مونده راحت میشه.
واقع بین باش
گذشته دیگه برنمیگرده
پس انرژیت رو بذار برای چیزی که در اختیار توعه...
نمیدونم میشه یا نه
ولی میدونم وجدانت حداقل توی این تایمباقی مونده راحت میشه.
واقع بین باش
گذشته دیگه برنمیگرده
پس انرژیت رو بذار برای چیزی که در اختیار توعه...
1❤42
یه چیزی هست که کمتر کسی دربارهی قبولیها میگه...
قبولیها هم روزهایی داشتن که کم گذاشتن.
همونهایی که الان اسمشون کنار «قبول شدهها» میاد،
یه جاهایی درست پیش نرفتن.
نقطهضعف داشتن.
صبحهایی که دیر بیدار شدن داشتن.
روزهایی که اصلاً خوب درس نخوندن داشتن.
درصدهای پایین داشتن.
آزمونهایی داشتن که خراب شد.
تستهایی که علامت زده بودن «بعداً میزنم» و هیچوقت زده نشد، داشتن.
برنامههایی که نوشتن و اجرا نشد، داشتن.
روزهایی که ساعت مطالعهشون صفر شد، داشتن.
اشتباه رفتن توی مسیر رو داشتن.
لحظههایی که خواستن همهچیز رو ول کنن، داشتن.
ناامیدی داشتن.
خستگیای که آخر مسیر دیگه فقط با زور ادامه میدادن، داشتن.
و شاید چیزی که هیچکس ندید...
اون لحظههایی که جلوی آینه یا وسط درس خوندن، از خودشون پرسیدن:
«نکنه من نتونم؟»
اونا هم هزار بار به خودشون شک کردن.
منم داشتم
رتبه یک کنکور هم داشته
امّا سال آخر توی این تایما از گذشتهم عبور کردم،
چون به این نتیجه رسیدم که انرژی گذاشتن روی این موضوع کوچیکترین سودی بهم نمیرسونه
کمالگراییم رو گذاشتم کنار
*به درک که قبلاً چیکار کردم*
وقتی کاری از دستم برنمیاد براش
قبولیها هم روزهایی داشتن که کم گذاشتن.
همونهایی که الان اسمشون کنار «قبول شدهها» میاد،
یه جاهایی درست پیش نرفتن.
نقطهضعف داشتن.
صبحهایی که دیر بیدار شدن داشتن.
روزهایی که اصلاً خوب درس نخوندن داشتن.
درصدهای پایین داشتن.
آزمونهایی داشتن که خراب شد.
تستهایی که علامت زده بودن «بعداً میزنم» و هیچوقت زده نشد، داشتن.
برنامههایی که نوشتن و اجرا نشد، داشتن.
روزهایی که ساعت مطالعهشون صفر شد، داشتن.
اشتباه رفتن توی مسیر رو داشتن.
لحظههایی که خواستن همهچیز رو ول کنن، داشتن.
ناامیدی داشتن.
خستگیای که آخر مسیر دیگه فقط با زور ادامه میدادن، داشتن.
و شاید چیزی که هیچکس ندید...
اون لحظههایی که جلوی آینه یا وسط درس خوندن، از خودشون پرسیدن:
«نکنه من نتونم؟»
اونا هم هزار بار به خودشون شک کردن.
منم داشتم
رتبه یک کنکور هم داشته
امّا سال آخر توی این تایما از گذشتهم عبور کردم،
چون به این نتیجه رسیدم که انرژی گذاشتن روی این موضوع کوچیکترین سودی بهم نمیرسونه
کمالگراییم رو گذاشتم کنار
*به درک که قبلاً چیکار کردم*
وقتی کاری از دستم برنمیاد براش
1❤54
کنکوری ها پیام میدن میگن برای چی دروغ میگی از الان شروع کنم،میشه
برای چی به ما امید بیخودی میدی
برای چی انقد یه کاری میکنی که عذاب وجدانمون بیوفته به جونمون
برای چی نمیزاری راحت فرار کنیم
براچی نمیزاری راحت شکست رو بپذیریم
رفقا منم یکی از اون فراریام یکی از اون شکست خورده هام
من میتونستم سال اول قبول شم فقط اگه یه خورده نهایی رو تلاش میکردم فاصله من با قبولی یه بند انگشت بود ولی چون کنکورو خیلی عالی نداده بودم امیدمو از دست دادم و دیگه نهایی ها رو شل کردم ولی کسایی رو میشناسم با هزاران تراز کمتر از من توی کنکور سر نهایی منو شکست دادن
چرا امید ندم؟
چرا حس رقابت بهت ندم؟
چرا بلایی که سر من اومد باید سر شما بیاد؟
نهایی رو تمام تلاشتونو بکنید چون واقعا سرنوشت سازه
از روی صندلی پانشید
تمام سعیتونو بکنید
بعدا زمان اعلام نتایج وقتی دیدی چقد نزدیک بودی به چیزی که میخواستی اونوقته این حرفو یادت میاد ولی دیگه دیره
برای چی به ما امید بیخودی میدی
برای چی انقد یه کاری میکنی که عذاب وجدانمون بیوفته به جونمون
برای چی نمیزاری راحت فرار کنیم
براچی نمیزاری راحت شکست رو بپذیریم
رفقا منم یکی از اون فراریام یکی از اون شکست خورده هام
من میتونستم سال اول قبول شم فقط اگه یه خورده نهایی رو تلاش میکردم فاصله من با قبولی یه بند انگشت بود ولی چون کنکورو خیلی عالی نداده بودم امیدمو از دست دادم و دیگه نهایی ها رو شل کردم ولی کسایی رو میشناسم با هزاران تراز کمتر از من توی کنکور سر نهایی منو شکست دادن
چرا امید ندم؟
چرا حس رقابت بهت ندم؟
چرا بلایی که سر من اومد باید سر شما بیاد؟
نهایی رو تمام تلاشتونو بکنید چون واقعا سرنوشت سازه
از روی صندلی پانشید
تمام سعیتونو بکنید
بعدا زمان اعلام نتایج وقتی دیدی چقد نزدیک بودی به چیزی که میخواستی اونوقته این حرفو یادت میاد ولی دیگه دیره
1❤92
چرا من نه
کنکوری ها پیام میدن میگن برای چی دروغ میگی از الان شروع کنم،میشه برای چی به ما امید بیخودی میدی برای چی انقد یه کاری میکنی که عذاب وجدانمون بیوفته به جونمون برای چی نمیزاری راحت فرار کنیم براچی نمیزاری راحت شکست رو بپذیریم رفقا منم یکی از اون فراریام یکی…
امیدوارم برای درک این پیام تاوان نداده باشی
❤48
یه چیزی رو جدی بگیرید؛ قرار نیست با معیارهای بقیه کنکور بدید.
مگه برای بقیه زندگی میکنید؟
مگه قراره به هدف بقیه برسید؟
پس چرا باید هر حرفی که میشنوید، مسیرتون رو عوض کنه؟
چرا عقلتون توی چشماتونه؟
یکی که خودش کنکور نتیجه خاصی نگرفته، با شنیدن چندتا عدد از این و اون میاد مشاوره میده میگه: «باید روزی فلان ساعت درس بخونی» یا «اگه فلانقدر تست نزنی، به جایی نمیرسی!»
خب واقعاً این عددها از کجا اومده؟
یکی بگه واقعا این عددهااز کجا میاد تا ما هم بفهیمم، بابا مگه اینطوریه هر چیزی روش خودشو داره.
مثلا یکی شاید تا یه ماه پیش زیست رو x درصد میزده و الان کرده x+1. برای خودش این یعنی پیشرفت یعنی با کلی رنج یه لول از قبلش بهتر شده.
بعد یه نفر از بیرون میاد میگه: این که چیزی نیست تا ۶۰۰ درصد نیاری روش قبول نمیشی
کی این قانون رو نوشته؟ ترو خدا بگید ما هم بدونیم
حتی پیش اومده دانشآموزی که از مشاور برنامه گرفته، وسط مسیر به خاطر حرف یکی از فامیلها استرس گرفته که: «فلانی گفته باید این کارو بکنی، فلانقدر درس بخونی، فلانقدر تست بزنی،وگرنه قبول نمیشی»
گاهی حتی آدمی که قصدش کمک کردنه، بدون اینکه بدونه شرایط شما چیه، یه حرفی میزنه و تمام ذهنیتی که ساختید رو به هم میریزه و شما رو چند روز عقب میندازه.
واقعاً لازم نیست هر حرفی رو جواب بدید یا ثابت کنید طرف اشتباه میکنه.
گاهی فقط یه لبخند بزنید و رد بشید.
شما مسیر خودتون رو دارید.
معیار شما باید و باید پیشرفت خودتون باشه، برنامهای که براساس شرایط خودتون چیده شده و چیزی که واقعاً برای رسیدن به هدفتون لازمه؛ نه عددهایی که هر روز از این و اون میشنوید.
این روزا دیگه وقت این نیست که از این شاخه به اون شاخه بپرید.
یه مسیر رو انتخاب کنید و همون رو درست ادامه بدید.
حواستون به مسیر خودتون باشه، نه حرف های(شر و ور های ) اطراف.
مگه برای بقیه زندگی میکنید؟
مگه قراره به هدف بقیه برسید؟
پس چرا باید هر حرفی که میشنوید، مسیرتون رو عوض کنه؟
چرا عقلتون توی چشماتونه؟
یکی که خودش کنکور نتیجه خاصی نگرفته، با شنیدن چندتا عدد از این و اون میاد مشاوره میده میگه: «باید روزی فلان ساعت درس بخونی» یا «اگه فلانقدر تست نزنی، به جایی نمیرسی!»
خب واقعاً این عددها از کجا اومده؟
یکی بگه واقعا این عددهااز کجا میاد تا ما هم بفهیمم، بابا مگه اینطوریه هر چیزی روش خودشو داره.
مثلا یکی شاید تا یه ماه پیش زیست رو x درصد میزده و الان کرده x+1. برای خودش این یعنی پیشرفت یعنی با کلی رنج یه لول از قبلش بهتر شده.
بعد یه نفر از بیرون میاد میگه: این که چیزی نیست تا ۶۰۰ درصد نیاری روش قبول نمیشی
کی این قانون رو نوشته؟ ترو خدا بگید ما هم بدونیم
حتی پیش اومده دانشآموزی که از مشاور برنامه گرفته، وسط مسیر به خاطر حرف یکی از فامیلها استرس گرفته که: «فلانی گفته باید این کارو بکنی، فلانقدر درس بخونی، فلانقدر تست بزنی،وگرنه قبول نمیشی»
گاهی حتی آدمی که قصدش کمک کردنه، بدون اینکه بدونه شرایط شما چیه، یه حرفی میزنه و تمام ذهنیتی که ساختید رو به هم میریزه و شما رو چند روز عقب میندازه.
واقعاً لازم نیست هر حرفی رو جواب بدید یا ثابت کنید طرف اشتباه میکنه.
گاهی فقط یه لبخند بزنید و رد بشید.
شما مسیر خودتون رو دارید.
معیار شما باید و باید پیشرفت خودتون باشه، برنامهای که براساس شرایط خودتون چیده شده و چیزی که واقعاً برای رسیدن به هدفتون لازمه؛ نه عددهایی که هر روز از این و اون میشنوید.
این روزا دیگه وقت این نیست که از این شاخه به اون شاخه بپرید.
یه مسیر رو انتخاب کنید و همون رو درست ادامه بدید.
حواستون به مسیر خودتون باشه، نه حرف های(
❤34
برای کنکوری های ۱۴۰۶
تمرکز روی برنامه و کیفیت باشه توی این چند روز یه ویس میگیرم و قشنگ براتون توضیح میدم
فقط حواستون باشه که از نیمه های مرداد موسسات و مدارس شروع کردن کنکورو عملا رقابت از الان داره شروع میشه بجنبید بخونید که عقب نمونید.
تمرکز روی برنامه و کیفیت باشه توی این چند روز یه ویس میگیرم و قشنگ براتون توضیح میدم
فقط حواستون باشه که از نیمه های مرداد موسسات و مدارس شروع کردن کنکورو عملا رقابت از الان داره شروع میشه بجنبید بخونید که عقب نمونید.
❤27