سلام رفقا
امروز یکی از امتحانات تموم شد البته بهتره بهش بگیم خان رستم تا امتحان .
خسته نباشید.
حالا چند تا خواهش ازتون دارم که واقعاً میتونه بهتون کمک کنه:
۱. امتحان دینی رو بذارید کنار.
یعنی چی؟ یعنی دیگه بهش فکر نکنید، دنبال جواب سؤالها نگردید و مدام با بقیه مقایسه نکنید.
واقعاً این کار چیزی رو عوض میکنه؟ نه.
پس به جای اینکه ذهنتون رو درگیر امتحانی کنید که تموم شده، این زمان رو برای استراحت و آماده شدن برای امتحان بعدی بذارید.
۲. یه تجربه شخصی بهتون بگم.
من بعد از هر امتحان، دفترچه سؤال رو پیرینت میکردم و جوابهایی که سر جلسه داده بودم رو داخلش مینوشتم، ولی همون موقع تصحیحش نمیکردم.
صبر میکردم امتحانات تموم بشه، بعد موقع اعلام نمرهها همه رو بررسی میکردم. این کار باعث میشد یه نمره حدودی بدونم که اگر جایی لازم بود اعتراض بزنم، مطمئن باشم و بیدلیل نمرهای از دست ندم.
۳. هر نتیجهای که فکر میکنید گرفتید، بهش بی اهمیت باشید.
اگر حس میکنید امتحان خوب پیش نرفته، خودتون رو سرزنش نکنید یا گریه زاری نکنین
اگر هم فکر میکنید عالی دادید، هنوز کار تموم نشده و خوشحالی الکی نکنین چون کلی از مسیر مونده، کلی قله مونده که باید فتحش کنین.
پس الان مهمترین کار اینه که تمرکزتون رو بذارید روی امتحان بعدی.
۴. درگیر حرفهای کانالها و گروههای تلگرامی نشید.
همیشه یه عده زیادی هستن که میگن «خیلی آسون بود» یا «حتماً ۲۰ میشم».
تجربه سالهای قبل نشون داده این حرفها ((حتما))معیار خوبی نیست.
خودتون رو با هیچکس مقایسه نکنید و اجازه ندید این حرفها روی تمرکزتون اثر بذاره.
۵. خواب رو جدی بگیرید.
اگر امتحان رو به موقع جمع کردید، حتماً سعی کنید قبل از امتحان حدود ۵ تا ۶ ساعت خواب باکیفیت داشته باشید.
خواب کافی باعث میشه سر جلسه تمرکز بیشتری داشته باشید و بیدقتیهای الکی کمتر بشه.
(پس یک کلام لطفا فعلاً فقط به امتحان بعدی فکر کنید)
امروز یکی از امتحانات تموم شد البته بهتره بهش بگیم خان رستم تا امتحان .
خسته نباشید.
حالا چند تا خواهش ازتون دارم که واقعاً میتونه بهتون کمک کنه:
۱. امتحان دینی رو بذارید کنار.
یعنی چی؟ یعنی دیگه بهش فکر نکنید، دنبال جواب سؤالها نگردید و مدام با بقیه مقایسه نکنید.
واقعاً این کار چیزی رو عوض میکنه؟ نه.
پس به جای اینکه ذهنتون رو درگیر امتحانی کنید که تموم شده، این زمان رو برای استراحت و آماده شدن برای امتحان بعدی بذارید.
۲. یه تجربه شخصی بهتون بگم.
من بعد از هر امتحان، دفترچه سؤال رو پیرینت میکردم و جوابهایی که سر جلسه داده بودم رو داخلش مینوشتم، ولی همون موقع تصحیحش نمیکردم.
صبر میکردم امتحانات تموم بشه، بعد موقع اعلام نمرهها همه رو بررسی میکردم. این کار باعث میشد یه نمره حدودی بدونم که اگر جایی لازم بود اعتراض بزنم، مطمئن باشم و بیدلیل نمرهای از دست ندم.
۳. هر نتیجهای که فکر میکنید گرفتید، بهش بی اهمیت باشید.
اگر حس میکنید امتحان خوب پیش نرفته، خودتون رو سرزنش نکنید یا گریه زاری نکنین
اگر هم فکر میکنید عالی دادید، هنوز کار تموم نشده و خوشحالی الکی نکنین چون کلی از مسیر مونده، کلی قله مونده که باید فتحش کنین.
پس الان مهمترین کار اینه که تمرکزتون رو بذارید روی امتحان بعدی.
۴. درگیر حرفهای کانالها و گروههای تلگرامی نشید.
همیشه یه عده زیادی هستن که میگن «خیلی آسون بود» یا «حتماً ۲۰ میشم».
تجربه سالهای قبل نشون داده این حرفها ((حتما))معیار خوبی نیست.
خودتون رو با هیچکس مقایسه نکنید و اجازه ندید این حرفها روی تمرکزتون اثر بذاره.
۵. خواب رو جدی بگیرید.
اگر امتحان رو به موقع جمع کردید، حتماً سعی کنید قبل از امتحان حدود ۵ تا ۶ ساعت خواب باکیفیت داشته باشید.
خواب کافی باعث میشه سر جلسه تمرکز بیشتری داشته باشید و بیدقتیهای الکی کمتر بشه.
(پس یک کلام لطفا فعلاً فقط به امتحان بعدی فکر کنید)
1❤31
ممکنه به اون موضوعات امتحانی توی این فرجه نرسید
ولی اگه من الان توی این شرایط بودم
سعی میکردم خودمو مقایسه نکنم
اخبار چک نکنم
گوشیم رو بذارم کنار
و دیدم این شکلی بود که نیم نمره هم نیم نمره است.
ولی اگه من الان توی این شرایط بودم
سعی میکردم خودمو مقایسه نکنم
اخبار چک نکنم
گوشیم رو بذارم کنار
و دیدم این شکلی بود که نیم نمره هم نیم نمره است.
1❤33
دعای آرامش
«خدایا، آرامشی عطا کن تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم؛
شهامتی بده تا آنچه را که میتوانم تغییر دهم، تغییر دهم؛
و خردی عطا کن تا تفاوت این دو را تشخیص دهم.»
«خدایا، آرامشی عطا کن تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم؛
شهامتی بده تا آنچه را که میتوانم تغییر دهم، تغییر دهم؛
و خردی عطا کن تا تفاوت این دو را تشخیص دهم.»
1❤43
توی نهایی
هر برگهای رو که به مراقب تحویل میدی اون امتحان همونجا برات تموم شده
بپذیر که هیچ تغییری نمیتونی بدی
پس چرا بهش فکر میکنی
چرا انرژیت رو براش تلف میکنی؟!
بهتر نیست انرژیت رو بذاری برای چیزای قابل تغییر، چیزایی که میتونی عوضشون کنی مثل امتحان بعدیت؟!
اصلاً دوحالته دیگه
یا امتحانت خوب بود یا بد
اگه خوب بوده باید برای امتحان بعدی بیشتر بخونی
و اگه بد بوده هم باید برای امتحان بعدی بیشتر بخونی
هر برگهای رو که به مراقب تحویل میدی اون امتحان همونجا برات تموم شده
بپذیر که هیچ تغییری نمیتونی بدی
پس چرا بهش فکر میکنی
چرا انرژیت رو براش تلف میکنی؟!
بهتر نیست انرژیت رو بذاری برای چیزای قابل تغییر، چیزایی که میتونی عوضشون کنی مثل امتحان بعدیت؟!
اصلاً دوحالته دیگه
یا امتحانت خوب بود یا بد
اگه خوب بوده باید برای امتحان بعدی بیشتر بخونی
و اگه بد بوده هم باید برای امتحان بعدی بیشتر بخونی
2❤45
شکست
کلمه ای که هر کدومتون خاطرات متفاوتی ازش دارین
خیلی سنگین بود
خیلی زور زدم
خیلی تلاش کردم
خیلی شکستم
خیلی خواستم فرار کنم
خیلی گریه کردم
خیلی دویدم
خیلی خیلی پیر شدم
ولی (نشد که نشد)
تو این نقطه زندگی،من یه مرگ مغزی بودم که فقط نفس میکشید و به کارایی که میتونست بکنه ولی نکرده فک میکرد یا توی حرفای فامیلا و یکسری آدمی که درکی از کنکور ندارن و حالا دارن نظر میدن زندگیمو باخته بودم.
خودم خودم رو له کردم
خواب به چشمم نمیومد
عصبی بودم
خیلیا بهم خندیدن
خیلیا دست کم گرفتن منو
ولی برام مهم نبود فقط برام مهم بود که دوباره شکست نخورم
چون دیگه راهی نداشتم،چون دیگه دیره برای تغییر مسیر
جنگیدم
مُردم
زنده شدم
یاد گرفتم
رشد کردم
درست فک کردن رو یاد گرفتم
درست درس خوندن رو یاد گرفتم
امیدوار بودنو یاد گرفتم
در نهایت با کمک خدا
به پیروزی رسیدم
میگن خداوند به انسان ها قدرت فراموش کردنو داده ولی من یادم نمیره که چی بهم گذشت و چه درد و سختییو تحمل کردم
پس رفقا بجنگین به عنوان یه کهنه سرباز میگم که توی مسیر کنکور پیر شد
بجنگین تا لذت پیروزی رو بچشین
از همین الان بجنگ
حرفای بقیه رو بریز دور
و با تمام وجود بجنگ
کلمه ای که هر کدومتون خاطرات متفاوتی ازش دارین
خیلی سنگین بود
خیلی زور زدم
خیلی تلاش کردم
خیلی شکستم
خیلی خواستم فرار کنم
خیلی گریه کردم
خیلی دویدم
خیلی خیلی پیر شدم
ولی (نشد که نشد)
تو این نقطه زندگی،من یه مرگ مغزی بودم که فقط نفس میکشید و به کارایی که میتونست بکنه ولی نکرده فک میکرد یا توی حرفای فامیلا و یکسری آدمی که درکی از کنکور ندارن و حالا دارن نظر میدن زندگیمو باخته بودم.
خودم خودم رو له کردم
خواب به چشمم نمیومد
عصبی بودم
خیلیا بهم خندیدن
خیلیا دست کم گرفتن منو
ولی برام مهم نبود فقط برام مهم بود که دوباره شکست نخورم
چون دیگه راهی نداشتم،چون دیگه دیره برای تغییر مسیر
جنگیدم
مُردم
زنده شدم
یاد گرفتم
رشد کردم
درست فک کردن رو یاد گرفتم
درست درس خوندن رو یاد گرفتم
امیدوار بودنو یاد گرفتم
در نهایت با کمک خدا
به پیروزی رسیدم
میگن خداوند به انسان ها قدرت فراموش کردنو داده ولی من یادم نمیره که چی بهم گذشت و چه درد و سختییو تحمل کردم
پس رفقا بجنگین به عنوان یه کهنه سرباز میگم که توی مسیر کنکور پیر شد
بجنگین تا لذت پیروزی رو بچشین
از همین الان بجنگ
حرفای بقیه رو بریز دور
و با تمام وجود بجنگ
1❤48
چرا من نه
شکست کلمه ای که هر کدومتون خاطرات متفاوتی ازش دارین خیلی سنگین بود خیلی زور زدم خیلی تلاش کردم خیلی شکستم خیلی خواستم فرار کنم خیلی گریه کردم خیلی دویدم خیلی خیلی پیر شدم ولی (نشد که نشد) تو این نقطه زندگی،من یه مرگ مغزی بودم که فقط نفس میکشید و به…
خیلیا میپرسن از الان بجنگم،بخونم میشه؟!!
نمیدونم میشه یا نه
ولی میدونم وجدانت حداقل توی این تایمباقی مونده راحت میشه.
واقع بین باش
گذشته دیگه برنمیگرده
پس انرژیت رو بذار برای چیزی که در اختیار توعه...
نمیدونم میشه یا نه
ولی میدونم وجدانت حداقل توی این تایمباقی مونده راحت میشه.
واقع بین باش
گذشته دیگه برنمیگرده
پس انرژیت رو بذار برای چیزی که در اختیار توعه...
1❤42
یه چیزی هست که کمتر کسی دربارهی قبولیها میگه...
قبولیها هم روزهایی داشتن که کم گذاشتن.
همونهایی که الان اسمشون کنار «قبول شدهها» میاد،
یه جاهایی درست پیش نرفتن.
نقطهضعف داشتن.
صبحهایی که دیر بیدار شدن داشتن.
روزهایی که اصلاً خوب درس نخوندن داشتن.
درصدهای پایین داشتن.
آزمونهایی داشتن که خراب شد.
تستهایی که علامت زده بودن «بعداً میزنم» و هیچوقت زده نشد، داشتن.
برنامههایی که نوشتن و اجرا نشد، داشتن.
روزهایی که ساعت مطالعهشون صفر شد، داشتن.
اشتباه رفتن توی مسیر رو داشتن.
لحظههایی که خواستن همهچیز رو ول کنن، داشتن.
ناامیدی داشتن.
خستگیای که آخر مسیر دیگه فقط با زور ادامه میدادن، داشتن.
و شاید چیزی که هیچکس ندید...
اون لحظههایی که جلوی آینه یا وسط درس خوندن، از خودشون پرسیدن:
«نکنه من نتونم؟»
اونا هم هزار بار به خودشون شک کردن.
منم داشتم
رتبه یک کنکور هم داشته
امّا سال آخر توی این تایما از گذشتهم عبور کردم،
چون به این نتیجه رسیدم که انرژی گذاشتن روی این موضوع کوچیکترین سودی بهم نمیرسونه
کمالگراییم رو گذاشتم کنار
*به درک که قبلاً چیکار کردم*
وقتی کاری از دستم برنمیاد براش
قبولیها هم روزهایی داشتن که کم گذاشتن.
همونهایی که الان اسمشون کنار «قبول شدهها» میاد،
یه جاهایی درست پیش نرفتن.
نقطهضعف داشتن.
صبحهایی که دیر بیدار شدن داشتن.
روزهایی که اصلاً خوب درس نخوندن داشتن.
درصدهای پایین داشتن.
آزمونهایی داشتن که خراب شد.
تستهایی که علامت زده بودن «بعداً میزنم» و هیچوقت زده نشد، داشتن.
برنامههایی که نوشتن و اجرا نشد، داشتن.
روزهایی که ساعت مطالعهشون صفر شد، داشتن.
اشتباه رفتن توی مسیر رو داشتن.
لحظههایی که خواستن همهچیز رو ول کنن، داشتن.
ناامیدی داشتن.
خستگیای که آخر مسیر دیگه فقط با زور ادامه میدادن، داشتن.
و شاید چیزی که هیچکس ندید...
اون لحظههایی که جلوی آینه یا وسط درس خوندن، از خودشون پرسیدن:
«نکنه من نتونم؟»
اونا هم هزار بار به خودشون شک کردن.
منم داشتم
رتبه یک کنکور هم داشته
امّا سال آخر توی این تایما از گذشتهم عبور کردم،
چون به این نتیجه رسیدم که انرژی گذاشتن روی این موضوع کوچیکترین سودی بهم نمیرسونه
کمالگراییم رو گذاشتم کنار
*به درک که قبلاً چیکار کردم*
وقتی کاری از دستم برنمیاد براش
1❤54
کنکوری ها پیام میدن میگن برای چی دروغ میگی از الان شروع کنم،میشه
برای چی به ما امید بیخودی میدی
برای چی انقد یه کاری میکنی که عذاب وجدانمون بیوفته به جونمون
برای چی نمیزاری راحت فرار کنیم
براچی نمیزاری راحت شکست رو بپذیریم
رفقا منم یکی از اون فراریام یکی از اون شکست خورده هام
من میتونستم سال اول قبول شم فقط اگه یه خورده نهایی رو تلاش میکردم فاصله من با قبولی یه بند انگشت بود ولی چون کنکورو خیلی عالی نداده بودم امیدمو از دست دادم و دیگه نهایی ها رو شل کردم ولی کسایی رو میشناسم با هزاران تراز کمتر از من توی کنکور سر نهایی منو شکست دادن
چرا امید ندم؟
چرا حس رقابت بهت ندم؟
چرا بلایی که سر من اومد باید سر شما بیاد؟
نهایی رو تمام تلاشتونو بکنید چون واقعا سرنوشت سازه
از روی صندلی پانشید
تمام سعیتونو بکنید
بعدا زمان اعلام نتایج وقتی دیدی چقد نزدیک بودی به چیزی که میخواستی اونوقته این حرفو یادت میاد ولی دیگه دیره
برای چی به ما امید بیخودی میدی
برای چی انقد یه کاری میکنی که عذاب وجدانمون بیوفته به جونمون
برای چی نمیزاری راحت فرار کنیم
براچی نمیزاری راحت شکست رو بپذیریم
رفقا منم یکی از اون فراریام یکی از اون شکست خورده هام
من میتونستم سال اول قبول شم فقط اگه یه خورده نهایی رو تلاش میکردم فاصله من با قبولی یه بند انگشت بود ولی چون کنکورو خیلی عالی نداده بودم امیدمو از دست دادم و دیگه نهایی ها رو شل کردم ولی کسایی رو میشناسم با هزاران تراز کمتر از من توی کنکور سر نهایی منو شکست دادن
چرا امید ندم؟
چرا حس رقابت بهت ندم؟
چرا بلایی که سر من اومد باید سر شما بیاد؟
نهایی رو تمام تلاشتونو بکنید چون واقعا سرنوشت سازه
از روی صندلی پانشید
تمام سعیتونو بکنید
بعدا زمان اعلام نتایج وقتی دیدی چقد نزدیک بودی به چیزی که میخواستی اونوقته این حرفو یادت میاد ولی دیگه دیره
1❤92
چرا من نه
کنکوری ها پیام میدن میگن برای چی دروغ میگی از الان شروع کنم،میشه برای چی به ما امید بیخودی میدی برای چی انقد یه کاری میکنی که عذاب وجدانمون بیوفته به جونمون برای چی نمیزاری راحت فرار کنیم براچی نمیزاری راحت شکست رو بپذیریم رفقا منم یکی از اون فراریام یکی…
امیدوارم برای درک این پیام تاوان نداده باشی
❤48
یه چیزی رو جدی بگیرید؛ قرار نیست با معیارهای بقیه کنکور بدید.
مگه برای بقیه زندگی میکنید؟
مگه قراره به هدف بقیه برسید؟
پس چرا باید هر حرفی که میشنوید، مسیرتون رو عوض کنه؟
چرا عقلتون توی چشماتونه؟
یکی که خودش کنکور نتیجه خاصی نگرفته، با شنیدن چندتا عدد از این و اون میاد مشاوره میده میگه: «باید روزی فلان ساعت درس بخونی» یا «اگه فلانقدر تست نزنی، به جایی نمیرسی!»
خب واقعاً این عددها از کجا اومده؟
یکی بگه واقعا این عددهااز کجا میاد تا ما هم بفهیمم، بابا مگه اینطوریه هر چیزی روش خودشو داره.
مثلا یکی شاید تا یه ماه پیش زیست رو x درصد میزده و الان کرده x+1. برای خودش این یعنی پیشرفت یعنی با کلی رنج یه لول از قبلش بهتر شده.
بعد یه نفر از بیرون میاد میگه: این که چیزی نیست تا ۶۰۰ درصد نیاری روش قبول نمیشی
کی این قانون رو نوشته؟ ترو خدا بگید ما هم بدونیم
حتی پیش اومده دانشآموزی که از مشاور برنامه گرفته، وسط مسیر به خاطر حرف یکی از فامیلها استرس گرفته که: «فلانی گفته باید این کارو بکنی، فلانقدر درس بخونی، فلانقدر تست بزنی،وگرنه قبول نمیشی»
گاهی حتی آدمی که قصدش کمک کردنه، بدون اینکه بدونه شرایط شما چیه، یه حرفی میزنه و تمام ذهنیتی که ساختید رو به هم میریزه و شما رو چند روز عقب میندازه.
واقعاً لازم نیست هر حرفی رو جواب بدید یا ثابت کنید طرف اشتباه میکنه.
گاهی فقط یه لبخند بزنید و رد بشید.
شما مسیر خودتون رو دارید.
معیار شما باید و باید پیشرفت خودتون باشه، برنامهای که براساس شرایط خودتون چیده شده و چیزی که واقعاً برای رسیدن به هدفتون لازمه؛ نه عددهایی که هر روز از این و اون میشنوید.
این روزا دیگه وقت این نیست که از این شاخه به اون شاخه بپرید.
یه مسیر رو انتخاب کنید و همون رو درست ادامه بدید.
حواستون به مسیر خودتون باشه، نه حرف های(شر و ور های ) اطراف.
مگه برای بقیه زندگی میکنید؟
مگه قراره به هدف بقیه برسید؟
پس چرا باید هر حرفی که میشنوید، مسیرتون رو عوض کنه؟
چرا عقلتون توی چشماتونه؟
یکی که خودش کنکور نتیجه خاصی نگرفته، با شنیدن چندتا عدد از این و اون میاد مشاوره میده میگه: «باید روزی فلان ساعت درس بخونی» یا «اگه فلانقدر تست نزنی، به جایی نمیرسی!»
خب واقعاً این عددها از کجا اومده؟
یکی بگه واقعا این عددهااز کجا میاد تا ما هم بفهیمم، بابا مگه اینطوریه هر چیزی روش خودشو داره.
مثلا یکی شاید تا یه ماه پیش زیست رو x درصد میزده و الان کرده x+1. برای خودش این یعنی پیشرفت یعنی با کلی رنج یه لول از قبلش بهتر شده.
بعد یه نفر از بیرون میاد میگه: این که چیزی نیست تا ۶۰۰ درصد نیاری روش قبول نمیشی
کی این قانون رو نوشته؟ ترو خدا بگید ما هم بدونیم
حتی پیش اومده دانشآموزی که از مشاور برنامه گرفته، وسط مسیر به خاطر حرف یکی از فامیلها استرس گرفته که: «فلانی گفته باید این کارو بکنی، فلانقدر درس بخونی، فلانقدر تست بزنی،وگرنه قبول نمیشی»
گاهی حتی آدمی که قصدش کمک کردنه، بدون اینکه بدونه شرایط شما چیه، یه حرفی میزنه و تمام ذهنیتی که ساختید رو به هم میریزه و شما رو چند روز عقب میندازه.
واقعاً لازم نیست هر حرفی رو جواب بدید یا ثابت کنید طرف اشتباه میکنه.
گاهی فقط یه لبخند بزنید و رد بشید.
شما مسیر خودتون رو دارید.
معیار شما باید و باید پیشرفت خودتون باشه، برنامهای که براساس شرایط خودتون چیده شده و چیزی که واقعاً برای رسیدن به هدفتون لازمه؛ نه عددهایی که هر روز از این و اون میشنوید.
این روزا دیگه وقت این نیست که از این شاخه به اون شاخه بپرید.
یه مسیر رو انتخاب کنید و همون رو درست ادامه بدید.
حواستون به مسیر خودتون باشه، نه حرف های(
❤34