💜ورتکس آفرینش اختیاری💜
90 subscribers
142 photos
23 videos
12 links
Download Telegram
نور/سایه
این همان کاملیت هست
عشق 🪷

شناخت آگاهانه یگانگی است.
‏زندگی موسیقی را انتخاب می‌کند،
ما چگونه رقصیدن با آن را انتخاب می‌کنیم.


🕊🤍🕊
Ey Jaan
Nooshafarin
کار من از تو گفتنه ...
به محض این که به خودت اعتماد کنی،

متوجه خواهی شد چطور باید زندگی کنی...

#گوته
🕊🕊🕊
دیگران بسیار هیجان‌زده‌اند،
گویی در حال رژه‌رفتنند.

تنها من اهمیتی نمی‌دهم،
تنها من نظری ندارم؛
همچون نوزادی که هنوز حتا نمی‌تواند لبخند بزند.

دیگران آنچه نیاز دارند را مالکند،

تنها من هستم که چیزی ندارم،
تنها من هستم که آواره‌ام؛
همچون کسی که خانه‌ای ندارد.
من به احمقی می‌مانم که ذهنش به‌تمامی خالی است.

دیگران می‌درخشند،

تنها من نوری ندارم.

دیگران باهوشند،

تنها من گنگ هستم.

دیگران هدفی دارند،

تنها من نمی‌دانم.
من همچون موجی در اقیانوس سرگردانم
و در بی‌هدفی به باد می‌مانم.
من با مردم عادی تفاوت دارم؛

من از سینه‌ی مادرِ بزرگ شیر می‌نوشم.


تائوت‌چینگ
برگردان فرشید قهرمانی
✨✨✨

اصیل بودن یعنی واقعی بودن خنده‌هایت، گریه‌هایت، نفرتت و عشقت و همه زندگیت باید واقعی باشد تا اصیل باشی.

🌾🌾🌾
نجاتت نخواهم داد زیرا ناتوان نیستی،
درمانت نخواهم کرد چون بیمار نیستی.
شفایت نخواهم داد زیرا تو را در تمامیتت می‌بینم.
با تو در تاریکی گام خواهم برداشت چون نور خود را به یاد خواهی آورد.

دعای یک زن درمانگر

Sheree BlissTilsley
من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم
‏تنهات یافتم.

هر یکی به چیزی مشغول و بِدان خُوشدل و خُرسند؛ بعضی روحی بودند، به روح خود مشغول بودند.

بعضی به عقل خود؛ بعضی به نفس خود؛ تو را بی‌کس یافتم.

همه یاران رفتند به سوی مطلوبان خود.

تنهات رها کردند‌.

من یار بی‌یارانم!

" شمس تبریزی "
یک لحظه توقف کن

برای یک لحظه توقف کن سعی نکن که معنوی باشی!

به دنبال هیچ حالت یا احساس خاصی نباش، فقط از این لحظه‌ی معمولیِ زندگی آگاه باش.

اگر این لحظه، ناآرام است، بگذار ناآرام باشد، اگر سنگین است، بگذار سنگین باشد. اگر کسالت‌آور است، بگذار کسالت آور باشد لحظه را دست نخورده رها کن و بگذار که لحظه تو را لمس کند.

جف فاستر
#سوال:
برای تو چه اتفاقی افتاد؟

#جف:
واقعاً من فکر نمی‌کنم که هیچ چیزی برای من اتفاق افتاد اما اگر اتفاقی افتاده باشد، تنها چیزی که اتفاق افتاد این بود که من (ظاهری) از انتظار برای اتفاق افتادن چیزی دست کشیدم!
کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بوده‌ای نُهفته که پیدا کنم تو را

غیبت نکرده‌ای که شَوم طالب حضور
پَنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من ؛
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

چشمم به صد مجاهده آیینه‌ساز شد ؛
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را

مستانه کاش در حرم و دِیر بگذری ؛
تا قبله‌گاه مؤمن و ترسا کنم تو را

خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم ؛
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را

زیبا شود به کارگه عشق کار من ؛
هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را

رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را

 #فروغی_بسطامی     

  
و تنها در ژرف‌ترین افول
می‌توان به بصیرت حقیقی رسید..!

ویرجینیا_وولف
ﻣﺘﺮﺳﮏ: «ﻣﻦ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﺗﻮ ﺳﺮﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﺷﺎﻟﻪ!»
ﺩﻭﺭﻭﺗﯽ: «ﺍﮔﻪ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭘﺲ ﭼطوری ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ؟»
ﻣﺘﺮﺳﮏ: «خب... بعضی ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻐﺰ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ! نمیزنن؟

#ال_فرانک_باوم
هرگز دو دل نباش

هر کاری كه می‌كنید آن را به طور كامل انجام دهيد. فرض كنيد پياده روی را دوست داريد، ولی ناگهان حس می‌كنید كه ديگر كشش و ميلی به آن نداريد. بلافاصله بنشينيد. حتی يك قدم هم عليه خواست قلبی‌تان بر نداريد.

هرچه را كه اتفاق می‌افتد،‌ بپذيريد و از آن لذت ببريد. هيچ چيز را به خود تحميل نكنيد. اگر دل‌تان می‌خواهد حرف بزنيد. اگر دوست داريد ساكت باشيد. فقط حس‌تان را دنبال كنيد.

به هيچ وجه حتی يك لحظه چیزی را به خودتان تحميل نكنيد.
      
اوشو